دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ نجاریه - ضراریه

نجاریه و ضراریه :

هرچند از جهمیه به عنوان سرآمد جبریه یاد شده اما دو فرقه دیگر به عنوان معتقد به جبر یاد می شود .

نجاریه : پیروا حسین بن محمد نجار را نجاریه نامند و گاهی به نام حسییه انها را می امند .

نجار بسان جهم بن صفوان و معتزله به نفی صفات می گراید ، اما او در مسئلۀ قدر و درباره افعال انسان با جبریه همراه است و عقیده دارد : " اعمال بندگان ، آفریده خداوند است یعنی خلق آنها از آن خداست ولی بندگا غافل از آن هستند ، در ملک خداوند جز آنچه او خود اراده کرده است رخ نمی دهد و او از ازل اراده کندۀ وجود آن چیزی است که می داند در وقت خود وجود خواهد یافت و نیز اراده کنندۀ وجود نیافتن چیزی است که می داند وجود خواهد یافت " .

این همان عقیده اشعری است ، چون نجار می گوید : " خدانود خالق اعمال بندگان است و بندگان کسب کنندۀ این افعال هستند " .

همچنین از دیدگاه او " تحصیل شناخت قبل از رسیدن شرع به حکم عقل واجب است " و " ایمان نیز عبارت از تصدیق و باور داشت قلبی است " .

( پس نجار در باب ایمان به مرجئه ، در باب معرفت و صفات خداوند به معتزله ، در باب اعمال انسان به جبریه و اشاعره نزدیک می شود ) .

 

فرقه نجاریه را دارای انشعاب داخلی دانسته اند :

1 – برغوثیه : نام پیروان محمد بن عیسی ملقب به برغوت است اما در پاره ای موارد با نجار اختلاف داشت از جمله نمی پذیرفت که : " کسی که فعلی را کسب کرده است فاعل نامیده شود . چناکه در مورد افعال تولیدی و متولدات نیز مدعی بود این افعال فعل خداوند هستند اما به ایجاب چیزی در طبع آنها ، بدین معنا که خدا جانوران را – برای نمونه – بر طبعی آفریده است که چون ضربه ای به تن انها برسد احساس درد می کنند " .

2 – زعفرانیه : نام پیروان زعفرانی است که در ری میزیست و معتقد بود کلام خداوند غیر کلام است و هرچه غیر خداست مخلوق است .

3 – مستدرکه : نام طایفه ای از متاخران نجاریه است و بی هیچ شرطی گویند : " قرآن مخلوق است " .

 

ضراریه : نام پیروان ضراربن عمرو است .

ضرار معتقد بود : ( جسم ها عرضهایی گردهم امده از قبیل رنگ و بو و حرارت و برودت هستند و امکان بدل شد این عرضها به جسم وجود دارد ) – ( او در مورد صفات به تنزیه یا تعطیل می گرایید ) – ( درباره افعال انسان عقیده داشت استطاعت پیش و پس از فعل در انسان هست و هر فعل انسان دو فاعل دارد : یکی خدا که ان را خلق کرده و دیگری بنده که ان را کسب کرده ) – ( به عقیده او هم خداوند فاعل حقیقی افعال انسان است و هم انسان خود فاعل حقیقی افعال خویش است ) – ( وی در مورد افعال تولیدی هم آنها را صاحب دو فاعل میدانست و معتقد بود یکی از انها خدا و دیگری انسان است ، گویا همین عقیده باعث شده است اشعری او را جدا شده از معتزله بداند و دیگران او را در شمار جبرگرایان قرار دهند ) .