دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ اقیانوس ( دریا )

اقیانوس ( دریا ) (  OCEAN .MER  /  ovean . sea  )

اقیانوس یا دریا ، به دلیل گستردگی ظاهراً بی انتهای خود ، تصویر بی تمایزی اولیه و بی مرزی نخستین است . همانا بر اقیانوس است که ویشنو می خوابد .  و یا ارنَوَه ، مادر بی شکل و تیرۀ آبهای زیرین است ، که ذات الهی بدان می نگرد و از انجا جوانۀ نخستین ، تخم ، لوتوس ، نی و جزیره به وجود می آیند . وراهَه اَوَتارَه ( گراز ) زمین را از زیر آب به روی سطح اورد ، ایزانامی اقیانوس را با تیر خود تکان می دهد ، و از انعقاد آن اولین جزیره ایجاد می شود ؛ دوَه و اسورَه اقیانوس را هم می زنند و از ان امرتیه ، شربت جاودانگی ، به دست می آید .

دریا ، در ضمن نماد آبهای برین ، نماد جوهر الهی نیروانه و دائو است . این نمادگرایی را نزد دیونوسوس آریوپاگوسی دروغین ، توله ، انگلوس سیلِسیوس ( دریای خلق ناشدۀ خدای واحد ) یا نزد مایستر اکهارت ( دریای ماهیت نفوذناپذیر خداوند ) و یا نزد دانته و متصوفۀ اسلامی بازمی یابیم . این مفهوم به طرزی گسترده در اوپانیشاد و همچنین در آیین بودا دیده می شود ( قطرۀ شبنم ، در دریای تابان می غلتد ) ؛ در آیین دائو نیز ، نسبت دائو به جهان همچون نسبت دریا به رودخانه است ( دائو ده جینگ ، 32 ) تمام آبها می جوشند ، بدون آنکه آن را پر کنند ، تمام آبها ازان خارج می شوند ، بی انکه ان را خالی کنند ، از این است که به دریا می روم ( جوآنگ دسو ، سرود دوازدهم ) .

همچنین اقیانوس شادی بگین ها ، اقیانوس خلوت الهی ابن مشیش ، اقیانوس جلال خداوندی جیلی است . در مکتب تنتره ، اقیانوس ، پَرَم اتمن ، ذات کل است ، که با ان قطرۀ جی وَه ، زندگی ، یا جیوآتمَن ، روح فردی ، مخلوط می شود .   در مَهایانه ، اقیانوس ، دهَرمه – کایه بدن اشراق یافتۀ بودا است ، که با بودی ، خرد نخستین ، ادغام می شود . آرامش سطح اقیانوس هم نشانۀ خلأ ( شونیاتَه ) ، و هم نشانۀ اشراق است . به زعم شبستری :

یکی دریاست هستی نطق ساحل

صدف حرف و جواهر دانش دل

وجود علم از ان دریای ژرف است

غلاف درّ او از صوت و حرف است ( 1 )

اقیانوس ، اما ، وقتی خشمگین است ، گستره ای نامطمئن است و معبری خطرناک ، که رسیدن به رودخانه را مشروط می کند .

اینجا دریای امیال شنکره کاریه است ، گذر از مراحل اقیانوس عالم روان که در استعارات اسحق قدیس نینوا دیده می شود ؛ اقیانوس وجود که در حوضچۀ معبد نئاک – پئان در انگکور نقش شده ؛ این دریای ملک حواس که سمیوته نیکایه ( چهارم ، 157 )  از ان میگوید : که با سگ ماهیها و شیطانهایش از دریا گذر کرده ، با خیزابهای ترسناکی که گذر از انها سخت است این همه ... گویی به ته جهان رفته و از انجا اغاز کرده .

در اساطیر مصر ، خلقت زمین و آغاز زندگی ، به بیرون امدن از زیر آب اقیانوس تشبیه شده ، و زمین را چون تپه ای پرگل تصویر کرده که نیل در هنگام فرونشستن خود ، کشف می کند . و به این ترتیب خلقت ، حتی خلقت خدایان در اساطیر مصر ، منتج از آبهای نخستین بوده است . نخستین خدا را ، مصریان باستان ، زمینی که از زیر آب بیرون امده می خواندند .

مانانان ، برادر داگدا ، سرور جهان دیگر ، در هرم خدایان ایرلندی مک لیر ، پسر لِر ، به معنی اقیانوس ، نامیده می شود . نمادگرایی اقیانوس ، به نمادگرایی آب ، به عنوان اصل تمام زندگی می پیوندد ، اما مانانان ، به اندازۀ ماناویدان غالیایی ، که همذات او است ، خداوند آبها نیست ، هر چند که گاه بدان استناد می شود . نمادگرایی اقیانوس ، با کاربردهای اساطیری خود ، به تأکید با ازلیّت مرتبط می شود .

( 1 ) شیخ محمود شبستری . مجموعۀ اثار ، به اهتمام دکتر صمد موحد . تهران . کتابخانۀ طهوری ، 1365 ، ص 90 .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩
comment نظرات () لینک