دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ دین بودایی

دین بودایی

" مذهب تزکیه نفس آرام و اخلاقی "

 

نام اصلی بودا به زبان سانسکریت ، گائوتاما و به زبان پالی  " گوتاما " بود . او به عنوان تنها پسر و وارث راجۀ ثروتمند هندوی طایفه ساکیا در شهر کاپیلا واستوا ، حدود 100 میلی شمال بنارس متولد شده است .

 

بیداری عظیم ( در سن 29 سالگی ) :

روزی که برای تفریح رفته بود ، از دیدن چهار منظره به شدت تحت تاثیر قرار گرفت :

پیرمردی بسیار شکسته ، مریضی درمانده ، جنازۀ یک مرده ، و درآخر زاهد مذهبی آرامی که از هیچ غم و غصه ای در تشویش نبود .

او از این فکر که روزی خودش وهمه افراد بشر به پیری ، بیماری و مرگ دچار خواهند گشت مضطرب و پریشان خاطر شد و اعتقاد پیدا کرد تنها از طریق جستجو وفداکاری توأم با ثبات قدم می توان به آرامش ظفرمندانه دست یافت ، بنابراین از زن و فرزند تازه تولد یافته ، میراث و تاج و تخت پدر کناره گیری کرد و با تراشیدن موی سر ، لباس راهبها را پوشید

 

در جستجوی رستگاری ( 29 تا 35 سالگی ) :

بودا مرام خود را با حل مسئله گسترده رنج و عذاب شروع کرد . او برای این منظور از قابل قبول ترین روش دین هندویی ، جهت رستگاری ، یعنی تأمل و اندیشۀ فلسفی ، در مورد رابطۀ فرد انسانی با هستی متعال تبعیت کرد .

( با این وجود او از باتلاق رنج وگرفتاری بیرون نیامد ) " کتب مقدس شرق " .

پس از ان به ریاضتهای سخت جسمانی پرداخت ، راهی که پیروان دین جاینی برای رستگاری توصیه میکردند . اما :

( مثل این بود که وقت خود را صرف گره زدن هوا کرده باشد ) .

 

تنویر عظیم ( 35 سالگی ) :

یک شب که بودا ساکت و تنها در تأملات خویش فرو رفته بود ، در حالی که چهارزانو زیر یک درخت بو نشسته بود به یک تجزیه و تحلیل ساده روانشناختی دربارۀ علت شر و نحوه پیروزی بران دست یافت .

این چهار حقیقت جلیل اساسی و جهانی دین بودایی را می توان اینگونه خلاصه کرد :

( رنج ، خاستگاه رنج ، رهایی از رنج ، راه ایست یا رهایی از رنج " .

1 ) بنابر اولین حقیقت ، هرگونه وجود یا هستی یا همه شکلهای هستی با درد و رنج همراهست .

2 ) همه رنجها و هر دوباره زاییده شدن ، از تشنگی یا بخاطر روی آوردن به امیال و هواهای نفسانی است که ذاتاً سیری ناپذیرند .

3 ) سومین حقیقت می اموزد ، با سرکوبی این امیال و آرزوهای نفسانی و خاموشی تشنگی و رهایی از ان به رهایی یا خاموشی از دوباره زاییده شدن و رنج می انجامد یعنی به نیروانه .

4 ) چهارمین حقیقت راهی است که به توقف دردها و رنجها می انجامد که ( راه میانه ) یا راه هشتگانه است که وسیله ای است برای رسیدن به ایست یا رهایی یا خاموشی .

در اولین گفتار بودا معروف به سورۀ گرداندن چرخ آیین آمده است که اولین حقیقت ( رنج ) را کاملا باید دید و دانست .

دومین حقیقت ( تشنگی ) را باید خاموش و رها کرد ،

سومین حقیقت ( نیروانه ) را باید یافت یا تحقق بخشید

چهارمین حقیقت ( راه ) را باید در خود پرورد و به کمال رساند .

