دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ مذهب ابوحنیفه

فقهای عراق برای اینکه بتوانند جواب احتیاجات روزافزو فقهی انجا را بدهند متوسل به قواعد و اصولی شدند که بیشتر بر عقل و رأی متکی بود و آنها ( قیاس و استحسان و اجتهاد ) نامیدند ولی در حجاز احتیاجات کمتر وجود داشت و در انجا دامنۀ حدیث گسترده تر و محدث هم زیاد بود و از این رو ، روش استنباط فقهای حجاز با روش فقهای عراق متفاوت گردید و بین آنها جدایی افتاد . روش فقهی فقهای حجاز بر حدیث متکی بود ولی مبنای عراقیان بیشتر متکی بر رأی و قیاس بوده است .

بنابریان فقها اوایل قرن دوم میانشان در نحوۀ استنباط مسائل فقهی اختلاف پیدا شد و به تدریج در نیمه دوم قرن دوم دو مکتب فقهی بوجود آمد :

1 – مکتب اهل رأی که مرکزش در عراق بود و دو شهر ( بصره و کوفه ) مرکز اهل رأی بود و نماینده این مکتب ( امام ابوحنیفه ) بود .

2 – مکتب اهل حدیث که مرکز ان حجاز بود که در شهر مدینه مرکز حجاز ربیعة الرأی و شاگردش ( مالک بن انس ) پایه آن را نهادند .

 

مذهب ابوحنیفه

مذهب ابوحیفه ، که پیروان ان را ( اهل رأی ) خوانده اند ، بنیانگذار و پیشوای آن ، نعمان ب ثابت ب دوطی ، ایرانی الاصل ، و مکنی به ( ابوحنیفه ) بوده است . او در سال 80 هجری در کوفه متولد شد و در سال 150 هجری در 70 سالگی در بغداد درگذشت.

 

روش او در مسایل فقهی

ابوحنیفه پیش از انکه فقیه باشد ، عالم علم کلام بود ( متکلم معتزلی ) و متکلمان معتزلی در مسایل دینی – چه اصول دین و چه فروع احکام دینی – از راه استدلال مطقی و احتجاج عقلی وارد می شدند .

ابوحنیفه از انجه که متکلم بود به همه احادیث اعتماد نمیکرد و مبنای فقهی خود قرار نمی داد ، احادیثی که تحت عنوان خبر واحد به او می رسید نزد او حجیت نداشت و تنها احادیثی نزد او پذیرفته بود که تحت عنوا ( متواتر ) قرار داشتند و به شرطی آن را می پذیرفت که راوی آآ از صحابه و یا از تابعین باشد ، در غیر این صورت به قیاس و رأی متوسل شد .

 

ابوحنیفه برای پذیرفتن حدیث ، شرایطی داشت مانند : مطابق بودن آن با قرآن و احادیث متواتر و عدم مخالفت ان با موازین عقل و مطق ، بدین ترتیب دامنه گسترده تر احادیث را محدود کرده بود .

ابوحنیفه در استنباط احکام کتاب – قران – و سنت و قول صحابه را بر قیاس و استحسان ، مقدم می داشت ولی در باب سنت و حدیث ، سختگیر بوده و به ترتیب اهمیت ، ادلۀ فقهی و اصولی ابوحنیفه در استنباط احکام فقهی عبارت بود از : ( کتاب الله ، سنت ، قول صحابه ، قیاس ، استحسان ) .

 

عقاید کلامی ابوحنیفه

او برخلاف مشهور جبری نبوده ، او درباره قضا و قدر نظر روشنی داشته و می گوید : اعمال بشر نسبت به قضا و قدر مانند نسبت شعاعهای خورشید است به خود خورشید .

ابوحنیفهدرباره ایمان گفته : مفهوم ایمان قابل زیادی و کمی یست ، همچین است " کفر " زیرا که حقیقت ایمان و کفر ، هما تصدیق و انکار است که هیچ کدام قابل کاهش و افزونی پذیر نیست ، ایمان همه افراد در کیفیت و حقیقت با هم یکسان است – ایمان اهل آسمانها و زمی ، پیامبران و دیگرا ، اولین و آخرین – تفاوتی با هم ندارند ، بلکه درجات انها با هم فرق دارد .

ابوحنیفه در امامت و خلافت متمایل به عقیده شیعه زیدی بوده است و به وسیله کمکهای خود ، زید را یاری کرده و به همین تمایلش به زیدبن علی بن حسی باعث شد در زندان مصور عباسی بمیرد .

پیروان مذهب فقهی ابوحنیفه بعدها از مکتب کلامی ابومنصور ماتریدی پیروی میکردند .