دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ مسیحیت - مورمون : تشکیلات ، دکترین

 

 

تشکیلات ، دکترین و شعایر مذهبی

 

تقریباً تمام اعضای مذکر این جماعت مقام کشیشی دارند. کشیشی بر دو نوع است: هارونی و ملکی صدقی.

مقام هارونی در درجۀ پایین تر قرار دارد ومشتمل است به اسقف، کشیشها وشماسها ومعلمان . کلیۀ اعضای کشیشی درجۀ بالاتر دار ای حق وعظ ونظارت بر انتصاباتند وعنوان شیخ را دارند . بالاتر ازآنها گروهی هستند که (هفتاد) خوانده میشوند . این نام از 70 نفر حواری مذکور در انجیل لوقا 10 : 1-17 گرفته شده است. هرچند عملاً تعداد آنها چندین برابر 70 نفر  بوده است . بالاتر از اینها کسانی هستند که موسوم به (کشیشهای عالی ) اند ، گروه بالاتری از (پاتر یارک ها ) یا مبشران ، یک شورای عالی مرکب از 12 حواری ودر رأس آنها (نخستین رئیس) که دارای دو معاون است؛ که هریک خود رئیس هستند. مأخذ دکترینی همپایه عبارتست از کتاب مقدس یا تفسیر صحیح ، کتاب مورمون ، کتاب دکترین وپیمانها ( درمورد دکترین وانتصابات کلیسا ) و دُرّ گرانبها ( مجموعه ای از چیزهایی که پیشگویی شده یا ساخته شده اند و درمورد کتاب مقدس هستند)

 

الهیات این فرقه با تصویری خام از (آنتروپومورفیسم) آغاز میشود. بر اساس گفتار بریگهام یونگ ، (پدر) دارای بد نی است مانند انسان، مرکب از گوشت و استخوان (دکتر ین وپیمانها 130، 22 ) ، او موجودی انسانی بود ، ولی خود را به مقام خدایی ارتقا داد . بدین طریق وظیفۀ هر انسان است  که خدا شود. این مطلب ازیک طریق صرفاً عارفانه قابل فهم است، ولی به هرحال مستلزم شرک وچند خدایی است و عیسی یک نجات دهنده است. و او یک صهیون بر روی زمین، با بطور اخص درآمریکا بنا خواهد  کرد.

راه نجات نیازمند به ایمان ، تغییر کیش، تعمید ودست گذاری هنگام دادن مأ موریت روحانی به کسی یا دعا کردن به او وپرداخت مالیات است.ایمان چنین مشخص شده است : ( اعتقاد به این حقیقت که عیسی نجات دهند ۀ جهان و ژوزف اسمیت پیامبر راستین خداست) معنی تغییر کیش عمل به فرمان خدا واحکام فرقۀ مورمون است. تعمد با ارزش را تنها میتواند یک کشیش مورمونی انجام دهد، و او به تنهایی میتواند به وسیلۀ گستردن دستها، روح القدس را اعطا کند.

تعمید میتواند  با نیابت انجام شود  (قرنتیان 15 : 29 ) یک مور مون زنده میتواند به نیابت از طرف یکی از بستگانش مرده اش تعمید مجدد یابد. این تعبیر وسیعترین معنای ممکن را داراست، و مورمونها دفتر شجره ای ترتیب داده اند تا بستگان خود را ردیابی کنند .

آنها دربسیاری از کشورها کار گستردۀ میکروفیلم از سابقه های کلیسا را آغاز کرده اند که این خود کمکی به تحقیقات وبررسیهای آنهاست.ازدواجهایی که درجماعتشان ثبت نشده میتواند به طورنیابتی توسط دونفر مورمون زنده که درجشن ازد واج شرکت میکنند به نیابت از طرفین زوجین متوفی به ثبت برسد. این امر برای ابد به ازدواج ارزش واعتبارمیدهد.

گفته شده است در معبد اصلی در شهر دریاچۀ نمک ( یوتا ) تعداد ازدواجهایی که بطور  نیابتی از طرف مرده ها در مراسم مخصوص درفاصلۀ سالهای 1893 تا 1927 انجام شده کمتر از دوازده ملیون نبود ه اند. تنها مورمونهای تأ یید شده می توانند در جشنهای این معبد در شهر دریاچۀ نمک شرکت کنند. آنها توسط اعضای سابق این فرقه که در این جشنها شرکت کرده اند ، تعیین می شوند. آنها آیین های رمزی هستند که شباهت زیادی به نظامهای فراماسونر ی دارند.

عشریه (مالیات) از کلیۀ اعضای جماعت مورمون دریافت میشود . از مردان جوان آنها یک تا د و سال خدمت تبلیغی خواسته میشود.

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۸
تگ ها: مسیحیت و مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ مسیحیت ( مورمون )

این فرقه مذهبی به هیچ عنوان شاخه ای از مسیحیت نیست .

 

ریشه و تاریخ

هر چند جماعت مورمونی خود را ( کلیسای عیسی مسیح وابسته به مقدسان روزگار اخیر ) می خواند، ولی بیشترازآنکه یک فرقۀ مسیحی باشد، مذهبی است که براساس مکاشفه های جدیدی ، که جنبه های خاصی از مسیحیت راپذیرفته بنا شده است.

تغییر ات واضافاتی که این جماعت در سنت مسیحی به وجود آورده در حقیقت به یک ایمان جدید حتمی منجرمیشود.

هدف مورمونیسم تنها برگرداندن شکل اصلی مسیحیت نبود بلکه میخواست از طریق متون مقدس مذ هب مکاشفه ای جدیدی به وجود آور د. قسمتهای خاصی از تار یخ این جماعت یادآور اسلام است که آن نیز با داشتن ایده های از کتاب مقدس واضافه کردن یک سری مکاشفات  جدید که نمایشگر روح متفاوتی است تشکیل شذه است. مورمونیسم نیز مانند اسلامدر یکی از مراحل تار یخی اش از تعدد زوجات حمایت کرد.اما تفوتهایی نیز وجود دارد . مورمونیسم از پافشاری شدیدی که اسلام درمورد توحید دارد سهمی ندارد وپیروان آن همواره مدعی بود ه اند که مسیحی اند.

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۸
تگ ها: دین و مقاله و مسیحیت
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت ( قانون اساسی )

 

قانون اساسی

روز بعد اولین جلسۀ مجلس تشکیل شد و صنیع الدوله را به ریاست انتخاب کردند . دو سه جلسۀ اولیۀ مجلس در همان مدرسۀ نظام معقد گردید ولی طی امه ای از شاه درخواست محلی برای مجلس شد . به دستور شاه کاخ بهارستان را که میرزا حسین خان سپهسالار کنار مسجد و مدرسۀ خود ساخته بود به مجلس دادند .

نظامنامۀ داخلی مجلس نیز به وسیلۀ همان هیأتی که طرح نظامنامۀ اتخابات را وشته بود تهیه شد .

همین که مجلس ملی به کار پرداخت ، از دولت مطالبۀ قانون اساسی را کرد . دستخط مظفرالدین شاه در جلسۀ 8 آبان به مجلس رسید که اعلام کرده بود : " کتابچۀ قاون اساسی را همین دو روزه ملاحظه و عوت " خواهد داد .قرار بود طرح قانو اساسی به مجلس فرستاده شود تا پس از تصویب مجلس مجددا برای توشیح شاه ارسال گردد .ولی مدتها گذشت و خبری نشد .

لازم به توضیح است که دولت وشت طرح قانون اساسی را بر عهدۀ برادران پیرنیا و مؤیدالملک گذاشته بود که در همکاری شان با ملیون تردیدی نبود .اما وقتی طرح تمام شد ، اجمنی در دربار مأموریت یافت که آ را مطالعه کند . این انجمن دو ایراد اصلی گرفت : یکی نسبت به اختیار مطلق مجلس ملی در انشای قوانین و دیگر راجع به مصون بودن نخستین دورۀ مجلس از انحلال ، در ضمن به تأسیس مجلس سنا اصرار ورزیدند . ولیعهد محمد علی میرزا هم که بر اثر شدت بیماری شاه به پایتخت آمده بود – 25 آذرماه – شریک آ ایرادها شد . اما به ملاحظاتی ، به مخالفت آشکار با قانون اساسی برنیامد .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت ( افتتاح مجلس )

افتتاح مجلس

روز یکشنبه 14 مهرماه 1285 اولین مجلس شورای ملی ایران با نطق مظفرالدین شاه افتتاح شد .

در این روز به دعوت رسمی صدراعظم ، مشیرالدوله ، مجلسی در عمارت سلطنتی ، در اتاق برلیان کاخ گلستان منعقد شد . دولتیان و سفرای خارجی با لباس رسمی و البته نمایندگان منتخب حضور یافته بودند . جمعی از علما و تجار و اعیان هم حاضر بودند .

حاجی میرزا یحیی دولت آبادی ، که خود در آ مجلس حضور داشته است ، ورود شاه را به مجلس ، اینطور توصیف می کند :

" شاه ورود می کند . مانند مردۀ متحرک او را به زحمت می آورند روی صندلی سلام می نشانند و این آخر کرسی نشینی اوست . بعد از به جا اوردن مراسم و موزیک سلام که با حضور علما زده می شود و خطبه و غیره ، شاه با صدای بسیار ضعیف که گارده و بعضی که نزدیک نشسته اند می شویم می گوید : 10 سال است آرزوی این روز را داشتم ، الحمدالله که به مقصود خود رسیدم .علما دعا می کنند . شاه پاکتی را که به دست صدراعظم است ، با رعشۀ شدید به دست گرفته و به دست نظام الملک که مخاطب سلام است و پیش رو ایستاده می دهد و می گوید این نطق ما است بخوان . نظام الملک ورقه را از پاکت دراورده صورت نطق را می خواند . "

کسروی نطق شاه را به عوان اینکه " دراز است " نقل می کد ولی قسمتی از ان را از " تاریخ بیداری ایرانیان " می آوریم :

" ... خردمند دانا آن کس است که همواره به اقتضای زما رفتار کند . فی المثل در عهد کیخسرو آیین جهانداری و وضع ادارۀ امور دولت و حفظ ثغور مملکت به طرزی بوده که آن عهد و زما اقتضا می نموده . ولی آ اصول و قواعد مملکت داری به کار امروزۀ ما نمی خورد . چه هر عصری اقتضایی دارد و در هر دوئری طرز و طوری متداول است و چنانکه نمی توان مثلا امروز لباسهای قدیم و کلاههای یک ذرعی را دیگر باره میا طبقات نوکر از وزارء و اهل قلم و لشکر متداول مود . کذالک اصول ، اداره و قواعد سیاست و مملکتداری هم باید امروز ، ورای ایام گذشته باشد . این است که من مصمم شدم مجلس شورای ملی را تشکیل و تنظیم کنم . تا بدین وسیله بنیان اتحاد و اتفاق دولت و ملت به طوری که دلخواه من است مستحکم شود و امیدوارم به این آرزو نایل شوم ...باز لازم است خاطر شما را به این نکته معطوف داریم که تا امروز نتیجۀ اعمال هر کدام از شماها فقط عاید به خودتان بود و بس ولی از امروز شامل حال هزاران فوس است که شما را انتخاب کرده اند ... " .

پس از پایان نطق شاه موزیک نواخته شد و از میدا توپخانه یکصد و ده توپ شلیک گردید . آن شب در تهران و شهرهای دیگر به نام گشایش پارلمان ایران چراغانی کردند و عامۀ مردم از این واقعۀ مهم مطلع شدد .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت ( انتخابات مجلس )

انتخابات مجلس

این نظامنامۀ انتخابات طبقاتی بود . مردم به شش طبقه : شاهزادگان و قاجاریان ، علما و طلبه ها ، اعیان ، بتازرگانان ، زمین داران و کشورزا و اصناف تقسیم شده بودند که هر طبقه نمایندگان جداگانه ای انتخاب کنند .

تعداد نمایندگان را 156 نفر در نظر گرفته بود که از این رقم 60 وکیل به پایتخت اختصاص داشت و باقیماده میان ایالات و ولایات تقسیم گردیده بود . در ضمن مجلس اختیار قاونی داشت که در صورت ضرورت بر رقم کل تا 200 نفر بیفزاید .

برای تهران بیشتر به این ترتیب تقسیم شده بودند : شاهزادگان و قاجاریان 4 نفر ، علما و طلبه ها 4 نفر ، بازرگانان 10 نفر ، زمینداران و کشاورزان 10 فر ، اصناف 32 نفر .

به این ترتیب بیشتر نمایندگان تهران از جبهۀ واحد روشنفکران و بازاریان و اصناف بودند و علما و طلبه ها جمعا بیش از 4 نماینده نداشتند .

یکی از نکات مهم و مؤثر درپیشرفت کار این بود که که به موجب مادۀ  19 نظامنامه ، به محض اتخابات نمایندگان مجلس شورای ملی تشکیل می شد و تأخیر ورود نمایدگا ولایات سبب تعطیل مجلس می گردید و این تدبیری هوشمندانه بود زیرا به طوری که بعد خواهیم دید ، انتخابات نمایندگان سایر شهرها با اشکالاتی روبرو شد وتا انفصال مجلس اول انتخابات ای دوره کامل نشد و ازآنجا که به موجب نظامنامه ، رأی دهندگان مجبور نبودند حتما از صنف و طبقۀ خودشان اتخاب کنند ، برخی از اصناف افرادی را از میان روشنفکران و ترقی خواهان به نمایندگی خود برگزیدند و یک اقلیت از تحصیل کردگان و تربیت یافتگان جدید توانستند وظیفۀ رهبری و هدایت نمایندگان را عهده دار شوند .

تا روز 11 مهرماه ، 54 فر از نمایندگان پایتخت انتخاب شدند . علما خواستند روز 15 شعبان که عید مولود حضرت حجت است ، به عنوان افتتاح مجلس ملی تعیین شود اما آزادی خواهان  متجدد استدلال کردند بهتر است این جشن ملی با عید مذهبی تداخل نشود ، بلکه عید مشخصی باشد . حتی در ای قضیه بی روشنفکرا و شرعتمداران تعارض بود . سه روز بعد برای افتتاح مجلس در نظر گرفته شد .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت ( تعارض ترقی خواها ن و روحانیون )

تعارض ترقی خواهان و روحانیون

تعارض که از نخستین مرحلۀ حرکت مشروطه خواهی شروع شده ولی زیر پرده مانده بود ، ازهنگام تشکیل مجلس موقتی که برای نوشتن نظامنامه انتخابات تشکیل شده بود ، آشکار گشت و پس از آن استمرار یافت .

هیأتی که از طرف این مجلس برای تدوین نظامنامه انتخابات تعیین شد ، منحصرا از روشنفکران و تربیت یافتگان جدید مرکب بود و روحانیون در آن نقشی نداشتند .

اعضا این هیات عبارت بود از :

مرتضی قلی صنیع الدوله ، محتشم السلطنه ( حسن اسفندیاری ) ، مشیرالملک ( حسن پیرنیا ) ، مؤنمن الملک ( حسین پیرنیا ) و حاجی مخبرالسلطنه ( مهدیقلی هدایت ) .

این افراد همگی از تحصیل کردگان آلمان و فرانسه بودند . ضمناً محمد خان صدیق حضرت معلم مدرسۀ علوم سیاسی با آنان همکاری داشت .

تدوین طرح نظامنامۀ انتخابات تا 10 شهریور ماه به طول انجامید .

علما نظر بر این داشتند مه بوسیلل نظامنامه تا حد امکان جلو ورود عنصر ترقی خواه را به مجلس بگیرند . در مقابل ترقی خواهان می خواستند قدرت روحایون را بگیرند . وقتی طرح خوانده شد سید عبدالله بهبهانی اعتراض کرد و اختلاف اصولی آشکار شد ولی رجال متجدد و رجال و افراد آزادیخواه جبهه واحدی ساختند و از طرح پشتیبانی کردد که در این میان سید طباطبایی نیز با اان همکاری داشت و کوشش بهبهانی در این که نظامامه دیگری با نظر او فراهم شود بی فایده ماند و او دریافت که مخالفت با طرح از اعتبارش خواهد کاست . خاصه اینکه مردم به خانه او رفتند و بنای پرخاش و بدگویی  از وی را گذاشتند و بهبهانی ناچار کوتاه امد .

نظامنامه انتخابات در جلسۀ 11 شهریور 1285 تصویب شد و شاه ان را در تاریخ 17 شهریور توشیح کرد .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت ( مجلس موقتی )

مجلس موقتی

روز شبه 26 مرداد ( 27 جمادی الثانی ) بر حسب دعوتنامه ای که از طرف عضدالملک ارسال شد جمع کثیری از رجال ، اعیا ، اشراف ، علما ، بازرگانان و اصناف ، در حدود یک هزار نفر در ساختمان مدرسۀ نظام حضور یافتند . این جلسه برای افتتاح مجلس موقتی بود که بایستی نظامنامۀ انتخابات را بنویسند و کارهایی را که برای تشکیل دارالشورا لازم بود انجام دهد .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ مشروطیت (صدور فرمان مشروطیت )

صدور فرمان مشروطیت

روز یکشنبه 13 مرداد 1285 ( 12 جمادی الثای 1324 ) فرمان مشروطه از طرف شاه صادر شد :

" جناب اشرف صدراعظم

از انجا که حضرت باریتعالی جل شانه سررشتۀ ترقی و سعادت ممالک محروسۀ ایران را به کف باکفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبّ اهالی ایران و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که رأی و ارادۀ همایوین ما بدان تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبۀ اهالی ایران و تشیید و تأیید مبانی دولت اصلاحات مقتضیه به مرور در دوایر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چا مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان و علما و قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافۀ تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقۀ لازم به عمل آورده و به هیأت وزرای دولتخواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را نماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید قاطبۀ اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحۀ همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل ان را موافق تصویب و امضای منتخبین از ای تاریخ مرتب و مهیا خواهد مود که به صحۀ ملوکانه رسیده و به عو الله تعالی مجلس شورای مرقوم که نگهبان عدل ماست افتتاح و به اصلاحات لازمۀ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر می داریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایید تا قاطبۀ اهالی از نیات حسنۀ ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفه الحال مشغول دعاگویی دوام این دولت و این نعمت بی زوال باشند ، در قصر صاحبقرانیه به تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 هجری در سال یازدهم سلطنت ما " .

این روز ، سال روز ولادت شاه بود و بست نشینان چراغانی کردند و بیرق های شیروخورشید آویختند . ( 5 اوت 1906 ) .

ولی وقتی فرما مشروطه چاپ و به دیوارها الصاق شد ، بست نشینان آن را نپسندیدند و از دیوارها کنده و پاره کردند ، زیرا در آن نام ملت برده نشده بود و از طرفی معتقد بودند که جمله های آ روشن نیست .

شب 16 مرداد جلسه ای با حضور سران بست نشینان در خانۀ مشیرالدوله تشکیل شد و گفتگو به عمل امد . نتیجۀ جلسه این بود که شاه فرمان مجددی در تکمیل فرمان اولیه صادر کرد :

" به جناب اشرف صدراعظم

در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخۀ 14 جمادی الثانیه 1324 که امر و فرمان صریحاً در تأسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجددا برای آکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله همیون ما واقف باشند امروز مقرر می داریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق صریحاً دایر موده بعد از انتخاب اجزاء مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورا را موافق تصویب و امضای منتخبین به طوریکه شایستۀ ملت و مملکت و قوانی شرع مقدس باشد مرتب نمایند که به شرف عرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظامنامۀ مزبور ای مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد " .

مردم این را پذیرفتند و به جشن مشغول شدند و همراه با علما که از قم بازگشته بودند روز 23 مرداد به حضرت عبدالعظیم رسیدد و روز بعد با کالسکه های دولتی به تهران وارد شدند .

بلافاصله مشیرالدوله دستوری خطاب به رییس بیوتات دولتی صادر کرد که عمارت وسط باغ بهارستان را که بناشدۀ میرزا حسین خان سپهسالار بود، برای مجلس شورای ملی اماده نماید .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧
comment نظرات () لینک

+ کلیسای ارتودوکس ( ضمیمه )

 

ضمیمه

فرقه های روسی

بعد از ایالات متحده آمریکا ، روسیه صاحب بزرگترین رقم فرقه های مذهبی است ، و کشوری است که در آن فرقه های مذ هبی بزرگترین نقش را در زندگی مردم ایفا می کنند . آنچه موجب پدایش چنین وضعیتی در روسیه شد عبارت است از ویژگیهایی از قبیل احساساتی بودن ، تمایل به بیگانه و تحمل کردن  قدرتهاث حاکم که درمردم روسیه وجود دارد . در گذشته پیروان مسیحیت در روسیه جفاهای سختی را متحمل می شدند و همین امر موجب رشد آنها شد وبه آنها روحیۀ انقلابی داد . بسیاری از آنها به ظاعضای کلیسای د ولتی بودند  و درعبادات و شعایر دینی آنها شرکت می کردند و درعین حال با همدیگر جلساتی بطور سّری داشتند  . از این رو در بارل وجود این جنبشها نمی توان به طور دقیق سخن گفت .

این فرقه ها را می توان در سه گروه عمده به عنوان سه فرقۀ اصلی مورد بررسی قثرار داد که عبارتند از  : مؤمنان قدیثمی ، مسیحیان روحانی و پیروان انجیل .

 

مؤمنان قدیمی

منشأ جنبش فرقه ها در روسیه ر ا باید در قرن 17 که شاثیر عجیبترثین نفرقه در تار یخ کلیسا باشد جستجو کرد . درخلال چند قرن ، اشتباهاتی در  کتابهای عبادی کلیسای رسیه ریشه دوانده بود  . سراسقف ( نیکن ) ( 1605- 1681) ضمن اعمال تجدیدنظر در سال 1666 تغییراتی در شعایر کلیسا به وجود آورد .

نام عیسی که ( الیسیوس ) تلفظ می شد به ( ثییسوس  ) تغییر داده شد و علامت صلفیب به جای دو انگشت با سه انگشت ( روی سینه ) کشیده شد و کلمات زاید از اعتقادنامه حذف شد . این اصلاحات مخالفت شدیدی را برانگیخت و در نتیجه هزاران کشیش محافظه کار  و افراد غیرروحانی از کلیسا روگردان شدند . آنها پاتریارک ها را به تغییر ایمان و با لقب ( یهودای اسخریوطی دوم ) به لو دادن مسیح متهم کردند . آنها خود را ( مؤمنان قدیمی ) نامیدند و به کلیسای دولتی لقب ( اعتزالی ) دادند  . قدرتهای سکولارکوشیدند تا آنها را با ز ور به کلیسا برگرداندند ، لکن این سبب شد که آنها به عنوان شهدا شناخته شوند  و همین امر موجب شهرت آنها شد و استحکام و بقا جنبش شان ر ا تضمین کرد . درعصر ( پترکبیر) این مشاجره ها  وارد مرحلۀ جدیدی شد . او کوشید با شناساندن عادات و رسوم غرب ، مانند تراشیدن ریش ، به مردم روسیه اصلاحاتی در آن کشور پدید آورد هرچند با عکس العملهای عمومی شدیدیث مواجه می شد .

مؤمنان قدیمی در آن زمان اظهار می داشتند ریش انسان بلند ادامه پیدا کرد . در اواخر قرن 18 جفاها متوقف شد و درسال 1881 حکومت ، مؤمنان قدیثمی را به عنوانه یک جمعیت مستقل به رسمثیت شناخت . گفته می شود  جمعیت آنها در اواخر قرن 19  و اوایل قرن 20 بالغ بر نه میلیون بود ه است .

 

در دورۀ ( اعتزالی ) کلیسا به دو بخش کشیش دار و فاقد کشیش تقسیم شد . تنها یک اسقف به جمعیت مؤمنان قدیمی پیوست و او هم د ر  زند ان ازدنیا رفت بدون آنکه کشیشی به جای اونصب شود  . در نتیجه آنها مجبور بود ند  در مراسم مذ هبی خود را به کمک کشیشهایی که از سوی کلیسای حکومتی تعیین می شدند انجام دهند .

جناح حادتر مؤمنان قدیمی پس از به وجود آمدن اصلاحات دینی از قبول مناصبی که کلیسای ارتود وکس ترتیب داده بود امتناع ورز ید و به همین جهت ناچار شد بدون اسقف و کشیش بماند .هر چند دو جناح ، به خصوص جناح فاقد کشیش دراثر تجربیاتی که با بکار بستن تصمیمات خود به دست آوردند  به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای نایل شدند . آنها به زودی کلیل شعایر دینی را ترک کردند ، به استثنای تعمید که می توانست بوسیلۀ افراد غیرروحانی هم انجام شود  ، هرچند اعترافات هم غالباً نزد آنها انجام می شد ، لکن به موجب اصول اعتقادی ارتودوکس هیچ ازدواجی بدون کشیش معتبر نبود  . به همین جهت گروهی که به ( فرقۀ قاتلان کودکان ) معروف شدند رسم ازدواج را به کلی نسخ کردند و کودکان را به قتل رساندند . گروه دیگر با تعصب بعنوان وظیفۀ دینی برضد حکومت قیام کردند  آنچنان که خشم مقامات دولتی رابرانگیختند و در نتیجه محکوم به اعدام شد ند  .

 

مسیحیان روحانی

این ، نام جامعی است که بر گروهی از فرقه های فانی فی الله اطلاق می شود . این مردم متعصب ، هم کلیسا و هم حکومت را مرد ود  شناختند  و جهانبینی دو جانبۀ آنها و ریاضت شدیدشان  شباهت کاملی به ( نستیسیزم ) و مانویت روزگار باستان دارد .

 

آنها به دو گروه اصلی ( شلاق زنان ) و ( اخته شدگان ) تقسیم می شوند . فرقۀ شلاق زنان را درقرن 17 یک دهقان به ناغم ( دانیلا ) که ادعا میکرد خداست و از آسمان به زمین آمده تأسیس کرد . او شخص جوتنتری را به عنوان مسیح و زنی را که پیرو او بود به عنوان مادر خدا انتخاب کرد . پس از مرگ آنها دیگران به جایشان انتخاب شدند  و سرانجام تصمیم گرفته شد هرکس که روح را در یافت کند می توان مسیح یا مادر خد ا شود . این فرقه در سراسر روسیه و سیبری گسترش پیدا کرد .