واژه ای که بیش از همه بیانگر این تجربه بزرگ روحی است کلمه " بودا " ، صیغ؛ مجهول فعل " منور شدن " یا " خردمند شدن " در زبان سانسکریت است که نام " بودا " ، اسم خاص یا لقب بنیانگذار این دین نیز از آن مشتق شده است .

احساس آرامشی که او از رهاشدن از گردونۀ تناسخ و تولد دوباره در این جهان به دست اورد ، در چند جای متو مذهبی امده است  .

 

خدمت روحانی عمومی ( 35 تا 80 سالگی ) :

بودا سپس مستقیماً به سراغ مردم رفت و به تبلیغ و موعظه در مورد مژدۀ رستگاری که تازه به دست اورزده بود و متضمن خودسازی روانی و مبتنی بر تربیت نفس و تعالی اخلاق بود ، پرداخت .

او می گفت که انسان علاقمند تنها باید به تمرین و ممارست در ساخت حکیمانۀ حالت روانی هشیاری فردی خود بپردازد .

( بدون اینکه به لوازم سنتی مذهب نظیر وجود اله ، عبادت ، آداب و مراسم مذهبی ، اصول جزمی ، روحانیت یا کشیش و یا اتصالات فوق طبیعی هیچ نیازی داشته باشند ) .

بودا به ویژه به تصورات رایج دین هندویی در ان عصر ، که عبارت از اعتقاد به یک هستی متعالی متافیزیکی و ارزش داشتن پرستش و نیایش و مقدس بودن متو وداها بود ، به شدت مخالفت میکرد .

بودا : " چه کسی هرگز برهما را دیده است ؟ بنابراین صحبت این برهم ها ، که در وداها بیان شده ، امری مسخره ، صرف کلمات و چیزی پوچ و توخالی است " .

 

قابل توجه آن که بودا ، که در تعلیمات خود هیچ اشاره ای به چیزی که موضوع یک پرستش الهی باشد نداشته و بلکه برعکس با فدا کردن خود درصدد نجات جهان و جهانیان بوده ، خود موضوع پرستش و نیایش پیروانش قرار گرفته است .

بودا حتی پس از رسیدن به مرحلۀ ( تنویر ) دچار ضعفهای انسانی بوده است :

( آن یکتای مبارک از جهت باد معده در زحمت بود ) ، ( هنگامی که غذایی را که در یک ظرف فلزی ریخته شده بود میل فرمود به بیماری سخت اسهال خونی مبتلا شد که چنان درد و عذاب بود که تاسر حد مرگ پیش رفت ) " کتب مقدس شرق " .

 

اما تمجید احساساتی بودا توسط حواریون و پیروانش ، به مثابۀ یک انسان کامل کم کم به صورت ستایش رسمی او به عنوان موجودی متعالی ، حتی متعالی تر از خدایان دین هندویی درامد :

( برترین انسانها ، که خود نظیر ایندرای خدا بود ) ، ( هم خدایان و هم افراد بشر او را به عنوان یگانۀ عظیمی که از زمان فراتر رفته است نیایش می کنند ، در جها با همه خدایانش ، کسی که با تو برابری کند وجود ندارد ) .

 

نشانۀ الوهیت بودا :

بودا به نحو شگفت انگیزی در مجالس ظاهر می شد و به تعلیم می پرداخت و سپس از نظرها غایب می شد و مردم را متحیر میکرد . تولد او با 32 پیشگویی همراه بود – تنویر بودا با کرامات صادقی همراه بود مانند بینا شدن کورها و شنوا شدن کرها .

در دین بودایی دو شاخۀ اصلی وجود داشته است : پیروان ( ناقل اصغر ) یا فرقۀ هینایاتا در مناطق جنوبی آسیا درصدد بوده اند که نسبت به تعالیم شخص بودا وفادار بمانند ، یعنی همان که او خود می گفت که تنها یک آموزگار سادۀ گریز از بدبختی هاست و اینکه سؤالات ذهنی و نظری به درد سلوک دینی نمیخورد .

