دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ مکتب کلامی اهل سنت ( کرامیه )

کرامیه

ابن کرام

" ابوعبدالله محمد بن کرام بن عراق بن حزابة بن برسجزی سجستانی " در یکی از آبادیهای زرنج از توابع سجستان قدیم ( سیستان قدیم ) متولد شد ،  در حدود سال 190 هجری و در سال 255 هجری در بیت المقدس درگذشت .

 

اندیشه های ابن کرام :

1 – یکی از عقاید او در باب توحید این است که خداوند جوهری است . او احدی الذات واحدی الجوهر است و بر عرش استقرار دارد و به دیگر سخن مماس با عرش است . او همچنین اموری از قبیل انتقال ، تحول و نزول را بر خدا روا دانسته و همین اندیشه هاست که او را در شمار اهل تجسیم قرار داده است .

2 – از دیدگاه ابن کرام خدا از ازل به نامهایی که از افعال او مشتق می شود موصوف است ، هر چند وجود این افعال در ازل محال باشد بنابرای از دیدگاه او خداوند از ازل خالق ، رازق و منعم است ، بی اکه خلق و رزق و نعمتی در ازل وجود داشته باشد

3 – ابن کرام در پاسخ به مسءله مرتکبان گناه و پیوند ایمان و افعال یا عدم آن دیدگاهی استوار بر اندیشه های ارجاء دارد و معتقد است ایمان تنها عبارتست از اقرار به زبان بی آنکه لازمه ان اعتراف به قلب و یا عمل کردن باشد .

از دیدگاه کرامیه ، همانند معتزله ، حسن و قبح عقلی وجود دارد و شناخت خدا به حکم عقل لازم است ، از همین روی از دیدگاه این گروه بر کسانی که دعوت پیامبران بدانها نرسیده لازم است به انچه عقل بدان حکم می کند پایبند باشد .

کرامیه در مسألۀ نبوت معتقدند نبوت و رسالت دو حالت و دو صفت در نبی و رسول هستند و این چیزی است جدای از وحی و اعجاز و عصمت آنان ، هم از دیدگاه انان نبی پس از مرگ همچنان رسول است ، هرچند نمی توان او را – مرسل – نیز خواند و همچنین از دیدگاه کرامیه امکان گناه از سوی پایمبران وجود دارد .

کرامیه در مسألۀ امامت نیز انعقاد آن آن را نه به نص و تعیین بلکه به اجماع امت دانستند و معتقد بودند انعقاد امامت برای دو امام در دو سرزمین مختلف صحیح است . شاید انان از این رهگذر می خواستند خلافت معاویه در شام را در کنار  خلافت علی در عراق و مدینه توجیه کنند .

افزون بر اینها ابن کرام دارای دیدگاههای فقهی ویژه ای نیز هست که فقه او را از فقه اهل سنت جدا می کند .

( ناگفته نماند اگر از دیدگاه کرامیه خداوند جسم است ، این جسم – به معنای قائم به ذات و مستغنی از غیر در وجود است و بدین اعتبار نیز گفته اند : مقصود ما از اینکه خداوند جسم است این حقیقت است که او قائم به ذات خویش است و معنایی جز این را قصد نکرده ایم ) .

 

فرقه های کرامیه

1 – اسحاقیه : پیروان ابن محمشاد ابویعقوب اسحاق بن محمشاد که در 383 درگذشت .

2 – هیصمیه : پیروان ابوعبدالله محمد بن هیصم

3 – مهاجریه : این فرقه به ابراهیم بن مهاجر مسوب است . به او نسبت داده اند که عرض خدا به اندازه پهنای عرش است و هیچ کمتر یا افزون از آن نیست و نامهای خدا هم عرضهایی حلول کننده در جسم هستند

4 – عابدیه : منسوب به عثمان عابد

5 – زرینیه : منسوب به زرین که مردی از گرجستان بوده

6 – حیدیه : پیروان حید بن سیف

7 – تونیه : منسوب به احمد تونی

8 – سورمیه : پیروان مردی به نام سورمین