دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ اساطیر ( MYTHES / Mythes )

در تفسیر اخلاقی – روانشناختی پل دیل مشخصترین چهره های اساطیر ، به خصوص اساطیر یونان ، هر یک نشانگر کاربردی روانی هستند ، و ارتباط میان این اساطیر بیانگر زندگی روانی انسانها است ف که میان گرایشهای متضاد به جانب تعالی یا فساد و تباهی تقسیم شده است : ذات موسوم به زئوس است غ هماهنگی امیال : آپولون ؛ آرزوی الهامی : پالاس آتنا ؛ سرکوفتگی : هادس و غیره .

تمایل شدید تغییریابنده ( میل اصلی ) به وسیله خود قهرمان و وضعیت جنگ درونی روان آدمی از طریق مبارزه بر علیه غولهای فساد و تباهی عرضه می شود . بدین ترتیب ف مجموع این چره های متعالی و مفسد در روان مستعد اند تا ترکیبات استعاری و بیان نمادین واقعی خود را به کمک نمادگرایی فتح و شکست این یا آن قهرمان در جنگ بر علیه این یا ان غول با مفهومی معین یا تعیین کننده پیدا کنند .

این شیوۀ تفسیر به تراژدی نویسان اجازه داده تا دراکۀ اسطوره ها را از طریق ترازدیهای مبتنی بر زندگی درونی اساطیر بازسازی کند . مفسران دیگر به تبع ائوهمروس ( قرن چهارم ق م . ) در اساطیر تصویری از زندگی گذشتۀ مردم ، تاریخ آنها ف داستان قهرمانان و غزواتشان را می دیدند ، که به نوعی از نظر نمادین در سطح خدایان و حوادث انان بازی می شد : اسطوره ، درامی از زندگی اجتماعی یا تاریخ منظوم بود . مفسران دیگر ، به خصوص در میان فلاسفه ، اسطوره ها را مجموعه ای از نمادهای باستانی می دیدند ، که در ابتدا به صورت فلسفه ای منظوم شکل گرفته بود تا باورهای فلسفی با عقاید اخلاقی را که مفهوم آنها ناپدید می شد و باقی نمی ماند حفظ کند . برای افلاطون ف اساطیر شیوه ای بود برای انتقال آنچه که از عقیده برخاسته بود و نه از یقین علمی . شیوۀ تفسیر اساطیر به هر صورتی که باشد ، برای دیدن بُعدی از واقعیتهای بشری مؤثر است و به نوشته ، کاربردی نمادین در ارتباط با تخیل می دهد . اسطوره مدعی نیست که حقیقت علم را به دست می دهد ، بلکه حقیقت برخی از ادراکات را مطرح می کند . تفاسیری که در طول این کتاب در باب تراژدیهای گوناگون اساطیری داده شده و ساختار آنها را بررسی کرده خواسته ای جز این نداشته است . آنچه در اینجا حائز اهمیت است ارزش نمادین اسطوره ها است که مفهوم عمیق آنها را انتقال می دهد .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٥
comment نظرات () لینک