شاخۀ شمالی که عامل انتقال وسیع دین بودایی به چین و ژاپن بوده است به تأسیس پاره ای نظریات الهی که ماهایانا و یا ( ناقل اکبر ) را تشکیل می دهد دست زده است .

این آیین در وجود بودا نه فقط یک آموزگار سادۀ دین که به هنگام درگذشت به یروانا واصل شده ، بلکه یک ناجی الهی واقعی را می بیند : " او دانای مطلق و علم مطلق بود " ، " نجات بخش خدایان و افراد بشر " ، " او جاودان است " .

ایشان نه تنها بودا را به مقام الوهیت رساندند ، بلکه او را به صورت یکی از اعضای " تثلیث دین بودایی " نیز دراوردند .

از همان آغاز در بین بوداییان در مورد شخص بودا و تعلیمات وی اختلاف نظرهایی به وجود آمد . در حالی که ابتدا بودا یک نفر تصور می شد ، در طول زمان این فکر رواج پیدا کرد که بودا تنها یک نفر نبوده و بلکه بوداهای دیگری هم وجود داشته اند .

حتی فرقۀ جنوبی هینایانا نیز امروزه جا را برای چندین بودا خالی می گذارد ، در حالی که در مکتب شمالی ماهایانا تعداد بوداها نامحدود است .

 

این که چگونه چنین وضعی ایجاد شد سوال مشکلی نیست ، دین بودایی با انکار همه خدایان و یا حداقل هرگوه اتکاء به آها آغاز شد . سپس بودا را چهره و وجهه ای الهی بخشیدند .

اما محیطی که دین بودایی در ا بوجود امد ، و گسترش یافت محیطی شرک آلود و مبتنی بر تعدد خدایان بود و تعداد بیشماری خدایان مختلف وجود داشت . پس چرا چندین بودای مختلف وجود نداشته باشد ؟

یکی از دلایلی که در مورد غیبت واقعی دین بودایی از سرزمین هند ذکر می کنند این است که بدین ترتیب دین بودایی وجه تمایز اصلی خود و در نتیجه دلیل وجود جداگانه اش در کنار دین هندویی را از دست داده بود .

 

اخلاقیات دین بودایی :

پیام عملی بودا با تأملات وهم آلود آیین هندوی فلسفی در مورد یک هستی متعال وصف ناشدنی ، و همچنین با اعتقاداتی نظیر ضرورت وجود راهبان مزدبگیر ، انجام قربانیها و تشریفات گوناگون مذهبی برای حفظ تقدس دین هندویی ، آشکارا در تضاد است .

بودا برای تمام بوداییان معمولی ، پنج ممنوعیت مقرر داشته است :

" اینکه مرتکب قتل نشوند ، دزدی نکنند ، زنا نکنند ، دروغ نگویند و مواد سکرآور نیاشامند " .

 

برای راهبان درجه بالاتر ده ممنوعیت قرار دادن :

" علاوه بر پنج مورد بالا ، ترک غذا خوردن در مواقع ممنوعه ، ترک رقصیدن ، آواز خواندن ، موسیقی ، و دیدن مناظر : ترک تاج گل ، عطر ها ، مرهم ها ، تزئینات و زیورآلات ، ترک تختخوابهای مرتفع یا وسیع ، اجتناب از قبول طلا و نقره "

 

گرایش اصلی در اخلاق دین ، دین بودایی ، منفی ، سرکوبگرانه ، توأم با سکوت و خاموشی ، فردی و غیراجتماعی است

( فرزندان ، ثروت و خویشاوندی را فراموش کنید ) ، ( بگذار او به تنهایی مثل یک کرگدن سرگردان باشد ) .

 

نقطه اوج آرمان اخلاقی دین بودایی در مرحله ای از کمال حاصل می شود که از دایرۀ اصول اخلاقی نیز فراتر است ، حتی از اخلاق کسی که دیگر راجع به خوب و بد فکر نمی کنند ( به مرتبه ای ورای خوب و بد صعود کرده است ) .