پیروان این فرقه در مراسم دینی کلیسای ارتود وکسی شرکت می کردند و کودکان خود را تعمید می دادند اما در حقیقت آنها کلیسا و شعایر آن را تحقیر میکردند و منکر ازدواج بودند و از آمیزش جنسی اجتناب می کردند . اشخاصی که قبلاً از دواج کرده بود ند  در صورت پیوستن به این فرقه می بایست از همسرشان جدا شوند . پیروان این فرقه از خوردن گوشت ، سیب زمینی و پیاز اجتناب می کنند . آنها در جلساغتشان برای رسیدن به نشئه رقصهایی می کنند و همانگونه که از نامشان پیداست با شلاق زدن به خود ، در اینکار تمرین می کنند . تشنجات و به کاربردن کلمات بی معنی به عنوان نشانه هایی از حضور روح القدس تلقی می شوند . آنها همچنین اعتقاد به معادجسمانی را رد می کنند .

افراطی تر ازاینها در ریاضت و نفس کشی پیروان فرقه ( اسکوپت ها ) هستند که به معنای اخته شدگان است . این امر مشخص ترین ویژگی آنان به شمار می رود . عنوانی که آنها برای خودشان انتخب کرده اند عبارت است از ( گوسفندان سفید ) یا ( برادران مسیح ) .

 

مؤسس این فرقه مردی بود روستایی به نام ( سلیوانف ) که درسال 1770 خود را به گمان اطاعت ازمضمون آیۀ 12 ، باب 19 ، انجیل متی با آهن گداخته ای اخته کرد . این عمل نسبت به پیروان او تکرار شد . خود او دستگیر و به مدت 19 سال در صربستان در حال تبعید به سر برد و بعد به تیمارستان انتقال یافت .

پس از آنکه الکساندر اول تزار دیندار و باگذشت روس او را آزاد کرد ، وی عقاید خود را درعالی ترین محافل و مراکزشهر پترزبورگ ( لنینگراد کنونی ) گسترش داد ، اما بار دیگر دستگیر شد ودر 12 سال آخر زند گی خود را در زندان سپری کرد . او در اوج نفوذش توانست گروه کثیری از تودۀ مردم را افسون کند  .

مردهای عضو این فرقه اخته شدند و بسیاری از زنان پستانهای خود را بریدند .

  

پیروان انجیل

گروه سوم که تحت نفوذ غرب قرار دارد چیزی است غیر از دو گروه سابق الذکر .

د هقانان آلمانی که به  جنوب روسیه مهاجرت کر ده بود ند عقاید لوتری را با خود به آنجا بردند . از حد ود  سال 1860 یک جنبش احیاگر مذهبی در نتیجۀ تشکیل جلسات مذهبی ایم مر دم به وجود آمد  که به مناسبت کلمۀ آلمانی ( اشتونده ) به معنای ساعت ، یا ساعات تعیین شده برای قرتئت انجیل ، به ( اشتوندیسم ) معروف شدند . تبلیغات کلیسای تعمیدی بعداً توسعه یافت و پیروان زیادی پیدا کرد . گفته می شود درحال حاضر کلیساهای تعمیدی نیرومند وقابل توجهی در روسیه وجود دار د .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ کلیسای ارتودوکس ( اساس نامه - رهبانیت )

 

اساس نامه

در کلیسای ارتود وکس سشه منصب روحانی وجود دارد : اسقف ، کشیش و شماس .

سراسقفها و پاتریارک ها دار ای امتیازات بیشتری نسبت به سایر اسقفها نیستند بلکه تنها از نظر رتبه و اعمال قدرت بر آنها بر تری دار ند.

 

 پاثیین تر از سمت شماسی رتبه های معین دیگری هم از قبیل زیردست شماس ، دربان و آوازخوانها وجود دارد لکن این اشخاص د ارای اهمیت چندانی نیستند . راهبها سمتهای جداگانه ای ندارند  هرچند بسیاری از آنها دارای نظامهایی هستند . روی این حقیقت تأ کید زیادی شده است که ضرورت وجود افراد غیرروحانی برای موجودیت کلیسا کمتر از ضرورت وجود روحانیان نیست . در ارتود وکس تعیین مناصب گوناگون روحانی بر اساس مراتب مختلف به عنوان قسمت ضروری از تشکیلات وجودی کلیسا به حساب می آثید .

از نظر تئوری و حتی غالباً درعمل ، افر ادغیرروحانی سهمی در انتخاب کشیشها و اسقثفها و حتی پاتریارک ها و سراسقفها دار ند .آنها همچنین در ادارۀ امور کلیسا صاحب نقش هستند . این تا حدودی نتیجۀ ارتباط مستحکمی است که ازعصر بیزنتین تاکنون میان کلیسای ارتودوکس و حکومت وجود داشته و همواره با چهر ۀ بر جسته ای در جهان ارتودوکس جلوه گر بوده است .

مرجع عالی کلیسای ارتودوکس شورای جهانی است که مجمعی از  اسقفهای کلیۀ کلیساهای ارتود وکس که قدرت تصمیم گیری در بار ۀ کلیۀ مسائل اصولی و قوانین شرعی را دارند  . برای کلیسای ارتود وکس این یک فاجعۀ بزرگ است که در چند قرن اخیر امکان چنین شورایی را به دست نیاورده است .


رهبانیت

رهبانیت ازکلیسای شرقی سرچشمه گر فته است . انتونی مقدس پدر راهبان ، درمصر زندگی میکرد و در آنجا بود که اولین اجتماع رهبانی تشکیل شد و از آنجا به غرب سرایت کرد .

ارتباط مستحکم رهبانیت با زند گی کلیسایی در اثر اصلاحات عمیقی که بوسیلۀ باسیل مقدس صورت گرفت از قر ن 4 به بعد برقرار شد . باسیل مقدس ، رهبانیت درمیان اجتماع  را که تابع مقررات خاصی بود  جایگزین انزواطلبی و گوشه گیری  کرد .

مهمترین مرکز رهبانی ، دیری بود  که درسال 963 در شبه جزیرۀ ( آتوس ) بنا شد . این مرکز به تدریج رشد کرد و به صورت یک اجتماع رهبانی کامل درآمد. درخلال قرون گذشته ، رهبانیت د چار تنزل و انحطاط شد و تعداد قابل ملاحظه ای از اعضای آن ، دست از ز ندگی در دیر برداشتند .

جزیرۀ آتوس را هم اکنون ( ویرانۀ باشکوه ) می نامند  . کلیسای ارتود وکس به مفهوم غربی اش دارای هیچگونه مقرراتی در بار ۀ رهبانیت نیست . هر دیری واحد مستقلی است که تحت اختیار قانونی اسقف محلی قرار دارد . در ارتود وکس ، رهبانیت به شکل انزواطلبی دوش به د وش در شکل جمعی اش پثیش می رود . دیرها از نظر نظام فرهنگی در سطح بالایی قرار ندارند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ کلیسای ارتودوکس ( عبادت )

عبادت

پیروان کلیسای ارتود وکس مدعی هستند که کلیسای آنها می تواند تنها بوسیلۀ مراسم عبادی اش که پِری زند گی کلیسا را ظاهر می سازد و کلیسای آسمان و زمین را با هم متحد می کند  شناخته شود  .

ساختمان کلیسا از سه قسمت ترکیب می شود . ابتدا مدخل یا هشتی قرار دارد که درقرون اولیه توبه کاران و افرادی که می خواستند تعمید بگیرند در  ان می ایستادند تا به آنها اجاز ۀ ور ود  داده شود . دراینجا حوض مخصوص تعمید قراردارد که جمعیت کلیسا برای برگزاری مراسم عبادی درآنجا می ایستند . دراین قسمت تعدادی صندلی فقط برای سالخوردگان و افر اد ناتوان قر ار  داده شده است . سکوی وعظ که انجیل روی آن تلاوت می شود و خطابه هم در آنجا القا می شود ، روی شاه نشین برجسته ای قرار دارد .

 پردۀ بلند  قلمکاری و نقاشی شده ای سالن  کلیسا را از قسمتی که مخصوص روحانیان است جدا می کند . ولی این پرده چندان بلند نیست که به سقف چسبیده باشد و این از آن جهت است که حضار بتوانند صدای اعضای عبادی کلیسا را بشنوند هر چند نمی توانند  آنها را ببینند  . در قسمت مخصوص روحانیان سه در گاه وجود دارد که با پرده یا درمجهز شده است . در وسط ، درسلطنتی نامیده می شود و همچنین درهای شمال و جنوب پرده دریک یا دو ردیف با نقاشیها آر استه شده اند .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ کلیسای ارتودوکس ( شعایر دینی )

شعایر دینی

شعایر دینی عبارتند از آدابی که بواسطۀ انها فیض خدا از طریق نامرئی به انسان می رسد . برخلاف تعاریف جدی وعقیدتی کاتولیک رم ، تعالیم ار تود وکس در این موضوع رمزی بود ن شعایر را تأکید می کند .

تعداد این شعارها بوسیلۀ هیچ یک از شوراهای جهانی تعیین نشده است . یثوحنای مقدس دمشق ، مفسر کلاسیکی ارتودوکس ، تنها دوشعار را معرفی کند : یکی تعمید ( به ضمیمۀ تأ یید ) و دیگری عشای ر بانی .

در قرون وسطا آداب مقدس گوناگونی به عنوان شعایر دینی تلقی شده بود ، اما بعد از شور ای ایون ( 1274 ) که ارتودوکس در آن با غرب تجدید ر وابط کرد ، شعایر هفتگانۀ مقدس غرب ( تعمید ، اعتراف ، توبه ، عشای ربانی ، انتصاب مقامات روحانی ، ازدواج و تدهین کاملف ) رسماً از طرف ارتودوکس پذیرفته شد .

الف – تعمید : عبارت است از آیین وارد ساختن شخص به مسیحیت که نتیجۀ ان تولد تازه برای تعمیدگیرنده است . نظر به آداب متعددی که با تعمید همر اه است و بسیاری از انها به قرون وسطا مربوط می شوند ، ایین تعمید تا حدود ی پیچیده به نظرمی رسد .

بوسیلۀ تعمید روح شر توسط کشیش ، که سه باردرشخص داوطلب می دمد وبه او نشان صلیب می دهد ۀ د ورمی شود . روح شربطورکلی دورمی گر دد ، قسمتی ازآن با گفتن این جمله ( شیطان ، ای خداوند گار  شر، دورشو ! ) و قسمتی دیگر  با دعا و خواهش از خدا که روح شر را  دورسازد . سپس به دنبال آن نفس طرد شود : ( داوطلب به طرف مغرب رومی کند  و سه بارفریاد می زند ( من تو را طرد کردم ) و به علامت تنفر  و بیزاری از شر تف می کند . آنگاه به طرف مشرق بر میگردد وبه مسیح اقرارمی کند وبا حالت دعا سع باراین جمله را ادا می کند : ( من خود را به مسیح واگذارمی کنم ) اعتقادنامۀ نیقیه ** سه بار ازبرخوانده می شود . درصورتی که داوطلب طفل باشد یکی از والدین به نیابت از اوبه ایمان اعتراف می کند . آب تعمید بوسیلۀ دعاهای کشیشی که آن ر ا با کف دست خود لمس می کند و سه با به ام می دمد تقدیس می شود . پس از تدهین داوطلب ، عمل تعمید مخصوص با روغن تقدیس یافته ادامه می یابد . عمل تعمید مرکب است از به زبان آوردن جملۀ ( این بندۀ خدا ... تعمید شده است به نام پدرو پسر وروح القدس ) وبا سه بارفر وبردن درآب . درصورت اضطرار، به جای عمل فر و بر دن در آب به بدن داوطلب آب می پاشند و عمل تعمید ممکن است بوسیلۀ شماس یا یک شخص غیر روحانی صورت پذیر د .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ کلیسای ارتودوکس ( اصول اعتقادی )

اصول اعتقادی

منابع و مآخذ اصول اعتقادی ارتودوکس عبارتند از کتاب مقدس و سنت .

حد قانون شرعی کتاب مقدس هرگز بطور رسمی تعیین نشده است . کلیسای ار تود وکس ترجمۀ یونانی عهدعتیق را برگزیده و بدین ترتیب متن غیرعبری را به عنوان قوانین شرعی کتاب مقدس عبری پذیرفت .  کلیسای روس که تحت دیکتاتوری پتر کبیر قر ار  داشت – و او خواهان پیروی از پروتستان بود – موقتاً استفاده از متن غیر عبری عهدعتیق را به عنوان قوانین شرعی به جای متن عبری منع کرد ولی بعدها کلیه قوانین کتاب مقدس ار توذد وکس دوبار ه بصور ت اولیه بر گشت . درمتن انجیل ار تود وکس نوشته های یونانی و لاتینی بخش جداگانه ای را تشکیل نمی دهند ، اما آنها در  قسمتهای مختلف کتب دیگر درج شده اند .

در ارتود وکس سنت بعنوان شاهرگ حیاتی ای که از میان تاریخ کلیسا عبورکرده تلقی می شود ، نه به عنوان یک میراث غیرقابل تغییر که خود به خود به دست آنها رسیده باشد . این مطلب در اسناد قطعی تاریخی مجسم شده اما اینطورنیست که سنت به تنهایی اصول اعتقادی کلیسا ر ا تشکیل بدهد یا تمام خواسته های آن را تأ مین کند .

معیارهای اعتقادی بطوردقیق به شرح زیر هستند :

1)  اعتقادنامۀ نیقیه – قسطنطنیه که غالباً در آداب عشای ر بانی بکار می رود و زیربنای ارتود وکس خواند ه شده است .

2      )  تعاریف اعتقادی هفت شورای کلیسایی جهانی

دو اثر که در قرن 17 به منظور  دفاع از تمایلات پروتستانی در داخل کلیسای ار تودوکس نوشته شده اند بهعنوان معیارهای مادون برای ایمان تلقی گردیدند . درسال 1638 ( پتر موگیلا ) ( 1597- 1646 ) نمایندۀ سیاسی کی یف اعتراف نامه ای به ناغم اعتراف نامۀ ارتودوکس به زبان لاتینی نوشت . این کتاب به یونانی جدید ترجمه شد ودرسال 1643 مورد تأیید کلیۀ سراسقفهای ارتود وکس قرار گرفت . 
( دوسیتیوس  ) ( 1641- 1707 ) سراسقف اورشلیم هم شرحی در بار ۀ ایمان نوشت که معمولاً به اعتراف نامۀ د وسیتیوس معروف است و مورد تصویب شورای کلیسایی اورشلیم در  1672 م. قرار گرفت وبه همراه نامه ای از سراسقفهای یونان به روسیه فرستاده شد . مدتی بعد این کتاب برای اسقف انگلیکان فرستاده شد تا نمایشگر جوهر ارتودوکس باشد . به هرحال ، اخیراً الهیات ارتود وکس به شدت تأ کید می کند که این اسناد از آن اهمیت و اعتباری برخوردارنیستند که اصول شور ای جهانی کلیساها دا رند . درعین حال مهمترین اصل اعتقادی سنتی ار تودوکس آداب عشای ربانی است .

چهرۀ واقعی الهیات ار تود وکس مخلوطی است از مفاهیم کتاب مقدس با عقاید نوفلاطونی دربارۀ خدا .

از یک طرف خدا وجود حقیقی و کمال مطلق است واز طرف دیگرخالق ، خدای تاریخ و پدرخداوند گار، عیسای مسیح است .

اصل تثلیث هستۀ مر کزی الهیات ارتودوکس است . همانگونه که رهبران الهیون معاصر مقررداشته اند این اصل از کلیۀ شعایر دینی مهمتر  است ، اقانیم سه گانه مکرراً در آیین عشای ر بانی مور د پر ستش قرار گرفته و از آنها حاجت خواسته شد ه وهمواره بین پدر ان روحانی قدیم و الهیون جدید مور د بحث و تحقیق بوده است .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ مشخصات کلیسای ارتودوکس

مشخصات کلیسای ارتودوکس

همانگونه که  از نام ار تودوکس پیداست ، این کلیسا خود را حافظ سنت اصولی و حقیقی کلیسای باستان می داند.  برای شناختن کلیسای ارتودوکس این عقیده دارای اهمیت بسیاری است . ممانعت کلیسای ارتودوکس از شرکت اعضای کلیساهای دیگر در مراسم عشای ربانی نمایشگر این است که هواخواهی از ایمان ار تودوکس شرط لازم ورود به اجتماعات ارتودوکسی است .

این سنت هنوز بوضوح یک سنت قطعی نیست . این عقاید اصولی در کلیسای ارتود وکس نقشی را عهده دارهستند که درکلیسای کاتولیک رم لوترنیسم ندارند . میدان تفسیر فردی وابسته به الهیات ارتود وکس به مراتب از کلیسای کاتولیک رم وسیعتر است . با اینکه درهفتمین شورای جهانی ، اعتراف به سنت ف جزء تصمیمات اصولی شورا به شمار آمد ، درعین حال سنت همچنان زیربنای اصلی اختلافات کلامی را تشکیل می دهد  .

این تصوربطورکلی به ایمان ارتود وکس که بعنوان یک وظیفۀ قلبی مورد توجه قرار گرفته و ازهمبستگی مرموز حقیقت دینی به دست آمد ه مر بوط می شود . از این دیدگاه الهیون ارتود وکس گاهی ارتود وکس را به عنوان ( کلیسای یوحنا ) تعبیر می کنند  ، چنانکه کاتولیک رم بعنوان ( کلیسای پترس ) و کلیسای پروتستان بعنوان ( کلیسای پولس ) معرفی شده اند  .

کلیسای ارتود وکس همچنین از قوانین اساسی خود  به عنوان جزئی انفکاک ناپذیر از سنت نگهبانی می کند و برای ان ارزشی همپایۀ ارزش قوانین شرعی خود مقرر می دار د .

 

کلیسا یک انجمن خدایی مرئی در  روی زمین است و دارای وظایف ،  معیار ها و قانون نامۀ معین است . ولی قوانین شرعی ارتود وکس ( بر خلاف کلیسای کاتولیک رم ) رسماً در تمام جزئیات وبه تفصیل تدوین شده زیرا ایدۀ این کلیسا همچنان شامل یک اصل روحی است که با چنین طرحی سازش ندارد .الهیون ار تود وکس غالباً ادعا می کنند  که کلیسا غیرقابل تعریف است و این بهترین دلیل است بر اینکه کلیسا یک پیکر  زند ه است . کلیسا ( پُری اوست که همه ر ا در  همه پر  می سازد ) ( افسسیان 1: 23 ) این است عقیدۀ تمام کسانی که درمسیح هستند . این بر داشت از کلیسا به الهیون ارتود وکس اجازه می دهد بطور  گسترده نظر یات مختلفی را نسبت به کلیساهای دیگر  بدون تجاوز از حد ود  سنت اتخاذ کنند .

اما امتیاز خاص کلیسای ارتودوکس بیش از هر  چیز در آداب نماز جلوه گر شده است . کلیساهای ار تود وکس بوسیلۀ یک سنت مشتر ک عبادی با هم در  ار تباط هستند و براساس هماهنگی درعبادت به تشکیل جمعیتی توفیق یافتند که هیچ یک ازکلیسهای غربی به انجام  آن موفق نشدند . ار تود وکس ؛ جدا ازعشای ربانی که از طرف عبادت کنند گان به عنوان پل ارتباطی میان دنیا و آخرت شناخته شده و درآن داستان نجات بصورت برجسته ای تجلی می کند  ، قابل درک و فهم نیست . وجود بسیاری از تعالیم پرمعنا که به هستۀ مرکزی ارتود وکس مربوط می شوند در میان تعالیم ارتودوکس بخاطر این نیست که در شورای جهانی کلیساها مور د دفاع قرار گرفته اند  ، بلکه به این جهت است که آنها مراسم عشای ربانی را بطور  ضمنی دربر دار ند . نمونه هایی از این تعالیم را می توان در مسائل زیر یافت : استحالۀ نان و شراب درعشای ربانی ، امتیاز خاص این عمل را بعنوان یک فداکار ی ، اثرعبادت برای مردگان ، احترام به حریم عذرا و پاکان .

اینجاست که تعبیر  ( شریعت ، دعاست – شریعت ، اعتقاد است ) بروشنی صدق می کند .

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ مهمترین کلیساهای ارتودوکس

مهمترین کلیساهای ارتودوکس

 

1      ) اسقف نشین قسطنتینیه

 اسقف  اعظم قسطنتنیه ( که ز مانی پایتخت مملکت امپر اطوریث بود ) د ومین اسقف موجه و با نفوذ  رم بود .او هنوز حامل عنوان ( اسقف اعظم جهان ) است وبر تمام سراسقفان کلیساهای شرق تقد م دار د . نیم تاج سلطنتی ر ا بر سر می گذار د و نشان عقاب امپراطور ی بیزلنس ر ا به سینه می پسباند  . از سال 1453 که در  قسطنتینیه فتح شد ، اسقف اعظم زیر نفوذ  ترک ها قر ار  گر فت و برای چند قر ن عزل و نصب او به دلخواه آنها صورت می گرفت .  کلیساهای ار تود وکس فنلاند و چکسلواکی خود را تحت اختیار  قانونی او می دانند  .

2 )   اسقف نشین اسکندریه

کلیسای ارتود وکس مصربه دوعلت اعتبار خود را تا اندازه ای از دست داد : یکی تفرقۀ منوفیزیت ها ( یا یعقوبی ها که بر خلاف کالسدونی ها معتقدند  صفت الهی و انسانی مسیح سبب به وجود آمدن یک طبیعت شده است )  و دیگر حملۀ اعراب .

3      )اسقف نشین انطاکیه

توسعۀ قلمرو این کلیسا زمانی به فرات می رسید و در قرن 4 شامل 200 اسقف نشین بود . پس از بروز اختلافات مونوفیزیست ها و نستور ی ها  و رشد اسلام درقرن 5 به بعد مراکز اسقف نشین از اهمیت افتادند  و تقریباً از  بیثن ر فتند . درحال حاضر اسقف اعظم این کلیسا در  دمشق زند گی می کند .

4) اسقف نشین اورشلیم

انحطاط اسقف نشیثن اورشلیم به علل مشابه حتی بیش از سایر اسقف نشینها بود . در حال حاضر بیشترعضو آن فلسطینی هستند

5) کلیسای روس

ر وسیه ، مذ هب ارتودوکس ر ا در  قر ن 10 از قسطنتنیه اخذ  کر د .در  سال 955 اُلگا همسر د وک بزرگ ر وسیه در  قسطنطنیه تعمید یافت .در  سال 988 نوۀ او د وک ولادیمیر  مبلغان مذ هبی یونانی را با خود به ر وسیه برد و مسیحیت ر ا به کمک نیروی نظامی ر واج داد وتنها با مقاومت کمی روبه رو شد .

کلیسای روسیه بعنوان شاخه ای از کلیسای بیزانسی ، وابستگی خود را به کلیسای قسطنطنیه ادامه داد . این کلیسا در ابتدا بوسیلۀ نمایندۀ سیاسی سراسقف در  شهر  کی یف که از  طرف  اسقف اعظم قسطنطنیه نمایند گی داشت اداره می شد نه به وسیلۀ خود اسقف اعظم .

به مرور زمان در داخل روسیه مرکز ثقل از کی یف به مسکو که محل کار سراسقف از سال 1328 به انجا منتقل شده بود جابجا شد . با سقوط قسطنطنیه در  سال 1453 کلیسای روسیه نیز از تحت سلطۀ اسقف اعظم خار ج شد .

هنگامی که ، قسطنطنیه یا رم  دوم به دست تر ک ها افتاد ، این نظریه در روسیه شایع شد که مسکو روم سوم است و کلیسای روسیه به عنوان ( کلیسای مقدس جوار ی رم سوم ) توصیف شد ، در حالیکه با درخشش ایمان حقیقی خود به انتهای زمین نور افشانی می کرد .در سال 1589 مسکو که مقر سراسقف بود به اسقف نشین تبدیل شد و از آن پس کاملاً با قسطنطنیه قطع رابطه کرد . اسقف اعظم دارای همان مقام و رتبه ای بود  که چهار اسقف اعظم قدیم داشتند به اضافۀ داعیۀ جدید دارا بود ن عنوان ( اسقف اعظم ممالک روس و رم جدید ) که هم اکنون نیز دارای این عنوان است .

در روسیه ، کلیسا و دولت متحداً روش واحدی را به منظور گسترش نفوذ کلیسا آغاز می کردند . بعد از مشاجره ای که میان اسقف اعظم و پترکبیر رخ داد منصب اسقف اعظم از  سال 1700 بی سرپرست ماند و در سال 1721 قانون اساسی جدیدی برای کلیسا وضع شد .

در این زمان کلیسا بوسیلۀ یک شورای جامع که ( مقدستر ین شورای کلیسا ) خوانده می شد اداره می گردید و امور روحانی  تحت نظر وزیر تزارکه مردی غیرروحانی بود انجام  می گرفت . چون اعضای دفتری شورای کلیسا بوسیلۀ تزار تعیین و منصوب می شدند و کلیۀ اقدامات بر رأی او متوقف بود محصول کارصرفاً قیصر پاپی بود .

