دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ آهنگر

آهنگر (  FORGERON  /  Smith  )

در میان شغلهای مربوط به تغییر و تبدیل فلزات ، شغل آهنگراز همه پرمعنی تر است ، چه از نظر اهمیت شغلی و چه از نظر دو وجهی بودن نمادهایی که شامل می شود . کورۀ اهنگری جنبه ای از پیدایش عالم ، و خالقیت در بر دارد ، جنبه ای در عین حال آسوره ای و جهنمی ، و بالاخره جنبه ای از طر طریق عرفانی .

اولین اهنگر جهان برهمن اسپاتی ودایی است که جهان را حدادی یا به عبارت دیگر لحیم کاری می کند ؛ عمل او ساختن وجود ( هستی ) از عدم ( نیستی ) است . گدازش جهان و برساختن قالبی جدید برابر است با ذوب و انجماد هرمسی ، در واقع ذوب فلز ، بینشی اساساً دائویی است . جوآنگ دسو ( فصل 6 ) می گوید : آسمان کورۀ بزرگ است . در میان کوه نشینان جنوب ویتنام ، عمل خلقت ، عمل آهنگری است . بونگ چکشی کوچک بر می دارد و زمین را حدادی می کند ؛ او چکشی کوتاه بر می دارد و آسمان را حدادی می کند . تیان ، زمین ، و توم ، آسمان ، وصلت می کنند ... گاه انسان هم حدادی شده است ، یا به اقل استخوانها و مفاصلش حدادی شده اند . اهنگر اولیه خود خالق نیست ، بلکه دستیار خالق است ، وسیلۀ اوست ، و سازندۀ ابزار الهی ، یا ناظم جهان مخلوق است .

تواشتری ، سلاح ایندره ، یعنی صاعقه ، را حدادی کرد ؛ به همین ترتیب هفائیستوس سلاح زئوس را حدادی کرد ، پتاح سلاح هوروس ، کوتوله ها ، چکش تور ، و مرغ شبان فریب ، تبر کُناس را حدادی کردند .

سلاح یا ابزار افرینش ، اغلب صاعقه یا تندر است ، نماد فعل و انفعالات سماوی است . به علاوه ، نمادگرایی آهنگری   اغلب به کلام یا آواز بستگی دارد ، از این وابستگی ، نقش عرفانی این شغل ، و همچنین عملکرد خلاق کلام آشکار می شود .

مع هذا ، مشارکت نمادین آهنگر در عمل آفرینش دربرگیرندۀ خطری عظیم است ، که خطر بی کفایتی است ، خطر هجویه ای شیطانی است و خطر ارتکاب عملی ممنوع .

به علاوه ، فلز جزیی از امعاء و احشاء زمین است ؛ کورۀ اهنگری در ارتباط با آتش زیرزمینی است ؛ آهنگران گاه غولهایی هستند که با محافظان گنجهای پناهن همذات می شوند . و به این ترتیب چهره ای دهشتناک و جهنمی دارند ، کار انان در ارتباط با سحر و جادو است . از این رو است که آهنگران اغلب از اجتماعات طرد می شدند ، چرا که به خصوص کار انها عموماً با آیینهای تزکیه ، تحریم جنسی و جن گیری توأم می شد .

برعکس ، در تمدنهای دیگر اهنگر نقشی مهم بر عهده دارد : صاحب رازهای آسمانی است ، او باران را می باراند و بیماریها را شفا می دهد . گاهی معادل سرور یا شاه است ، جانشین ناظم جهان است . از چنگیزخان نگوییم که ابتدا اهنگر بود ؟ اما ، این وجه از شغل اهنگری با سلوک و علم باطن پیوند دارد . در چین می گویند کورۀ اهنگری در ارتباط با آسمان است . اهنگر با غلبه بر اتش ، باران را صدا می کند ، که وصلت آب و آتش همان " عمل بزرگ " کیمیا است .اگر شاعر دائویی هی ج .اَنگ به کار کوره پرداخت و کورۀ اهنگری را زیر " بیدبُن " وسط حیاتش برپا کرده بود ، از روی تفریح خاطر نبود ، بلکه بدون شک ، از ان جهت بود که در پای محور جهان ارتباطی الهی برقرار کند .