 

سایر مشخصات اصلی دین بودایی :

دین بودایی با اعتقاد به یک هستی متعال و قابل ستایش شروع نشد . این دین همچنین تبیین فلسفی یک نظم اعتقادی منسجم و مطقی نیست . البته به استثنای اعتقاد به پایانی مسرت بخش در انتهای نگرشی منفی نسبت به جهان .

 

1 ) قانون کرمَّه ( کارما ) :

قدرت متعالی که واقعا در جهان کارساز است عبارتست از " قانون کرمه یا عمل ، کردار " که اصل اجتناب ناپذیر سخت و غیرفردی ( جهانی ) عدالت و مکافات اخلاقی است .

( نه در آسمان و نه در دل دریا و نه حتی اگر در دل کوهها پنهان شویم ، نقطه ای پیدا نمی شود که انسان بتواند از مکافات عمل خود به آنجا پناه برد ) .

 

تقصیر عواقب کارهای بد هر شخص را تنها باید متوجه خود او دانست ، و نه وضع موروثی طبقاتی و یا اجتماعی فرد ، سرنوشت ، خدا و شیطان .

بودا به این نکته بسیار ایمان داشت که اگر میشد به مردم فهماند طبق قانون کارما بخش اعظم مصایب آها به دست خودشان بر سرشان می آید ، درآنصورت اصلاح عجیبی در جامعه به وجود می آمد .

2 ) فریب نفس :

خطر ظریف و اساسی ای که هر آدم عاقلی باید به دست خود ریشه اش را از درون خویش برکند خودخواهی است .

( ابتدا همه زمینه های " خودپرستی " را دور گردان . فکر کردن دربارۀ " خود " از هرگونه هدف خوب جلوگیری می کند ) ، ( علاقه به " خود " را با دست خویش از میان بردار ) .

 

آنچه به نام " خود " یا " نفس " خوانده می شود شخصیت حقیقی نیست و بلکه مجموعۀ موقت و بی ارزشی از امیال و تمایلات روانی است ، درست مثل لفظ ارابه جنگی که جز یک نامگذاری مناسب ، اسم یک تیر ، میله یا محور چرخ ، چرخ ، بدنۀ ارابه و عَلَم و کُتَل ارابه چیز دیگری نیست .

 

3 ) سه مشخصه وجود در دین بودایی :

در دین بودایی چیزی به نام وجود محض مطرح نیست . بنابر تحلیل بدبینانۀ بودا از جهان ، بودن به معنی محو شدن تدریجی ، بدبخت بودن و فقدان شخصیت است .

 

4 ) تناسخ :

طرز کار خاص قانون کارما بدین صورت است که بنابر نحوۀ عمل یک فرد ، روح او دوباره در این جهان پر از بدبختی در جسم فرد دیگری حلول می کند و بدین ترتیب حیات جدیدی می یابد .

حال این مسئله یا سوال پیش می آید که اگر واقعا روحی وجود ندارد ، پس انتقال روح از یک جسم به جسم دیگر ( تناسخ ) به چه معناست ؟

اما از آنجایی که شخص بودا ، به هنگام تنویر ، احساس کرد که از واهمۀ ضرورت تناسخ آزاد گشته است ، همین امیدواری در اختیار همه معتقدین به دین بودایی قرار می گیرد .

( بین بودا ییان تحصیلکرده امروزی و به خصوص در مکتب شمالی دین بودایی به افرادی برمی خوریم که اعلام می دارند که بودا هرگز نظریه تولد دوباره روح را ، به معنی مصطلح آن ، تعلیم نداده است ) .

 

5 ) نیروانا :

این واژه به معنای رسیدن به ( بالاترین شادمانی ها ) آورده شده است .

اما صاحبنظران در این مورد که آیا نیروانا فنای کامل فرد را شامل می شود یا نه اختلاف نظر دارند .

به نظر میرسد که فنا یا خاموشی کامل شخصیت و خوداگاهی فرد بطور تلویحی در اصول اساسی دین بودایی و نیز به صراحت در بیانات خود بودا عنوان شده است .