ویرانگرترین اثار اتحاد میان کلیسا و د ولت بعد از انقلاب 1917 به ظهور  پیوست . کلیسا در آن زماغن از اتحاد با رژیم قدیم زیان می دید . در زمان انقلاب ، کلیسا از حکومت جدا شد . در پاییز سال 1917 شور ایی تشکیل شد و مقام سرساقفی د وباره تثبیت گردید و( تیکن ) به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد ، لکن کلیسا برای مدتی در برابر یک آزمایش قرار گرفت . کلیة اموال کلیسا کلی شد وبعضی از ساختمانها به باشگاه سینما و امثال آن مبدل گر دید ، هرچند اکثر آنها هنوز درخدمت دین قرار داشتند .دانشکده های الهیات بسته شد و در مدارس ؛ تعالیم مذ هبی جای خود را به افکار لنینی داد . جفای بی وقفه در سال 1918 شروع شد و هزاران نفرشهید شدند . درخلال این جفاها فداکاری روس ها نسبت به کلیسایشان آشکار  شد  . از سال 1921 به بعد مقامات غیر مذ هبی سیاست  خود را تغییر دادند ، و ازکمونیسم در داخل کلیسا حمایت کر دند .این جمعیت از هم پاشید و از نو جمعیت جداگانه ای تحت عنوان ( کلیسای ز نده ) تأ سیس شد . دولت که چندین کلیسای جامع تحت اختیار خود داشت از عقیدۀ کسانی که می گفتند کمونیسم از تعالیم مسیح سرچشمه گرفته طر فدار ی میکر د . هر  چند این طرز تفکر ابتدا مور د تأیید اسقف نشینهای جهان قر ار  گر فت لکن بعدها از درجۀ اعتبار ساقط شد .

پس از شکست نسبی این سیاست ، جکومت بار دیگر ضدیت آشکار خود را با مسیحیت از سر گرفت . تظاهرات واجتماعات و هرگونه تعلیمات مسیحی را منع کرد و به تبلیغات کینه آمیز ضد مسیحی پر داخت . جنبش الحادی پیشسرفت عظیمی کرد  ولی کلیسا توانست خود را از خطر نابودی برهاند  . بموجب قانون 1929 عبادت آزاد شد ولی تبلیغات مذ هبی و هرگونه فعالیت متشکل مسیحی جدا ازعبادت ممنوع اعلام گردید .

 

 این مقررات در قانون اساسی 1936 تکرار شده بود  ، ولی با شروع جنگ 1941 تغییری درآن حاصل شد . تبلیغات ضدمسیحی متوقف شد و کلیسا به حال عادی بر گشت . درسال 1943 با موافقت اولیای حکومت ، سرجیوس بعنوان اسقف اعظم منصوب شد اما هیچگونه تغییری در موارد تفکیک رسمی کلیسا از حکوکت به عمل نیامد . اجازۀ تأ سیس انستیتوی الهیات و تعدادی دانشکدۀ مذ هبی برای تربیت کشیش صادر شد .

درخلال دهه های متعدد گذ شته کلیسای روسیه با ضربات شکنند ه ای روبرو شد که از جمعیتهای مهاجر خارج روسیه سرچشمه می گرفت . به هرحال ، مردم غیرروحانی کمتر از آنچه انتظار میرفت تحت تأثیر این تجزیه ها قرار گر فتند . برای مردم فداکار روس کلیسای ارتود وکس یک عنصر حیاتی است وفداکاری آنها نسبت به این کلیسا و عبادت آن امروزه یکی از زیباترین ویژگیهای حیات جهان مسیحیت است .

 6) کلیسای بلغاری

مسیحیت پیش از آنکه به روسیه بر ود در قرن 9 به بلغارستان ر سوخ کرد . شاهز ادۀ بلغار در انتخاب رم یا قسطنطنیه تردید به خرج داد لکن سرانجام چون رم حاضر شد بلغارستان را بعنوان یک مرکز سراسقفی مستقل بشناسد قسطنطنیه را بر گزید . 

( سیر بل ) ( 826- 869 ) و ( متودیوس ) ( 815- 885 ) مشهرتر ین مبلغانی بودند  که درمیان بلغارها کار کردند و آداب دینی را به زبان اسلاو معمول کردند . سراسقف بلغارستان ، بعدها عنوان اسقف اعظم را برای خود برگزید و استقلال داخلی کلیسای بلغار بوسیلۀ قسطنطنیه در قرن 9 پایه گذاری شد .از آن تاریخ به بع دمردم و کلیسای بلغار ستان از تحولات پیش آمد ه تجربیات بسیاری اندوختند . اسقف نشینی ممنوع شد . به هر حال کلیسای بلغار ستان بی سرپرست باقی ماند و قوانین اساسی خود را در سال 1883 تنظیم کرد .

7) کلیسای صربی

مسیحیت درقرون وسطا توسط مبلغان یونانی و رمی به صربستان راه یافت ، لکن مردم این منطقه تا قرن 9 که آداب دینی به زبان بومی تر جمه نشده بود هیچگونه علاقۀ عمیقی به دین جدید نشان نداده اند . اسقف نشین صربستان که درسال 1351  تأسیس شده بود . بعدها به دست تر ک ها منحل شد و درسال 1878 مجدداً تأ سیس گردید .

8) کلیسای رومانی

مسیحیت در شکلف لاتینی خود در  اوایل قر ن 3 به رومانی راه یافت ، لکن آداب دینی بیزنتینی در آغاز قرون وسطا به آنجا معر فی شضد . زبان کلیسا ابتدا اسلاو بود ، بعد یونانی و سرانجام رومانیایی شد و یک اسقف نشین مستقل در سال 1925 در رومانی تأ سیس گردید .

9) کلیسای یونانی

روایات تاریخ کلیسای یونان به عصر حوار یون برمی گردد . در  قرن 4 این کلیسا به ایالت ( ایلیر یا) که اسقف نشین رم بود  وابسته شد . این ایالت به دست امپراتور ( لئو ) ( 717- 740 ) تحت کنترل اسقف نشین قسطنطنیه درآمد . جنگ آزادیخواهی یونان درقرن 19 نه تنها استقلال ملی ر ا تأ مین کر د بلکه استقلال داخلی کلیسا را هم در بر داشت . کلیسایی که در  سال 1833 تأ سیس و متشکل شد قوانین اساسی جدیدی در سال 1923 وضع کر د که به موجب ان کلیسا از حکومت فاصله گر فت و تا حد زیادی استقلال یافت .

10) دیگر کلیساهای ارتود وکس

پس از جنگ جهانی اول کلیساهای ارتودوکس فنلاند ، استونی ، لتونی ، لیتوانی ، لهستان و چکسلواکی استقلال داخلی یافتند ولی فنلاند و پکسلواکی اخیراً پیرو قسطنطنیه شدند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ کلیساهای ارتودوکس 1

کلیساهای ارتودوکس

 

عنوان ، انشعابات و آمار

عنوان ر سمی کلیسای ارتوذدوکس عبار ت است از ( کلیسای شر قی ارتاودوکس ) که شامل کلیساهایی می شود که همگی در د ور ه ای از تار یخ کلیسای سلطنتی بیزانسی در ر وزگار باستان به وجود آمده اند  . امر زه کلیسای ارتودوکس از کلیساهای متعدد مستقل تر کیب شده که می توان گفت گرچه معمولاً با یکدیگر  در  تماس کامل هستند ولی هر یک از انها عهد ه دار ادارۀ خودشان هستند . در  این کلیساها آداب و نماز ، اصول اعتقادی و قوانین شر عی مشترک است ونوع واحدی از روحانیت مسیحی ر ا ترویج می کنند . اکثر این کلیساها ملی هستند وباز ند گی ملتهای خود هبستگی صمیمانه ای دارند .

 ارتود وکس مظهر ایمان نافذ ار وپای شرقی است . قدیمیتر ین و مقدستر ین ار تود وکس عبارتند از : چهار اسقف نشین قسطنتنیه ، اسکندریه ، انطاکیه و اورشلیم . دو چیز باعث شد که این کلیساهای بزرگ  و نیر ومند تا حد ود ی ضعیف شوند  : یکی نفوذ  اسلام در نقاطی که این کلیسا تحت نفوذ آن بود و دیگری مستقل شدن تعادی از کلیساهای وابسته به آنها .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک

+ آب

معانی نمادین آب را می توان در سه مضمون اصلی خلاصه کرد : چشمۀ حیات ، وسیله ای تزکیه و مرکز زندگی دوباره ، این سه مضمون در قدیمیترین سنتها متلاقی می شوند و ترکیبات تخیلی گوناگون و در عین حال هماهنگی را شکل می دهند .

آب ، این تودل بی شکل ، نشانگر نامحدود بودن امکانات است . آب در بر گیرندۀ تمام نیروهای بالقوه و بدون شکل ، جرثومه ای اجرام تمامی نویدهای پیشرفت ، و همچنین تمامی تهدیدهای فروپاشی است . شناور شدن در آب برای خروج از آن ف بدون حل شدن کامل در ان ، فقط توسط یک میت نمادین میسر است ، و به معنی بازگشت به مبدأ است : راه یافتن به مخزنی عظیم از نیرویی بالقوه است ، و گرفتن نیرویی تازه از ان : مرحلۀ سیر قهقرایی و عدم یکپارچگی موقتی است که به مرحله ای پیشرونده از یکپارچگی دوباره و زندگی دوباره منتهی می شود ( حمام ، غسل تعمید و سرسپاری را ببینید ) .

ریگ ودا ، آب زندگی بخش ، نیروبخش و مصفا را همان قدر در زمینۀ معنوی می ستاید که در زمینۀ مادی .

شما ، ای آبهایی که نیرو می بخشید ،

قوت ، عظمت ، شادی و بصیرتمان دهید ، ملکۀ عجایب ،

آبها ، نایب مردم !

شما، ای آبهایی که کارآیی به مرهمها

می بخشید ،

تاکه جوشنی باشد از برای تن من ،

تا که آفتاب را مدید ببینیم !

... شما ، ای آبها بزدایید گناهان مرا ،

هر چه که باشد ،

خطاهایم را ، هر چه که باشد ،

و تمامی سخنان دروغینی که موعظه کرده ام !    ( VEDV – 137 )

 

گوناگونی های موجود میان این مضمین اساسی در فرهنگهای مختلف کمک می کند تا در پس زمینه ای به تقریب مشابه ، ابعاد و تفاوتهای جزیی نماد آب را دنبال کنیم و در ان عمیق شویم .

 

در آسیا ، آب شکل جوهری ظهور ، اصل حیات و عنصر تولد دوبارۀ جسمانی و روحانی است ؛ نماد باروری ، خلوص ، حکمت ، برکت و فضیلت است .گرایش مایع به انحلال است ، اما همگون که باشد ، در هنگام انجماد به یکپارچگی می رسد . بدین ترتیب ممکن است با سَتوَه مرتبط شود ، اما چنانچه رو به پایین ، به سوی لِجّه جریان یابد ، گرایش ان به تَمَس خواهد بود ، و چنانچه افقی جاری شود گرایش آن به رَجَس خواهد بود .

آب مادۀ نخستین (  MATERIA PRIMA ) یا پراکریتی است : در متون هندو آمده : همه جا آب بود ، و در تنی دائویی امده : آب گسترده و بی کناره ... بَرهمانده ، یا تخم جهان را بر سطح آبها گذاشتند ، همچنین در سفر پیدایش نفخه یا روح خداوند بر سطح آبها دمیده شد . چینیان می گویند آب ، وو – جی است ، یعنی بی عمل ، هرج و مرج ، و بی تمایزی اولیه . آب نشانۀ کل امکانات ظهور است ، و به دو قسمت آب زیرین ، که به امکانات بی شکل مرتبط است ، و آب زیرین که امکانات دارای شکل را در بر میگیرد ، تقسیم می شود ؛ این دوگانگی در سفر خنوخ به تفاوت در جنسیت تعبیر شده است ، و در شمایل ها اغلب به شکل مارپیچی دوسویه تصویر شده است . منقول است که آبهای زیرین در معبدی در لهاسا بسته شده و وقف شاه ناگه ها است ، و امکانات بی شکل در هند به صورت اَپسَرَه ( از آپ به معنی آب ) تصویر می شد . مفهوم آب نخستین ، یا اقیانوس اولیات ، به تقریب جهانی است . این مفهوم را از پولینزی گرفته تا در میان اغلب جوامع اُسترا – آسیایی می بینیم ، بر طبق این باور در آب قدرتی کیهانی متمرکز است ، و اغلب بر ان اسطوره ای حیوان شناور افزوده می شود ، مثلاً گراز هندو ، که اندکی خاک به سطح آب می آورد ، رویانی که پیدایش شکل را موجب می شود .

آب اصل و حامل تمامی حیات است : آب شیرل نباتی است و در برخی از استعارات  تنتره ای به شکل پرانه ، یا نفخۀ حیاتی است . آب در زمینۀ مادی ، از انجا که عطیه ای آسمانی به شمار می آید ، نماد جهانی حاصلخیزی و باروری است . کوه نشینان ویتنام جنوبی می گویند : آب آسمان ، شالی می سازد ، آنان کاملا به کاربرد آب ، که موجب زندگی دوباره است ، معتقداند ، آب برای آنها دارو و شربت جاودانگی است .

به تقریب ، در همه جا آب وسیلۀ طهارت آیینی است . علاوه بر آب مقدس مسیحیان ، در اسلام ، در ژاپن ، حتی در مراسم باستانی  فو- جویی در میان پیروان آیین دائو ( صاحبان آبهای موقوفه ) ، طهارت با آب نقشی بنیانی دارد .در هند و در جنوب شرقی آسیا ، طهارت مجسمۀ  قدیسان و مؤمنان ، به خصوص در سال نو ، هم تزکیه و هم تولد دوباره است . ون – دسو میگوید : طبیعت آب ، آن را به خلوص می رساند . در تعلیمات لائو – دسو آمده است که آب علامت فضیلت برتر است ( دائو – فصل 8 ) . بعلاوه ، آب نماد حکمت دائویی است ، زیرا مطلقاً نقطۀ دافعه ندارد ، آب آزاد و فارغ از وابستگی است ، و در سراشیب زمین جاری می شود . آب پیمانه است ، زیرا شراب قوی باید به آب امیخته شود ، و آنگاه شراب نماد اگاهی است .

 

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٢
comment نظرات () لینک

+ آمون

 

آمون ، آفرینندۀ متعال

در دوران پادشاهی جدید ، کاهان تبس در تنظیم سرودهای مذهبی خطاب به خدای آمون ، و در ستایش از او به عنوان آفرینندۀ یکتا ، به اوج فصاحت رسیدند . مانند تحلیل ماهیت خورشید – خدای اتن که در مقبرۀ آی در العمارنه کنده شده است ، این مداحی ها ، بخصوص قطعات مندرج در پاپیروس لیدن ، با این هدف تنظیم شده بود که نشان دهد کلیۀ عناصر دنیای مادی ، تجلیاتی از یک جهان آفرین یکتا است .در شخصیت آمون نوعی درامیختگی کلیۀ مفاهیم آفرینش وجود دارد ، هم نهادی که تأکید می کند چگونه امون به دلیل هستی خود که " فراتر از آسمان و ژرف تر از جهان زیرین است " بالاتر از همۀ خدایان دیگر قرار می گیرد . کاهن –شاعران مصری بارها سعی کردند غیرقابل توضیح بودن امون را توصیف کنند . راز او در نامش نهفته است – چون ذات او غیرقابل درک است ، در مورد او نمی توان از اصطلاحی استفاده کرد که به ماهیت درونی او اشاره داشته باشد ، و لذا نام آمون شامل مفهوم بنیادی " نهفته بودن " است و احتمالاً بهترین ترجمۀ آن " کسی که خود را پناهن می کند " است . هویت او چنان پوشیده است که هیچ خدای دیگری نیز نام حقیقی او را نمی داند ، با مسامحه – و ارتکاب نوعی خطا – می توان امون را پدرخواندۀ نهایی به شمار آورد ؛ کسی که  همکارانش هیچگاه میزان مداخلۀ او در امور را نمی دانند ، و بهترین سیاستی که می توانند در قبال او اتخاذ کنند اومِرتا ( رمز سکوت مافیای سیسیل ) است . به نوشتل سرود مذهبی لیدن ، آمون " بزرگتر از ان است که بتوان در وجودش تفحص کرد ، و نیرومندتر از ان است که بتوان او را شناخت " .

مجازات تلاش به منظور به دست اوردن اطلاعات روشن در مورد ماهیت او ، مرگ آنی است .

آمون مترادف با رشد تبس به عنوان یک پایتخت عمدۀ مذهبی است . شواهد برتری او در این منطقه از دوران پادشاهی میانه موجود است ، بخصوص به عنوان خدایی با قدرت تولید مثل ، مانند خدای نعوظ کردۀ مین که خدای اولیۀ قبطی ها است . لقب او در توصیف این باروری بی پایان " گاو مادر خود " است ، و ظزیفترین ششمایل نگاری امون با این خصلت را می توان در عبادتگاه سِن ووسرِت اول ( 1926 – 1971 ق . م .) مشاهده کرد که در موزۀ فضای باز معبد کارناک بازسازی شده است . به هر روی ، طی پنج قرن دوران پادشاهی جدید بود که آمون به رهبر بلامنازع خدایان مصری تبدیل شد ( به استثنای 20 سال ، و مقارن با زمانی که " قرص خورشید " اخن آتن به مقام خدای برتر ارتقاء یافت ) . آمون با عناوینی از قبیل " مالک تاج و تخت هر دو قلمرو " و " پادشاه خدایان " فرمانروایی همگانی بود و در تبس چنان معابد باشکوهی برای او ساخته شد که شایعۀ شکوه تبس را در فراسوی مرزهای مصر پراکنده ساخت ، و این ماجرا به گوش مؤلفان شِعر حماسی یونان نیز رسید ، و در اظهار نظر آشیل دربارۀ آگممنون بازتاب یافت :

من از هدایای او بیزارم .

حتی اگر ده برابر و بیست برابر بیش از آنچه اکنون دارد به من بدهد ، حتی اگر اموال دیگری نیز گرد آورد ... همۀ چیزهایی که در تبس در مصر وجود دارد ، جایی که بزرگتریت دارایی ها در منازل آن است ، تبسی که صد دروازه دارد ، جایی که از هر دروازه اش دویست مرد جنگی با اسب ها و ارابه ها به قصد جنگ به پیش می آیند ... حتی در این صورت نیز اگاممنون قادر نخواهد بود دل مرا به دست اورد ، مگر زمانی که تمامی این وقاحت دل آزار را از خاطرم بزداید .     ( از هومر ، ایلیاد ، کتاب نهم ، ترجمۀ ریچموند لاتیمور )

البته در جاهای دیگر نیز زیارتگاههایی برای او احداث شده بود و پس از دوران پادشاهی جدید ، پادشاهان سلسلسه های 21 م تا 22 م ( حدود 715 – 1070 ق . م ) ، یادمانهای غول آسای دوران رامسس دوم را بار دیگر به کار گرفتند تا یک معبد بزرگ برای امون احداث کنند ، بنایی که معادل کارناک در شمال ، یعنی در تانیس ، واقع در دلتا باشد .اما برای انکه تصوری واقعی از برتری امون پیدا کنیم ، باید به تالارهای ستون دار ، تک ستونهای هرمی ، مجسمه های غول آسا ، نقش برجسته های دیواری ، و کتیبه های هیروگلیف معابد تبس نگاه کنیم . تبس به طور طبیعی مکان ظاهر شدن پشتۀ اولیه در آغاز مان به شمار می امد . تبس ( شهر ) بتر بود و کلیل شهرهای دیگر در مصر فقط می توانستند سعی کنند از ان تقلید نمایند و صرفاً به بازتابهای پریده رنگی از ان تبدیل شوند .

در اسطورۀ آفرینش هرموپلیس ، آمون یکی از نیروهای بنیادین آگدواد است . اما در مقام خدای یکتای خداشناسی تبسی ، خدایی متعال و فراتر از خلق شدن است ، و پیش از کوشش مشترک اگدواد برای پدیدار ساختن پشتۀ اولیه وجود دارد . برای حل این مسئله ، روشنفکران تبسی باید راهی طولانی و دشوار را طی کرده باشند . آمون با عنوان " آنکه خود را شکل بخشیده است " قبل از آنکه هر مادۀ دیگری وجود داشته باشد خود را در وجود اورده است . بدون پرداختن به جزئیات مشخص این رویداد رازآمیز ، فقط به ذکر این نکته می پردازیم که فضای این واقعه با تصوری از ماهیت " سیال " او برانگیخته می شود که با پیکرش جوش می خورد تا تخم کیهانی در وجود آید .آمون پس از انکه در وجود می آید ، مادۀ اولیه را تشکیل می دهد – عناصر اکدواد که خود او نیز بخشی از ان است . به این ترتیب وی " آن نخستینی است که نخستین ها را متولد می کند " . اما جهان ، تاریک ، ساکت ، و بی حرکت بود . به نظر می رسد امون ان انفجار خلاق انرژی است که اگدواد را وارد عمل می کند . کورت ست در تک نگاری خود نقش امون را شبیه به " روح خداوند " در سفر پیدایش می داند " که بر صورت آبها وزید " . به عبارت دیگر ، امون ، نسیمی برانگیزنده بر مادۀ اولیه بود که ان را به گزدابی تبدیل کرد و پشتۀ اولیه  از میان ان بیرون آمد . این تعبیر وسوه انگیز است ، و مفهوم باد با نامریی بودن آمون همخوانی دارد . سرودهای لیدن ، تصویر نسبتاً مفرح دیگری از ابتکار عمل آمون در فعالیت آفرینش به دست می دهد . صحنه ، جهانی فرورفته در سکوتی مرگبار است که ناگهان قارقار گوشخراش یک " غازبزرگ " در ان طنین انداز می شود ، و شگفت نیست که این صدا " چشمها را می گشاید " و باعث جار و جنجال در جهان می گردد . آمون در هیأت این غاز اولیه با صدای گوشخراش اولیه خود ، کل فرایند آفرینش را به حرکت درمی آورد .

علمای خداشناسی تبس در این دیدگاه را وسیعاً بسط دادند که کلیۀ خدایان به ظاهر مهم ، صرفاً طرح هایی از امون اند . لذا وی پس از آفرینش آکدواد به دست فراموشی سپرده نمی شود ، بلکه به تا- تنن ، یا پشتۀ اولیه تبدیل می شود .وی به خدای خورشید بدل می شود ، در آسمان دور مأوا می گیرد ، و چرخۀ غروب و طلوع خورشید را مرتباً احیا می کند . بنابراین ، نام او بر یادمانهایی به نام امون – رع بی شمار است .نه گانۀ هلیوپلیس یکی از تجلیات امون است . در واقع هر خدایی تصویر پیش بینی شده ای از آمون است ، و بخصوص سه خدا ، وحدتی را تشکیل می دهند که همان " آمون " است : رع چهره ، پتاه پیکر ، و آمون هیئت پوشیدۀ ان است .

در پایان بی مناسبت نیست به دکر آن جنبه از امون به عنوان خدای اولیه بپردازیم که احتمالاً به منطقۀ تبس محدود می شد .اگر خدای آفریننده و جذب کنندۀ سایر خدایان که در سرود لیدن توصیف شده است ، بیش از حد فلسفی و برای بعضی اذهان غیرقابل درک بوده است ، کاهنان تبس می توانستند تصویر ملموس تری از امون به عنوان هستی اولیه به دست دهند . در ساحل غربی تبس محوطه ای به نام مدینت هَبو وجود دارد که به دلیل معبد عظیم مردگان متعلق به دورۀ رامسس سوم ( 1163 – 1194 ق .م ) مورد بازدید فراوان قرار می گیرد . در داخل دیوارهای ان ودر سمت شمال دروازۀ غربی که دارای استحکامات است ، معبد دیگری قرار گرفته است . ساختمان ان در شکل کنونی متعلق به سلسلۀ 18 م  است که دوران های زمامداری هاتشِپسوت سوم ( که از حدود 1479 ق . م . آغاز می شود ) و دورۀ اشغال یونانی – رومی ، تا دوران زمامداری انتونینوس پیوس ( 161 – 138 ب .م ) را در بر میگیرد . مجسمۀ امون که در کارناک بود صرفاً برای خوشامد اجداد او منظماً به این معبد اورده می شد ، شکل اولیه ای از خود او که به صورت یک مار تجسم یافته بود . این مار " کِم – آتِف " نامیده می شد ، و این واژه به معنای " کسی است که لحظۀ خود را تکمیل کرده است " . این نام می تواند اشاره ای به چابکی جهش مار و همراه با آن نوعی قیاس ذاتی با انفجار انرژی آمون در لحظۀ آفرینش باشد . همچنین می تواند بیانگر پوست اندازی مار و نماد قدرت تولیدمثل آمون و چرخۀ نوشوندۀ زندگی باشد . نویسندۀ یونانی پلوتارک ( حدود 120 – 40 ب. م ) مار را " نف " وصیف کرده ، و خاطرنشان کرده است که ساکنان تبس همۀ خدایان دیگر را کنار گذاشته و ان را پرستش می کرده اند . پلوتارک در بیان این نظر قطعاً در اشتباه بوده است ، اما القابی که برای مار ذکر می کند از سنت های اخذ شده است که دقیقاً این شکل اجدادی آمون را به مثابه " آفریده نشدن و نامیرا منعکس می کند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٢
comment نظرات () لینک

+ خورشید

 

خورشید – خدای هلیوپلیس

ویرانه های شهر یونو که زمانی مهمترین و قدیمی ترین مکان مقدس در مصر بود ، زیر حومه های شمال شرقی شهر کنونی قاهره قرار دارد . هردوت ، مورخ یونانی که در قرنپنجم ق.م . از این شهر دیدار کرده است از ان با نام هلیوپلیس یاد می کند ؛ البته این تاریخ دو هزار سال پس از آن است که نخستین قربانی ها در معابد آن انجام می گرفت . هنگام متحد شدن مصرهای علیا و سفلا ( حدود 3000 ق. م. ) ، در این شهر بود که اندیشمندان گرد آمدند تا به تدوین نوعی کیهان آفرینی بپردازند که عناصر مهم جهان انها را توضیح دهد ، سرانجام این اقدام در سلسله های پنجم و ششم به تدوین متون هرمی منجر شد .