شاید قابیل اواین آهنگر است . توبل قائن که به طور یقین آهنگر است ( سفرپیدایش ، 22 : 4 ) : و ... توبل قائن را زایید که صانع هر آلت مس و آهن بود . همسان قابیل در چین هوآنگ –دی است ؛ او امپراطور زرد ، رییس آهنگران ، کیمیاگران و دائویی ها است . رقیب او ج .یی – یوو ، گدازشگر و حتی محرک بی نظمی است . در اینجا دو وجه از نماد دیده می شود ، و با این دو وجه اولین نشانه های اخوت عرفانی : ج . ی –یو اسلحه را حدادی می کند که ابزار اغتشاش و مرگ هستند ؛ هوانگ – دی دیگچۀ مسین سه پایه را می سازد که برایش ارزش جاودانگی دارد . از سوی دیگر ، اهنگری شمشیر ، عملی عارفانه است : و شمشیری خوش ساخت از طریق آب دادن و ترکیب فلزات ( امتزاج ) به دست می آید که همانا وصلت آب و آتش ، و یین و یانگ است ، بازسازی متکاملی است از وصلت اولیه . ساختن شمشیر دقیقاً برابر با عمل کیمیا است : وصلت ماده و دَم ، سه خطی لی و  ج. اَن ، جیوه و گوگرد ، زمین و آسمان . در واقع ، بازگشت به مرحلۀ جنت العدنی است و حصول جاودانگی .

داستان گوبنیوی آهنگر در حکایت اسطوره ای جنگ دوم مویتورا آمده است ، او با کمک خدایان پیشه ور ، اسلحه حدادی می کند ، که به یاری این سلاحها ، ایرلندیان بر فوموری ها یا نیروهای خبیث و جهنمی پیروز می شوند . گوبنیو هرگز در روزی نحس پدیدار نمی شود ، با این وجود ، در هرم خداین در ردۀ دوم قرار دارد . سزار او را در فهرست پنج خدای اصلی ذکر نمی کند . گوبنیو در ضمن آبجوستز خدایانی است که تخمیر آبجو را بر عهده دارند .

در فرهنگهای آفریقایی ، اهنگر شخصیتی معمایی دارد ، و در وسط مسایلی که تمدنهای آفریقایی مطرح می کنند ، ایستاده است :

اهنگر اولاً صنعتگری است که ابزار آهنی می سازد ، ابزاری که کشاورزان و شکارگران بدان نیاز دارند : کشت و کار آن دیار به کار او وابسته است .

و بعد تنها فردی است که قادر به ساختن مجسمۀ نیاکان و پریان است ، که حامی خرمنها هستند : پس در زندگی مذهبی نقشی بر عهده دارد .

و همچنین در زندگی اجتماعی ، تسلی بخش و میانجی است ، و نه تنها بین اعضای اجتماع ، بلکه در دنیای مردگان و دنیای زندگان آشتی برقرار می کند . گاه مرتبط با خدای معمار است ، که حبوبات و فنون را از آسمان فرو می فرستد . او مرشد محفل مریدان است .

به دلیل شخصیت کمابیش مقدسش ، دیگران برداشتی گنگ و دووجهی نسبت به او دارند . در طبقات مختلف سلسله مراتب اجتماعی گاه خرد و هولناک ، و گاه محترم انگاشته می شود . اغلب دور از دهکده یا در محله ای محصور ، همراه با زنش که سفالگر است و کوزه ها را با باد می سازد ، زندگی می کند .

هنر شکل دادن به آهن ، گاه به عنوان رمز شاهی یا تقدس ملحوظ می شود .آهنگرانی بوده اند که وظایف مهم سیاسی برعهده داشتند ، به خصوص در میان طوارق ، جایی که رؤسای قبیله ، آهنگران را به عنوان نخست وزیر انتخاب می کنند .

در کیهانشناسی دوگونها ، اهنگر یکی از هشت فرشته ( نومو ) است : او سوار بر سفینه ای حاوی فنون ، حبوبات ، بذرها ، نیاکان انسانها و حیوانات بوده و سفینه به سختی سقوط کرده ، و تمام مفاصل او در هم کشسته ، به همین جهت است که او هم اغلب ، همچون هفائیستوس ( وُلکان ) در سنت یونان ( و روم ) ، لنگ تصویر می شود .

در مجموع اهنگر ، همچون نماد خدا – معمار ظاهر می شود ، اما اگر چه قادر به حدادی جهان است ، اما خدای خالق نیست . اهنگر استعدادی ابرانسانی دارد و می تواند ان را در مقابل الوهیت و در مقابل انسشانها اعمال کند ، او در این مقام ، چون جادوگری شیطانی ، هولناک است .قدرت او اساساً دووجهی است . به همان نسبت نحس می تواند باشد ، که سعد . و از این قدرت هراسی خاضعانه برمی خیزد که در همه جا القاء می شود .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
comment نظرات () لینک