دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ اسب سوار ( CAVALIER / cavalier )

مجسمۀ سواران یا نقاشی از روی انها ، یک سردار فاتح را شیفته می کند ، این آثار نماد پیروزی و شوکت او هستند . سوار همانگونه که بر مرکب خود مسلط است بر نیروی دشمن نیز غالب است . اسب سوار به بهشت صعود کرده و این صعود را به خدایان ، قهرمانان و خاصان می نمایند ، چون تصویر معروف پیامبر ، سوار بر اسب براق ، که جبرئیل او را به میان دسته ای از فرشتگان رهنمایی می کند ، تا به پایۀ عرش خداوند می رسند . در این حالت ، اسی سوار می تواند مفهومی معنوی پیدا کند ، مفهومی چون محقق شدن کلام مقدس و نیل به کمال . علایم خاص را گاه بر مرکب ، زین و یراق و گاه بر سوار ، لباسها ، علامتها ، و اسلحۀ سوار کار می توان دید .در ان تمامی یک فلسفه را کشف می کنیم . نمونه ای بسار معروف با غنایی غریب را در نظر گیریم .

دوگونها مجسمۀ سواران را می ساختند ، و یکی از عجیبترین آنها اسب سوار – خلبان اوروسونگو است . مارسل گریول ( GRIM  ) در این مجسمه ف دوره ای مربوط به اسطورۀ پیاده شدن از ( کشتی نوح ) را می بیند : اسب سوار – خلبان به عنوان دستیار خالق می نشیند و مأمور بازسازی است . ژان لود (  laua  ) که این عقیده را نقل می کند ، از شکل اوروسونگو تعبیری به دست می دهد که چندان اسطوره ای نیست ، و به نظر عمیق تر می رسد ... در اسب سوار می توان چندین علامت را بازشناخت ، مثلا یک خط جناغی ، که مفهوم ان نوسان است .پس مفهومی غنی وجود دارد که اساسی تر از یک سلسله اسطوره است . این علامت مفهومی از ماده ، از تکوین ؛ از خرد و از رفتار اجتماعی به دست می دهد . نوسان یادآور خطی حلزونی است که آهنگر قبل از پیاده شدن از سفینه طی کرده است . در سطحی عرفانی تر ، این علامت نشانۀ نوسان ماده است ؛ نشانۀ ارتعاش نور و آب . در این حالت ، اثر هنری ، فلسفه ای را با مفهوم پیشاسقراطی کلمه عینی می کند .

در فرهنگاهای اولیه ، مفهوم کیهان به صورت یک ارتعاش کاملاً رایج است . بدون اینکه بتوان نکته ای در باب نظریات فیزیک جدید از ان ساتنتاج کرد .

در تعبیر نمادین اسب سوار نیز مانند هر تصویر دیگری که مربوط به مفاهیم پنهان باشد باید تمام جزییات این تصویر را در مدنظر گرفت . در نمایش فتح ، چه نظامی و چه معنوی ، تصویر اسب سوار نشانۀ کف نفس کامل و تفوق بر نیروهای طبیعت است . یونگ ، برعکس ، عقیده دارد که تصویر اسب سوار در هنر جدید ، نه تنها نشانۀ آرامش خیال نیست ، بلکه نشانۀ ترسی عذاب آور و نوعی نومیدی است ، مانند ترس در مقابل نیروهایی که انسان یا وجدان در مقابل آن تعادل خود را از دست می دهد .وقتی نمادها با ادراکات زنده و فعال مرتبط هستند ، تعبیر انها از هیچیک از این مفاهیم گوناگون دور نیست .

سوارکارن مکاشفات شاهد این چندوجهیگری نماد هستند ( 18 – 1 : 6 ) وصف انان ملهم از رریای حزقیال و ذکریا است ، چهار سوار به مفهوم چهار وحشت اسرائیل است ، که بعداً در امپراتوری روم تحلیل خواهد رفت : وجوش ( پارتها ) ، جنگ ، قحطی ، طاعون سوار بر اسب سفید از انجا بیون امد غلبه کننده و تا غلبه نماید ، آنها با کمانی که بدان مسلح اند ، پارتها را نشان می دهند ، که بذر ترس را در میان رومیان قرن اول میلادی پراکنده اند . سنت مسیحی ، خود مسیح را در سوار غلبه کننده بازشناسی کرد است ، به تعبیری عرفانی این سوار بر اسب سفید ، کلام خداوند است که غلبه می کند و در سراسر دنیا گسترده می شود ، چون فتحی دایم و مقاومت ناپذیر ، از غار عروج تا سرانجام زمین و پایان زمان ، سوار دوم بر اسبی اتشگون سوار است و مدموریت دارد که صلح ( سلامتی ) را از روی زمین بر دارد ، تا { همه } یکدیگر را بکشند و به وی مشیری بزرگ داده شده ؛ جنگ است این . سومین سوار بر اسبی سیاه ظاهر می شود که ترازویی به دست خود دارد مه میگوید : یک هشت یک گندم یک دینار . و سه هشت یک جو به یک دینار ، و به روغن و شراب ضرر مرسان ، قحطی است این . چهارمین سوار بر اسبی زرد یورتمه می رود ، طاعون است این . هادس برای پنهان کردن اموات او را دنبال می کند .

در ادبیات شرقی این بلای باستانی ، ارزشی نمادین یافته است ، و به معنی بدترین مجازاتی است که سرنوشت بشر را تهدید می کند : در روز قیامت اگر آدمی کلام او را خوار شمرده باشد این چنین کیفر خواهد دید .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٤:۱۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٥
comment نظرات () لینک