پیش از آنکه کیهان تحولی نظام دار را از سر بگذراند ، در تاریکی ، اقیانوس بی کرانه ای از آب ساکن وجود داشت .بنا به تصوری که موجودات اولیه داشتند ، این اقیانوس نو یا نون نامیده می شد . هیچ معبدی به افتخار ان ساخته نشده بود اما ماهیت نو به شکل دریاچۀ مقدسی که نماد ( ناموجودی ) پیش از آفرینش است ، در بسیاری از پرستشگاه ها وجود دارد .در واقع ف این گسترۀ پهناور آب فاقد حیات ، هرگز از بودن باز نمانده ، و تصور بر این بود که پس از آفرینش ، اطراف افلاک سماوی را گرفته و از خورشید ، ماه ، ستارگان و زمین و نیز مرزهای جهان زیرین حفاظت می کند .مصریان باستان همواره از این بابت در هراس بودند که مبادا نو از آسمان به زمین سقوط  کند . در افسون 1130 متون تابوتی که در چاپ 1973 کتاب فاکنر نقل شده ، به چنین ویرانه ای اشاره شده است : " پشته های خاک به شهرها و شهرها به پشته های خاک تبدیل خواهند شد ، و عمارت ، عمارت را ویران خواهد کرد : . هنگامی که این زوال خدایان رخ دهد ، تنها بازماندگان آن خدایان آتوم و اوزیریس ، به شکل مار خواهد بود ، در حالی که " بر انسانها ناشناخته اند و خدایان دیگر نیز انها را نمی بینند . "

آتوم ، ( خدای خلیوپلیس ) و ( خدای محدوده های آسمان ) ، خدای آفرینندۀ جهان مادی را خلق می کند که در آغاز زمان از نو خروج می کند تا عناصر کائنات را بسازد . او به عنوان خدای خورشید ، خود تکامل می یابد و به یک وجود تبدیل می شود و بر پشتۀ بلندی از خاک می ایستد که به نشانۀ سواحل و جزایری است که پس از طغیان نیل در این محل شکل خواهند گرفت .( طبیعی بود که دور طغیان رود نیل که سرچشمۀ زندگانی و آبادانی در مصر بود ، بر مفاهیم خلقت تأثیر بگذارد ، درست همانطور که شرایط محیطی کاتبان اولیه  ، علائم خط هیروگلیف را دیکته می کرد ) . این پشته های اولیه تحت عنوان بِن بِن

رسمیت یافتند ، نوعی بلندی هرمی شکل استوار برای حمایت از خدای خورشید .

ادعا می شد که بقایای سنگی واقعی ، که شاید هم نطفۀ سنگ شدۀ آتوم تلقیمی شد ، در هِوِت – بن بن ( عمارت بن بن ) در هلیوپلیس برجای مانده است .

در نام اتوم نوعی مفهوم کلیت نهفته است ، لذا وی در مقام خدای خورشید یکتا است ، وجود متعالی و جوهر کلیۀ نیروها و عناصر طبیعت .بنابراین ، نیروی حیات کلیۀ خدایان دیگری را که بعداً به وجود خواهند امد در خود دارد .در تفکر مصری ، کلیت دارای یک قدرت مثبت و یک جنبۀ ویرانگر است ؛ جنبۀ مثبت آن مانند فکر جاودانگی بخشیدن به هستی ، و جنبۀ منفی آن مانند به اتش افکندن دشمن است .این ثنویت موجود در یکتایی باعث می شود که در آینده ، الهۀ سازند ای مانند اوزیریس ، و خدای آشوب و آشفتگی مانند سِث ولادت یابند .

اما چگونه است که یک وجود مذکر در تنهایی شکوهمند خویش ، فرزندان خود را متولد می کند ؟ در تبیین این موضوع ، عالمان الهیات هلیوپلیس ، خلاقیتی پایان ناپذیر داشتند . در این باره که چگونه جوهر زندگی بخش موجود در آتوم از پیکر او به بیرون راه یافت تا یک الهه و یک خدا بسازد تبیین هایی شکل گرفت . گفتار 527 از متون هرمی به صراحت ذکر می کند که اتوم در هلیوپلیس استمنا کرد : " نرینگی خود را به دست گرفت و منی خود را دفع کرد تا دوقلوی شو و تِفنوت متولد شوند " . این تصور فقط هنگامی مفهوم می شود که به یاد داشته باشیم که آتوم نمونۀ ازلی تمام قدرت کیهانی و هستی آسمانی را در درون خود داشت . در غیر این صورت ، کلام – تصویر یک ارگاسم به وسیلل یک خورشید – خدا در حالت نعوظ ، به جای انکه اعجاب انگیز ، و عمل بر رمز و راز آفرینش باشد ، به مضحکه ای مستهجن تبدیل خواهد شد .

به هر روی ، کاهنان در گفتار 600 ، تبیین دیگری از ولادت فرزندان آتوم به دست می دهند که متکی بر شباهت واکه ای ، و استخوان بندی همخوان های مشابه است . در مصر باستان بازی با کلمات و استفاده از جناس یکی از ابزارهای سودمند امرزش بشمار می رفت ، و این مطلب در یکی از پاپیروس های موزۀ بریتانیا که به تفسیر خوای می پردازد نشان داده شده است : دیدن یک کگربۀ بزرگ در خواب به معنای " برداشت محصول فراوان " بود ، زیرا هر دو عبارت شامل واج ها یا هجاهای کاملاً مشابه بودند .لذا گرچه نمی توان شوخ طبعی فراگیر مصریان را که غالباً نادیده گرفته شده است انکار کرد ، اما جناس های موجود در اسطورۀ آفرینش را باید کوشش به منظور انتقال مفاهیم فکری تلقی کنیم ، و نه برانگیختن خنده با استفاده از مهارت کلامی  -و یا برانگیختن اعتراض در قبال مسخرگی افراطی ، آتوم خدایی خطاب می شود که ( شو را با " عطسه کردن " ، و تفنوت را با " تف پراندن " خلق کرد : .

شو بلغم آتوم است ، زیرا نام او –از ریشه ای به معنای " تهی " یا " خالی " تشکیل می شود که مفهومی مناسب برای خدای هوا است –به واژه ای شبیه است که ارزش همخوانی آن ی ش ش است ( در هیروگلیف واکه ها نوشته نمی شوند ) و معنای " عطسه " یا "بلغور کردن " می دهد .در مورد تفنوت که تفسیر دقیق نامش میسر نیست و گاهی اوقات حدی می زنند که به معنا ی" شب نم " یا "رطوبت هوا " باشد ، دو همخوان اول نام او یعنی ت ف( 1 ) ، " تف اندازی " ترجمه شده است . گزیده هایی از پاپیروس برمنررایند نکات برجستۀ عمل تولید به مثل این خدای یکتا را ذکر کرده است .

همۀ تجلیات پس از آن که من کمال یافتم پا به عرصۀ هستی نهادند ... نه آسمانی وجود داشت نه زمنی ... من آفریدم با همه هستی خودم ... مشت من جفت من شد...من با دستم همبستر شدم ... من شو را عطسه کردم ... من تفنوت را با تف آندازی آفریدم ... سپس شو و تفنوت ، گب و نوت را در وجود آوردند ... گب و نوت ، اوزیریس ککک و سث ، ایزیس و نفثیس را به وجود آوردند ، و آنها سرانجام مردم این سرزمین را به وجود آوردند .خدیانی که نامشان ذکر شد پِسژِت هلیوپلیس را تشکیل می دهند ، گروهی متشکل از نُه خدای مذکر و مؤنث که یونانیان غالباً برای آن اصطلاح انئاد را به کار می برند . مسلماً این نُه خدای را می توان به تبارنامه ای که در هلیوپلیس تدوین شده است محدود کرد ، اما مفهوم محفل خدایان مذکر و مؤنث قابل انتقال بود ؛ معبد آبیدوس انئادی متشکل از هفت خدا داشت ، حال انکه انئاد معبد کارناک از پنزده خدا تشکیل می شد .احتمالاً چون درهیروگلیف های مصری ، علائم جمع شده در تصویر درخت ، فکر یک جمع نامشخص را منتقل میکرد ، مفهوم نُه خدای مذکر و مؤنث ، نشان دهندۀ نوعی جمع الجمع است تا مجموعه ای از هر تعداد خدا در هر معبدی را بپوشاند .

نخستین خدایانی که آتوم خلق کرد ، یعنی شو و تفنوت را می شد به صورت شیر نشان داد ، مثل تصویری که بر زیر سری توتان خاتون نقش شده است .در سر لوحه هایی از کتاب اموات ، شو در حالی که پر شترمرغ بر تن دارد – که در واقع یک علامت هیروگلیف برای نام او است – دست خود را بلند می کند تا از پیکر نوت ، الهۀ آسمان حفاظت کند ، و روی همسر خود ، یعنی گب ، الهۀ زمین ، خم شده است .به نظر می رسد که نقش شو در جهان آفرینی هلیوپلیسی مکتوم مانده است ، بی تردید به این دلیل که وی در طظبیعت خود یک پرتو خورشیدی نیرومند داشت و این موضوع به او اجازه نمی داد که به خدای خورشید کامل نزدیک شود . وی در بردارندۀ مفهوم هوای تراویده توسط پرتوهای خورشید بود – مفهومی که فرعون آخِن آتِن ، خورشید – خدای عالی مقام در قرن چهاردهم ق . م . به مدت کمتر از دو دهه از آن استفاده کرد ، و واژۀ آموزگار مآب آتِن را در نام خویش وارد ساخت : " زندگی کن رع ، هورَختی و در افق شادمان باش – به نام او ، شو ، که در اتن { یعنی قرص خورشید } است " .

تفنوت که سری به شکل شیرماده دارد ، به هیچگونه طبقه بندی مشخصی گردن نمی گذارد .در متون هرمی پیوند او با رطوبت یا شب نم تصدیق شده است ، همچنین در قطعۀ دیگری گفته می شود که وی جو حهان زیرین است . آنچه باید مورد تدکید قرار گیرد شاید دسترسی خود به خود او به خدای خورشید است ، زیرا به عنوان دختر این خدا ، با چشمان خورشیدی نیرومند او یگانه شمرده می شود .

شو و تفنوت در فرایندی طبیعی گِب و نوت را به دنیا می آورند . در اسطوره های مصری به خلاف اسطوره های هند و اروپایی ، زمین اصل مذکر و آسمان مؤنث است .

گب ، خدای زمین ، مظهر سرزمین مصر بود و از طریق او بود که پیوند با تاج و تخت فرعون حاکم برقرار می شد . نوت ، الهۀ آسمان ، از جمله خدایان انئاد کهن است که بیش از همۀ انها ظاهر می شود .پیکر او روی گب دراز کشیده است ، اما پس از انکه چهار فرزند به دنیا می آورد ، به وسیلۀ شو وطبق دستور آتوم از او جدا می شود . در فراسوی او نو و ناوجود قرار دارند .نقاشی های تزئین شدۀ او در تالار تابوت آرامگاه رامسس ششم ( 1148 – 1152 قم ) در درۀ پادشاهان از اهمیت او حکایت می کند – در این جا خدای خورشید افلاک را زیر پیکر قوسدار نوت می پیماید ، پس از پایان دوازده ساعت روز که به او تخصیص یافته است هنگامی که به افق غربی می رسد توسط الهۀ آسمان بلعیده می شود ؛ وی در طول ساعات شب از بدن نوت عبور می کند و صبحگاهان در افق شرقی در صحنه ای سرخ که خون زایمان است متولد می شود .

در این نقطه از نسب شناسی ، کاهنان هلیوپلیس دست به یک انتقال هوشمندانه می زنند که چرخۀ اسطوره های اوزیریس را وارد مجموعۀ خورشدی می کند . انتقال فوق مرهون این واقعیت است که نوت برای گب چهار فرزند به دنیا می آورد – اوزیریس ، ایزیس ، سث و نفثیس . این موضوع باعث می شود که میان خدایان کیهانی قدیمتر انِئاد ( نه گانه ) ، و دنیای سیاسی ارتباط برقرار شود . همچنین خدای نوپدید اوزیریس را که در سنگ نوشته ها یا شواهد باستانشناختی قبل از سلسلۀ پنجم ( 2323 – 2465 ق . م) از او خبری نیست ، در مقام نوۀ بزرگ خدای خورشید قرار می دهد ، و به این وسیله بر قدمت چشمگیر این یکتا تأکید می شود .افسانۀ اوزیریس را بعداً مورد توجه قرار خواهیم داد ، اما جا دارد خاطرنشان کنیم که در تکمیل نه گانه ( انئاد ) هلیوپلیس ، چهار فرزند نوت و گب ، چرخۀ دائمی زندگی و مرگ در جهان را که به دنبال عمل آفرینش آتوم پدید آمده است به نمایش می گذارند . چرخۀ اوزیریس بر ثنویت نظام کیهانی که خدای خورشید مقرر کرده منطبق است ، و میان اصل های مغایر با هم تمامیت ، نوعی توازن برقرار می گردد : اوزیریس وجود یک فرمانروایی مشروع در مصر را تکمیل می کند ، سث دارندۀ بر حق تاج و تخت گب را از بین می برد. نطالب بیشتر را بعداً بحث خواهیم کرد .

به نظر می رسد که کاهنان هلیوپلیس از تمثیل نیلوفر آبی استفاده میکردند تا ولادت خورشید – خدای آتوم را تبیین کنند .از میان نو یک نیلوفر آبی همراه با پشتۀ اولیه سربرآورد ، و خورشید خدا که هنوز خود را تکامل می بخشید ، همچون یک نوزاد از آن بیرون آمد .خود نیلوفر بعداً خدای نفرتوم شناخته شد ( در ممفیس پرستش می شد ) ، در نتیجه ، در کتاب اموات اورادی وجود دارد که مرده را به نِفِرتوم منتقل می کند ، زیرا او " نیلوفر آبی در دماغ خدای خورشید است " . در موزۀ قاهره زیباترین تصویر از این مفهوم را می توان در یک گل نیلوفر چوبی نقاشی شده یافت که سرخورشید –خدای نوزاد از آن بیرون می آید .این اثر در درۀ پادشاهان پیدا شده و نوعی یگانه کردن توتان خامون و خورشید خدای تازه ولادت یافته است .

قبل از به پایان رساندن اسطورۀ آفرینش هلیوپلیس باید از نقش ققنوس ، نماد نیلوفر و یکپارچگی آتوم با سایر تجلیات خدای خورشید صحبت کنیم .ققنوس که نویسندۀ یونانی ، هرودوت ، در قرن پنجم ق م دربارۀ آن در مصر چیزهایی شنیده بود ؛ اما جز در پاپیروس های اسطوره شناختی یا کنده کاری بر دیوارها آن را ندیده بود ، در اصل شبیه به یک دم جنبانک زرد بود که به یک حواصیل با پرهای بلندی بر سر تبدیل شده بود . در هیروگلیف ها بِنو نامیده می شد که به لحاظ ریشه شناسی به معنی ( برخاستن یا درخشش ) است .بنو که خود تکامل یافته بود ، به نماد ولادت خدای خورشید تبدیل شد . این مطلب در گفتار 600 از متون هرمی ، ضمن درخواستی از پیشگاه آتوم بیان شده است : " ...برخیز ، مانند بن بن ، در عمارت بنو در هلیوپلیس " .

هرودوت به هیچوجه قانع نشده بود که ققنوس وجود دارد ، اما داستانی را که کاهنان به او گفته بودند نقل کرده است . ققنوس به روایت هرودوت ، پرنده ای مانند عقاب ، طلاپوش و دارای پرو بالی سرخ رنگ است . پس از مرگ والدینش که هر 500 سال اتفاق می افتد ، از شبه جزیرۀ عربستان به مصر پرواز می کند . وی پیکر والدین خود رزا پوشیده در یک تخم گیاه مُرِ حمل و آن را در معبد خدای خورشید دفن می کند . تفاوتهای میان ققنوس هرودوت و سار نویسندگان دورۀ کلاسیک ، و بنوی مندرج در منابع مصر باستان به حدی است که بی تردید می توان گفت این دو پرونده با هم ارتباطی نداشته اند . به روی ، این احتمالوجود دارد که هرودوت در نتیجۀ شواهدی که در اختیارش قرار داده اند گمراه شده باشد .پرنده ای که وی در تصاویر دیده ، قطعاً  بنو نبوده است ، خواه با شکل و شمایلی که او توصیف می کند ، خواه در هیأت رنگارنگ و زیبای آن ؛ این پرنده احتمالاً کرکس مصری یا شاهین هوروس بوده است .ذکر بخور ، رنگ و بویی اصیل بر آن اضافه می کند ، زیرا بخور در آئین های معابد مصری فوق العاده ارزشمند بوده است . کاملاً محتمل است که مرّ خوشبو کننده ای که هرودوت ان را توصیف می کند ، از طریق راههای تجاری دریای سرخ از عربستان جنوبی وارد می شده ، و در این دوره از تمدن مصر در هلیوپلیس مورد استفاده قرار میگرفته است .

در پایان نباید فراموش کنیم که هیچ کس نمی داند موقعیت و مقام خبر رسانهای هرودوت در سلسله مراتب کاهنی در چه حدی بوده است – مقامات ارشد که در الهیات هلیوپلیسی تبحر داشته اند ، یا نوآموزانی که هوز در حال یادگیری بوده اند .

در واقع بعضی تبیین هایی که از بنو به دست داده شده باید مترجمان را ناکام کرده باشد ، بخصوص که هیچ گزارشی از زمان هرودوت در اختیار نداریم که اطلاعاتی دربارۀ پیچیدگی های این پرونده در اختیار ما بگذارد ، پیچیدگیهایی که ناشی از 200 سال فاصلۀ میان برخورد با نخستین اطلاعات مربوط به آن در متون هرمی و زمان هرودوت است . به عنوان مثال ، میدانیم که بنو در مراسم کفن و دفن شرکت داشته ، و در تضمین رستاخیز مردگان در جهان زیرین نقش ایفا میکرده است . قویترین نقطۀ پیوند میان بنو و ققنوس ، رابطه ای است که هر دو با معبد خورشید در هلیوپلیس دارند .

و سرانجام ، پیچیدگی درونی این موناد (  MONAD  " ذرۀ زنده " ) ، تجلیات دیگری را نیز عرضه میدارد .یکپارچگی آتوم با سه جنبه از خورشید که قبلاً در زمان متون هرمی وجود داشت ، ثبت شده است ." رع " یک واژه اساسی برای خورشید است که حضور مادی ان را در آسمان و نیز نام خدای خورشید را که " در قرص ان میدرخشد " نشان می دهد ، خِپری تصوری از خورشید است که در یک سرگین غلتان تجسم می یابد ، تشابهی که از طبیعت گرفته شده است ؛ هَرَختی شاهینی است که در افق اوج میگیرد ، و مانند خود خورشید دور از دسترس است . اسامی حالت ترکیبی دارند : به عنوان مثال ، رع – اتوم یا رع – هَرَختی . به هر روی ، این تکثر صورتها که هر یک کوششی به منظور ضبط کردن جنبه ای از خورشید – خدای آفریننده در یک نام است ، جوهر اسطورۀ هلیوپلیس را مخدوش نمی کند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٢
comment نظرات () لینک

+ نادر شاه

در سال 1727 م برای تنبیه افغانها ، که در اثر ظلم و بیداد خود کشور ایران را به خون کشیده بودند ، وسیلۀ انتقامی پیدا شد . دورۀ پیروزیهای آنها به پایان رسید ، و ساعتی نزدیک شد که ایرانیها توانستند قتل و غارتهایی را که ان غاصبان از زمان مرگ گرگین خان ( 1709 ) تا حملۀ به ایران ( 1722 ) مرتکب شده بود و مصیبت های وحشت انگیزی را که به بار آورده بودند جبران کنند .

این جهانگشای بزرگ به اقتضای احوال ، نام خود را تغییر می داد و این موضوع تا حدی باعث حیرت شده است . اسم واقعی او نادرقلی بود . نادر زبان ترکی و ایرانی به معنای " چیزکمیاب " است و این صفت را مسلمانان مخصوص ذات احدیت کی دانند ، چنانکه ما معمولاً او را خدای متعال می خوانیم و با وجود این ، در نتیجۀ عادات و آداب مردم ایران ، اشخاص غیرشریف نیز می توانند چنین نامی داشته باشند .

هنگامی که شاه طهماسب دوم ، به او لقب " خان " داد ، با افزودن نام خود به این لقب ( یعنی او را طهماسب قلی خان نامید ) او را مفتخر ساخت و این یکی از افتخارات ارجمندی است که پادشاهان ایران می توانند به اتباع خود تفویض کنند . بنابراین نام نادر به صورت طهماسب قلی خان درآمد و اگر چه کلمۀ قلی به مفنای " برده و بنده " است ، ولی در این مورد نشانۀ بزرگترین افتخار در مشرق است .بعدها ، هنگامی که وی بر تخت سلطنت ایران نشست ، دوباره نام نادر را اختیار کرد و کلمۀ شاه را بر آن افزود ، ولی ازآنجا که همیشه باید عنوان غاصب به شمار آید ، نام او که بدان مشهور بوده و احتمالاً در اروپا آیندگان او را به آن نام خواهند شناخت طهماسبقلی خان خواهد بود .

نویسندگان اگر چه در بارۀ نام اصلی او سرانجام با یکدیگر توافق کرده اند ، ولی نوشته های انها در مورد تولد و نسب و آغاز زندگی او تا حدی با هم فرق دارد .اما خود او گاهی از اصل و نسب پست خویش سخن به میان می اورد و گاهی به مقتضیات سیاست یا هوش ، نسب خود را به چنگیز خان فاتح بزرگ ترکمنی یا تیمور لنگ می رسانید . تاکنون شرح رضایت بخش و درستی مانند انچه در ایران به دست آورده این نشنیده ایم .

نادر سال 1687 در دهکده ای ، و به احتمال قریب به یقین در چادری در چند منزلی جنوب شرقی مشهد در نزدیکی کلات ( من این نام را در هیچ نقشه ای ندیده ام . اما از ان به عنوان قلعه ای محکم که گنجینۀ امپراتوران مغول را در برگرفت بارها سخن خواهم گفت ) دیده به جهان گشود .

وی به طیفۀ افشار که قومی تاتار و تابع ایران می باشند پیوستگی داشت . این طایفه روزگار خود را به کشاورزی می گذراندند و به ایرانیها اسب و گوسفند و گاو می فروختند. پدر نادر که امامقلی نام داشت به علت تنگدستی با پوستین دوزی که پیشۀ طبقات پایین ایرانی است امار معاش میکرد . خود نادر برای چوپانی تربیت شد و هنگامی که در 13 سالگی پدر خود را از دست داد ، به چنان تنگدستی و فقری گرفتار آمد که مجبور شد برای معیشت خود و مادرش در جنگلها به جمع کردن هیزم بپردازد و آن را با خر و شتری که تنها دارایی موروثی او بود به بازار برد .

نوشته اند نادر وقتی که با فتح و ظفر از تسخیر هند باز می گشت ، تصادفاً از نزدیک زادگاه خود گذشت . در اینجا در برابر سردارانش نطقی را که قبلاً تهیه کرده بود ایراد کرد و در آن ، جریانات آغاز جوانی خود را شرح داد و مخصوصاً از چراندن شتر پدر سخن به میان آورد و در پایان گفت : ( می بینید که خدای متعال مرا به چه مقام بلندی رسانده است . بنابراین ، نباید مردم بی نام و نشان را تحقیر کنید )

در حدود سال 1704 ، هنگامی که نادر 17 یا 18 ساله بود ، ازبکان به خراسان تاختند و بسیاری از اهالی آنجا را از دم شمشیر گذراندند و عدۀ زیادی را که نادرقلی و مادرش جزء آنها بودند با خود بردند . این زن در اسارت درگذشت ، ولی نادر در 1708 موفق به فرار شد و به خراسان بازگشت . از این تاریخ به بعد اطلاعی دربارل زندگی او نداریم ، تا آنکه وی با چند تن از دوستان خود گلۀ گوسفندی را به سرقت برد ( این گله چنانکه بعضیها نوشته اند متعلق به پدرش نبود زیرا وی در این هنگام درگذشته بود و معلوم نیست که پدرش گلۀ گوسفندی داشته است یا خیر . در صورتی که عمویش ممکن بود که صاحب گله ای گوسفند باشد ) و با پولی که بدین ترتیب به دست آورد به کوهستانها بازگشت ولی معلوم نیست که وی پیشۀ راهزنی را تا مدت مدیدی ادامه داده باشد و سرانجام به خدمت بیگی درآمد و بوسیلۀ او به عنوان قاصد استخدام شد . روزی برای رساندن پیغامهای  مهمی به دربار اصفهان اعزام گردید و چنانکه غالباً در ایران مرسوم بود شخص دیگری همراه او شد ، ولی نادر این شخص را به قتل رساند . معلوم نیست آیا نادر مایل بود تنها حامل این پیغامها باشد یا آنکه همسفر او به اندازۀ کافی به سرعت راه نمی پیمود و یا انکه نقشه ای پنهانی در سر داشت که این قتل را مرتکب شد . نادر هنگامی که به اصفهان رسید ، قصۀ خود را چنان به خوبی تعریف کرد که توانست به حضور وزیران شاه سلطان حسین بار یابد و رفتار خود را در ضمن مسافرت چنان موجه و بطور حق بجانب بیان نمود که نه تنها تبرئه شد ، بلکه هدیه هایی نیز دریافت داشت و با پاسخ نامه هایی که همراه آورده بود پس فرستاده شد ؛ ولی اربابش او را با چنان قیافه ای پذیرفت که گمان می رفت در نظر دارد او را به قتل برساند . نادر چون این قضیه را دریافت ، تصمیم به کشتن او گرفت ، و از انجا که سخت عاشق دختر ارباب شده بود و او تقاضای ازدواج با دختر را رد کرده بود ، نادر بیشتر نسبت به او کینه در دل داشت . نادر پس از قتل ارباب ، دختر او را برداشته به کوهستانها گریخت . یکی از نتایج این عمل جسارت آمیز ، تولد رضا قلی میرزا بود  که از حیث نبوغ و اخلاق شباهت زیادی به پدر داشت . از آنجا که نادر در اثر این رفتار یأس آمیز به شجاعت مشهور شده بود ، عدۀ زیادی از نوکران بیگ سابق به او پیوستند و به اتفاق او به راهزنی پرداختند .بدین ترتیب روزگار می گذراند و هر وقت فرصت دست می داد مشغول غارت می شدند . نادر سرانجام به خدمت پاپالون خان حاکم خراسان * درآمد واز طرف او به مقام ایشیک آقاسی یا رئیس تشریفات منصوب شد .