به هر حال ، نیروانا همچنین به معنی بالاترین آزادی قابل تصور از همۀ اضطرابات است که به طور عمده یک حالت منفی آرامش بدون هیجان است .

 

6 ) اجتماع دین بودایی ( انجمن رهروان ) :

به نظر میرسد که در دین بودایی ، حداقل از نظر نظری ، با نظریات بارز فردگرایانه و ضد جمع گرایانه اش جایی برای جامعه وجود نداشته باشد .

با اینحال بودا این مقدار عملی فکر میکرد که معتقدین به دین خود را در یک نظام روحانی جدید سازماندهی کند .

مهمترین بیان دین بودایی در ای زمینه عبارت ( سه پناهگاه و یا تعویذای ) یا ( سه سخن یا سه گوهر ) است که جمع بندی مناسبی از تفکر بودایی بوده و در مراسم پذیرش داوطلبان جدید بکار رود :

( من به بودا پناه می برممن به آیین پناه می برممن به انجمن پناه می برم ) .

بعدها زنها هم به نظام رهبانیت بودایی پذیرفته شدند و موقعیت آنها پایی تر از مردان بود .

نظام انجمن از هر کشور به کشور دیگر فرق می کند .به عنوان مثال در هر دو کشور برمه و تایلند از جنبۀ نظری بر هر پسر جوان واجب است که حداقل 6 ماه به نظام رهبانیت بودایی وارد شود ( انجمن رهروان ) که درصد بسیار بالایی از مردم این کار را می کنند و به همین دلیل در دو کشور تعداد زیادی راهب در خیابان دیده می شود .

هم چنین در برمه شیوه ای رایج است که افراد معمولی هرچند وقت یکبار مجوواً مدت کوتاهی به انجمن برگردند .

علاوه بر نظام انجمن تعداد زیادی معابد و خانقاه وجود دارند که افراد عادی به نیایش می پردازند . درست مانند دین جاینی این عبادت برای افراد تعلیم یافته صرفاً یک امر ذهنی است زیرا بودا نمی تواند به هیچکس کمک کند .

اما فرق آشکاری بین درخواست صادقانه یک نفر بودایی از بودا و یا پرستندگان سایر ادیان عالم به چشم میخورد اینها همه به یک اندازه به کمک خدا ( یا الهۀ ) مورد پرستش خویش امیدوارند .

 

آرمانهای دین بودایی :

" زندگی کامل بشری ، حیاتی است که با آرامشی صبورانه توأم با رنج و سختی همراه باشد "

 "  هیچ فرد انسانی و به ویژه زن و فرزند آدمی ارزش دینی پایداری ندارد "

"  قدرت متعالی جهان فاقد تشخص است "

"  زیبایی غایی از بیشتر جهات در فرار از یک زندگی مادی است تا یک حیات مادی دائماً روبه گسترش "

"  بزرگترین فضیلت انسان در پستی ، سکون و بی ارادگی است ، امری که مسلماً مفید بودن همگانی از ان جمله نیست " .

 

نکاتی در مورد دین بودایی :

" بدبینی کلی نسبت به ارزش زدگی بشری در عرصۀ دنیای مادی و اجتماعی "

" بی ارزش بودن خاص جسم انسانی و فعالیت انسانی "

" بی ارزش بودن خاص فرد فی حدذاته "

" فقدان برنامه جهت بهبود وضع اجتماعی به صورت سازمان یافته "

" اعتقاد به این که رستگاری قطعاً از طریق کاربرد روشهای منفی یا سرکوبگرانه حاصل می شود و نه از طریق عرضۀ خود "

" تحسین از ارزش مذهبی خاص تحمل درد و رنج حتی درد و رنجی که انسان داوطلبانه برای خود می خرد ، به عنوان امری که برای شخص سودمند است "

" اعتقاد به وجود پیامبران گوناگون در داخل هر دین که همگی نظرهای جاودانی این نظام فکری خاص را تعلیم می دهند "

" اعتقاد به کارما و تناسخ " .

