دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ شاه نعمت الله ولی و طریقۀ او

شاه نعمت الله ولی و طریقۀ او

گفته اند نعمت الله صوفی علوی – که از طریق اسماعیل بن جعفر ، نسبش به علی می رسد – پس از ان که پدرش از حلب به ایران مهاجرت کرد و در نزدیکی کرمان ساکن شد و در نتیجۀ ازدواجش با یک زن ایرانی ، نعمت الله به سال 731 متولد گردید .

نعمت الله در سال 755 هجری در سن 24 سالگی به قصد حج روبه کشورهای عربی نهاد و پس از رسیدن به مصر مرید شیخ عبدااله یافعی ( متوفی 768 ) گردید و 7 سال در صحبت وی بود تا از خلفای او به شمار امد و در سال 762 هجری یعنی سال د وم سلطنت تیمور در سمرقند به ایران بازگشت . وی عمری دراز داشت وفاتش در 834 هجری بود .

در ولایت او چندان مبالغه می شد که حتی گفته اند پیروانش او را سجده میکردند ، خود را مظهر ما نامید و مصاحبتش را با عبدالله یافعی به مصاحبت موسی به شعیب مانند میکرد .نعمت الله یک صوفی خالص وحدت وجودی بوده و از انسان کامل و سلسله اوایاء سخن گفته و در بزرگداشت بایزید بسطامی مبالغه و حتی او را با علی مقایسه کرده است .

در اشعار وی عناصر حروفیانه بوده ، خاصه آنکه از نام خود یک معنی حروفی انتزاع کرده و نعمت الله را به مثابۀ صفتی الهی در برابر فضل الله گذاشته ، حتی گفته اند وقتی از هرات رانده شد به این آیه احتجاج کرد ( یعرفون نعمة الله ثم ینکرونها و اکثرهم الکافرون : نعمت خدا را می شناسند با این حال انکار می کنند ، بیشتر آنان کفران پیشه اند ) ( سوره نحل )

طریقه نعمت الله با شیوۀ ذکر ( خفی ) متمایز می شود ، به این ترتیب که مرید به حالت نشسته ، دست راست بر زانوی چپ و دست چپ بر زانوی راست ، بدن خود را از چپ به راست می گرداند و کلمه لا اله الا الله را در دل میگذراند ، این برای اجتناب از رقص و صیحه کشیدن و پایکوبی و جست و خیز مرسوم صوفیان بوده که بسیار مورد ایراد متشرعان قرار میکرفته است . با این حال از موسیقی برای شورانگیختن در مریدان استفاده می شد ولی فقط نی و دف بکار می بردند .

از جمله آداب طریقۀ نعمت الله این بوده که مریدان پیش از ذکر ، شیخ ، یعنی نعمت الله را سجده میکردند ، ونیز جامۀ مخصوصی داشتند که بعدها تغییر کرد . نشانه پیوستن مرید به طریقه ، این بود که خرقه می پوشید و بر سر کلاهی درویشی از نمد می نهاد ، این کلاه بعداً به تاج پنج ترک – اشاره به پنج تن زیر کسا – و سپس به تاج دوازده ترک – اشاره به دوازده امام – تغییر شکل یلفت و این یکی را سید منهاج یکی از خلفای نعنت الله ابتکار کرد و اجازه گرفت که برای مریدان بدوزد و با این تفاصیل ، پیوند این طریقه با طریقه صفوی ، که با همین شعار ( یعنی کلاه دوازده ترک ) ظاهر شد ، آشکار می شود .

سخاوی ، نعمت الله را حنفی دانسته و نخستین شرح حال نویس وی ، واعظی ، آورده که عبدااله یافعی ، استاد نعنت الله در مذهب حنفی و شافعی فقیه مبرزی بوده و خود نعمت الله در دیوانش می گوید که ( رافضی نیستم )

با این همه او ، مانند تیمور به معنی شامی شیعه بوده ، یعنی اهل بیت را دوست داشته است . ( نویسندگان در قرن 8 کسی را شیعه می دانستند که علی را بر عثمان – و نه بر عمر و ابوبکر – برتری دهد ، هر چند از معاویه و یزید بدگویی کند )

او مانند صوفیان پیشین ، قائل به امامت علی و اولاد وی بوده چنانکه گفته : ( از بعد علی است یازده فرزندش ) . ولی به دنبال آن آورده : بر جای رسول ، نهمت الله ولی است ) بدین منظور که نتیجه بگیرد که خودش مظهر خدا و جامع ادیان بلکه جامع کل عالم است :

- مذهب جامع از خدا دارم       این هدایت مرا بود ازلی  - و خود را به صفت عصمت ستوده و به حکم انکه سید و علوی بوده خود را مانند امامان معصوم شمرده است .

حداقل می توان نتیجه گرفت که نعمت الله می خواسته یک مذهب شیعه – صوفی جدید بر اساس اعتقاد دوازده امامی معتدل بنیان نهد که خودش ، به بیان صوفیانه ، به مثابۀ خاتم خاص  - به تبع از مهدی که خاتم عام است – امام مفترض الطاعۀ آن می باشد .

صرفنظر از این فرضیه چون اولاد نعمت الله در زمان صفویان ، صریحاً شیعه شدند و از خاندان سلطنت زن گرفتند و به خدمت صفویان درامدند تا جایی که در جامعه شیعی عصر صفوی حل شدند ، از اینجا نعمت الله را شیعه دانسته اند.  بعدها طریقۀ او کلاً شیعه گردید ، حال آنکه خود او سنی حنفی بود.

نعمت الله نیز همچون دیگر صوفیان ظهور مهدی را پیشگوئی نموده و نیز تاریخ ظهور نائب او را در سال 909 تعیین کرده بود ،شیعه به دست مفیدی کوشیدند بمنظور تقرب جستن به صفویان ، آن را سال ظهور اسماعیل صفوی سازند همچنانکه بعدها بابیان سعی کردند ، این تاریخ را به نحوی بگردانند تا دلالت بر ظهور باب نماید .

این نهضت علوی که به قولی شامل دوازده هزار مرید زیر رهبری نعمت الله ولی بود و نیز پربودن عرصۀ تصوف از مشایخ علوی ، دیگر صوفیان را که نشب علوی نداشتند ناراحت میکرد ، عکس العمل اینان به شکل یک فرقۀ صریحاً سنی یعنی طریقۀ نقشبندی بروز کرد که بهاء الدین نقشبند ( متوفی 792 ) آن را بنیاد گذاشت .

نعمت الله اولین کسی بود که توانست از فشار و تنگنایی که در ان میزیست .با رفتن به هند ، خلاصی یابد .این تجربه پیوستگی  با ملک احمد شاه ، وی را تشویق کرد که نواده اش را به هند بفرستد . و دسته ای از اولاد نعمت الله ، بعدها در هند مستقر شدند و همان موقعیتی را به دست آوردند که پسر عموهایشان در ایران به روزگار صفویان ، بدان نائل شدند .