هنوز مدت زیادی در خدمت پاپلوخان نگذرانده بود که اوضاع ایران رو به آشفتگی نهاد ( اشاره به شورشهای ابدالیهای هرات . م ) و فرماندهی عده ای را به او دادند و او در جنگ با ترکمنها ی خیوه و بخارا که مکرر به مرزهای خراسان حمله می بردند از خود شجاعت بسیار نشان داد . در ایامی که اسدلله هرات را به تصرف درآورده بود و کردها در عراق عجم به تاخت و تاز اشتغال داشتند ، ده هزار نفر از تاتارها که به ازبک موسومند ( ازبک به معنای آزاد و مستقل امده است ) در سال 1719 به خراسان حمله بردند و دشتهای حاصلخیز این ایالت را به صورت خشکزار دراوردند و اموال مردم را تاراج کردند و هزاران نفر از آنها را به اسارت بردند .

با پیروزی در این جنگ نادر که از نخستین پیروزی خود سرمست شده بود فاتحانه به مشهد بازگشت و از طرف مردم با شور و هیجان بسیار پذیرفته شد . در این هنگام آتش جاه طلبی او شعله ور گردید ، و چون خدمات او مشهود بود ، درخواست کرد که مقام او به عنوان فرمانده کل تحت فرمان پاپلو خان تثبیت شود . حاکم مذکور قول داد که در این باره به دربار گزارش دهد و برای قدردانی از خدمات او از هیچگونه اقدامی فروگذار نکند . معلوم نیست که آیا پاپلوخان  صادقانه و طبق قول خود عمل نکرد و یا اینکه درباریان ضعیف النفس شاه سلطان حسین از ترفیع مقام نادر شانه خالی کردند و در هر حال نادر از این ناکامی سخت خشمگین شد . انچه بیشتر باعث خشم او گردید این بود که شخص جوانتری از خود او که هیچگونه تجربه یا کفایتی نداشت و منسوب به پاپلوخان بود به جای او تعیین شد . در این هنگام ، نادر علت چنان رفتار ناحقی را از حاکم جویا شد و با جسارتی که جزء خصایص او بود علناً اظهار داشت که خان مانند مرد شرافتمندی رفتار نکرده است . این عمل گشتاخانه ، حاکم را بر آن داشت که رفتار خود را تغییر دهد و با آنهمه ستایش از دلیری نادر ، او را سخت با چوب فلک تنبیه کند . ( این عمل در میان افراد عالیرتبه در ایران مرسوم است )  آنچه بیشتر باعث این شرمساری شد این بود که بعضی از سرداران عمدۀ قشون ایران نسبت به خصایص نظامی نادر حسد می بردند . بدیهی است که چنان مرد متکبری نمی توانست این توهین ها را تحمل کند ، و بنابراین در جستجوی ماجرای جدیدی از مشهد بیرون رفت .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و تاریخ
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیثک رم ( نظامهای مذهبی و جماعات )

نظامهای مذهبی و جماعات 

کلیسای کاتولیک رم تنها برای این نیست که نیازمندیهای روحی مؤمنان را، بوسیلۀ خودسازی انها وراهنمایی آنها به سوی بخشهایی اززند گی جاوید، تأمین کند، بلکه زمینه هایی را نیز در  مور د زندگی رهبانی ، برای کسانی که هدف آنها تحقق بخشیدن به بالاترین امکانات جهت انجام وظایفشان دربرابرخداست ، فراهم می سازد.

زندگی رهبانی این فرصت را به انسان می دهد  که مفهوم کامل دینداری واقعی را از نظر کاتولیک رم درک کند .در این زندگی انسان ازطریق عبادات مستمر و رهایی از قید و بند زندگی مادی ، به زندگی ملکوتی که خود مظهری از زند گی در بهشت ابدی است، دست می یابد.

این زندگی، زندگی مذهبی نیز نامیده شده است و دو کلمۀ لاتین (روحانی) همانند  معادل جدید فرانسوی آن به معنی مرد راهب و زن راهبه است.

اختلاف میبان مسیحیت کامل و غیر کامل دارای ریشۀ تاریخی عمیقی است . با اینکه درکلمنت اسکند ریه فرق میان مسیحیان معمولی 59 کلیسا و نخبه های روحانی دردرجۀ فهم و در ک معنی بود، در  زمانهای اخیر تکیه روی زهد و ریاضت بیشتر است تا روی طرح عقلایی . نخبه های مسیحی رهبانی بودند  که ازبستگان ومایملک خود چشم پوشیدند. این ایده بعدها جنبۀ منفی پیدا کر د . به این معنی که باید از کلیۀ اشیای مادی چشم پوشی شود  . زند گی رهبانی از نظر بندیکت نورسیا (480- 550 ) به بیان قطعی عبارت بود از (نیروهای نظامی یا میلیشیای مسیح) (militia chriti ) .

رهبان ، سربازان مسیح هستند که تمام عمرو نیروی خود را درراه دفاع از ایمان وقف کرده اند. هدفی ر ا که ر هبانیت شرق و غر ب عهده دار آن است عبار ت است از محبت به خدا و همسایه.

زند گی ر هبانی ازدیدگاه کاتولیک رم ، به خودی خود کمال مسیحیت نیست بلکه وسیله ای است برای کسب کمال.

این قطعی نیست که ر هبانیت وسیله ای باشد که انسان را به کمال نهایی برساند و آنها که اکنون در  دنیا زندگی می کنند ، می توانند بدون توسل به این طریق به هد ف و کمال دسترسی پیدا کنند . زندگی رهبانی پیشۀ مخصوصی است برای تعداد کمی از مردم و برای همه وظیفۀ لازمی است. به منظورنیل به زندگی رهبانی نه تنها لازم است انسان رهبانیت را پیشۀ خود سازد بلکه پیش از انکه آخرین تعهدات از او سلب شود باید نشان دهد که موهبتی بزرگ در نهاد او وجود دار د.

برخلاف کلیاهای شرقی ، کلیساهای کاتولیک رم ازفکرزندگی فردی یا فردگر ایی اجتناب ورزیده وبه زند گی منظم توأم با مخالفت هوای نفس ، درعین معاشرت با مردم ، دردیرها و سایر اماکن مذ هبی روی آورده است. بنابراین هدف رهبانیت این است که به کلیسا خدمت کتد وچنین نیست که تنها وسیله ای برای کنترل هوای نفس و وصول به کمال فردی باشد.زندگی رهبانی به ویژه درکاتولیک جدید رم با این تصور، که کلیسا عبارت است از یک زندگی متشکل که درآن وظیفۀ دعا کر دن برای همۀ کلیساییان به عهدۀ راهبان گذاشته شده است ، همر اه است. زندگی رهبانی با پیمان اکید نسبت به گزینش فقردایم ، تجرد واطاعت ازمقامات بالاتر توأم است .

ریشه های اصلی مطلوبیت و کمال فقر به عهدجدید می رسد و متونی از قبیل انجیل مر قس 10: 21-30 همواره دراحیا و تجدید زندگی رهبانی نقش مهمی را ایفا کرده اند. 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( برزخ و مقدسان )

برزخ و مقدسان 

د کترین کاتولیک رم دربارۀ زندگی آیندۀ انسان بر اساس سیستمی از ایده های انجیلی مختلف استوارشده که با کمی اشکال و پیچیدگی قابل شناخت است . فقرات معینی از انجیل چنین اظهار میدارد که انسان لحظه ای پس از مر گ یا در خوشی و سعادت جاوید یا درعذاب دائم داخل می شود، در  حالی که فقرات دیگری متفقاً و بطورروشن چنین بیان می کنند که داوری نهایی تا پایان زندگی دنیا انجام نمی گیرد. اختلاف تظرمیان این دوفکر  با ( د کتر ین برپا شدن داوری ثانوی) از بین می ر ود. بلافاصله پس از مرگ، هر انسانی مورد داوری جداگانه ای ، که تعیین کنندۀ سرنوشت ویی از نظر سعادت یا شقاوت می باشد، قرار می گیرد. شخص محکوم فوراًً روانۀ د وزخ می شود که طبق دکترین کاتولیک رم عبارت است از د وری از خدا ، محرومیت ازدیدارخدا وخلود دراتش.این پرسش که آیات عذاب د وزخ روحی است یا جسمانی درمحافل الهیات مورد بحث وگفت وگوست. مردم عادی تصور  زنده ای از دوزخ و تصوری از مجازاتها و شکنجه های آنجا درذهن خود دارند. عقیده دربارۀ مقدسان و اطفال تعمیدیافته که بدون ارتکاب هیچگونه گناهی مرده اند، چنین است که مستقیماً وارد بهشت میشوند .اما بیشتر ارواح که بالاخره وارد زندگی جاوید می شوند ، قبل از آنکه بتوانند به رحمت خدا دست یابند ابتدا روانۀ برزخ می شوند.

در پایان جهان وقتی که مردگان با بدنهایشان به پا میخیزند وبه ار واحشان ملحق می شوند  یک داور ی عمومی برپا خواهد شد. درآنجا عذاب وشکنجۀ محکومان و نعمت وبرکت نجات یافتگان افزایش خواهد یافت.مأ خذ انجیلی د کتر ین برزخ عبارتند از متی 5 : 26 و 12 : 32 و اول قر نتیان 3 : 12-15 قد مت این عقیده به عصر ترتولیان و اریجن میرسد، لکن تا زمان نوشته های گریگوری بزرگ توسعۀ کامل نیافته بود . درقرون وسطا این عقیده دراثر ار تباطش با گناه بخشی کشیش شهرت عمده ای یافت .مادۀ کوتاهی ازمصوبات شورای تر نت صرفاً مبتنی براین است که د کترین مفید برزخ باید مورد اعتقاد قرار گیر د وشایع شود ، اما در تعلیم عمومی آن بهتر است از طرح مسائل مشکل وغیرقابل فهم، که درساختمان اصلی آن تأ ثیری ندارند، اجتناب شود .

 

ارواح بالاخره درعالم برزخ به رحمت جاوید خواهند ر سید ، لکن آنها احتیاج به تزکیۀ بیشتری دارند وبنابراین باید ابتدا ازمیان آتش عبور کنند. آنها خود نمی توانند به تنهایی کسب لیاقت کنند بلکه با کمک کلیسای ر وی زمین ، از رطیق دعاهای شفاعتی، گناه بخشی کشیش و قربانی عشای ربانی ، این کاربرای آنها میسر است. مقدسان در بهشت نیازی به دعای اشخاص ، برای شفاعت، ندارند، همانگونه که این کار  برای دوزخیان تأثیر ندار د. بین بهشت و دوزخ جایگاهی است که درآن هزار ان روح وجود دارند واز دعاها بهره مند می شوند.

 درتقویم کلیسایی روز مخصوصی به نام (روز تمام ارواح) ( 2 نوامبر ) به انها اختصاص داده شده و غالباً در دعای ویژه و درعشای ربانی از انها یاد می شود . مقررات کلیسای شاما مر اسم یادبودی است از آنها که با نشان ایمان از دنیا رفته و درخواب آرام فرو رفته اند . در دعاهای روزانه و غالباً در شکر انۀ پیش ازغذا عبارت (ارواح مؤمنان در رحمت خدا وآر امش باد) بر زبان جاری می شود .

دعاهای کلیسایی برای تخفیف عذاب ار واح در برزخ و همچنین در مور د استمداد مقدسان ساکن در بهشت از خدا، پلی است برفراز پر تگاه بزرگ میان زندگی و مرگ. به موجب تعالیم کاتولیک رم برای مقدسان نمی تواند دعا فرستاده شود. آنها تنها می توانند فراخوانده شوند وشفاعت و وساطتشان درخواست شود. نمونۀ کلاسیک برای احضار و فراخوانی ارواح مقدسان دعای تهلیل داری است  که درآن نامهای زیادی از مقدسان آورده شده و عبارت ( برای ما دعا کن) به دنبال هرنامی می آید. در حالی که دعای مر بوط به عشای ربانی ارتود وکس از این طولانی ترنمی شود، درعبادت عمومی ، دعاها، که معمولاً با تنفسهای کوتاه اجرا می شوند، برای مقدسان فر ستاده می شوند. یک نمونۀ معروف از این دعاها عبارت است از دعای لوتر: ( کمک کن ، آنّ مقدس . من متعهد می شوم که زاهد شوم)

احتر ام رسمی به مقدسان در اعیاد مخصوص به آنها با برگزاری مر اسم عشای ربانی کاتولیک انجام می شود . بدین جهت این مر اسم ر ا (به افتخار  مقدسان وبه یادبود  انها) نامیده اند .در چنین اجتماعاتی ، قربانی به شخص مقدسی که این مر اسم به یادبود او بر گزار  شده اهدا نمی شود، بلکه تنها به پیشگاه خدایی که بخاطر پیروزی مقدسان مور د ستایش قرارگر فته است ، تقدیم می شود. یک تبصرۀ الحاقی به مصوبات شورای ترنت حاکی از ان است که یکی ازهد فهای برگزاری اینگونه عشای ربانی این است که شفاعت شخص مقدس در پیشگاه عرش الهی پذیرفته شود.

عبادت عمومی از این هم فراترمیرود. این عبادت نه تنها شامل دعاهایی به مقدسان است بلکه شامل هدایایی نیز هست که بصور ت شمع دربرابر تمثال آنها قرار داده می شود، از اینرو یکی ازعناصر شرک که صاحبنظران پروتستان و کاتولیک های ر وشنفکر آن ر ا اهانت آمیز میدانند، سبب طعن شدید کلیسای کاتولیک رم شده است.

 

مقدسان، معاونان الهی نامیده شده اند  ( این نام بوسیلۀ یکی ازتار یخ نگار ان مذ هبی به آنها داده شده است) برای هر صنف و حر فه ای معاون مقدس مخصوصی وجود دارد : یوسف مقدس برای نجاران ، لوقای مقدس برای رنگ کاران (نقاشها) ، کریسپین مقدس برای کفاشان و آلویسیوس مقدس برای دانش آموزان ، فلوریان مقدس از اتش ایمنی می بخشد وبه اگوستین مقدس وظیفۀ خطیر شفادادن زگیل ( دانه های بر آمده معمولاً روی پوست دست) واگذارشده است.

درپایان قرون وسطا آنّ مقدس معروفترین مقدس به شمارمیرفت. بعدها یوسف مقدس و پس از او انتونی مقدس از پادوآ به محبوبیت و عظمت رسیدند  ، گر چه سالها بود تدائیوس رسول وسائل تقد م خود رابر انتونی مقدس فراهم کر ده بود. از دیدگاه تار یخ نگار مذهبی این حقیقت مهمی است که برخی از معروفترین مقدسان می توانند  به کارهای مقدسان محلی رسیدگی کنند ، همانگونه که عملاً نیزچنین وضعی وجود داشته است.

در صورتی که ازجانب آیت زیدلن عذرا کمکی در یافت نشود ممکن است به لوردس عذرا پناه بر ده شود. حتی مردی از تیپ بندکت پانزدهم ( پاپ سالهای 1914- 1922 ) در بستر مر گ خواست که مادونای پمپی برای ار امش وی وساطت کند . عظمت مقدسان به زمانهای دور تار یخ مسیحیت باز میگردد. این عظمت ابتد ا به یادبود شهدا تعلق دار د.

بسیاری از چهره های مقدس می توانند اثری از ضبط واقعۀ شهادت پلی کارپ مقدس در  155 م . واقع شده باشند . او درمورد شهدا گفته است که آنها نمونه هایی هستند برای کسانی که در راه ایمان و تقویت آن نبرد می کنند . یادبود شهدا منبعی است از خشنودی وتشکرنسبت به کلیسا که همه ساله ، مراسم سالگر د شهادت آنها را برگزار می کند . بدن شهدا باید مور د تجلیل و احتر ام قرار گیرد واگرچه شهدا مورد تکریم و تعظیم قرار مسی گیرند  ونمونه هایی برای سرمشق ماهستند ولی این تنها و منحصراً مسیح است که باید موردعبادت وستایش قرارگیرد.

در همان زمالن مطلب دیگری اضافه شد وان اینکه باید در دعا بین مقدسان آسمان و کلیسای زمین برابری بر قرار باشد. درحالی که در شرق ، کلیسای روز زمین برای مقدسان دعا می کند  وشفاعت انها ر ا طلب می کند ، کلیسای غربی به آنها دعا نمی کند  و تنها از خدا می خواهد  که به انها کمک کند . بنابراین کاتولیک رم معتقد است که مقدسان با مسیح حکومت می کنند و شفاعت خود را برای نوع بشر قرار میدهند و دعای خود را برای انان یک عمل ثمر بخش و مفید تلقی می کنند .

 

تعداد مقدسان زیاد است . درقرن 16 تعداد آنها بیش از ده هزار نفربود که بیشترآنها بدون اینکه رسماً مقدس شناخته شوند درنظر مردم مقدس بود ند . بسیاری از آنها صرفاً افسانه ای بود ند  ودر تاریخ نامی از آنها وجود ندارد.

 انتخاب رسمی مقدسان توسط پاپ برای اولین بار  در  993 م . انجام شد . این قانون که هیچ کس نمی تواند  بدون تأ یید پاپ مقدس شناخته شود  تا سال 1170 پیاده نشده بود. طرح عملی درحال حاضر برای اعطای عنوان مقدس از این قر ار  است که شخص مورد نظر موضوعی را مطرح می کند و اعضای شورای دفاعی که موظفند مطالبی ر ا درتأ یید یا رد آن تهیه کنند آن را مورد بررسی قرارمی دهند . معیارهای قطعی دراین باره عبارت است از زند گی همراه با تقدس در روی زمین وصدورسه معجزه در طول زندگی یا در قبر یا از طریق شفاعت.

نخستین مرحله برکت دادن نامیده می شود و آنها که ادعاهایشان پذیرفته شده است عنوان (سعید یا مبار ک) ر ا دریافت میدارند . دومین مرحلۀ قانون انتخاب مقدس را کامل می کند ودارندۀ ان شایسته عنوان (مقدس) می سازد. بسیاری هستند که تنها به رتبه های پایین تر  نایل می شوند . بین سالهای 1500- 1903 یکصد وسیزده فقر ه انتخاب مقدس ، و پانصد و چهل وهفت فقر ه اعطای عنوان (تبرک شد ه) صورت گرفت. یکی از این مراسم که اخیراً برپا شد مر بوط به جان آرک ( 1412- 1431) بود که در سال 1920 واقع شد. بسیاری از مردم جهان ( از جمله چین وژاپن) به این رتبه نایل شده اند .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( عبادت )

عبادت

عبادت کاتولیک رم براساس کلیۀ حواس پنج گانه صورت می گیرد، بخصوص حس بینایی ونه تنها درتمثالهای خداوند گار ما ومقدسان وجود دار د بلکه در هنرهای معماری کلیسا، جشنهای دسته جمعی و مراسم عشای ربانی وبلکه علاوه برهمۀ اینها درخود نان تقدیس شده ، یعنی در بدن عیسی، که بر ای تجلیل بالا برده می شود. مراسم یادبود آخرین شام عیسی نیز از طریق حس شنوایی با گوش فر ادادن به کلمات مقدس مر بوط به عشای ربانی و قرائت متون کتاب مقدس وهمچنین موعظۀ کشیش همراه با موزیک و آواز صورت می گیرد. عبادت از طریق حس بویایی با استشمام دود و موادی که برای بخوربه کار می رود واز طریق حس لامسه با پاشیثدن آب تقدیس شده انجام می شود.

اعمالی که با اسارات وحرکات اعضای بدن همر اه است درعبادات فراروان است. عبادت کنندگان به هنگام ورود به کلیسا وخروج از آن ازآب مقدس به نشتنۀ تطهیر به خود می باشند.

درمر اسم مخصوص که قبل از دعای تقدیم نان و شراب درعشای ربانی انجام می شود، کشیش دستهای خود را در ظرف کوچکی می شوید، واین عمل نشان آن است که کسی که می خواهد  بدن وخون مسیح را لمس کند باید خودش پاک باشد.کشیش درخلال این عمل قسمتی ازمزمور  26 داوود را مکرراً می خواند : ( دشتهای خود را درمیان معصومان خواهم شست ومذبح تورا ای خداوند طواف خواهم کرد)

این نمونه ای است از بکاربردن آیات کتاب مقدس در مورد اعمال سمبلیک. همچنین اسشتفاده از اسپندان، بموجب آنچه درجلد8 کتاب وحی آمده است ، دودکردن اسپند وبالارفتن آن حاکی از صعود  دعای مقدسان بسوی خداست.درعین حال، این عمل بعنوان برکت الهی نیز تلقی شده است وبنابراین حضار سرهای خود را هنگامی که اسپندان بطرف آنها چرخانده می شود خم می کنند.

دو نمونۀ دیگراز اعمال سمبلیک یکی اهمیت امتزاج شراب وآب درظرف مخصوص همراه با دعاست که این امتز اج نمایشگر وحدت دو طبیعت خداوندگارماست. بوسۀ صلحی که کشیشها قبل از تشکیبل مراسم یادبود اخرین شما عیسی به یکدیگر می دهند نیز همین معنی را میرسشاند. نمونۀ دوم رنگهای مختلف لباسهای ویژۀ کشیشان است که ازعناصرسمبلیک به شمارمیرود.چنانکه رنگ سفید درجشنهای بزرگ مربوط به خداوندگار ما؛ رنگ بنفش در مراسم روزهای ادونت ولنت ، قرمزدرمراسم یادبود شهدا، ومشکی درمراسم عشای ربانی برای در گذشتگان بکاربرده می شود. درکاتولیک رم ، ارتباط شدیدی میان عناصر سمبلیک و دراماتیک وجود دارد .عشای ربانی ، علاوه براعمال سمبلیک مختلفی که به همراه دارد ، خود جلوه ای است که قربانی مسیح در آن، باردیگربدون خونریزی تکرار می شود.

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( وسائل دیگر فیض )

وسائل دیگر فیض 

علاوه بر شعایر، خداوند ر اههای دیگری را برای فیض بخشی خود اماده کرده است. کارهای مربوط به شعایر امور مقدسی هستند که در  صف شعایر قرار  ندارند  اما وسیلۀ انتقال فیض خدایند.آنها بوسیلۀ کلیسا پدید امده اند ، نه به وسیلۀ مسیح؛بنابراین مفید هستند.اما برای نجات ضروری به شمار نمی روند.این امور شامل دو نوع اعمالند : یک نوع مر بوط به د ورکر دن روح شر ودستۀ دیگر مر بوط به دعای اختتام یا شکر گزاری است. این اعمال هم می تواند در  مورد اشیا وهم در مور د اشخاص انجام شود. عبارت (من از شما ارواح شرور ر ا دور  می کنم) نمونۀ خوبی می تواند باشد. برکتها یا فیوضاتی که داده می شوند عبار تند از تقدیس صاحبان رتبه های پایین تر ، تقدیس پادشاهان ، وقف یا هدیۀ کلیساها ، تبرک وتقدیس آب غسل تعمید ومانند اینها.

شعایر کلیسای رم نه تنها شامل برکت دادن به مزارع وغلات می شود، بلکه حتی ساختمان مدارس ،تأسیسات تلگر اف وخدمات دیگر ر ا نیز در بر می گیر د. موافق مورد تقدیس که بعنوان ماده شعاری تفسیر شده اند  عبارتند از آب مقدس،شمعهای تقدیس شده،شاخه های خرما – که درعید (یکشنبه نخل) به کار می روند- -مدالهای بزرگ؛ صلیبها وتمثالها.

دعا در وظایف کلیسایی کاتولیک نقش بسیار مهمی را ایفا می کند،و دربرخی از جهات با کلیساهای انجیلی تفاوت دار د. میان دعای شفاهی و دعای ذهنی فرق وامتیازی درنظر گرفته شده است. دومی دعایی است که اهسته خوانده می شود وبا تمرکز وتفکرعمیق همر اه است. از برخوانی زبور داوود (درعهد عتیق) شکل مر سومی از دعا، بخصوص در دعاهای روزانه است.

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( انتصابات مقامات روحانی )

انتصابات مقامات روحانی

انتصابات مقامات روحانی از مهمترین شعارها به شمار  میر ود . زیرا بیشترشعارها می توانند بوسیلۀ کشیش انجام شوند در  حاللی که این شعار  فقط به وسیلۀ اسقف صورت میگیرد وبرای تقدیس، سه نفر اسقف لازم است. به موجب د کتر ین کاتولیک ر م ر تبۀ کشیشی وعشای ربانیب بعنوان قربانی عهدجدید توسط خود مسیح تأسیس شد. ویژگی رتبۀ کشیشی این است که می تواند عناصر عشای ربانی ر ا تقدیس کند، آن ر ا به خدا تقدیم کمند، در میان مر دم تقسیم کندئ  و همچنین گناهان ر ا از بین ببرد. در انتصاب کشیش ، جام مخصوص شراب به دست شخصی که نامزد این رتبه شده است داده می شود وعبارت زیر را اسقف قرائت می کند :

( این نیرو را در یافت کن که در کلیسا برای زنده ها ورمدگان به نام پدر ، پسر وروح القدس شفاعت کنی) شور ای ترنت رتبۀ روحانی مختلف تعیین کر د. چهار رتبه که در درجۀ پایین تر قرار دارد وبه تر تیب عبار تند از : دربان، قاری، خادم کلیسا ، متصدی راندن ارواح پلید وشرور، واینها مناصبی است که ازکلیسای قدیم همچنان باقی ماند ه وحتی کارهایی که این افراد عهده دار آن هستند همچنان اصیل ماند ه است.   

