دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ جنبش بابائیه

تشیع در آسیای صغیر به روزگار سلجوقیان و عثمانیان

 

جنبش بابائیه

منابع معاصر نهضت گاه از بابا اسحاق و گاه از بابا الیاس به عنوان رهبر جنبش نام برده اند و بابا الیاس را همکار با اسحاق می دانستند . به هر صورت آنچه مسلم است پیشوایی این شورش ترکمانی ، یک صوفی خراسانی بوده که پس از استیلای چنگیز بر سرزمینش به آسیای صغیر مهاجرت کرد . رهبران این جنبش ، خود را بابا یا بابا رسول می نامید و بعضی پیروان افراطیش او را صریحاً رسول خدا می دانستند و شعار اتباع وی این بوده : ( لااله الا الله  البابا وای الله ) . او خود را امیرالمؤمنین لقب می داد .

مؤسس این نهضت ، با مجاهده نمائی و شعبده گری بر عقول پیروان ترکمان خود چیره شد و با ریختن نظریات اجتماعی خویش در یک قالب آرمانی و تصویر مدینه فاضله ، این آرزو را در انان برانگیخت که به رهبری معنوی وی انرا واقعیت بخشند به علاوه بابارسول حتی به مسائل شخصی ترکمانان مثل رفع اختلاف زن و شوهر می پرداخت . بر اساس این همدلیها ترکمانان بهاو گرویدند و او را از مقام بشر فراتر برده ورمز رهایی خود  دانستند و بدین لحاظ حتی وقتی کشته شد ، نهضت تمام نشد و به دور تصور و نماد او ، به مثابۀ جاودانه ای نامیرا ، گرد آمدند .

این جنبش از جنبه اقتصادی نیز غفلت نداشت بلکه اخذ غنیمت از مغلوبان و غارتگری و اسیرگیری را مثل حقی مسلم بر پیروان خود مباح می دانست مثل خوارج اولیه ، نصیریان و مشعشعیان ، پس از سکشت نهضت باباالیاس و بابااسحاق هر دو دستگیر و کشته شدند و به روایتی سلطان غیاث الدین ، باباالیاس را مورد عفو قرار داد . در مورد عناصر فکری نهضت بابائیه ، این جنبش از تشیع باطنی سرچشمه می گرفت که بابا الیاس از زادگاهش خراسان با خود اورده بود و باید اشاره کنیم که حلب و پیرامون آن به اسماعیلیگری شهرت داشت و پر از اسماعیلیان و غالیان شیعه بود و از طرفی ملک الافضل ( ابوالحسن علی ) پسر صلاح الدین ایوبی حاکم سمیساط ( اولین شهری که بابالیاس از خراسان به انجا آمد ) به عنوان شیعیگری مشهور بود .

تقریباً اتفاق نظر وجود دارد که مذهب بابائیه با شیعیگری غالیانه ارتباط داشته و معلوم می شود که این دعوت ، در اصل شیعیانه بوده که ظاهر صوفیانه به خود گرفته زیرا تصوف در تمام ممالک اسلامی قابل هضم تر بود .

یکی از پیروانباباالیاس به نام نورۀ صوفی ، پس از شکست نهضت بابائیه ، از راه زهد و علمی که از باباالیاس آموخته بود توانست به علاء الدین کیقباد تقرب جوید و با او رابطه خویشاوندی بهم رساند و حتی به امارت منصوب شود . میراث  نورل صوفی به پسرش قرمان رسید که با تأسیس دولت قرمانیه ، آرزوی دیرین ترکمانان را تحققبخشید . اما بعدها این دولت نتوانست در مقابل دولت عثمانی مقاومت کند و در آن دولت ذوب و حل شد .