 

نکته مورد توافق ادیان بودایی و جاینی ، در مقابل دین هندویی :

" مخالفت با کتب مقدس دین هندویی به نام وداها "

" مخالفت با نظم فلسفی هندویی و طرد آن .  سپس دین جاینی یک فلسفۀ ثنویت یا دوآلیستی و دین بودایی یک فلسفه نهیلیستی به وجود آوردند "

" قبول نکردن کل الهیات دین هندویی ، اعم از تفکرات خداباورانه ، شرک و چندخدایی و وحدت وجودی . سپس هر دو دین جاینی و بودایی افراد زاهدی که این ادیان را بنیانگذاری کردند را به مقام الوهیت رسانده و به پرستش آنها ، حتی حتی به صورت تجسد اصنام و یا تجسد الوهیت 24 ناجی پرداختند "

" طرد کامل قربانی کردن حیوانات در دین هندویی . سپس این هر دو نظام معترض ، محبت به حیوانات را تعلیم دادند . دین جاینی به تعلیم قربانی کردن جسم و دین بودایی به تعلیم قربانی کردن امیال و آرزوها و فردیت شخص پرداختند " .

" رد نظام طبقاتی کاست متعلق به دین هندویی " .

 

نکته :

1 ) در دین بوداییث وجود یک خدای متشخص ، جز بعدها که خود بودا را به مقام الوهیت رساندند ، مورد انکار قرار گرفته است . البته در طول زما ، و پس از خدا کردن بودا ، تعداد زیادی خدایان دیگر نیز مورد پرستش قرار گرفتند .

2 ) در دین بودایی انسان به عنوان مجموعه ای از هوسهای بی ارزش و ناپایدار مطرح است

3 ) در دین بودایی ، جسم انسان تنها به عنوان یک مانع رقت انگیز مطرح است

4 ) در دین بودایی ، داشتن آرزوها و امیال برای هر نوع زندگی فردی ، پست و شرارت آمیز است .

5 ) در دین بودایی کار و فعالیت ، هرچند موقتاً هم اجتناب ناپذیر باشد ، شر بوده و در نهایت امر باید کنار گذاشته شود

6 ) در دین بودایی درد و رنج کشیدن به جای دیگران ، با نظریۀ اساسی فردگرایی حاکم بر این دین تضاد آشکار دارد

7 ) در دین بودایی گناه کردن در پیشگاه یک وجود الهی متعالی مورد انکار واقع شده است .

8 ) در دین بودایی زندگی کردن ، به دلیل وجود رنج و درد بیشمار آن اساساً ارزشی ندارد .

 

نقاط قوت دین بودایی :

" ضرورت و اطمینان کتاب مقدس این دین "

" تأکید آن بر طرز تلقی درونی هر فرد "

" جدیت قابل ملاحظه و خاص اصول اخلاقی آن "

" انکار نفس به مثابه شرط رستگاری "

" پنج حکم اولیه قابل تمجید ( اصول نافی قتل ، زنا ف دروغ ، شرب خمر و دزدی ) "

" آموزش یک قانون اخلاقی در تعالیم آن "

" وجود بعضی صفات قابل تحسین در بنیانگذار آن "

" نفی موفقیت آمیز نظام طبقاتی کاست " .

 

نقاط ضعف :

" خدا نشناسی و الحاد اولیه این دین "

" نفی اساسی شخصیت فرد در این دین "

" کم بها دادن به زن و زندگی خانوادگی "

" کم بها دادن به جهان پیرامون "

" مانع خلاقیت و ابداع فردی افراد شدن "

" عدم قبول مسئولیتهای اجتماعی "

" انکار فکر پیشرفت "

" تأکید افراطی آن بر نجات فردی "

" روش رستگاری و نجات آن که بطور کلی منفی است "

" فکر توخالی وجود یک نیروانای پر برکت "

" منفی گرایی آن "

" از دست دادن هدف اولیه این دین که برای خود رسالت تبلیغی قائل بود " .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
comment نظرات () لینک