دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ زن در خانواده ایران باستان

زن در خانواده ایران باستان

 

اولین تصویر ، از اولین خانواده ، در ذهن ما ، به نخستین زوج بشری برمیگردد . در آیین های یهود ، مسیحیت و اسلام ، این خانواده را آدم و حوا تشکیل می دهند . ا با افسانه آفرینش در این اعتقادات آشنا هستیم و در اینجا فقط اشاره کوتاهی به یکی از آنها می شود .

مثلا در تورات داستان این چنین است که خداوند آدم را در باغ بهشت ، با همه زیبایی ها تنها یافت و آن گاه خواست که برای او یاری بیافریند و از یکی از دنده های آدم زن را ساخت و به نزدد او آورد ... ( تورات سفر اول ) .

داستان طولانی و دنباله دار است که سرانجام فریب زن و خوردن میوه ممنوع منتهی می شود . آدم و حوا از بهشت رانده می شوند و به این جهان خاکی می آیند و زندگانی انسانها آغاز می گردد .

به این ترتیب ، در این اعتقادات ، در اولین کانونی که تشکیل می شود زن برای مرد آفریده می شود . زن فریب می خورد . به خاطر گناه زن است که ابوالبشر از بهشت رانده می شود .

اما ببینیم اولین کانون خانوادگی در اعتقادات زردشتی چگونه تکوین یافته : به جزییات افاسنه آفرینش از دیدگاه آیین زردشتی نمی پردازیم . فقط از انجایی آغاطز می کنیم که اهوره مزدا ، آفریدگار همه نیکی ها در آغاز آفرینش دنیوی خود کیومرث را که اولین موجود فانی و نمادی از بشریت است به وجود می اورد و چون اهریمن حمله خود را به سوی زمین آغاز می کند " کیومرث " به یاری اهورامزدا به بیهوشی فرو می رود و بعد از 30 سال مرگ به سراغش می آید . پس از مرگ به زمین می افتد ، جسد او فلزها را در دل زمین به وجود می اورد و نطفه او در نور خورشید صاف می شود و " سپندارمد "الهه زمین آن را دریافت می کند و ثمره آن دوشاخه ریواسی است که سبز می شوند . و اولین زوج انسانی " مشی " و " مشیانه " از این شاخه ریواس به وجود می آیند . ( م . موله ، ایران باستان ، ترجمه ژاله آموزگار ، نشر دانشگاه تهران ) .

اهورامزدا به این زوج افکار اهورایی می اموزد . ولی اهریمن نیز در کمین است و در فریب آنها می کوشد و موفق می شود .

بازده این فریب و مکافات این اشتباه نقصی در خانواده به وجود می آورد ، به این ترتیب که تا پنجاه سال این زوج نمی توانند صاحب فرزندی شوند . برآنها حوادث گوناگونی می گذرد و سرانجام که به یاری اهورامزدا کفاره گناه را پس می دهند ، از اولین وصلت آنها ، اولین پسر و دختر به دنیامی آیند و نسل بشر تداوم می یابد .

با هم مقایسه می کنیم . اگر در آیین های دیگر زن از مرد و برای مرد آفریده می شود در اینجا زن و مرد یکسان در برابر مشیت الهی قرار می گیرند . اگر در کانون خانوادۀ آنها زن تقصیرکار است ، اینجا هر دو در معرض لغزش هستند ، یکسان گول می خورند و می لغزند و با هم توبه می کنند و به سعادت بخشودگی می رسند . پس در اعتقادات قدیم مردم سرزمین کهنسال ما ، حق زن و مرد در خانواده یکسان است .

این تساوی را به نحو بارز در خانواده زردشت ، پیامبر باستانی ایران ، مشاهده می کنیم : از دیدگاه اساطیر ، در دنیای دیگر ، اراده به آفرینش زردشت می شود "فر" و " فروهر " پاک و برگزیده ای باید از طریق پدر و مادر در او دمیده گردد . " " فر " پیامبر بزرگ ، از راه روشنی های بی پایان نخست به " دو غدو " زنی  که مادر زردشت خواهد شد می رسد و وارد جسم او میگردد . بعداً پدر او " پوروشسب " از خاندان " سپیتمان " در سر راه این زن قرار می گیرد و فروهر پاکی که باید در وجود و خشور ایرانی تجلی یابد از طریق دیگر وسیله ها بطور یکسان وارد وجود " دوغدو" و " پورشسب " میگردد تا زردشت به دنیا آید و در اوستا ، کتاب مقدس او هست که جای به جای از زنان به عنوان همسر و مادر با ستایش یاد شده است .

