دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ دین سیک

دین سیک

" مذهب پیروان خدای واحد حقیقی "

از نظر تاریخی ، دین سیک در میان ادیان زندۀ دنیا از همه متأخرتر است . دین سیک فقط در هند و در آجا نیز فقط در ایالت پنجاب وجود دارد .

از نظر سیاسی دین سیک ، منهای دین یهود تنها دین تاریخ جهان است که باعث تولد یک ملت شده است .

از نظر معماری ، معبد مرکزی دین سیک به نام ( معبد طلایی ) مشهور است که در استخربقا در آرمیتسار قرار دارد.

از نظر تفکر الهی هیچ نکته برجسته ای در این دین وجود ندارد .

این دین به عنوان کوششی آگاهانه برای هماهنگ کردن دو دین قدرتمند هند که رقیب یکدیگر بودند یعنی ادیان هندویی و اسلام ، ظهور کرد . این پدیده جدید مبین ترکیب خاصی از توحید اسلام که سرسختانه مخالف بت پرستی است ، با وحدت وجود ابهام آمیز و عرفان دی هندویی ، با گرایش چشمگیر ان به سمت بت پرستی است . این ترکیب و امتزاج در اثر تجربه شخصی تانک و نفوذ مستمر این مصلح بزرگ –معاصر مارتین لوتر – به دست آمد .

محل تولد تانک در 45 کیلومتری جنوب غربی لاهور مرکز استان پنجاب قرار گرفته است . دهکده محل تولد او تالواندی نام داشت که بعدها به افتخار تانک به نام ( تانک آرا ) یعنی ( محل تانک ) نامیده شد .

تانک از دلمشغوایهای فرعی بیزار بود و یک زندگی توام با تفکر و تأمل خاموشانه و شور و شوق مذهبی را ترجیح کی داده است . دوستان و اقوام تانک به خاطر اینکه او از کارهای دستی و فعالیتهای جسمانی یا تجاری بیزار بود از او ومید بودند . او از فرط شوق خدا دیگر قادر به خوردن و آشامیدن بود بیمار شده بود . لذا سر به بیابانها نهاده اوقات خود را به تملات دینی در زیر درختهای می گذرانید .

 

پیام الهی و ماموریت :

یکروز پس از استحمام ، تانک در جنگل ناپدید شد و در عالم رویا به محضر خدا برده شد .در آنجا به وی یک فجان نوشیدنی الهی تعارف کردند که با منت پذیرفت . سپس خداوند به او گفت : ( من با تو هستم . برو نام مرا تکرار کن و دیگرا را نیز وادار کن که همین کار را بکنند .هرگز آلودۀ دنیا مشو . به تکرار نام من و دادن صدقات و خیرات ، وضو ، هبادت و تاملات و اندیشه دینی مشغول باش . ام من خدا ، اولین برهماست . و تو نیز گرورئی الهی هستی ) . – گورو یعنی معلم و آموزگار - .

تانک کارهای سخت و زاهداه و ریاضت منشانۀ دین هندویی را تقبیح کرد . او همواره اعتقاد خود به یک خدای واحد نگاه دارنده و قادر مطلق را تأکید میکرد .

کلمات تانک در کتب شرعی دین سیک ثبت شده است . او در آنجا به گاهان خود اعتراف و از خدای خویش طلب رحمت و مغفرت می کند . حتی در اواخر عمر ، هنگامی که برای وضعیت رقت بار دین در سرزمین مادری اش ابراز تاسف میکرد ، برای تحیر و تاریکی خود در تلاش واقعی ای که برای جستجوی نجات و رهایی کرده بود نیز متاسف بود . ( من در جستجوی خود متحیر مانده ام . سرگشته غرور با تاسف می گویم چگونه می توان به رستگاری رسید ؟ ) .

 

تکریم قوری تانک حتی به عنوان یک ناجی الهی :

لقبی که بیش از همه در مورد تانک به کار می رود – گورو –به معنی – آموزگار دینی – است . به او همچنی القاب افتخاری دیگری نظیر – رئیس -، - پادشاه - ، - تانک شاه – داده اند و یا القاب عزیز شمرنده ای مثل – پدر - ، - بابا تانک - .

او در اواخر عمر مانند یک فرد مقدس و بلکه به عنوان یک ناجی الهی مورد تعظیم و تکریم بود .

( مردم کم کم به او به چشم یک اله نگاه میکردند و او را نیایش میکردند تا انها را مورد بخشش قرار داده و به نجات برساند ) .

