دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ محمد بن عبدالله نوربخش ( 795 – 869 )

محمد بن عبدالله نوربخش  ( 795 – 869 )

محمد نور بخش به روایت شیعه ، شاگرد صوفی مسلک دیگر احمد بن فهد حلی بوده است .

علی در نظر صوفیان ولی اولیاء و شیخ همه طریقه ها – خصوصاً آنها که از قرن ششم به بعد پر از علویان شد – گردید . در قرن 7 تمام ممالک اسلامی وبه ویژه ایران ، پر از صوفیان علوی بود . درامیختگی تصوف با شخصیت علی چندان بود که صوفیان علوی خود را وارث و پیشوای واقعی تصوف می دیدند و طریقه صحیح را همان طریقه خود می دانستند . از انجمله سید حیدر موسوی تونی و دو تن از مشایخ وی نیز علوی بودند :  سید محمد نجفی و سید ابراهیم خوارزمی ( که نسبت به فرقه اش به امام موسی کاظم ) جد سید حیدر ، می رسید . در کنار سید حیدر ، سید علی همدانی مؤسس طریقه همدانیه قرار میگیرد .سید علی همدانی ، شیخ طریقه ای است که محمد نوربخش ، از خواجه اسحاق ختلانی – که این هم علوی بود – به ارث برد .

نکته مهم اینکه صوفیان ( غیر علوی ) متوجه شدند که تصوف کم کم به تشیع می گراید و از آن ترسیدند که یکبارگی در ان ادغام گردد و در نتیجه موقعیت ایشان در خطر افتد و ولایت منحصر به علویان شود و از انان سلب گردد . از اینجاست که طریقه نقشبندی به دست بهاء الدین محمد بخارایی ( 717 – 791 ) پدید آمد که قیامی بود صوفیانه علیه همه آداب کهن تصوف از قبیل ذکر و خلوت و کرامات . از آن مهمتر ، نقشبندیان ، سلسله های طریقتی را که در مجموع به علی برمی گشت ، نفی میکردند .

به گفته بهاء الدین محمد نقشبند : ( سلسلۀ کسی به جایی نمی رسد ) ، او منکر آن شد که سلسله های مورد ادعای صوفیان معاصرش اصلی داشته باشد : ( به هیچکس از متأخران طریقه ای از مشایخ متقدم نرسیده است )

بدین سبب محمد نقشبند را پیروانش مجدد دین در رأس سدۀ هشتم شمرده اند . اما پیروان او ، طریقۀ خود را به جنید بغدادی رسانده ، او را در مقام یک ولیّ قراردادند که رودررو با ایشان سخن میگوید و راهنماییشان میکند و این همان نقشی بود که صوفیان علوی برای علی قائل بودند . نقشبندیان با اینکار خود می خواستند آن میراث صوفیانه را که از قرن چهارم به بعد در امیختن تصوف به شخصیت علی فراهم شده بود ، از بین ببرند ) . محمد نور بخش در سال 795 هجری در قائن مرکز بخش قهستان تولد یافت  - همان منطقه ای که سید حیدر تونی و سید علی همدانی می زیستند – پدرش عبدالله از احساء بحرین برای سیاحت و زیارت قبرعلی بن موسی رضا به طوس آمده و بعداً در قائن مقیم شده بود .

محمد نور بخش چنان تیز هوش بود که در هفت سالگی قرآن را از بر کرد و به سرعت در همه علوم تبحر یافت و مرید خواجه اسحق ختلانی – شاگرد سید علی همدانی – گردید . مرشد از استعداد او چنان به شگفت آمد که اورا نوربخش لقب داد .

خواجه اسحق که درصدد قیام علیه شاهرخ و تشکیل یک حکومت صوفیانه بود در محمد نوربخش ، صفاتی دید که از او استفاده کند ( از این جهت اصرار زیادی داشت که علوی بودن او را از طریق مکاشفه مؤکد سازد تا بتواند عامه مردم به ویژه صوفیان را به جمع شدن دور او ، به عنوان مهدی بکشانند )

همانندی نامش یعنی محمد بن عبدالله با نامپیامبر ، او را توجیه این دعوی کمک میکرد ، چون طبق بعضی اخبار ، مهدی همنام پیامبر است ( این روایت از ساخته های جعلی ، نفس زکیه که در اواخر عهد امویان دعوی مهدیگری کرد ) محمد نور بخش نامپسرش را قاسم گذاشت تا نام کامل محمد چنین شود : ابوالقاسم ، محمد بن عبدالله .

هر چه هست ، خواجه اسحاق با محمد نور بخش به سمت خلیفه الخلفای خود و به عنوان شیخ طریقۀ سید علی همدانی بیعت نمود و در روز بیعت به 12 نفر بیعت کننده ، به تیمن به تعداد ائمه اکتفا شد .

از ممیزات طریقه نوربخشیان به سال 826 در کوه تیری از قلعه های ختلان آغاز گردید .اگر چه خود نوربخش معتقد بود باید قیام را به تدخیر انداخت اما شیخ اسحق عجله کرد و قیام پیش از شروع شدن ، شکست یافت زیرا دسته ای از صوفیه از جنبش انشعاب کردند ه به گروهی دیگر که زیر رهبری عبدالله مشهدی ( مخالف رقیب نوربخش در ریاست طریقه ) بودند پیوستند که به این گروه ( متصوفیه ) اطلاق می شد و مشرب انان را ( تصوف ) می نامیدند که تا روزگار نایب الصدر ( متوفی 1314 ) باقی بودند .

این جنبش به کشته شدن خواجه اسحق و برادرش و دستگیری و اعزام محمد نور بخش به هرات ، پایتخت تیموریان ، منتهی شد . پس ازمرگ شاهرخ به سال 851 نور بخش به ری رفت و به ترویج عقاید صوفیانه خود مشغول شد و درهمانجا در سال 869 درگذشت .

طریقه نوربخش با مرگ او پایان نیافت .مسند ارشاد به پسرش قاسم فیض بخش و پس از مرگ او به سال 927 پسرش شاه بهاء الدین ، جانشین او شد و به همین ترتیب ...

خلفای متصوف محمد نور بخش : از آنجمله است خواجه محمد بن خواجه محمد سمرقندی ، شمس الدین محمد بن یحیی لاهیجی متخلص به اسیری ، شیخ محمد قوچانی و سید ضیاء الدین نورالله بن محمد شاه حسینی مرعشی شوشتری .