در متنی ، زردشت راجع به ازدواج خود با " هوی " چنین می گوید :

" فرشوستر دختر گرانبها و عزیزش را به زنی به من داد ، اهورامزدا او را برای ایمان پاکش به دولت راستی رساند " . ( پورداود ، یسنا ، فصل 51 بند 17 ) .

متن گفتار انسانی زردشت ، وقتی دخترش پوروچیسته ( یعنی پردانش ) به همسری " جاماسب " درمی آید ارزش و مقام پیمان ازدواج را به خوبی آشکارمی سازد . او چنین میگیود : ( پورداود ، یسنا ، فصل 53 ، بند 5 – 3 ) .

" ای پوروچیسته ... اینک من که زردشت پدر تو هستم با پیروی از منش نیک مزدا ، تو را به جاماسب می دهم و او نیز در این راه( نیک اندیشی و مزداپرستی ) یار و یاور تو خواهد بود . اکنون برو با خودت مشورت کن و با خلوص نیت و اندیشه پاک و بهترین پارسایی این کار نیک را انجام بده " .

و پوروچیسته چنین پاسخ می دهد :

" من او را دوست خواهم داشت و در مهرورزی از او پیشی خواهم جست . چون خواست پدرم چنین است " .

در همه قسمتهای اوستا همیشه به ارزش فوق العاده کانون خانواده ، وفاداری عشق فیمابین و ارزش تولید فرزندان برمی خوریم .

در وندیداد ( ویدیوداد) ، اهورامزدا چنین به زردشت خطاب می کند :

" من به تو میگویم زردشت سپیتمان ، مردی که زن دارد برآنکه پیمان ازدواج نبسته ، مردی که خاندانی دارد بر ان که بی خانمان است ، مردی که فرزند دارد برآنکه بی فرزند است برتری دارد " .

 

***

از تاریخ نیز می توانیم شاهد بیاوریم . ولی در جریان تاریخ دوران باستان ، معمولاً فقط می توان با سرگذشت بزرگان دوران آشنا شد و تاریخ ، جزییات زندگی کردم عادی را کمتر گزارش می کند ، پس ناچار آنچه در دسترس است در قضاوتها قرار می گیرد :

از آتوسا همسر داریوش ، دختر کوروش و مادر خشاریاشا در مقام همسری و مادریش نام می بریم . در تاریخ آمده است که او در تربیت پسرش خشایارشا که بعداً جانشین پدر شد دخالت مستقیم داشت و نهایت سعی خود را به کاربرد تا او را فرزندی شایسته به بار آورد . زنی بود که با رشادت و شهامت در هر کاری پشت شوهر و همراه او بود . آتوسا پس از مرگ شوهر نیز در سونوشت کشور عظیم موروثی ، در مقام مادری خشایارشا کاملا موثر بود . ( پترژولیوس یونک : داریوش یکم پادشاه پارس ها ، ترجمه منشی زاده ) .

در دوران اشکانیان نیز ملکه مانند شاه تاج برسر می نهاد و از امتیازات سلطنتی در مقام همسر استفاده میکرد .

به این ترتیب اگر زن به عنوان بانوی اول کشور و نیز به عنوان مادر و همسردر خاندان شاهی صاحب نظر بوده است مسلماً حق او در خانواده معمولی هر ایرلنی نیز تحت تأثیر این سازمان اجتماعی ، محفوظ بود .

مورخان یونانی ، در کتابهای خود ، مواردی چند از اخلاق مردم آن دوران سرزمین ما را نقل می کنند که به چند مورد آن اشاره می شود . ( دین شاه ایرانی ، اخلاق ایران باستان ، بمبئی 1309 ) .

- شاه در مجالس رسمی و غیر رسمی ، در موقع خوراک پایین تر از مادر خود می نشست .

- جوانان برای عروسی از مادر و پدر اجازه کسب میکردند .

- کوروش هنگام مرگ به فرزندان خود وصیت کرد که در هر کار فرمانبردار مادر باشند .

 

***

در دوران ساسانی مذهب زردشتی مذهب رسمی کشور است و در نتیجه فقه و حقوق دوران ساسانی ، در چهارچوب قوانین دینی قوانین دینی زردشتی که کتابهای آن در دسترس ماست کاملاً قابل مطالعه است و احترام به خانوداه که در آیین زردشت در تجلی است در اینجا نیز قابل ملاحظه است ؛ منتها اختلاف طبقاتی شدیدی که به خصوص در اواسط دوره ساسانی به چشم می خورد بسیاری از مسایل را آشفته و درهم می کند .

می دانیم که در آیین زردشت ، افراد به 4 طبقه تقسیم می شوند :

 1 –  موبدان .