 

ادراک هستی متعال در دین سیک :

توحید عرفانی و اصیل بنیانگذار این مکتب بوده و از آن تاریخ تا به امروز به همان صورت بافی مانده است وقتی تانک پیام خدا را شنید ، اولین کلامی که بر زبان آورد جملات زیر بود و بر هر معتقد به دین سیک نیز واجب شده است اولی کلامی که هر روز بر لب می آورد همان باشد : ( تنها یک خدای حقیقی واحد وجود دارد که نام او حق ، خالق ، مبرای از ترس و دشمنی ، فناناپذیر ، زاییده نشده ، قائم به ذات ، عظیم و سخاوتمند است . خدای واحد حقیقی در در آغاز عالم وجود داشته ، همواره بوده ، هست و خواهد بود ) .

نام ساده و در عین حال اصلی که تانک برای خداوند استعمال میکرد کلمۀ – گورو – یعنی – معلم – بود و این نام در متون مقدس سایر ادیان منحصر بفرد است . نامی هم که برای خود این دین اتخاب شده ، واژۀ – سیک – بر این دلالت دارد که پیروان آن باید – شاگردان –یا – مریدان – ( خداوند ) باشند .

نامگذاری اصلی خدا در دین سیک -سات نام - به معنی ( نام حقیقی ) است . این دو واژه اولین کلمات کتاب مذهبی دین سیک هستند که در ابتدای هر یک از سرودها ، بطور متوالی تکرار می شوند .

خود این عبارت نیز به حو اسرارآمیزی مورد احترام و تکریم است . درست مثل ایکه یک نوع خدای وحدت وجودی باشد ( مانند احترامی که ما برای بسم الله الرحم الرحیم قائلیم و توصیف و تفسیری که عرفا و متصوفۀ ما از آن می کنند )

 

ادراک جهان و انسان :

جهان در مقایسه با خداوند ابدی و قادر مطلق عالم ، بیهوده و گذران است .در مقایسه با خداوند ابدی و قادر مطلق ، انسان مخلوق بیچاره و مطیعی است . مادامی که انسان فکر کند بر کاری تواناست ، هرگز به سعادت نخواهد رسید .

همه موجودات به فرما خدا به وجود آمده اند و به فرمان خدا نیز به انجام وظایف خویش مشغولد .به فرما خدا تسلیم قدرت مرگ می شوند و به فرمان خدا نیز در – واحد حقیقی – جذب می شوند .

( آنچه مورد رضای اوست واقع خواهد شد . هیچ چیز در ید قدرت مخلوقات نیست . تانک می گوید : انسان چه کاره است ؟) .

 

راه نجات :

دین سیک می آموزد که رستگاری شامل معرفت خدا ، به دست اوردن خدا و یا جذب شدن در خداست .

روش کلی کسب نجات و رستگاری نیز هماهنگ با نظریه زیربنایی تعالی یک خدای پاک و مزه و نظریه های همراه آن در مورد بی ارزش بود دنیا و بیچارگی انسانهاست .

( معرفت الهی صرفا از راه کلمات به دست نمی آید ... و بلکه با لطف الهی می توان آن را کسب کرد --- اگر آن یکتای مهربان نظری از روی محبت به کسی بیندازد آن شخص صاحب گوروی واقعی خواهد شد ) .

( بندگانی که خداوند ایشان را مشمول محبت خویش گرداند حقیقتا وی را می پرستند ... آن یگانۀ مهربان به هر کس با نظر لطف نگاه کند او از گمراهی عذاب نجات می دهد ) .

( او خود خلق کرده و خود نیز هلاک خواهد کرد . این خداست که امور را انجام می دهد و بلکه خود مسئول اجرای آنهاست ) .

این اندیشۀ تسلیم مطلق در مقابل قادر جهان ، روش متمایز رستگاری در مذهب اسلام بود .

( آن کس که فس خود را چو – سوهام – ( یعنی این که من آن روح جهانی هستم ) می شناسد به راز جهان اعتقاد دارد ) .

این روش کسب رستگاری ، یعنی امتزاج وحدت گرایانۀ خود فرد با روح سرپوشیدۀ جهان ، شبیه راه جاتی است که در اوپانیشادهای دین هندویی تعلیم داده شده است .

( (هر آن که بدین ترتیب بداند من برهما هستم خود نیز سراسر برهما می شود ، آن روح بزرگ ! آ تو هستی ) ) .

 

به نظر میرسد که تانک آموزگار طرفدار مراقبتهای ریاضت مشانه و فردی متصوفه هندوئی نیست و بلکه در عوض از بهکتی که به معنای طریقۀ ایمان ، عشق و ارادت به عوا سبیل رستگاری است جانبداری می کنند .