این ر تبه ها تحت عنوان (مناصب جزئی) قرار دارند و معمولاً از میان گروه دانشجویان الهیات انتخاب می شوند.وظیفۀ عدم از دواج به سه ر تبه عالی که به تر تیب عبار تند از معونت شماسی ، شماسی و کشیشی که شامل اسقفی و پر سبیتری است تعلق میگیرد. ارتقا به مقام اسقفی به انتصاب و تقدیس جدید نیاز مند است. مقام اسقفی بالاترین ر تبۀ انتصابات است و اسقف اعظمها و کار دینالها و حتی خود پاپ اگر چه حوزل عمل وسیعتری ر ا دار ا هستند اما احتیاج به تقدیس بیشتری نیست . سنین قانونی برای پذیرفته شدن در  ر تبه های عالی ر وحانی به تر تیب عبار تند از 22 سال برای معونت شماسی، 23 سال برای شماسی ، 24 سال برای کشیشی و 30 سال برای مقام اسقفی.

ز: ازدواج مقدس : آیین ازدواج تنها شامل خود تشریفات ازدواج، که صرفاً عمل تقدیسی است ، نیست بلکه پیمان میان زن وشوهر واموری را هم که ازداوج با انها تکمیل می شود شامل می شود . زندگی زناشویی خود به عنوان شکل مرئی از فیض نامرئی خدا تلقی شده است.

از  نظر تار یخی مدر ک ازدواج بعنوان یک آیین مذ هبی به ترجمۀ لاتین کتاب مقدس که از ان به (سّر عظیم)( افسسیان5 : 32) تعبیر شده میرسد. باید به خاطر داشت که سّرعظیم در  این عبارت به ارتباط میان زن وشوهر  اشاره می کند . زندگی زناشویی صفت شعاری خودر ا از این عقیده گرفته است که ( آن نمونه ای است زمینی از یک حقیقت آسمانی) یعنی ارنباط میان مسیح و کلیسای او. در بار ۀ ازدواج ارزیابی عالی تری از انچه به عمل آوردیم امکان ندار د. در  برابر این ارزیابی در کاتولیک رم تمایل به کاستن ارزش ازدواج بمنظور باقی ماندن بر تجر د یا بکریت که خود نمونه ای عالی از امادگی برای پذیرفتن مسئولیتهای کلیسایی است نشان داده شده است.

قانون ازدواج نمی تواند از خود خداوندگار ما اخذ شده باشد زیرا ازدواج یکی از طرحهای خدایی است برای مخلوقاتش که قبل از امدن مسیح نیز وجود داشته است.ولی عظمت ازدواج بعنوان یک سنت مقدس از ناحیۀ خداوند گار  است. معرفی شکل ومادۀ این شعار کار اسانی نیست. شکل وهیئت ازدواج تنها تقدیس وحدت میان زن ومرد بوسیلۀ کشیش نیست بلکه رضایت طرفین ر ا نیز بهمر اه دار د. ازدواج بر اساس پیمان دو همسر، مبنی براینکه در طول زرندگی به یکدیگر وفادار  باشند استوار  شده است. پیمان ازداوج باید در حضور  شهود  که معمولاً از یک کشیش ولااقل د و یا سه نفر  دیگر  تشکیل می شود، انجام شود. این آیین تنها با اولین عمل امیزش جنسی تکمیل می شود. ازدواجهایی که برمبنای مذ هب پر وتستان صورت گر فته در کاتولیک رم نیز، حتی بعنوان یک شعار مقدس بر سمیت شناخته می شود . هرچند بدون تشریفات وحضور کشیش کاتولیک انجام شده باشد. تنها شرط اعتبار اینگونه ازدواجها این است که هیچ گونه اشکال شرعی در آنها وجود نداشته باشد.

اگر زن وشوهر هردو به آیین کاتولیک رم بگر وند، به ازدواج مجدد نیازی نیست وکاتولیک شدن یکی از انها دو نیز موجب برهم خوردن ازدواج آنها نمی شود. به هرحال کاتولیک های رم باید پیمان ازدواج  خود را در حضور کشیش – وچه بهتر کشیش محلشان که باید وجود شرایط ازدواج را تأیید کند- انجام دهند. ازدواجهای مختلط یکی از مسائل مشکل مذهبی است که در  پار ه ای از کشور ها موجب مشاجر ه میان کلیسا وحکومت شده استو مقامات روحانی با ازدواجهای مختلط مخالفت می کنند، از این جهت که زن وشوهری که از دوفر قۀ مختلف باشند دارای هماهنگی مذ هبی در  زندگی نخواهند بود وبدین جهت انها در تعلیم مذ هبی فرزندانشان دچار اشکال خواهند  شد. درچنین حالتی کشیشهای کاتولیک رم جشن ازدواج ر ا در کلیسای کاتولیکی برقرار می کند. این از دواجها مجدداً به اجازۀ ر سمی احتیاج دار ند که این، بعنوان یک قانون، در مورد بازگشت پیمان تمام ازدواجها به ایمان کاتولیک رم اجازه داده شده است.

بموجب قوانین شرعی، برای ازدواج موانعی چند وجود دارد که به دوگروه تقسیم می شوند :

1- اموری که با وجود آنها ازدواج نباید ویا نمی بایست انجام شود اما با توجه به حقیقت ازدواج این ازدواج بی ارزش نیست . این موانع عبارتند از :

الف : نامزدی یک از دو همسر درسابق با شخص ثالث

ب : اختلاف مذهب زن و شوهرکه در پارگراف قبل به ان اشاره شد

ج: داشتن نذر برای عدم ازدواج که بعداً مورد بحث قرار خواهند گرفت. این موانع ممکن است با صدور اجازه یا حکم رسمی برطرف شود.

2- موانعی که موجب بطلان ازدواج است و قابلیت الحاق رسمی را ندارد. این موانع عبارتند از :

الف : متأهل بود ن

ب : نار سایی عقل به هنگام ازدواج

ج: حایزرتبۀ روحانی بود ن (شرح این فرع بعداً خواهد آمد)

د : محکومیت به زندان

ه : عدم قدرت آمیزش جنسی

و : افراد معینی از خویشاوندان و اقارب

ز : اختلاف شدید ازنظرمذهب

بنابراین ازدواج مسیحی با کسی که تعمید نیافته جایز نیست. به موجب تعالیم کاتولیک ر م هیچ ازدواجی قابل گسستن نیست. خیانت ، تعالیم ضدکلیسایی داشتن، عدم قدر ت بر تأمین معاش یا ناسازگاری هیچ یک نمی تواند موجب طلاق شود. حداکثر کار ی ر ا که کلیسا می تواند بکند این است که اجازه دهد زن و شوهر  از هم جدا شوند. البته این امرمشروط بر این است که تا زمانی که یکی از آن دو ز نده هستند با شخص دیگری ازدواج نکنند.طلاقی که در دادگاههای دولتی صورت گرفته است از نظر کلیسا اعتبار ندارد. گاهی برای تصحیح اینگونه طلاقها به دادگاه مربوط به پاپ مراجعه می کنند تا به خاطر وجود محذورشرعی ازطلاق جلوگیری نشود.

فواید ازدواج عبار تند از :

1- پیدایش فرزندان شایسته و پارسا

2- ایجاد محبت و وفاداری میان زوجین

3- پیوند ناگسستنی

در این زمینه یک سنت عقیدتی وجود دارد که از اگوستین مقدس درزمان پاپ پیس یاز دهم ضمن بخشنامه ای در سال 1930 به نام( کاستی کونویی) به دست امده که جزئیات مسائل ازدواج را مورد بررسی قرار داده و سقط جنین ، جلوگیری از بار داری، طلاق وهرگونه عملی را که منجر به گسستن پیمان ازدواج شود در آن محکوم کر ده است.

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( شعائر دینی )

 

شعائر دینی

شعایر مذ هبی همانگونه که در ر سالۀ پر سش و پاسخ ر ومی تعریف شده ، عبارت است از یک عمل محسوس که بموجب تأسیس الهی اش تنها شکل وصور ت نیست، بلکه چیزی است که در نجات وتقدیس انسان اثر دار د.هر شعاری یک شکل مر ئی و محسوس از یک فیض نامرئی است . ضرورت شعایر از این حقیقت بر میخیزد که چون انسان متعلق به عالم ماده است پدیده های روحی ومعنوی ر ا از طریق تجر بیات مادی کسب می کند. در کلیۀ شعایر فرق واضحی میان ماده و صورت وجود دارد . ماده معمولاً چیزی است که در این شعارها بکار می ر ود مانند آب در تعمید نان و شراب در عشای ربانی.

صورت عبارت است از فرمول ومتنی که با شعار همراه است. هیچ شعاری بدون کلمات وجود ندارد.

کلیسای کاتولیک رم 7 شعار را به رسمیت می شناسند : تعمید ، تأیید ، توبه ، عشای ربانی ، تدهین نهایی ، انتصابات و ازدواج. )) 5 شعار اول برای سلامتی روح هر  فرد مسیحی انجام می شود ، در حالیکه دو شعار  اخیر برای منظورهای معینی انجام می گیرند.که عبار تند از خدمت به کلیسا وتشکیل خانواده مسیحی. این شعارها ضمن اینکه ازهم جدا هستند با یکدیگر ارتباط نیز دارند.

به هر حال مانعی برای انتصاب یک بیوه به مقامات کلیسایی وجود ندارد . تجرد وعزوبت بخشی از قانون الهی به شمار نمیرود بلکه تنها یک دستورکلیسایی تلقی می شود.هیج شعاری حتی تعمید، شرط مطلق نجات نیست. اگر موانع شدید جسمانی برای انجام دادن یک شعار وجود داشته باشد ، اراده وتصمیم انجام دادن کافی است ولی اصولاً شعایر برای نجات ضرورت ندارد.

برای تکمیل ارزش یک شعار یا قطعیت اجر ای فیض الهی 4 شرط وجود دار د:

1)            مادۀ مناسب : تعمید تنها می تواند بوسیلۀ آب انجام گیرد. عشای ربانی به نان و شراب احتیاج دارد. اسباب ولوازمی که بکارگرفته میشود شرایط ویژه ای دار د.

2)            شکل وصور ت مناسب

3)            شخص مناسب با نیت درست. شعار مذهبی را باید یک روحانی انجام دهد. تأیید وانتصاب ، کار اسقف است ، ولی عشای ربانی ، بخشش گناه و تدهین نهایی ممکن است توسط کشیشها انجام شود. انجام تمام این شعایر نیاز به روحانی ویژۀ منصوب شده دارد.بنابراین به موجب اعتقاد کاتولیک رم شعارهایی که از سوی دیگر  کلیساها انجام شده اعتبار ندارند اگرچه اثر وخاصیت آنها انکار هم نمی شود . دو شعار وجود دارد که انجام آنها نیازی به کشیش منصوب ندارد وارز اینر و آنها را کلیسای کاتولیک رم قابل قبول می داند، هرچند شعار دیگری که از سوی کلیسهای دیگر انجام شده باشد فاقد اعتبار است.

عموماۀ بیشتر جهان مسیحیت برای تعمیدی که از سوی شخص عامی انجام  گیرد ارزش واعتبار قایل است ، مشروط بر اینکه کاده و صور ت آن صحیح باشد. به هر حال این عمل متداول است که درصورت وجود نقص در تعمید اصلی ، تعمید مجدد انجام میگیر د. زن و شوهر می توانند شعایر را انجام دهند. آنها روحانیان مناسبی برای یکدیگر ند، البته مشروط بر آنکه شرایط لازم را بتوانند ایفا کنند ، همچنین احتیاج است که کشیش مخصوص انجام شعار ، شعار مربوط را با نیت انجام آنچه کلیسا انجام می دهد بر گزار کند. البته مقصود این نیست که ارزش این شعار متکی به مایه های اخلاقی و تئولوژیکی برگزار کنندۀ آن باشد، بلکه تنها نیت اینکه این شعار  انجام شود ؛ معتبر است.

بنابراین دو نفری که درصحنه نقش دارند ولو اینکه شرایط لازم ر ا برای یک ازدواج دارا باشند، نمی توانند ازدواج معتبری داشته باشند. این شرط برای اعتباریک شعاربه جهت طرز تلقی کلیسای کاتولیک رم از ادعاهای کلیسهای انگلیکان و سوئدی که معتقد به خلافت حواری هستند، اهمیت دار د. اکنون انکار نمی شود که نخستین اسقفهای پس از دوران اصلاحات این کلیسا ر ا کسانی که درخلافت قبل از  اصلاحات بعنوان اسقف تقدیس شده بودند ، تقدیس کرده اند ولی ادعا شده است تغییرات دور ان اصلاحات در  فرمول انتصابات آنقدرقابل ملاحظه بوده که در  آهنگ شعارتغییری به وجود آور ده است. از آنجا که فرمول بخاطر عدم قبول اصلاح طلبان شامل اهدای قربانیها برای زنده ها و مردگان نمی شود، انتصابات و جانشینهای آنها بموجب اعتقادات کاتولیک رم بی ارزش تلقی شده اند. (1)

]  (1)     : پروفسورمولند شکلی از نیت و اراده را در اعتقاد کلیسای کاتولیک رم همراه با یک مثال از موارد مربوط  ارائه می دهد. اخیراً برخی از الهی دانان آنها تمایلی به بحث در شکلهای متفاوت پیدا کرده اند. آنها به یک اصطلاح (اصالت نیت و اراده) که نیت و اراده را به شدت به شعار مرتبط می سازند و پرفسورمولند هم توجه خودرا بدان جلب کرده است ، اشاره می کنند.

الهی دانان انگلیکان درجواب حملات کاتولیک رم نسبت به ارزش و اعتبار نظامهای آنها، مطالب زیررا مطرح می کنند:

الف : کلیه اشکال مختلفی که ذیل انها بحث از نیت و اراده به عمل آمده توسط  پوزش طلبان کاتولیک رم که یا آسیب پذیر بودند ویا نتوانستند نتایج کامل حکم رسمی لئو سیزدهم را بطورقانع کننده ای بیان کنند ارائه  شده است.

ب : شکل دقیقی از بحث که در این حکم رسمی وطرح شده  به هیچوجه واضح و ر وشن نیست.

ج: درضمن مباحث طولانی ، دامنۀ اعتقاد به نیت و اراده منجرشد به حرکت از یک معیار کاملاً جزئی به مسائلی که بحث از شکل وصورت شعار را مورد سوء استفاده روز افزونی قرارداد ، البته برای این حرکت باید بالاخره فکری کرد و تدارکی دید هرچند ممکن است که این تلاش قانع کننده نباشد.خطرانتقال بحث از نیت و اراده بصورت وشکل و بالعکس بسیار شدید است.

د : این نیت که (_باید آنجه کلیسا انجام می دهد انجام دهد) بطورواضح در مقدمۀ کتاب مشتمل برعبادت روزانۀ انگلیکان، که حاوی کلیۀ شعارها حتی قسمتهایی که درخودعبادت خوانده  نمیشود بیان شده است.

ه : با تجه به شکل وصورت شعار لزوم این فراز( تقدیم قربانی برای زنده ها ومردگان) در کاتولیک رم بعنوان زیربنای مقام کشیشی از قبیل (نیروی بستن و گسستن) که بطور کامل در این کتاب مورد بحث قرار گرفته را نادیده میگیرد. همچنین اشکالات مشابهی درمورد تأکید ویژه روی فراز( مقام عالی کشیشی) بعنوان زیربنای تقدیس اسقفی می تواند به وجود آید.

و : در حالیکه برای بعضی از انگلیکان ها بحث نتایج وخیمی را در بردارد بسیاری و شاید بیشترین آنها محکمه نیست که کلیسای آنها را مورد قضاوت و محاکمه قرار دهد.  [

به هر حال کلیسای کاتولیک رم کلیۀ شعایر کلیسهای ارتودوکس را معتبر میداند، ولی اینکه این شعایر بخشی از کلیسای حقیقی ر ا تشکیل دهند مور د انکار است.هنگامی که شرایط سه گانه برای اعتبار شعار تحقق یافت ، این شعار دارای اثر خواهد بود و انتقال فیض شعاری ، با قطع نظر از هویت و شخصیت کشیش بر گزار  کننده ؛ صورت خواهد پذیر فت.

این فرمول از واقعیت خار جی شعار حمایت می کند که شعار دارای یک اثر سحرآمیز است چون اثر قطعی آن روی در یافت کنندۀ شعار هنگامی است که شرط چهار م تحقق یابد.

4-       در یافت کننده یا گیرندۀ شعار باید دار ای لیاقت دریافت باشد یا به عبار ت دیگر نباید موانعی بر سر  ر اه اثر فیض بخش آن وجود داشته باشد. در مور د تعمید کودکان هیچ قید وشرط باطنی وجود ندار د ، اگر چه آنها به همان تکالیف بالغان و همچنین به شعار توبه مکلف هستند. نسبت به دیگر  شعارها در یافت کننده باید در  حالتی از فیض باشد یعنی دار ای ایمان بوده و گناه تباه کننده ای ، که آمرزشی برای آن کسب نکرده است ، مر تکب نشده باشد.

سه شعار  از شعار هفتگانه که عبار تند از تعمید، تأیید، و انتصاب قابل تکرار نیستند زیرا آنها یک ویژگی محونشدنی و ثابت روی دریافت کننده به جای می گذ ارند. بقیۀ شعار ها شامل ( تدهین نهای) قابل تکرار هستند.

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیسک رم ( دکترین مربوط به انسان و نجات )

دکترین مربوط به انسان و نجات

 

الف : عقیده در مورد انسان

ا ز اوصاف طبیعی انسان روح جاوید وآزادی اراده است که هر دو با هم عقیدۀ به خدا ر ا در او تشکیل می دهد. انسان قبل از هبوط ، مقدس وصالح بود . آدم برای عبادت خدا وزندگی روح بخشی که نتیجۀ آن است آفریده شده بود. انسان به اضافۀ اوصاف طبیعی اش که داشت از فیض تقدیس برخوردار بود. او پس از هبوط پارسایی وپاکی خویشتن ر ا از دست داد وگناه اصلی میراث اصلی او   شد. این میر اث عبار ت است از هواپرستی انسان وگناهکاری او. . وضع وجودی انسان پس ازهبوط به تباهی اعتیادی تحول یافت وبا اعراض اراده اش ازخدا تشخص پیداکرد.

طبیعت انسان چنانکه رفورمیست ها ادعا می کردند، در اثرهبوط کاملاً فاسد وتباه نشده است، بلکه تنها مقداری ضعیف شده است. سایه ای از بالا عقل انسان را فرا گرفته که مانع درک او نسبت به حقیقت طبیعت وماوراءالطبیعه ، آنگونه که هست ، می شود. آن تسلط ونفوذی را که ارادۀ انسان قبلاً درطبیعت حساس او داشته است اکنون دیگر ندارد.

آزادی اراده آسیب دیده است اما به وجود خود ادامه می دهد. ( اگر کسی بگوید : ار ادۀ آزاد انسان پس از عصیان آدم از بین ر فته یا از فعالیت خویش باز ایستاده ، باید تکفیر شود) این قانون شرعی که مربوط به شورای ترنت است دربار ۀ فرق اساسی بین افکار کاتولیک رم و پروتستان کمی بحث می کند.

چنین نیست که تمام کارهای انسان آلوده به گناه باشد . ممکن است انسان اعمال نیکی را بدون فیض انجام دهد، اما انسان عادی نمی تواند از گناهان مهلک اجتناب ورزد، زیرا او با آتش زنۀ گناه آفریده شده است وتمایل به گناه همواره در او وجود دار د. در درون یک انسان گناهکار  خوبی وبدی در کنار یکدیگر قرار دارند. انسان به کلی تباه نشده است اما او هرگز نمی تواند خود را از گناه مهلک ونتایج و مجازات آن ولعنت ابدی آزاد کند .

ب : اساس واقعی نجات

نجات برامد کار عیسی است : تجسم او ، زندگی او که با تسلیم در برابر ارادۀ خدا همر اه است، مصلوب شدن او ورستاخیز او ، تنها فیض خدا قادر بود که انسان ر ا پس از هبوط نجات دهد.

این بشارت ظهور  در عهدعتیق آمده بود. عهد عتیق دارای اهمیت بسزایی است که در دعاهای روزانه قرائت می شود ومتنی ر ا برای بسیاری از قسمتهای متفرق عشای ربانی تهیه کرده است. پیشگوئی مسیحایی که در  مور د مسیح تحقق یافته ریشۀ مرکزی الهیات کاتولیک رم است.مادر خداوندگار ما، هم از نظر عقیده وهم از نظر تقدیس در کاتولیک رم دار ای همان موقعیتی است که در  ار تودوکس آنها را دار است. باکره بودن مریم تأکید شده است. او تا ابد باکر ه است. بنابراین عبار اتی که حاوی کلمات برادران وخواهران عیسی است ، در کاتولیک رم چنین تفسیر می شود که منظوز از برادر ان و خواهران  او عموزادگان یا دایی زادگان او هستند. از سال 1854 به بعد مسئلۀ عصمت مریم از اصول عقاید دینی بشمار امد ه است. این مسئله از دیرباز  بین الهیون مور د بحث ومجادله بوده است، اسکاتیست ها  ان ر ا پذیرفته و تامیست ها آن را ر د کرده اند.این عقیده چنین است که مر یم عذرا بطور عادی از والدین انسانی تولد یافته بود. اما بوسیلۀ فیض الهی ویژه آبستن شده بود، بدون آنکه گناه فطری را به ارث برده باشد. همچنین تعلیم داده شده که مر یم بدون گناه بالفعل بوده است. در 1950 ، پاپ عقیدۀ جدیدی ر ا اظهار داشت که بطور گستر ده در میان مردم  انتشار یافت واز پایان دور ۀ پاتریستیک مورد پذیرش عموم قرار گرفت. اما این عقیده با آنچه قبلاً به عنوان عقیدۀ قطعی بیان شده مطابقت نداشت. بدن مریم عذرا هنگام مرگ به آسمان بالا برده شد. کلمۀ ( بالا رفتن ) در مورد مر یم مشتق از (صعوذ) است که تعبیری است مخصوص خداوندگار ما.

عمل نجات بخش مسیح با تجسم او شروع شد. او مُرد تا کسانی را که دراثرهبوط آدم از دست رفته بودند بازگرداند و آنها را از گناه ونتایج ان آزاد سازد. مرگ او قربانی حقیقی بود که به وسیلۀ ان ما را از گناه نجات وبا پدر آشتی  داد.

 

 از طرف کلیسای کاتولیک رم هیچ نظریۀ خصوصی به عنوان تعلیم رسمی در بار ۀ کفارۀ گناه اظهار نشده است؛ اما تعلیم تامیسم دور ۀ الهیات ر ا بر اساس آشتی انسان با خدا قرار داده است. فعل مسیح ابتدا بعنوان رضایت نیابتی تلقی شده است. خداوندگار ما اطاعتی راکه وظیفۀ ما بود به پدر ارائه داد. در اینجا رضایت بالاتری وجود دارد که او از میان آن مزایای بسیاری را به دست اورده وما نتایج ان را می بریم. مسیح همچنین با رنجها ومرگش تخلفی ر اکه نسبت به ارادۀ خدا به عمل آمده بود، ودر نتیجۀ آن ما گناهکار شدیمۀ جبران کرد.

ج : تبرئه یا نیل به نجات

از اغاز اصلاحات عنوان بالا یک موضوع اساسی برای جدال بین کلیسای انجیلی و کلیسای کاتولیک رم بوده است. در اینجا مسئلۀ اساسی تعریف حدود نجات است که در نتیجۀ مساعدت انسان حاصل می شود . کلیسای ارتودوکس هرگز با این مسئله ارتباطی برقرار نکرده و مشکل به نظر میرسد که از اهمیت آن آگاه باشد.

ایمن مسئله در الهیات جهان مسیحیت غرب از عهد اگوستین مقدس به بعد یک مسئلۀ اجتناب ناپذیر بود ه است. تعلیم کاتولیک رم دربار ۀ حقانیت نجات، پس از بحثهای طولانی بر اساس یکی از مواد تصویب نامۀ شورای ترنت تثبیت شد. این یک شاهکار تئولوژیک ر ا که در آن تمایلات مخالف کاملاً با یکدیگر آمیخته شده بود نشان می دهد. 

نمونه های زیر حاکی از اصول عقاید دراین موضوع است :

1-       تبرئه کار خداست که توسط عیسی مسیح انجام می شود، بدون فیض او هیچکس نمی تواند تبر ئه شود. در یک فصل طولانی که اختصاص به علل تبرئه داده شده است معانی مختلف کلمۀ (علت) به دقت از یکدیگر جدا شده است. علت نهایی یا هدف اصلی از تبرئه جلال خدا ومسیح وزندگی ابدی است.علت مؤثر آن خدای رحمان است که بی منت را پاک می کند.علت شایستۀ آن ( فرزند عزیز و محبوب و تنها مولود اوست) ما تبرئه شدۀ (رحمت الهی هستیم برای خاطر مسیح)  تبرئۀ ر ایگان و بدئن اینکه چیزی در مقابل آن پرداخت شود صورت می گیرد.قبل از تبرئه هیچ چیز بوسیلۀ انسان انجام نشده ، چه ایمان و چه اعمال، و او بدون اینها می تواند فیض خدا را به دست اورد.

2-       از انسان این انتظار  است که نقش خود را ایفا کند.کما اینکه نقطۀ شروع تبرئه براساس فیض خدا قرار دارد. انسان باید خود را موافق و مساعد با آن قرار دهد. او در  برابر  فیض خدا بی اراده نیست.

 

 یک حکم شرعی برضد لوتری ها، تکفیر می کند کسانی را که معتقدند انسان در خلال نجات مانند موجود بیجانی است که نه می تواند در صور ت انتخاب شدن امتناع ور زد ونه می تواند با اجابت دعوت خدا فیض الهی را مساعدت کند. توبه وایمان ( اعتقاد به وحی الهی) امادگی لازم را برای نیل به نجات فراهم می سازد. حکم تکفیر شدیدی صادر شده است برضد کسانی که ادعا کر ده اند کوششهای انسان برای امادگی خود جهت در یافت فیض الهی گناه است.