 2-  ارتشتاران و شاهزداگان .

 3–  برزگران .

4 –  صنعتگران .

در اساس دین هرگز از نظر مقام و موقعیت ، گروهی را بر گروه دیگر برتری نیست و آنان که پارسا هستند و در هر مقامی که قرار دارند وظیفه مربوط به خود را نیکو به انجام می رسانند ، در بارگاه ایزدی بیشتر مورد توجهند . ( م . موله ، ایران باستان ) .

ولی متأسفنه این عقیده که در اصل سالم است بعدا صورت ناسالمی به خود می گیرد و فاصله اجتماعی قابل توجهی به وجود می آورد و در نتیجه عده ای که تعدادشان نسبت به عامه مردم در اقلیت مطلق است در گرو های نخستین به صورت طبقه مرفهی تشکیل می شوند که به خود اجازه هر نوع خوشگذرانی و چند زنی را تحت شرایط خاصی می دهند ، در حالی که اکثریت مردم که در گروه سوم و چهارم قرار دارند زندگی معمولی را می گذرانند . خوشبختانه کتابهایی که به زبان پهلوی از سنت این این دروان باقی مانده است ، و هم چنین کتابهای فارسی که به دوران نخستین بعد از اسلام تعلق دارد و روایت فارسی که مربوط به دوره های بعدتر است به ما اجازه می دهد که در لابلای آنها به راحتی از مطالی حقوقی و اجتماعی همین مردم اطلاعاتی کسب می کنیم :

در همه این متنها سفارش شده است که مرد و زن چون به سن ازدواج می رسند حتماً باید ازدواج کنند . چون با ازدواج مردان و زنان پاکدامن است که نسل بشری ادامه می یباد و فرزندانی که از این وصلت نیکو پدیدار می شود بهترین یاران اهورامزدا خواهند بود .

 در ازدواج رضایت طرفین شرظ است . به خصوص جای به جای سفارش شده است که رضایت دختر نهایت اهمیت را دارد . ( روایت داراب هرمزدیار ، ج1 ، ص 82 ) . حتی چنانکه بعدا خواهد آمکد به دختر اجازه ازدواج بدون رضایت پدر و مادر را هم تحت شرایطی می دهد .

در بعضی از متن ها از نامزد کردن فرزندان در سنین کودکی به شدت انتقاد شده است ولی به هر حال سفارش کرده اند که در جوانی ازدواج کنند تا فرزندان نیکو بیاورند .

پیوند ازدواج پیوند قابل احترامی است . در اینجا ترجمه قسمتی از متن پیمان زناشویی به زبان پهلوی را نقل می کنیم که مرد در موقع عقد چنین تعهد می کند ( متن های پهلوی ، ص 142 ) :

" در همه عمر او را همسری گرامی ، کدبانویی استوار ، به خوراک و پوشاک پ.شانده و پوشیده نگاه خواهم داشت . من او را به عنوان همسر و سرور ، در حد امکان و به فراخور زمان نیکو و پرآرزم نگاه خواهم داشت . کودکانی که از او زاده شوند همچون کودک آزاده از آن خود خواهم داشت … " .

از متن های پزاند ، قسمتی از پیمان زناشویی دیگری نقل می شودکه در آن نیز تعهدها در نهایت انسانیت است . هیربد روحانی که پیمان را جرای می سازد ، در جایی از زبان داماد می گوید ( متن های پازند ، ص 171 ) :

" در این دنیا و در آن دنیا ، مطابق با آیین و مطابق با دین ، هم به تن و هم به روان ، به پادشاهی مرا زن دادند که مرا کدبانو باشد . او را رشک ننمایم . او را از گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما بپرهیزانم…" .

و برای بستن این پیمان چنین گواه گرفته می شود :

" … اهورا مزدا بر تو گواه باد ! مهر ، سروش ، رشن راست … بر تو گواه باد . زردشت پپیتمان برتو گواه باد . این روان خویشش بر تو گواه باد و من که هیربدم برتو گواه باد …" .

این پیمان باید نگهداری باید نگهداری شود و هر دو طرف باید در حفظ این میثاق بکوشند . در اخلاق ایران باستان یکی از نکوهیده ترذین و نابخشوده ترین گناهان شکستن پیمان است .

مهر ، ایزد بزرگ آریایی ، موکل بر همه پیمانها و از ان جمله پیمان ازدواج است وپیمان نگهداری را حفظ می کند و آنان را که پیمان بشکنند مکافات می دهد . ( پورداود ، یشت ها ، ÷347 ؛ مهریشت ص 427 ) .

