دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ اسرافیل ( 1 ) ( سرافیم ، سرافین ) ( SERAPHIN / seraph )

اسرافیل ( 1 ) ( سرافیم ، سرافین ) (  SERAPHIN  /  seraph  )

( آتش را ببینید )

نام موجوداتی ملکوتی ، به معنی سوزان ( سَراف ) ، دقیقاً شبیه به مار بالدار یا اژدها ، که در اعداد ( 6 : 21 ) از آنها سخن می رود : پس خداوند مارهای آتشی در میان قوم فرستاده ، قوم را گزیدند و گروهی کثیر از اسرائیل مردند . اما اشعیاء است که بار اول فرشتگانی بدین نام را فرا خواند ( 8 -6 و 3 – 2 : 6 ) : و سرافین بالای آن ایستاده بودند که هر یک از انها شش بال داشت ، و با دو از انها روی خود را می پوشانید ( از خوف دیدن یهوه ) و با دو پایهای خود را می پوشانید ( تلمیحی به پنهان داشتن جنسیت ) ، و با دو پرواز می نمود . و یکی دیگری را صدا زده می گفت قدوس ، قدوس ، قدوس یهوه صبایوت تمامی زمین از جلال او مملو است ... آنگاه یکی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری که با انبر از روی مذبح گرفته بود داشت ، و آن را بر دهانم گذارده گفت که اینک این لبهایت را لمس کرده است و عصیانت رفع شده و گناهت کفاره گشته است .

این دو آیۀ اعداد و اشعیاء مفهوم نمادین واژه های آتشی و اخگر را روشن می کند . در متن قدیمتر { اعداد } ، یهوه مار را برای تنبیه فرستاده ؛ در متن جدیدتر { اشعیاء } فرشتۀ خداست که با آتش { اخگر } تطهیر می شود . مفهومی مشابه ، نشانۀ دو نوع از تکامل است : تکامل معنی شناختی نماد سوزندگی ، و تکامل روحی در معرفت دینی . سوزندۀ اول برای کشتن فرستاده شده ف و سوزندۀ بعدی ، برای تطهیر .

دیونوسوس آریوپاگوسی دروغین ، این معنا را در اسرافیلیان به کمال برنموده : صلای قدسی اسرافیل بر هر او که عبری بداند مقدر آمده ، که هر که در او هُرم باشد پیوسته گرد اسرار عالم فریشته بگردد ؛ هرم و عمق ، خروشی جاودان که سخت سوزان سوزنده باشد ، نه رهایی بیند نه خلاصی یابد . تواند که فراز دست و فرودست انگیخته کند ، و اینچنین گدازنده جان بخشد و از برای پالایش ، از همان هرم و شعله یکی چند آذرخش و آتخش بردماند ، تا همه چیز همسان کند بی که فروافتد ، به نور خود و هول خود که بتواند افروخته کند . همچنان که دور دارد و زایل گرداند همه ظلمات سیاهی آور را  . که اسرافیلیان چنین اند چنانکه از نام ایشان چنین آید .

در این ترکیب غریب ، تمام نیروهای نهفته در آتش را بازمی یابیم : سوزندگی ، تطهیر ، تماثل با خود ، نور و اشراق ، رفع ظلمت ، اسرافیل تمامی این نیرو را در روحانیترین زمینۀ معرفت دارا است .

( 1 ) اسرافیل ، نام فرشته ای مقرب است ، که بدون شک نامش از سرافیم عبری آمده ، چنانچه به صورت اسرافیل و سرافین ( محمد مرتضی بن محمد الزبیدی ، تاج العروس ، هفتم ، 355 ) نیز دیده شده است .تغییر پسوند در واژه ای یکسان امری بعید نیست .اسرافیل قامتی عظیم دارد ، پایش در زیر هفتمین زمین است ، حال اینکه سرش پایه های عرش خداوندی را می ساید . چهار بال دارد ، یکی به غرب ، دیگری به شرق ، با یکی تنش را می پوشاند و با دیگری خود را از هیبت جبروت مصون می دارد . از مو ، دهان و زبان پوشیده شده . او کسی است که آراء خداوندی را بر لوح محفوظ می خواند ، و تا جا که بر عهدۀ او است منتقل می کند . سه بار در یک روز و شب ، به دوزخ می نگرد ، و از غصه برخود می تابد و چنان می گرید که زمین ممکن است از اشک او طغیان کند .

اسرافیل سه سال با حضرت محمد مصاحبت داشت و رسالت را به حضرتش می آموخت . پس جبرئیل این مهم بر عهده گرفت و قرآن را به حضرتش فرمود .اسکندر قبل از ورود به اقلیم ظلمات ، اسرافیل را ملاقات کرد . آنجا اسرافیل بر کوهی ایستاده بود ، اشک در چشم ، در صور می دمید . اگر او را صاحب صور خوانده اند ، از انجاست که همواره بوقی بر لبان دارد ، تا هنگامی که خداوند فرمان صادر کند ، در ان بدمد ، و مردگان از قبرها برخیزند . می گویند اسرافیل اولین کس است که در روز رستاخیز برانگیخته می شود ، سپس بر کوه مقدس اورشلیم خواهد ایستاد ، و به مردگان علامت خواهد داد تا زنده شوند

لغتنامۀ دهخدا ، آنندراج و معین ، سرافیل ، سرافین و سرافیم را یک واژه دانسته و به اسرافیل ارجاع داده اند . دایره المعارف فارسی " سرافیم یا سرافین " را گروهی از فرشتگان که با کروبیم ( کروبیان ) در اطراف عرش خدا جای دارند " دانسته ، و ( اسرافیل ) را " یکی از فرشتگان مقرب خدا ، که روز قیامت پیش از دیگران برانگیخته می شود و در بوقی ( صور اسرافیل ) می دمد و با صدای آن ، همۀ مردگان برای رسیدگی به حسابشان زنده می شوند " نوشته است . قاموس کتاب مقدس واژۀ اسرافیل را فاقد است ، و زیر واژۀ سرافیم ( درخشندگان ) آیات اشعیاء را توضیح داده است .

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ٤:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٥
comment نظرات () لینک