دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ آرِس ( ARES / Ares )

( مارس )

آرس ، خدای جنگ ، پسر زئوس و هرا است . با این وجود ، پدرش میگوید : " در میان جاودانگان او از همه نفرت انگیز تر است " و مادرش میگوید : " این دیوانه که قانونی را نمی شناسد " ، و خواهرش آتنا میگوید : " این خشم زده ، این تجسد زشتی ، این جِلف سر به هوا " .

درخشنده است او ، چرا که مسلح به خود و جوشن و نیزه و شمشیر است ، اما در عملکرد خود همیشه نمی درخشد : در جنگ آتنا به خاطر هوش برترش بر آرس تفوق می یابد ، دیومدس ، پهلوان یونانی ، به خاطر تردستی بیشترش ، موفق می شود این خدای را در جنگ تن به تن زخمی کند : هفائیستوس او را در وضعیت مسخره ای با آفرودیته قرار می دهد .

آرِس نماد نیرویی خشونت بار است ، که از قامت خود ، از وزن خود ، از سرعت و صدای خود ، از طرفیت آدمکشی اش به هیجان میآید ، و مسئلۀ عدالت ، میانه روی و تعادل و انسانیت را به سخره می گیرد .آیسخولوس میگوید : " او از خون آدمیان سیراب می شود . " . اما این نظرگاه ساده انگار کمی اغراق آمیز است .

آرس بدون اینکه لزوماً خدای گیاهان باشد ، حامی خرمنها است ؛ که حمایت از خرمنها جزء وظایف جنگجویان است . اگر او به لقب خدای بهاران مفتخر است فقط به خاطر کمک به نشو نمای نباتات نیست ، بلکه در ضمن چون در ماه مارس جشنی به نیت فصل به جنگ رفتن شاهزادگان بر پا می شده ، به علاوه آرس خدای جوانی است : به خصوص ان دسته از جوانان را که ترک دیار می کنند تا شهرهای تازه بنیاد کنند رهنمایی می کند . رومولوس و رموس دو پسر همزاد او هستند . در آثار نقاشی ، اغلب ، کوچ کنندگان را به همراه یک سبزِ قبا و یک گرگ می بینیم ، که این دو حیوانهای خاص آرس هستند . در غاری که پالاتَن آینده خواهد شد ، ماده گرگی به کودکان همزاد او شیر می دهد .  

 اگر آرِس کشتارگر است و مدافع خانه ها و جوانان ، در عین حال تنبیه گر و انتقامکش در مقابل هرگونه تهاجمی است به خصوص در مقابل عهدشکنی ، و گاهی به لقب خدای عهد و پیمان مفتخر می شود .

در منظومه های سه قسمتی هندواروپایی که ژرژدومزیل در آثار خود به انها پرداخته است ، آرس نشانۀ طبقۀ جنگاوران است .

در سرودهای هومری متعلق به دوره ای بسیار دور ( احتمالاً قرن چهارم میلادی ) ، که دربارل آرس است ، راهی را نشان می دهد که برای استحالۀ معنوی است ، این راه نماد آرس طاغی است ، که می باید امیال خشونت بار خود را مطیع کند .

آرش شاهوار و قوی ... زنده دل ، پدر فتح ، که جنگها را به پایان می برد ، و از عدالت حمایت می کند ، از تو می خواهد ، از تو، که بر دشمنان غالبی و درست ترین آدمیان را راهبری ... تو که جوانی رشادآمیز را هبه میکنی ... دعای مرا بشنو ! پرتوی روشنی لطیف خود را از آسمانها بر من بیافکن ، و نیروی جنگجویانه ات را بر من بدم ، تا بتوانم کاهلی زبون کنندۀ خود را از سر بیرون گردانم ، و سرکشی فریب آمیز روح خود را بکاهم ، و مانع عطر گس قلبی شوم که می تواند مرا اغوا کند ، تا در نزاعی سرد و مدهش شرکت کنم ! اما تو ، ای خداوند شادمان ، روحی بی باک مرا عطا کن ، تا در سایۀ قوانین لوث نشدۀ صلح بیارایم ، و نبرد دشمن و مرگ تصادفی سرنوشت را از یاد ببرم .

همان کاربرد مارس ( مریخ ) رومی در زمینۀ سلتی آن نیز دیده می شود ، اما به گونه ای متفاوت : در دو مقام یکی توسط نودونس ( به ایرلندی : نوآدا ) ، که شاه – کشیشی است برخاسته از طبقۀ جنگجویان ، اما با عملکردی راهبانه ، و دیگری توسط اُگمیوس ( به ایرلندی : اُم   Ogham  ) خدایی در بند ، که پهلوان است ( هرکول ) ، استاد جنگ تن به تن ، و استاد سحر و قدرتهای ظلمانی ، در دورۀ غالیایی – رومی و جه شاهانۀ این کاربرد از میان می رود و وجود جنگ تن به تن بی دلیل می نماید . از این رو ، طبیعت مارس به شدت بوسیلۀ تفسیر رومی و تألیفات حِکَمی – مذهبی دگرگون می شود که باعث اشتباهات و خطایای بسیار شده است .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٥
comment نظرات () لینک