به این ترتیب شکستن پیمان زناشویی، هشتن و رها کردن زن چندان آسان نیست و فقط در چند مورد ، مردی به خود حق می دهد که پیمان بسته با زنی را بگسلد ( صد در بندهشن ، باب 34 ، بند 8 و روایت امیداشوهشتان ، پرسش 7 ) :

زنی جادویی کند . از آنچه بر عهده اوست نافرمانی کند . تن از همبستری از شوی خویش باز دارد . فرزند ازش نزاید . تن به بیگانه دهد و دشتان پنهان کند .

ولی این طلاق نیز باز یابد با شرایطی صورت گیرد و رضایت زن از هر لحاظ فراهم شود و حتی موجبات ازدواج مجدد او نیز به عمل آید :

- " دل زن خوش کند و به شوهر دهد و خویشتن زنی دیگر کند و به رضایت و خوشنودی دیگر " .( صد در بندهشن ، باب 34 بند 14 ) .

- " زن نباید هشتن . اگر کسی چنین کند و پیمان ناروا بگسلدو زن بهلد گناهکار مرگرزان باشد . " . ( صد در بندهشن باب 34 بند 16 ) .

- چون کسی زنی بخواهد دست پیمان کند ، بعد از ان نشاید که آن پیمان بشکند هر وقت آن زن را بدان غمی به دل رسد ، او را گناه باشد . ( روایات داراب هرمزدیار ، ص 189 ) .

مسایل جنسی در این آیین فقط از دیدگاه یک رابطه قانونی و دینی و در چهارچوب خانواده قابل قبول و محترم است . چون حریم خانواده حریم مقدسی است و آن را نباید آلود . خیانت به زناشویی ، خیانتی نابخشودنی است و این موضوع را به عیان در کتابهای حقوقی ، داستانی و روایتی مربوط به این دوره می بینیم .

در ارداویراف نامه ( = ارداویراز نامه ) که شرح سفرآسمانی موبدی به بهشت ، برزخ و دوزخ است ، قدم به قدم در دوزخ ، با زنان و مردانی روبه رو می شویم که به عقوبت این گناه در عذابند .( دکتر رحیم عفیفی ، ارداویراف نامه ) .

موضوع دیگر قابل بحث انواع ازدواج ها ، از نظر مقام و موقعیت زن در آنهاست . در آیین های قبل از اسلام و به خصوص در حقوق دوران ساسانی ، با 5 نوع ازدواج آشنا می شویم (روایات داراب هرمزدیار ) .

1 –  پادشازن

2 –  ایوکین زن

3-  ستر زن

4-  چکرزن

5 –  خودسرزن.

 

1 ) پادشازن – زنی بود که برای نخستین بار ، با حضور و رضایت پدر یا قیم یا بزرگتر خود شوهر میکرد . او کدبانوی صاحب اختیار خانه بود و عالی ترین رتبه همسری را داشت . بعد از مرگ شوهر ، اگر مرد فرزندی نداشت ، اموالش به او می رسید و برادران و خویشان حقی بر دارایی شوهر او نداشتند . ( روایات داراب هرمزدیار ) .

2 ) ایوکین زن – وقتی بود که پدری فرزند پسری نداشت . به نام خود دختر خود را شوهر می داد و اولین فرزند پسر او ، از لحاظ قوانین دینی ، به پدر و مادر این زن تعلق می گرفت و پس از آن فرزند پسر این زن می توانست مجددا او را به پادشا زنی پدر خود دهد .

3 ) ستر زن – اگر مردی در سنین 15 سال به بالا ، بدون انتخاب همسر درمی گذشت . بازماندگان او برای آسایش روان وی ، دختری را به نام او شوهر می دادند تا بنا به اعتقادات آنها در آن دنیا او را هم زن و هم فرزند باشد . آن کس که با چنین زنی ازدواج میکرد ، می بایست بر این تن دهد که اولین فرزند که از آنها زاده شود به مردی تعلق گیرد که به نام او این زن شوهر داده شده است و از نظر ارث نیز مشمول این حکم می شد .

4 ) چکریا چاکر زن – زنی که شوهری داشت و شوهر وی درگذشته بود . چون این زن را به شوهر دیگر می دادند ، او چکر زن بود ، یعنی هنوز در خدمت شوهر پیشین قرار داشت و شوهر همیشگی و قطعی او شوهر نخستین بود .