3-       اظهار ات (پولین) مبنی بر اینکه انسان تبرئه شده است چنین میر ساند که ایمان آغاز نجات است نه اینکه ما توفیق تبرئه ر ا به دست آورده باشیم . به عبارت دیگر  اعتقاد به اینکه ما تبرئه شده ایم ر د شده است زیرا این عقیده تلویحاً می رساند که برای شخص گناهکار تنها ایمان کافی است . وحدت کاتمل با مسیح علاوه بر ایمان، عشق وامید را هم لازم دارد. چنانچه جیمس مقدس میگوید : (ایمان بدون عقل ارزشی ندارد) بنابراین ایمان لازم برای نجات عبارت است از : ایمانی که با عشق توأم باشد. یک حکم شرعی برضد لوتری ها وجود دار د که در ان اعتقاد به ایمان لازم برای تبرئه محکوم شده است.اعتقادی که عبارت است از اطمینان کامل به رحمت الهی که گناهکار را مورد عفو قرار می دهد. بر طبق حکم شرعی دیگر ، باز بر ضد لوتری ها ، انجیل تنها ، بدون توجه بیشتر نسبت به عمل، احکام زندگی جاوید را وعده نمی دهد، احکامی که می تواند به وسیلۀ یک انسان تبرئه شده که با فیض خدا زندگی می کند، رعایت شوند.

4-       تبرئه : یک استحالۀ حقیقی ر ا در انسان به وجود می اورد وصرفاً دریافت تبرئه مسیح وامرزش گناهان نیست. شورا، خود را سخت از تعالیم لوتری دربار ۀ تبرئۀ قضایی محض جدا می کند همانگونه که از شعار حزبی لوتری.

برای انجام تبرئه باید فیض وعشق به قلب القا شوند. تبرئه همچنین موجب تطهیر و احیای مجدد است. در عبار تی از اگوستین مقدس چنین نقل شده است که انسان نادر ست در اثر تبرئه   (درستکار)می شود. ما تنها درستکار تلقی نشده ایم بلکه در ستکار نامیده شده ایم و این چنین می شویم اگر در ستی را طبق اندازه ای که روح القدس به هر انسانی به مقتضای مساعدتش می دهد،  در خود جذب کنیم.

5-        تبرئه با ویژگی سه بعدی اش بطور خاصی با شعایر ارتباط دارد. علت مؤثر تبرئه عبارت است از شعار تعمید. غسلی که موجب تولد تازه وسبب انتقال فیض خدا می شود. اشخاص تبرئه شده ممکن است به خاطر کفر یا برخی از گناهان مهلک دیگر، فیض از انها قطع شود  ونعمت تبرئه را از دست بدهند. اما در توبه ، که ضرورت ان برای کسانی که مایلند فیض مجدد خدا را دریافتکنند ثابت است، ممکن است انها که سقوط کرده اند دوبار ه تبرئه شوند وفیضی راکه از دست داده اند دوباره بازیابند. متمم حکم شرعی، این اصل را که می گوید: ( انسان می تواند بدون توبه فیض از دست رفته را بازیابد) محکوم می کند.

 

6-        کسانی که از تبرئه برخوردار می شوند رشدی در راستی و درستی برای انها حاصل می شود. عدالتی که بوسیلۀ فیض خدا دریافت شده است بصورت ایمان و اعمال پسندیده رشد می کند .عدالت انسان را بطور تصاعدی بالا می برد. در اینجا تصور می شود که رشد عدالت انسان بوسیلۀ اعمال نیک حاصل می شود ودر اثر آن به دریافت تاج  عدالت، که پولس در رسالۀ دوم خود به تیموتائوس (4: 7-8) اوردهخ نایل می کند. اگر چه اعمال نیک افراد تبرئه شده نتیجۀ فیض خدا هستند ، اما این فیض در شمول خود نسبت به فاعل استثناپذیر نیست.

7-       دکترین اعتماد به نجات رد شده است. هیچ مسیحی دینداری نباید در رحمت خدا، ارج وشایستگی یا نیروی شعایر، تردیدی روا دارد وهرکه خود را ضعیف و بی مایه تلقی کند ممکن است دچار ترس شده باشد. هیچکس نمی تواند با یقین کامل بداند که حقیقتاً باید ترس داشته باشند زیرا انها می دانند که دوباره با امید به جلال تولد یافته اند ولی هنوز در خود جلال نیستند.

از زمان شور ای ترنت اظهار ات اندکی از سوی پاپها در بار ۀ مسئلۀ تبرئه صادر شده است. ژان سنیست ها در قرن 17 روی تعالیم اگوستینی دربار ۀ عدم  صلاحیت انسان برای کار نیک ولزوم حتمی فیض وتقدیر به عنوان زمینه برای نجات تأکید کردند. مخالفان آنها یعنی الهیون ژزوئیت ادعا کردند که انسان نیر وی انجام کار نیک را داشته وقادر بوده که فیض خدا را بپذیرد یا رد کند.

دو پاپ (اینوسنت دهم ) و (کلمنت یازدهم) در اساسنامه هایشان که عبارتند از دو رساله ای که در  سالهای 1653 و 1713 نوشته شده اند از ژزوئیت  حمایت کردند. این آراء نمایشگر یک پیر    وزی برای الهیات (سمی پلاجیانی) ژزوئیت ها برضد  مکتب افر اطی اگوستین بود.در مسئلۀ تبرئه بین کاتولیک رم  ولوتری ها اختلاف اساسی وجود دارد. طرح مسئله ونشریات تعلمی مور د   بحث به طور ویژه ای با هم فرق دارند. کاتولیک رم اساساً به اثبات سهم انسان در تحصیل نجات وامکانات او برای سرنوشت ابدی علاقمند است . برای الهیات لوتری انجیلی اصل اساسی مرکب است از قطع امید به نجات که هر گز نمی تواند براساس فعل انسان باشد بلکه تنها بر اساس فعل خداست . آراء دربار ۀ فیض و ایمان مختلفند. از نظر کاتولیک  فیض ارمغان ماوراءالطبیعه است. نیرویی که ضرورت هیچ امکانی را برای بخشش وپاداش طر د نمی کند . دراین جدال مذهبی، فیض غالباً با دارو قیاس شده است.نیرویی که به انسان از عدم ارزانی داشته شده در حالیکه با قدرت ذاتی خود برای انجام کار های نیک حمایت می شود.

در تعالیم لوتری فیض منحصراً رحمت خداست که گناهان را مورد عفو قرار می دهد. نظریۀ لوتری همچنین ایمان را به عنوان اطمینان یا اعتماد تعریف می کند وبس، در صورتی که در کاتولیک رم به عنوان ایمانی که با عشق بنا شده از ان یاد می شود.

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم ( سیستم اصول عقاید )

 

سیستم اصول عقاید

این خصلت نوعی کاتولیک ر م است که فرقهای اساسی بین قانون وفیض وبین قانون وانجیل، که معمولاً در  کلیساهای انجیلی به عنوان دو قطب مخالف تلقی شده اند، محدود ومنحصر نیستند. انجیل قانون جدید است، قانون مسیح، قانون ایمان (رومیان 3 :27) و قانون آزادی (سنت جیمس 2: 12) . بر پیوستگی قانون وانجیل در  تازیخ نجات ولزوم هماهنگی بین آن دو تأکید شده است.

بنابراین تفسیر مسیحیت به عنوان تضاد دیالکتیکی میان قانون وانجیل ، ایمان وآثار ، جای خود را به دو قلمرو هستی ، یعنی طبیعت وماوراءالطبیعه ، وقلمر و طبیعت وسلطنت فیض داده است. این مقولات نه تنها در عقاید کاتولیک رم بلکه در روش زندگی کاتولیکی نیز نقش اساسی دارند. چنانچه در ادبیات مانند کمدی الهی ، اثر دانته و رمانها و اشعار معاصر جلوه گر است.

 

طبیعت عبارت است از تمام چیزهایی که انسان بر انها قدرت دارد وتمام چیزهایی را که اوبه آنها دسترسی دارد یا آرزو می کند. ماوراالطبیعه یا قلمرو فیض شامل هر چیزی است که از بالا به انسان بخشیده شده است : ایمان وهمۀ نیروهای فیض در زند گی عمومی کلیسا با زندگی تک تک افراد مسیحی

. عقل انسان ، قانون طبیعی ، اراده واختبار ، نیروی حکومت وتدوین قوانین انسانی همه به طبیعت مربوط می شود. ازطرف دیگر ، یامان، علم اخلاق مسیحی وکلیسا به ماوراءلطبیعه مربوط است. بنابراین ، دو امر  می تواند تأ سیس شده باشد که هر یک از سه قسمت مر تبط به یکدیگر ترکیب یافته اند : یکی طبیعت که از عقل ، قانون طبیعی واجتماع بشری ترکیب شده ، و دیگری ماوراء الطبیعه که از ایمان، تقوای فوق طبیعی وکلیسا ترکیب یافته است.

در کلیسای کاتولیک رم ضرور ت هماهنگی میان فیض وطبیعت کمتر از فرق و امتیازمیان آن دو نیست. (اکویناس) در این مورد گفتار معروفی دارد که مشکل می توان برای آن نظیثری یافت. او می گوید : ( فیض ، طبیعت را معدوم نمی کند بلکه آن را به کمال میرساند) از طریق فیض ، این امر ذاتی، تا سطح بالایی ارتقا یافته است واز این جهت هدف حقیقی خود ر ا تأمین می کند. خالق جهان ونجات دهندۀ انسان هردو یکی است و اوهمان خدایی سات که ار ادۀ  آسمانی اش به امر نجات تعلق گرفته است. بوسیلۀ فیض ، درک طبیعی انسان در مور د خدا به مرحلۀ ثمربخشی میرسد.اصول اخلاقی فطری، درسطح بالایی در سلطنت فیض قرار گرفته می گیرد.

در اصول عقاید ، اخلاقیات وجامعه شناسی ، از نظر کاتولیک رم تکیۀ زیادی روی الهیات فطری ، اصل اخلاق فطری و قانون فطری بعنوان آمادگی برای مسیحیت قرار دارد. قبل از پیوستن انسان به معبد مسیحی ، الهیات فطری به او الهام می شود (فردر یک هایلر). بنابراین برای کاتولیک رم ضرور ی است که هماهنگی میان خواست طبیعی وفیض ماوراءالطبیعه را ، برای وصول به نجات ، مورد تأیید قرار دهد.انسان حقیقتاً می تواند قانون خدا را اطاعت کند، اما نمی تواند به نجات دست یابد مگر انکه بتواند با وحی والهام ماوراءالطبیعه ارتباطی پیدا کند. تنها برای توجه به این مسئله لازم است انسان قسمتهایی ازعقیدۀ کلیسای کاتولیک رم را ، که از تعالیم دیگر کلیساها امتیاز دار د ، انتخاب کند.

پس یک فصل مفصل به دو موضوع خلاصه می شود: یکی عقیده در مورد انسان ونجات ، دیگری عقیده در بار ۀ شعایر دینی. برخی تفاسیر کلی ممکن است ر وی سایر سیستم های عقیدتی آن انجام گیرد. عقیدۀ مربوط به خدا تا حد زیادی براساس الهیات فطری استوار است. اصول عقاید کاتولیک رم برای دلایل فلسفی  وجود خدا قوت  و اعتبار قایل است.

 

انکار وجود خدا نه تنها در  نتیجۀ گناه وبی میلی نسبت به تسلیم خویشتن به خداست بلکه همچنین در اثر نقص در ک عقلانی صورت می گیرد.هنگامی که الهیات فطری بعنوان نقطۀ شروع مورد توجه قرار گرفتۀ الهیات مربوط به عقاید دینی به اضافۀ توضیحات انجیلی باید خدا را بعنوان هستی حقیقی یا کمال مطلق معرفی کند.تا آنجا که به اوصاف خدا، که مسیحیت قایل به انهاست ، مر بوط می شود حقیقتاً می توان گفت که خدادر نظام کاتولیکی رم بعنوان خالق ، قانونگذار و پدر تفسیر شده است.

در صورتی که  پروتستانیزم فقط توجه خاصب بعنوان اخیر (پدر) دارد. صرفنظراز مندرجات اعتقادنامۀ نیقیه و فیلیوک که درآنها اختلافی با ارتودوکس مشاهده می شود، عقاید مربوط به تثلیث و مسیح شناسی در کاتولیک رم با عقاید کلیساهای دیگر درهمین مسائل که همه میراث کلیسای اولیه است، کاملاً توافق دارد. مسئلۀ تقدیر وسرنوشت (گرچه بوسیلۀ اکویناس تعلیم داده شده ) اما دارای خصوصیت ویژه ای دراین کلیسا نیست، ولی نقش اختیار وآزادی اراده  در مورد وصول به نجات ، سیمای خاصی از سیستم کاتولیک رم را مشخص می کند.

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم 2

منابع اصول عقاید ، قوای شرعی و مراسم عبادی

برای اصول عقاید کاتولیک سه منبع وجود دارد که عبارتند از کتاب مقدس، سنت وتعلیمات رسمی کلیسا.  ارتباط میان کتاب مقدس وسنت بر شورای ترنت (1545- 1563) متکی است. این دو از نظر ارزش دار ای رتبۀ واحدی هستند که باید نسبت به هر دو به طور یکسان احتر ام واخلاص قایل شد. درعصر شورای ترنت فکرعملی ساختن سنت متوقف بود. سنت عبارت است از مجموع شعایر واصول عثقایدی که از حوار یون به دست رسیده وآنها نیز ان را به طور شفاهی از خدا یا روح القدس دریافت داشته بودند. این سنت بوسیلۀ کلیسای کاتولیک رم حفظ شده واز نسلی به نسل دیگر انتقال یافته بود. عنوانی که به این سنتها داده شده عبارت است از (سنتهای غیرمکتوب) که دست به دست گشته تابه ما رسیده است.

این نظریه اثر خود ر ا روی تفسیر کاتولیک رم از تاریخ کلیسا به جای گذاشت. محتوای کامل کاتولیک جدید رم چه در اصول عقاید وچه در مراسم عبادی به همان قدمت منابع مجاز  وبهتر است بگوییم به خود حواریون برمیگردد. در کلیسای اولیه جایی که منابع ساکت وخاموش بودند در تئوری (نظامات محرمانه)توضیحی داده شده بود. به هرحال اخیراً نظریۀ توقف سنت به جریان افتاده وتحرکی در ان پیدا شده است. نقطۀ عطف این طرح بوسیلۀ کاردینال( نیومن) در گفتاری دربارۀ گسترش اصول عقاید مسیحیت ( 1845) که درآن تصور کامل تدریجی بعنوان تفسیر تاریخ اصول عقاید معرفی شده بود، آغاز شد.

قطعی است که کلیسا در خلال قرون متمادی دارای اصول عقاید موجود وشعایر یکسان نبوده است. سنت همانگونه که یک طرح زنده تلقی شده است ، رشد وتوسعه را می پذیرد. سنت حقیقی با ویژگیهای معینی از قبیل حفاظت  نوعی، نیروی زیست وپیوستگی به اصول اساسی از هر نقصی تمیز داده شده است. از این رو در کاتولیک جدید رم غالباً سنت نه تنها بعنوان میراثی که از قول حواریون به ما منتقل شده ، بلکه تکامل تدریجی منظمی است از امکانات ذاتی ونیروهای نهایی انجیل.

با گذشت زمان میراث با ارزش کلیسا بتدریج توسعه یافته است. این ایده راهنمای اساسی جنبش مدرن در اغاز قرن حاضر بود. اصول رسمی سنت از روش تکامل تدریجی ، به دور کمانده ، روشی که تجدد در ان نفوذ کرده واز نظر جنبه های معینی در بخشنامۀ پاپ 0پیس دهم) در 1907 انکار شده بود. 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ کلیسای کاتولیک رم 1

عنوان رسمی ( اکلیسای کاتولیکا) این ادعا را که این کلیسا تنها کلیسای جهانی وحقیقی است نشان می دهد. همچنین عنوان (اکلیسیا رومانا) را نیز برای خود به کار می برند. در تصوب نامه های اعتقادی شورای واتیکان این کلیسا خود را بعنوان ( کلیسای مقدس کاتولیک ر م) توصیف می کند . عشای ربان کاتولیک درهمه جا به یک زبان مقدس برگزارمی شود.همانگونه که این کلیسا مرکزش در رم است دارای ویژگیهای رومی نیز هست.از زمان پاپ هادر یان ششم (1522- 1523 ) پاپها منحصراً همه ایتالیایی بوده اند وتا بعد از جنگ جهانی دوم مدرسۀ کاردینال ها بیشتر ایتالیایی را حائز بود.قلمرو کلیسای رم در سراسر جهان به دو بخش اسقف نشین و سراسقف نشین تقسیم می شود.

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک

+ لینک ثبت نام درآمد اینترنتی

 

لینک ثبت نام برای کسب درامد اینترنتی


http://tickerbar.info/join_now.ghc?r=257364058


برای راهنمایی به مطلب بالای صفحه با عنوان کسب درآمد در اینترنت مراجعه کنید .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی 5

شورای شاهی وزیران

 

بی گمان نگهداری و سیاهه برداری از این همه دارایی و حساب داری در مورد سیم و زر خزانۀ شاهی مستلزم داشتن سازمان بسیار بزرگی بود که بیگانگان هرگز نمی توانستند از جزئیات آن آگاه شوند و طبعاً دربارۀ آن نیز چیزی ننوشته اند ، اما دربارۀ سایر شئون کشورداری در دوران پادشاهی تهماسب اطلاعاتی در  دست داریم .مثلاً وین چنتو دالساندری شورای دولتی یا به تعبیر امروزی هیئت وزیران را از شخص پادشاه جدا نمی داند و آن را سازمان واحدی می خواند که ریاست عالیه اش با تهماسب بوده است . در این شورای 12 نفری ، بزرگترین امیران لشکری و بزرگان کشوری که پیشینۀ بسیار درخشانی در کارهای گوناگون داشتند شرکت می جستند . به گفتۀ دالساندری این شورا همه روز هفته جز روزهایی که ویژۀ ناخن گرفتن و گرمابه رفتن پادشاه بود تشکیل می شد . درازی مدت اجتماع این وزیران به میزان یا اهمیت کارهایی بود که مطرح می شد . از گفته های سفیر ونیزی کاملا پیداست که هنوز سازمان هیئت وزیران یا عدۀ مشاوران و دستیاران پادشاه آن سان دقیق و مفصل نگردیده بود که جزئیاتش را جهانگردان بیگانۀ دوره های بعدی توصیف کرده اند . آنچه در دوران پادشاهی تهماسب صورت میگرفت دنبالۀ کارهایی بود که وزیران با کفایت و خردمندی چون نجم الدین مسعود و نجم ثانی و شاه حسین اصفهانی وجلال الدین تبریزی در دوران پادشاهی اسماعیل آغاز کرده بودند . این میراثی بود که به وزیر اعظم تهماسب یعنی معصوم بیگ صفوی رسید و وی به اتکای بستگی و اعتماد شاه ایران در راه حفظ مصالح کشور صفوی و بسط قدرت پادشاه کوشش هایی بی دریغ کرد . تصویری که دالساندری از این شورای دولتی ترسیم کرده است هر چند کامل نیست دستکم ما را از دریچۀ چشم یک نفر بیگانۀ تیزبین با جریان ادارۀ کارهای ایران دذر نیمل دوم سدۀ دهم هجری آشنا می سازد . وی می نویسد :

" ... شاه بر روی مصطبه ای قرار می گیرد که چندان از سطح زمین بلندتر نیست . هنگامی که دربار تشکیل می شود پسرانش به ویژه سلطان حیدرمیرزا ، که دستیار پدر در اجرای کارهای مهم کشور است ، در عقب سرش می نشیند و هرگز از نظر پادشاه غایب نمی شوند . وزرای پادشاه ، که 4 نفرند ، پیش روی او بر زیمن می نشینند . در آغاز ، پادشاه موضوع های گوناگونی را طرح می کند و دربارۀ انها سخن می گوید و نظر هر یک از وزیران خود را دربارۀ مسائل جویا می شود . هر کدام به نوبت برمی خیزند و به نزد شاه آمده و با صدای بلند عقاید خود را به عرض می رسانند تا سایرین نیز گفته های انان را بشنوند . در اثنای این گفتگوها اگر مطلبی به گوش شهریار بخورد که پسند خاطرش باشد گاهب به وزیر اعظم خود دستور می دهد تا آن موضوع را روی صفحۀ کاغذی یادداشت کند ، اما اغلب اوقات خودش به دست خویش اینگونه مطالب را می نویسد . بدینشان هر کدام از امیران و درباریان شاه به فراخور حال و به نسبت درجه و مقام خویش عقاید خویش را بیان می کنند . اگر دربارۀ موضوعی که عنوان شده است برای شهریار ایران جای هیچگونه تردیدی نماند آن موضوع در نخستین شورا حل و فصل می شود ، و الا پادشاه پس از شنیدن عقاید و نظرهای وزیران و امیران خویش در خلوت غور کرده و رأی می دهد . قورچی باشی که رئیس کل پاسداران شاهی است هر چند یکی از امیران لشکر شمرده نمی شود ، با این همه در مجالس شور حضور می یابد و پادشاه نظر وی را خواستار می شود . وزیران شاه هیچگونه حق رأی ندارند و مادام که شاه انان را مخاطب قرار نداده است لب به سخن نمی گشایند . " ( 35 )

ظاهراً از نوشته های دالساندری دربارۀ قورچی باشی چنین استنباط می شود که شاید سفیر ونیزی به اهمیت واقعی چنین مقامی اگاه نبوده است ، زیرا بی گفتگو از همان اوان پادشاهی تهماسب قورچی باشی در واقع وظایف و مسئولیت های وزیر جنگ امروزی را بر عهده داشت و از نظر درجه و اهمیت بعد از وزیر اعظم می آمد ، و از این رو همواره در جلسات شورای حکومتی حضور داشت و با وی مشورت میکردند .

 

نتیجه

 

از آنچه در این فصل گفته شد جای شک نمی ماند که تهماسب آدمی بسیار فرومایه و خشکه مقدس بود . به همین روال ثابت کردیم که تهماسب آدمی حسابگر ، خودخواه ، دوراندیش ، واقع بین ، و حیله گر بود .روش او در مورد بایزید ، فرزند سلطان سلیمان قانونی ، در عین حال که از لحاظ احساسی و انسانی و اخلاقی نکوهیده است شاید از دیدگاه سیاست مملکتی و مصالح پادشاهی آن قدرها پلید نباشد . غلو وی در اجتناب از شرب مسکر و خط مشی ( یک بام و دو هوایی ) وی در مورد مسلمانان بسیار خنده آور است و اصرارش به حفظ موازین معدلت و انصاف با هیچگونه زراندوزی و بی اعتنایی وی به دادگستری و پایمال کردن حقوق مظلومان سازگار نیست . کسی که در هشتاد ورق تذکرۀ احوال خویش دستکم ده بار مدعی است که حضرت رسالت پناهی محمد و ائمه طاهرین و اجداد نیکو خصال خود را به خوای می بیند و پیوسته از ایشان الهام می گیرد و به برکت انفاس قدسیۀ ایشان چنان پیروزی های گوناگونی به وی روی میکند که جمیع عقلا در این مقدمات حیران می مانند کراراً او را بر سان سوداگری می بینیم که پوشاک های خود را به ده برابر اصلی اش به امیران و بزرگان قوم می فروشد یا 14 سال از دادن حقوق و مستمری لشکریان خود امتناع می ورزید یا سال تا سال پا از حرمسرای خود بیرون نمی نهد تا ضجه و فغان دادخواهان را نشنود و اگر نامۀ مظلومی به گوش وی رسید فرمان می دهد تا او را با چماق از در دولت خانه برانند .

باید خستو شد که اگر شاه تهماسب از آغاز موجودی مالیخولیایی نبود بی گمان بسیاری از کارهایش در بازپسین سالهای عمر ، وی را اینسان معرفی میکرد . از انجا که وی از گشاده دستی و شخصیت مغناطیسی شاه اسماعیل نشانی نداشت از همان اوان پادشاهی در حفظ وحدت فکر و عمل میان طایفه های سرخ کلاه قاصر آمد .بدین سان پیکره ای که اسماعیل با دلیری و سنگدلی و مهارت تمام تراشیده و نمونه ای از انضباط و فرمانبرداری محض و همبستگی ساخته بود دچار خطر موزیانه گردید . با این همه ، جاونی که در 10 سالگی به دنبال نابغۀ بزرگی چون اسماعیل بر اریکۀ پادشاهی تکیه زد اگر از موقع شناسی ، واقع بینی و حیله گری بهره ای نمی داشت هرگز نمی توانست بیش از نیم سده استقلال و تمامیت ارضی ایران را در برابر فسادهای داخلی و تجاوزهای خارجی حفظ کند و میان اروپا و خطر نیستی حائل گردد .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
comment نظرات () لینک

+ در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی 4

حرم سرا و سازمان درباری

 

تا پایان عهد شاه تهماسب سازمانی که اسماعیل از برای دولت خانۀ خویش پی افکنده بود به طرز بارز و مشخص رو به تکمیل و توسعه بود . نوشته های دالساندری که در این باره ظاهراً اطلاعات دقیقی داشته از همه جهت شایان ملاحظه است . وی دربار شاه تهماسب را متشکل از دو بخش متمایز و جدا از هم می شمرد که یکی را دربار خصوصی و خلوت شاه و دومی را شورای دولتی می خواند . دربار خصوصی خود به سه بخش تقسیم می شد : بخش نخست را حرم تشکیل می داد که اقامتگاه زنان شاه تهماسب بود . برخی از این خوانین دختران امیران و بزرگان کشور و گروهی کنیزکان بودند که شاه تهماسب آنان را خریده یا بر سبیل تحفه کرده بود . تقریباً همگی یا بیشتر این خوانین دختران گرجی و چرکس بودند که شاه بخشی از اوقات شبانروزی خود را در کنار ایشان می گذرانید . دومین بخش ، اختصاص به غلامان شاه داشت که این گروه موظف به ادای خدمتهای گوناگونی بودند از ان جمله کمک کردن به شخص شاه در هنگام لباس پوشیدن یا لباس از تن بیرون کردن و نظم خیمه و خرگاه شاهی و آشپرخانه . عدۀ این غلامان به 40 تا 50 تن بالغ می گردید . عدۀ اینگونه غلامان عادی در دوران پادشاهی شاه عباس بزرگ به گفتۀ ژان شاردن به هزار یا هزار و دویست نفر می رسیده است که انان را بر حسب زیرکی و استعدادشان در سنین بعدی به مقامهای مهم مملکتی می گماشتند و این رویه در دوران پادشاهی شاه عباس بزرگ به شکل بنیاد مهم و مرتبی درامد ( 22 ) .سومین بخش ، ویژۀ طبقۀ ممتازی از غلامان بود . معمولا افراد این طبقه را امیرزادگان و فرزندان نامور کشور تشکیل می دادند که قاعدتاً در کاخ شاهی نمی زیستند اما تمام روز را در دربار به خدمت شاه اماده بودند . وظایف این دسته از غلامان نیز گوناگون بود و از ان جمله هنگام گرمابه رفتن یا تفرج به ملازمت شاه مفتخر بودند .

