دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ اویدیپوس

اویدیپوس (  OEDIPE  /  Oedipus  )

قهرمان افسانه ای تراژدی یونانی ، که بر اساس عقیده ای منسوب به او ( عقدۀ اویدیپوس ) ، محور اصلی روانشناسی جدید شکل گرفته است .

 به لایوس از طریق پیشگویی هشدار دده شد ، که اگر پسری داشته باشد ، این پسر او را خواهد کشت ، پدر اودویپوس دستور می دهد ، قوزک پای پسر را به محض تولد سوراخ کنند ، و از سوراخها تسمه ای عبور دهند ، که نام اویدیپوس به معنی قوزکِ ورم کرده از همین جا نشای شده است .خادم که می بایست اویدیپوس را در جایی رها کند تا بمیرد ، او را به دست اجنبیهایی ، بنابر افسانه های مختلف ، چوپان یا شاه ، می سپارد .این بیگانگان از کودک مراقبت می کنند . اویدیپوس بزرگ می شود ، به دلفی می رود ، و برای پیش افتادن در گردنه ای تنگ بی که بداند لایوس پدر خود را می کشد .بدین ترتیب بی که آگاه باشد ، پیشگویی را محقق می سازد .بر جادۀ تبای ، با ابوالهول ( اسفنکس ) ، غول مهیبی که آن منطقه را در سیطره دارد ، مواجه می شود . اسفنکس را می کشد و به شاهی منصوب می شود و با یوکاستا ، بیوۀ لایوس ، مادر خود ، ازدواج می کند . اما ادامۀ پیشگویی سیاه تیرسیاس به واقعیت می پیوندد ؛ اویدیپوس می فهمد که پدرش را به قتل رسانیده ، و با مادرش وصلت کرده . یوکاستا خودکشی می کند ، و اویدیپوس چشمان خود را از جا برمی کند .

ما تمام نکاتی را که روانکاوی فرویدی از این وضعیت استنتاج کرده است ، می دانیم ، که تأکید را بر ارتباط میان فرزندان و والدین قرار داده : تمرکز عاشقانه روی پدر یا مادری از جنس مخالف ، و خشونت خصمانه در مقابل پدر یا مادری از جنس موافق ، که این گرایش دوگانه ، اعم از عشق به جنسی مخالف و خصومت با جنس موافق است ، و دارای انواع بی شمار است که باید در هم شکسته شود تا شخص به بلوغ کامل خود برسد .

پل دیل ، این اسطوره را با بررسی هر یک از اجزای آن تفسیر کرده است . قوزک بریدۀ اویدیپوس کودک ، نماد نقصانی در سرچشمۀ روح است ، و باعث تغییر حالت روانی می شود ، و شخصیت قهرمان داستان ، در طول زندگی اش بر مبنای آن ساخته می شود . پا ، در بسیاری از سنتها نشان دهندۀ روح ، وضعیت و سرنوشت او است . بدین ترتیب ، در اسطوره ، مش انسان با رفتار روانی او مقایسه می شود ... ( پای آسیب پذیر آخیلئوس ، نشانۀ زخم پذیری روح او بود ، و دستخوش خشم شدن ، باعث نابودی اش شد ) لنگ شدن یاسون به خاطر پای لختش ، وقتی به جستجوی " پشم زرین " بود ، به همین دلیل است ... پس انسانی که از نظر روانی لنگ است ، فردی است عصبی .

اویدیپوس ، نماد انسانی است که میان عصبیت و ابتذال معلق است . او بر فرودستی خود ( روح زخم خوزده اش ) با جستجویی فعالانه برای فرادستی سلطه جویانه فایق می شود . اما در واقع موفقیت ظاهری اش باعث ناکامی باطنی اش می شود . این اسطوره نماد دیگری نیز دارد : گردنۀ تنگ ، که در آن لایوس کشته می شود . بنابراین مانند تمام حفره ها ( دخمۀ اژدها ، جهنم و غیره ) مسیری گود و فرورفته ، نماد ناخودآگاه است .مسیر اویدیپوس که مخالف مسیر پدر بود از ناخودآگاه او ریشه می گرفت . نقطۀ تلاقی مرگبار این دو روح شخص لنگ را از هم می درد ، و اینجا است که می باید مفهوم اصلی را دنبال کرد و این دووجهیگری را میان خودپرستی زخم خورده و خودپرستی فتح طلب تشخیص داد . با پیروزی بر پدر ، اویدیپوس نمی تواند از خودپرستی برهد .

اگر نقش مادرش ، یوکاستا ، را هم به صورت نمادین تفسیر کنیم ، می توان گفت که ازدواج با مادر به معنی پیوستگی شدید با زمین است . اویدیپوس امیال زمینی اش را می ستاید ، و اسیر انها است ، او به ابتذال گرایش دارد . اما وقتی سرانجام بر او آشکار می شود که قاتل پدر و شوهر مادر خویش است ، به جای بر ذمه گرفتن گناه ، آن را دفع می کند ، و خود را کور می کند . این عمل نشانۀ نومیدی در منتهای رنج است ، و در عین حال نماد اجتناب کامل از دیدن .

نگاه درونی کور می شود . معصیت به جای آنکه موجب تعالی شود ، باعث سرکوفتگی می شود . این ندامت هولناک نتوانسته باعث افسوسی خوشگوار شود ، کوری کمال خودپرستی است ، نور درون خاموش می شود ، و روح می میرد .

اما اینک آنتیگونه ، دخترش ، دست او را می گیرد ، و او را به جایگاه ائومنیس ها به کولونوس می برد ، و او در انجا می میرد . این صحنۀ آخر نشان می دهد که او سرانجام در پذیرش اشتباهاتش ، و در شناخت و پذیرش خود و سرنوشتش به آرامشی رسیده است . نماد روح بشری و برخوردهای بشری ، نماد یک فرد عصبی که مسئول آواراگی و تلافی است . ضعف اویدیپوس باعث سقوط او است ، اما همین سقوط حتی می تواند به عُلو روح منتهی شود ، و چهرۀ یک قهرمان فاتح را بسازد . اویدیپوس منظومه ای از عصبیت ، بیماری اعصاب ، تحرک و افراد را در خود جمع دارد ، که ارام نمی گیرد مگر با پذیرش مرگ .

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
comment نظرات () لینک