5 ) خودسرزن – زنی بود که بدذون موافقت پدر ، قیم یا بزرگتر خود یعنی به خودسری ازدواج میکرد . موبدان حق داشتند مراسم زناشویی را به جای آورند . اگر بعدها صاحب پسری می شد ، آن پسر می توانست مادر را به پادشا زنی به پدر دهد تا فرزندانی که از او زاییده می شوند پادشا فرزند باشند .پدر و مادر این دختر می توانستند او را از ارث محروم کنند .

از لحاظ قوانین مالی و به خصوص ارث ، انواع ازدواج ها مسایل خاصی را پیش می آورد . چون فرزندان این ازدواج ها نیز به تبعیت از وضع مادر خود در شرایطی خاص قرار می گرفتند .

به هر حال در هر ازدواجی ایده آل بود که زنان پادشا زن شوند . حتی در خانواده های نجبا و اشراف دوره ساسانی که تعدد زوجات به صورتی مطرح بود . معمولا یک پادشا زن وجود داشت . ولی در خانواده های معمولی که اکثریت مردم این مرزوبوم راتشکیل می دادند ، به یک زن اکتفا می شد و فقط در شرایطی که زن نازا یا بیمار بود ، با نظر موافق زنی دیگر برمی گزیدند .

در دوران بعد از اسلام نیز میان زردشتیان ایران و پارسیان هند ، مسئله یک زنی در شرایط فوق کاملا رعایت می گردد .( در آیین های مربوط به این دوران با انواع ازدواج های دیگر نیز روبه رو هستیم . مانند ازدواج موقت یا ازدواج قرضی و " خویدوده" که به خاطر وضع خاصی که دارند در مبحثی جدا مورد بررسی قرار می گیرند ) .

مسئله دیگر مسئله فرزند در خانواده است . صفت بارز ایرانیان قدیم ، عشق به داشتن فرزندان بسیار بوده است . در تاریخ آمده است که داریوش شخصاً برای خانواده هایی که فرزندان بیشتر داشتند هر ساله هدایایی می فرستاد .( داریوش یکم پادشاه پارس ها ، ص 92) .

در کتاب اوستا ، جای به جای با متن هایی برخورد می کنیم که داشتن فرزند را می ستاید مثلاً " زنان دارنده فرزندان زیاد را می ستاییم " .( پورداود ، یشت ها ، ص 107 ) .

اهورامزدا علناً آنان را که فرزند دارند برآنانکه بی فرزندند برتری می دهد . ( وندیداد ، فصل 4 بند 47 ) .

پس آنها که به عللی خود مقصر نیستند و از داشتن فرزند محروم شده اند چه کنند ؟

در اینجاست که مسئله فرزند خواندگی به میان می آید که فصل مهمی را در آیین زردشتی باز می کند .

هر زردشتی مکلف است اگر فرزندی ندارد حتماً در دوران جیات کسی را به فرزندخواندگی بپذیرد . یعنی " ستوری " ( = ستر ) بگمارد . این " ستور " درست مانند فرزند اوست و باید به هر حال کمبود فرزند نداشتن را ماداً و معنا جبران کند . چون در دین زردشتی کسی که فرزند ندارد ، وقتی درمی گذرد بریده پل است . یعنی برای او پلی که او را به جهان دیگر ارتباط دهد وجود ندارد . این " ستور " گماشته شده ، یعنی فرزند خوانده ، به منزله این پل است ، پلی میان دنیای مینوی و مادی فرد در گذشته .( صد در نثر ، باب 54 و صد در بندهشن باب 62 ) .

" ستور " ( = ستر ) یک شخصیت حقوقی و قانونی است و ازنظرارث تابع قوانین حساب شده ای می باشد . ( روایت امید اشوهشتان ، پرسش 18 ) .

در مبحث مربوط به فرزند بهتر است که اشاره کوتاهی نیز به فرزندان نامشروع شود . همانطور که قبلا اشاره شد ، زنا و ارتباط نامشروع به هر حاتل و به هر صورت بسیار منع شده و منفور است . ولی فرزندان ناخوانده ای که از این ارتباط به وجود می آیند به هیچوجه نباید کفاره گناهان پدر و مادر خود را پس دهند . قانون از آنها حمایت می کند و این فرزندان " پیک خدا " ( ک . بارتلمه ، زن در حقوق ساسانی ، ترجمه صاحب الزمانی ) نامیده می شوند و در پناه قانون قرار دارند .

حتی الامکان باید پدر و مادر این طفل به زندگی مشترک خوانده شود و در صورت عدم امکان و اگر مادر شخصا استطاعت نداشته باشد ، پدر بزرگ مکلف است تربیت و پرورش او را به عهده گیرد . این فرزند از پدربزرگ مادری خود تحت شرایطی ارث می برد .( ک . بارتلمه ، زن در حقوق ساسانی ) .