دربارۀ این طیقه از غلامان دالساندری می نویسد :

" این گروه از ملتزمین رکاب شاه معمولاً 15 تا 25 ساله اند و به ندرت به اشخاصی برمی خوریم که 30 سال از عمرشان گذشته باشد . این گروه تا هنگامی که موی بر صورت نداشته باشند به دریافت گونه ای مقرری نایل می شوند . شاه تهماسب به نسبت اهمیت خدمتی که این غلامان انجام می دهند به یعضی 25 هزار و به برخی 50 هزار سکه اسکودی با بهرۀ بیست درصد وام می دهد که مدت این وام در مورد بعضی ده سال و در مورد برخی دیگر بیست سال است .خود شاه همه ساله مرتباً بهرۀ این وامها را از غلامان خود می ستاند . ایشان نیز انچه را به وام گرفته اند در مقابل وثیقۀ مناسبی با بهرۀ شصت تا هشتاد درصد به اعیان و بزرگان درباری ، که چشم داشت مناصب و مقامات مهمتری را از شهریار مملکت دارند ، وام می دهند . اگر وام گیرنده در پایان مدن نتواند اصل و فرع هر دو را یک جا تحویل دهد در ان صورت ناگزیر است برای پرداخت بدهی تمامی دارایی خود را بفروشد و در ان حال هیچ گونه غرامتی نیز در میان نیست " ( 23 ) 

اگر شاه در ازای خدمت ، به پاداش لیاقت و کاردانی انگونه سران لشکر و اعیان و درباریان ، آنان را به مقامهایی چون قورچی باشیگری یا فرماندهی پاسداران سلطنتی یا حکومت ایالت های مختلف مملکتی می گماشت در آن صورت پرداخت اینگونه وام ها آسان بود و الا کسانی که به چشم داشت رسیدن به مقامهای بزرگ تن به چنین خطر بزرگی داده بودند به کلی خانه خراب می شدند . گاهی بالا رفتن از پالکان  ترقی و رسیدن به مناصب بالاتر بستگی به این موضوع داشت که شخص علاقمند تا چه اندازه طرف اعتماد پادشاه باشد یا تا چه اندازه موجبات رضایت خاطر و تلذذ وی را فراهم اورده باشد . بیشتر کسانی که به عشق جاه ومقام وام میگرفتند می دانستند که گاهی شخص فرومایه ای چون تهماسب در ازای خدمت و جانفشانی ممکن بود به جای منصب مثلاً به ایشان غلامانی خوبرو یا کنیزکانی زیبا و خوش اندام ببخشد . در واقع از آنجا که این امر متضمن هزینه ای از خزانل وی نبود کراراً به چنین تدبری مبادرت می ورزید .

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
comment نظرات () لینک

+ در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی 3

اهمیت و رونق قزوین

 

قزوینی که به سال 979 ه .ق سفیر ونیزی دیده و وصف کرده است شهری دارای دوازده هزار نفر جمعیت و مشتمل بر نه کوی بوده است . ظاهراً در این هنگام یعنی 5 سالی پیش از مرگ تهماسب قزوین به اوج ترقی خود رسیده بود . چه ، طبق نوشته همین سفیر خارجی وسعت ان به پانزده مایل مربع ( نزدیک به 85 / 38  کیلومتر مربع ) میرسید و حصاری نداشت . از محلی موسوم به نسا ؟ تا دروازۀ شهر قزوین تقریباً یک روز کوتاه فاصله بود که در سرتاسر این راه چیزی جز باغ و باغچه به چشم مسافر نمی خورد . حتی خود شهر 45 خیابان عمده داشت که در دو سوی هر کدام از انها تعداد زیادی درخت کاشته بودند . این درختان به خیابانهای پایتخت چنان طراوتی می بخشید که هر سو شخص گام می نهاد می پنداشت برای تفرج به باغی رفته است . ( 14 )

انگیزۀ شاه تهماسب در انتخاب قزوین برای پایتخت هر چه بود سبب گردید که در نخستین 20 سالۀ پادشاهی اش ان شهر به شکل یکی از مهمترین مراکز داد و ستد کالاها درآید . وضع جغرافیایی به آن شهر هم کمک کرد و هم لطمۀ بزرگی زد . از انجا که کاروان های زیادی از اطراف و اکناف ایران صفوی به قزوین رو می نهادند کالاهای گوناگون و به ویژه جریر در انجا فراوان و ارزان گردید ؛ اما بر اثر جنگهای پی در پی نیز لطمه های زیادی بر ان شهر وارد آمد . در واقع نه تنها قزوین بلکه بیشتر شهرهای غربی ایران بر اثر جنگهای ایران و عثمانی و هم چنین بواسطۀ خط مشی دفاعی تهماسب خسارتهای جبران ناپذیری دید ، و از این رو راهی که کاروانیان از حلب برای سفر و داد و ستد اختیار میکردند متروک افتاد . هنگامی که احتمال بروز زدوخورد نمی رفت و بعداً میان دولت های عثمانی و ایران صلح برقرار گردید بهترین وسیلۀ فرستادن کالا کاروانهایی بود که به قسطنطنیه می رفت . بازرگانان دلیر و علاقمند کالاهای مرغوب را از انجا به بوگدانیا ( مولداوی ) می فرستادند و سپس در لهستان ، دانمارک و سوئد و سایر بازارهای اروپا بخش میکردند . چنانکه پیش تر گفته شد آنتونی جنکین سون مأمور گردیده بود تا با جلب موافقت شاه تهماسب راه بازرگانی جدیدی را از سوی رود ولگا و دریای خزر بگشاید . چنانکه دیدیم شکسن جنکین سون در این مأموریت بزرگ تا حدود زیادی معلول مصالحه بین شاه تهماسب و سلطان سلیمان و به ویژه سازش انان بر سر تسلیم سلطان بایزید بود . کشته شدن توماس الکاک انگلیسی ( که یک سال بعد از جنکین سون از راه مسکوی وارد قزوین گردید ) و ضبط اموال وی از طرف عبدالله خان ، امیر شیروان ، به خوبی نشان داد که گشایش راه جدید بازرگانی مشحون از چه خطرهایی بود . حتی داد وستد از راه های متعارفی بازرگانی نیز ان قدرها سود نداشت . دالساندری مدعی است که کاراراً بازرگانان ارمنی تبریز و طرابلس شنیده بود که به سبب هزینۀ سنگین باربری و در برابر خطرهایی که این گروه به جان می خریدند سودی که به دست می امد زیاد نبود .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
comment نظرات () لینک

+ در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی 2

ویژگی های اخلاقی تهماسب

 

دربارۀ قیافه و ویژگیهای اخلاقی تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی حاصل پژوهش های ما در میان نوشته های مورخان خودی بسیار ناچیز است . همگی تاریخ نویسان این عهد جز یک نفر که فراری بوده است . در ستایش تهماسب سخنان گفته اند و کرانت های شگرفی را به وی نسبت داده اند ؛ اما وضع پرآشوب و تیره روزی دانشمندان عهد را می توان از خلال جمله های ان تاریخ نویش اواره قیاس گرفت که می نویسد :

" ... لکن در نظر وی ( تهماسب ) جهلارا به صورت فضلا در اوردند و فضلا را به سمت جهلا موسوم می دارند . بنابریان اکثر ممالکش از اهل فضل و علم مخلو گشته و از اهل جهل مملو شده و جز قیلیل از فضلا دو تمام ممالک ایران نمانده " ( 9 ) 

بی پرواترین حقایقی که یکی از مورخان معاصر تهماسب ، حسن روملو ، در کتاب احسن التواریخ گفته است از این گونه سخنان کلی تجاوز نمی کند که تهماسب اکثر چیزها را نجس میدانست ، اصرار داشت که نیم خورده اش را به آب و آتش ریزند ، یک روز از روزهای هفته را اختصاص به ناخن گرفتن داده بود ، روز دیگر از پگاه تا بیگاه در گرمابه به سر می برد ، در حضور سایرین خوراک نمی خورد ، در نخوردن شراب زیاد غلو میکرد ، و چون سالخورده شد به طوری حساب و کتاب کشور را شخصاً زیر نظر داشت که مأموران درباری بدون اجازۀ وی به هیچکس یک دینار نیم دادند . به علاوه از نوشته های حسن روملو استنباط می کنیم که تهماسب در عنفوان جوانی به نثرنویسی و ساختن شعر ، نقاشی ، و به ویژه خر سواری عشق فراوان داشت ، چنانکه برای نخستین بار در تاریخ ایران ، خر صاحب جلی زربفت و زینی زرین گردید .

از طرف دیگر تصویری که سفیر هوشمند و باریک بین ونیزی ، وین چنتودالساندری ، از سیما و سرشت ، ویژگی های اخلاقی و بالاخره اوضاع اجتماعی ایران آن روزی در قالب شیواترین واژه  ها ترسیم کرده است بی گمان ما را بیشتر با جریان واقعی رویدادهای ان عهد و حقایق اوضاع آشنا می سازد . اگر خواندن این گونه حقایق بر خواننده گران آید باید در نظر داشته باشد که وین چنتوالساندری اصولاً برای بستن پیمان اتحادی به ایران آمده بود که ونیز نه تنها نجات جمهوری خویش بلکه رهایی عالم عیسوی را از بندر جور عثمانی معلق به آن پیمان میدانست . غرض اصلی دالساندری آن بود که شرح دیدنی های خویش را بی هیچ کم و کاستی برای امیر و نمایندگان مجلس سنای ونیز بفرستد . خود وی در این مأموریت صاحب ( ناقه و جملی ) بود . آنچه این سفیر وینزی دربارۀ اوضاع اجتماعی عهد نگاشته است چون تقریباً منحصر به فرد است برای ما کمال اهمیت را دارد . پاره ای از نوشته های دالساندری را نویسندۀ گمنام دیگری ، که نامه هایش در موزۀ اسناد واتیکان ضبط است ، تأیید می کند .هنگامی که دالساندری در قزوین به حضور شاه تهماسب رسیده است پادشاه صفوی را مردی 64 ساله وصف می کند . حقیقت امر این است که در آن هنگام تهماسب بیش از 59 سال نداشته است . سفیر ونیزی می نگارد :

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی 1

در بیان احوال و ویژگی های اخلاقی

شاه تهماسب و اوضاع اجتماعی عهد وی

( 920 – 984 ه .ق )

 

تهماسب مردی خشکه مقدس بود .از انجا که وی در عصر و محیطی پرورش یافت که کیش شیعه بر سبیل آیین رسمی کشور نوپای اندک اندک نیرو می گرفت به سائقۀ گرایش های ذهنی و مقتضیات محیط ، خوشتن را مکلف به انجام مأموریتی می دانست که از جانب نیاکانش به پدرش شاه اسماعیل محول گردیده و سپس به ارث به وی رسیده بود . برای تقویت مبانی آیین شیعه ظاهراً وی می کوشید که تمامی خط مش های کشورش اش را با موازین مذهبی سازگار گرداند . غلو تهماسب در زدودن ( مناهی ) از سراسر ایران صفوی و فخرش به توفیق در شکستن عادت باده گساری و خوردن بنگ ، مکرر از خلال نوشته های تذکره اش هویداست :

" الحمدالله و المنه که لشکر قلمرو من از شراب و فسق بلکه جمیع مناهی توبه کرده اند و در کل مملکت من شراب خانه ها و بوزه خانه ها و سایر نامشروعات برطرف شده ... الحمدالله و المنه از آن تاریخ که سعادت میسر شده از کل مملکت من فسق و فجور برطرف شده و روز به روز به توفیق الله تعالی فتوحات گوناگون روی نموده به طریقی که هرگز در خاطر ما شمه ای از آن نمی رسید . " ( 1 )

گاهی اصرار عجیبی که وی به سازگار ساختن خط مشی های مهم کشوری با اصول و موازین مذهبی دارد به تصمیم هایش رنگ " یک بام و دو هوا " می دهد . مثلا از یک طرف در پاسخ نامۀ سلطان سلیمان قانونی ، که ایران را به جنگ دعوت می کند ، تهماسب اصرار دارد حریف را مجاب کند که مسلمان با مسلمان جنگ نمی کند ( 2 ) اما هنگامی که سخن از دشمن دیگرش ، عبیدالله خان ازبک ، به میان می آید چنان سخن می گوید که گویی ازبکان گروهی بیرون از حریم دین اسلام اند . همچنین رفتار تهماسب با همایون ، فرزند بابر ، نمودار گویای دیگری از اهمیت و احترامی است که فرزند شاه اسماعیل برای مأموریت خودساختۀ خویش در ترویج آیین شیعه قائل بوده است .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱/٦
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی 6

پاداش مهمان کشی

 حسن اقا قاپوچی باشی یکی از معتمدان باب عالی به همراهی علی پاشا حکمران ولایت مرعش با هدیه های فراوان در قزوین به حضور شاه تهماسب رسیدند ؛ اما تهماسب که ( در معاملۀ پایاپای ) خویش هدیه های سلطان را قابل نمی دانست و در مقابل این نوع خدمت کلی از حضرت خواندگار و سلیم خان جایزه و جلدوئی که لایق ایشان باشد ( 27 ) انتظار داشت عذر آورد که چون سوگند یاد کرده است بایزید و فرزندانش را تسلیم سلیمان نکند مصلحت ان است که کسان سلیم به قزوین آیند و این کار را فیصله دهند تا او نقض عهد نکرده باشد . درست است که این عمل در هر صورت مهمنکشی محسوب می شد ، اما تهماسب ، ان مرد لئیم ، می خواست در واقع با یک تیر دو نشان بزند ، بهتر هم بگوییم هم جایزه ای کلان می گرفت و هم خیال خودش محبت و اعتماد سلطان سلیمان را جلب میکرد . تهماسب در پایان تذکرل خود پس از ابراز تمایل به دریافت ( جایزه ) می گوید که : ( در عالم دوستی از خواندگار توقع دارم که اذیت به سلطان بایزید و فرزندان او نرسد ( 28 ) . )

با اطلاعی که تهماسب از شدت غضب سلطان سلیمان نسبت به کرده های پسر ارشدش داشته است دشوار است تصور کرد که پادشاه صفوی از روی کمال صمیمیت به نگارش این مطلب اقدام کرده باشد . عمل تهماسب درست به آن می ماند که بره ای را در اختیار گرگ گرسنه ای بگذارد و در عالم دوستی از گرگ توقع داشته باشد که هیچگونه آزادی بره نرساند . به هر صورت تهماسب که با چنین تدبیری به خیال خودش عهدشکنی نمی کرد یا اگاهی به این که مردم ایران این کار را بسیار نکوهیده خواهند شمرد سلطان بایزید و فرزندانش را تسلیمخسروپاشا ، فرستادۀ مخصوص سلطان سلیم ، کرد . خسروپاشا ، حاکم وان ، و علی اقا و سنان بیگ دو تن دیگر از ناموران دربار عثمانی مأمورین داشتند که پس از تحویل گرفتن بایزید و فرزندانش هدیه های سلیمان و سلیم را به کسان شاه تهماسب تسلیم دارند . فرستادگان سلطان عثمانی ، طبق دستور مخدوم خویش ، بایزید و فرزندانش را در میدان اسب قزوین خفه کردند و جسدهای انان را با خود به استانبول بردند . بوزبک ، سفیر فردیناند اول ، کشتن بایزید را بدین سان وصف کرده است : 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی 4

پیروزی لپانتو

البته باید در نظر داشت که تره ویز یانو خود را درست هنگامی که می نوشت که مترکۀ 5 ساله ای بین امپراتور مقدس روم ، فردیناند اول ، و سلطان سلیمان قانونی به پایان رسیده بود و پادشاهان عیسوی اروپا با ترس و لرز فروان منتظر هجوم بعدی ترکان عثمانی بودند . به علاوه برای درک وخامت اوضاع همین اندازه کافی است متوجه باشیم که فردیناند اول بزرگترین و نیرومندترین امپراتور اروپا به خاطر ان متارکۀ 5 ساله ، مجارستان و تمامی خاک ترانسیلوانی را با خراجی برابر سی هزار دوکاتو تسلیم سلطان سلیمان عثمانی کرده بود . موافق سندهای موجود ، در ای تاریخ شاهان عیسوی اروپا به ویژه جمهوری ونیز به منظور بستن پیمان اتحادی با شاه تهماسب موشش های زیادی مبذول می داشتند که این تلاشها به سال 1571 میلادی بعد از غلبۀ دریایی اسپانیایی ها بر ناوهای عثمانی در محل لپانتو ، واقع در کرانه های یونان ، به اوج شدت خود رسید . از نامه ای که پاپ اعظم خطاب به شیخ اجل و عالی قدر تهماسب نیرومندترین پادشاهان ایران نوشته است به خوبی استنباط می شود که چگونه پاپ پیروزی بزرگ دریایی لپانتو را با شوق هر چه تمامتر برای شاه تهماسب وصف می کند و عمل عثمانی را در هجوم بر قبرس و شکست دادن ونیزی ها نکوهیده می شمرد و چطور با اصرار هر چه تمامتر تهماسب را به جنگ با سلطان عثمانی تشویق می کند و معتقد است که اگر از دو سو بر خاک عثمانی هجوم برده شود پایداری ترکان به کلی غیرممکن می گردد . ( 19 )

هم چنین از اسناد موجود بر می آید که دو سال پس از پیروزی دریایی لپانتو ، سفیر مخصوص امپراتور اسپانیا در قسطنطنیه ماتیاس بیگودو فورتادو در خلال چندین نامه که اولین انها را به تاریخ دوم ماه مارس 1573 میلادی نوشته است آن امپراتور را به فرستادن سفیری علی حده به دربار شاه اسماعیل تشویق می کند و به تدکید تمام می گوید که این فرستاده باید دو زبان عربی و ترکی ، یا دست کم یکی از انها ، را به خوبی بداند . فورتادو در سومین نامۀ خویش به تاریخ 4 ماه مه 1573 میلادی به صراحت اظهار می دارد که اگر شایعات رسیده صحیح و شاه تهماسب واقعاً مرده باشد و فرزطندش اسماعیل به جای پدر بر اریکۀ شاهی بنشیند مسلماً در میدان جنگ پنجه در پنجۀ عثمانی خواهد افکند و تمامی دلادران خاورزمین را به همراهی خویش به جنگ با سلطان عثمانی خواهد برد . ( 20 )

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی 3

سفر آنتونی جنکین سون

از اینها گذشته انتونی جنکین سون انگلیسی نیز که پیش تر ، مختصری دربارۀ کوششهایش سخن گفته ایم دربارل شاه تهماسب و مشاهدات خویش در ایران عهد صفوی شرح مجملی نگاشته که خوشبخاتنه از دست برد طوفان زمان محفوظ مانده است . اما نباید فراموش کرد که سفر جنکین سون اصولاً برای انجام دادن کاری بود که هیچگونه ارتباطی یا اتحاد پاشداهان عیسوی بر ضد امپراتوری عثمانی نداشت . جنکین سون با دست خط ملکه الیزابت اول و پشتیبانی شرکت انگلیسی مسکوی می خواست به عوض تجارت از کرانه های شرقی دریای مدیترانه راه بازرگانی جدیدی را از طریق ولگا و بحر خزر برای انگلستان بگشاد ( 8 ) ظاهراً شکست جنکین سون در این مأموریت بزرگ ، بیشتر ناشی از توافق و سازشی بود که میان ایران و عثمانی بر سر پس فرستادن بایزید ، پسر سلطان سلیمان ، حاصل آمد و ما بعداً در همین فصل زیر عنوان ( معامله بر سر سلطان بایزید ) به تفصیل در پیرامون این رویداد سخن خواهیم گفت . در هر حال جنکین سون پس از سفر بیهودۀ خویش در بازگشت از قزوین به شیروان ضمن نامه ای که خطاب به مدیران شرکت مسکوی به لندن فرستاد چنین نوشت :

" این صوفی که اکنون سلطنت می کند هر قدر قدرتش زیاد باشد و رعایایش دلیر باشند خودش مرد دلیری نیست . به علت همین بزدلی وی ، ترکان کراراً بر کشورش هجوم برده و حتی شهر تبریز ، پایتخت وی را متصرف شده اند . اکنون وی تبریز را رها کرده و در قزوین مقیم شده است . چون سپاهیان ترک پیوسته او را تعقیب می کنند و وی یارای روبه رو شدن با حریف را در میدان جنگ ندارد به دژهای خود بر فراز کوهستانها پناه می برد . هم چنین این صوفی فرمان داده است تا تعداد زیادی از این استحکامات را در داخلل قلمروی وی ویران کنند و توپ ها را ذوب کنند تا دشمنانی که سر در عقب وی می نهند نتوانند از این وسایل استفاده کنند . این شهریار که 50 سال از عمرش می گذرد قامتی نسبتاً بلند دارد و صاحب 5 فرزند است که ارشد انان را در زندان نگه داشته است ؛ زیرا از دلیری های وی می هراسد . " ( 9 )

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی 2

روابط آلمان و ایران

نخستین سالهای پادشاهی تهماسب همزمان با دورانی بود که در اروپا شارل پنجم در اوج اقتدار خویش بر امپراتوری پهناوری که از عهد شارلمانی تا به آن تاریخ هرگز کسی نظیرش را ندیده بود فرمان می راند . شارل پنجم ، امپراتور هابسبورگ از نیکان خویش ، اتریش ، هلند ، بورگاندی ، کاستیل ، و متصرفات آمریکایی اسپانیا ، اراگون و کلیۀ متصرفاتش را در کرانل مدیترانه و در ایتالیا به ارث برده بود . هنگامی که شاه اسماعیل  صفوی به اوج شهرت رسید ه بود ترکان عثمانی از خاک مجارستان گذشته این امپراتوری بزرگ را که شارل پنجم به زیر فرمان داشت تهدید میکردند . به سال 1526 میلادی لشکریان جرار عثمانی مجارها را در محل موهاکس ( موهاچ ) ( 4 ) شکست داده شاه مجارستان ، لویی دوم ، از پا درآوردند . شارل پنجم ، امپراتور مقدس روم که از نزدیک شدن خطر روزافزون عثمانی به ترس افتاده بود ، بار دیگر به امید یافتن متفقی نظر به سوی ایران دوخت .

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک

+ در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی 1

در بیان رویدادهای دوران پادشاهی تهماسب صفوی

( 920 – 970 ه . ق )

تکیه زدن بر جای نابغه ای گشاده دست و رهبری بی باک که طی سالهای انگشت شماری از تخته پوست درویشی ، خود را به اریکۀ پادشاهی کشور پهناوری رسانیده و 25 سال پادشاهی کرده باشد کاری بس دشوار است . اگر تهماسب گشاده دستی و دلیری پدر را نیز به ارث برده بود هرگز نمی توانست از نیش کلک تاریخ نگارانی تیزبین و بی غرض لیمن ماند . حقیقت امر آن است که تهماسب از خصال نیکوی پدر هیچ نشانی نداشت . نه گشاده دست بود ، نه همتی بلند داشت و نه در دلیری به پدر می ماند . هنگامی که تهماسب بر جای پدر نشست یگانگی طایفه های سرخ کلاه ، که انگیزۀ مهمی در لشکرکشی های شاه اسماعیل بود ، تدریجاً رو به سستی می نهاد . بی گفتگو ، همبستگی و به مجردی که وی درگذشت آتش رشگ و نفاق میان انها زبانه کشید . تهماسب بزرگترین فرزند اسماعیل که در 920 هجری قمری به دنیا امده بود و در 10 سالگی به جای پدر نشست خردسالتر از آن بود که بتواند با سیاست و تدبیر میان طایفه های سرخ کلاه حس همبستگی به وجود آورد یا دست کم جلوی تفرقه و تشتت انها را بگیرد . از تذکرۀ خود شاه تهماسب که در اصالت ان نمی توان تردید داشت چنین استنباط می شود که از آغاز دوران پادشاهی وی میان طوایف تکلو و روملو از یک طرف و استاجلوها از طرف دیگر ، دشمنی و کینۀ شدیدی وجود داشته است ؛ بطوریکه افراد این طایفه ها کراراً به کشتار و تجاوز بر یک دیگر مبادرت می جستند . گستاخی پاره ای از آنها مثل سران طایفۀ تکلو به جایی رسید که بر رغم سنت دیرینۀ سرخ کلاهان حتی در موردی مسلح گردیده در برابر کاخ شاهی گرد امدند . این جریان به خوبی از تذکره پیداست که می گوید : 

...
ادامه مطلب
نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک