دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ آهن

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

آهن (  FER  /  iron  )

( آهنربا ، رویان ، اهنگر ، و فلزها را ببینید )

آهن معمولاً به عنوان نماد توانمندی ، سختی ، استقامت ، شدت و حدت ، و انعطاف ملحوظ می شود ، که به طور ناقص مؤید کیفیات مادی این فلز است .

به مثابه سنت توراتی ، در چین باستان نیز اهن در مقایسه با مس یا مفرغ ، همچون فلزی کم قدر در مقابل فلزی شریف است ، همچون آب در مقابل اتش ، شمال در مقابل جنوب ، سیاه در مقابل سرخ ، یین در مقابل یانگ است .

عصر اهن ، عصری سخت ، و غایت جمود یک دوره بود ، دوره ای که عصر مس یا مفرغ مرحلۀ ماقبل آخر ان را تشکیل داد . پیشانی آهنین یا مسین قهرمانان اسطوره ای ، الوار اهنین یا مسین پل نمادین در افسانۀ هونگ نشانگر همین دوقطبیگری است .

کم ارجی فلز ، مفهومی ثابت نیست ، برعکس ، نزد بسیاری از اقوام ، آهن ارجی مقدس و مثبت دارد ، و منشأ آن چه از آثار جوی باشد و بنابر باور قدیم از آسمان افتاده باشد ، و چه منشأیی زمینی داشته باشد ، تدکیدی است بر اعتقادی که در سنت وجود داشته ، و برای رشد رویان از آهن استفاده می شده است .  لکن نمادگرایی آهن نیز ، مانند دیگر صنایع فلزی دووجهی است ؛ در مقابل اثرات شوم حمایت می کند ، اما در ضمن ابزار این اثرات نیز هست ؛ آهن وسیلۀ اصل متحرک تغییر دهنده مادۀ بی حرکت است ( خیش ، قیچی ، چاقو ) و در عین حال ابزار شیطانی جنگ و مرگ است .

تغییر دادن ماده ، به وسیلۀ ابزاری بُرنده ، خود چندان وجه مثبتی نیست ، چنانچه در ساختن هیکل سلیمان استفاده از ابزار آهنی ممنوع بود ( کتاب اول پادشاهان ، 7 : 6 ) ( و چون خانه بنا می شد از سنگهایی که در معدن مهیا شده بود بنا شد بطوری که در وقت بنا نمودن خانه نه چکش و نه تبر و نه هیچ آلات آهنی مسموع شد ) .

در هند ، عمل آهن به روشنی ، طبیعتی آسوره ای دارد ، یعنی خاص خدایان درجۀ دوم است . مصر باستان آهن را با استخوانهای سِت ، یعنی خدایی کاملاً ظلمانی ، برابر می داند . اما برای شمن ها ، آهن نیرومند و مؤثر است ، و از سوی دیگر به عنوان نماد حاصلخیزی ، یا حافظ خرمن به حساب می آید : دووجهیگری آهن در همه جا وابسته به پیشۀ حدادی است.

در جهان بینی دوگونهای مالی ،   نمادگرایی آهن در مقابل نمادگرایی مس قرار دارد .آهن ارباب تاریکی و شب است ، در حالی که مس اساساً نماد نور و زندگی است . بر همین مبنا ، آهن یکی از اختصاصات خدای مشئوم یورگو ، روباره رنگ رفته ، صاحب کلام اول و پیشگویی است و شب ، خشکسالی ، نازایی ، بی نظمی ، ناخالصی و مرگ تحت فرمان او هستند . اما خدای دوم نومو ، نیک کردار ، و رهبر بشریت ، سرورمطلق آسمان ، آب ، ارواح و باروری است ، و فعالیتها و بی نظمیهای یورگو را محدود می کند . انسان تسلیم دوگانگی این نیروهای متخاصم نمی شود ، و اهنگر که مخلوق نومو است ، می تواند اهن را تحت تسلط درآورد و از ان کج بیل بسازد ، که اساس کشاورزی است ، و ابزار شکار و جنگ .

او از یورگو دوستی پنهانی می سازد که از زنها در هراس است ، اما انسان می داند چگونه از او نفع ببرد .روباه رنگ رفته ، یا جانشینش شغال ، حیوان غیبگویی است ، و در باور دوگونها نقش مهمی دارد ، و اغلب وظیفۀ پیشگویی بر عهدۀ او است .

در میان واچاگاها ( بانتوهای حامی کیلیمانجارو ) زنان گردنبند و بازوبند آهنی می بندند که باروری را افزایش می دهد و کودکان بیمار را شفا می بخشد . در میان تیوها ( نیجریۀ شمالی ) آهن در میان زندگان و مردگان ارتباط برقرار میکند .

هسیودوس در اسطوره های نژادها پنجمین نژاد را بر حسب توالی اعصار ، نژاد اهن می داند : به سلیقۀ آسمان است که ما می میریم یا زاده می شویم ، زودتر یا که دیرتر ، اما انها نُه روز تعب ، خستگی و نکبت را وامی نهند ، و نُه شب پر از دل نگرانیهای سخت را که خدایان حواله خواهند کرد ... ساعتی در می رسد که زئوس ، به نوبۀ خود ، این نژاد انسان فانی را نابود خواهد کرد : این نابودی در لحظه ای است که آنان با شقیقه های سفید زاییده خواهند شد ... دیگر سوگندی که به شرافت و احسان داده شود ، ارجی نخواهد داشت : این سوگند به عامل جنایات داده شده ، به انسانی بی وجه ، که حرمتی ندارد ، و تنها زور غالب است ، وجدان دیگر نخواهد ماند ... وجدان و عصمت آدمیان را واگذاشته اند و به سوی ابدیت صعود می کنند ...در مقابل شرّ ، هیچ نقطۀ اتکایی نخواهد ماند . نژاد اهن ، نماد استیلای ماده است ، سیر قهقرایی به جانب نیروهای خشن و بی وجدانی است .

اهن از اصل ختونیایی ، حتی جهنمی ، فلزی پلشت است که نباید در ارتباط با زندگی قرار گیرد .به زعم افلاطون ساکنین آتلانتیس ، بدون سلاحی اهنین ، و با میله های چوبین و تور شکار میکردند .( اما هر بار که می خواستند دادگاهی برای محاکمه تشکیل دهند نخست دست دعا به درگاه خداوند بر می داشتند و از او می خواستند که به ایشان یاری دهد تا بتوانند حیوان قربانی را که او را خوش می آید به چنگ آورند و سپس هر ده نفری اسلحۀ اهنین و تنها با طناب و کمند به میان گاوهایی که در اطراف معبد به آزادی می چرخیدند می رفتند ( نقل از : افلاطون ، دورۀ آثار ، ج6 ) .

دروئیها هم اجازه نداشتند از ابزار اهنین استفاده کنند ، آنان داروش مقدس را با داس زرین درو میکردند .

آهن نماد نیرویی سخت ، تیره ، ناخالص و شیطانی است .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
comment نظرات () لینک