درست است که امتزاج و یکی شدن با خداوند ( همان فناء فی الله در عرفان اسلامی ) به عوان هدف غایی انسان در مرحلۀ پس از این حیات مورد نظر است ، اما مثل دین هندوئی در تعلیمات دین سیک هم انسان دچار گردونۀ حیات است که به ناچار ممکن است پیش از رسید به نجات و رستگاری از چندی گردونۀ حیات و مرگ { تولد مجدد } بگذرد .

همچنین در کتاب گرانت مکرراً از بهشت و جهنم بحث می شود و بهشت خاصی به نام ساچ قند به نجات یافتگان وعده داده می شود . بعضی از سیک های تحصیلکرده این را مشابه نیروانای دین هندویی می دانند .

 

عبادت و سازمان مذهبی در دین سیک :

روش اصلی عبادت در این دین تفکر و اندیشه درباره خدا ، به ویژه به صورت تکرار – نام حقیقی – خداوند است .

( بالاترین وظیفه همۀ ما تکرار نام خداوند یکتا است ) ، ( توجه خود را به جانب خداوند معطوف دار . در هر دم فرو بردن و دم برآوردن نام او را تکرار کن تا این که روح تو جذب نور خدا شود ) .

فقدان مراسم قربانی کردن و یا وجود اصام نیز از ویژگیهای دین سیک است . این شیوۀ عبادت با روش اسلامی هماهنگ بوده و با بعضی مراحل دین هندویی .

 

یکی دیگر از اجزای مهم دین سیک ضرورت وجود یک گورو یا معلم به عنوان – وسیلۀ نجات – است . این تاکید ، با تاکید دین هندویی بر تکریم گوروهای انسانی متعدد در آن دین و تاکید اسلام بر احترام و تکریم به پیامبر اسلام هماهنگی دارد .

اجتماع یا سنگات خالص پیروان و شاگردان سیک نیز یکی دیگر از اجزای مهم دین سیک است . تشکیل این اجم داوطلبانه دینی در هند یکی از دستاوردهای مشخص حرکت دینی ای بود که گوروتانک آغاز کرد .

 

تاریخچه دین سیک :

سرآغاز این آیین بستگی نزدیکی به تاتریخ حیات ده گوروی اولیه آن دارد .

1     ) گورو تانک :

قبل از مرگ خود در سال 1538 میلادی دریافت که هیچکدام از دو پسرش برای جانشینی او مناسب نیستند و لذا یکی از مریدان بسیار باوفای خود به نام لاهینا را که حرفۀ طناب سازی داشت به جانشینی خود برگزید و نام آنگاد به معنای ( بخشندۀ جسم ) را برای او انتخاب کرد .

 

2     ) گورو آنگاد :

او اولین کسی بود که تانک را هم سطح خدا قلمداد کرد . او با الفبایی کردن حروف قدیمی گورو – موکهی ، خدمت بزرگی به همه پنجاب کرد .

 

3 ) گورو آمارداس :

اوکوششهای بسیاری جهت سازماندهی ، تمایز و قدرت جامعۀ سیک ها به عمل آورد .

 

4     ) گورو رامداس :

او عبادت سیکها را در هارمندیر یا - معبد خدا - متمرکز ساخت . این محل که بعدها به نام آمریستار یا – فناناپذیر – نامیده شد ، از آن تاریخ معبد اعلی پیروان این تلقی می شود .

او که خود داماد گوروی سوم بود ، نظام جانشینی موروثی را برقرار ساخت . در نتیجه پسرش را به عنوان جانشین خود و گوروی بعدی سیکها نامید .

 

5     ) گورو آرجان :

نام او به خاطر جمع آوری کتاب گرانت در اذهان باقی ماند ، او این کار را از نوشته های برجاماندۀ چهار گوروی پیش از خود ، نوشته های مؤمنین والامقام دیگر و پاره ای از نوشته های شخص خود انجام داد . او در مصاف با پادشاه دهلی کشته شد .

 

6     ) گورو هرگوویند :

او در آغاز کار ، شمشیر را به عنوان نشانۀ رهبری خود برگزید و افرادی را برای خدمت نظامی استخدام کرد و سیکها را از یک گروه سرسپردۀ مذهبی به یک دسته سربازی که در مقابل مغولا حکام اسلامی هند می جنگیدند متحول ساخت .

7     ) گورو هررای

8     ) گورو هرکیشان

9     ) گورو تق بهادر

10         ) گورو گوویندسینگ :

او نیز به تمایل که دین سیک را به یک حکومت نظامی الهی مبدل سازد ادامه داد .

او نام فامیل سینگ به معنی شیر را قبول کرده و از همۀ سیکها نیز خواست که این نام را برگزینند تا بشود همۀ آنها را در یک خاواده دلیر خالص ها ( خالصین ) به یکدیگر پیوند داد .

او برای پذیرش رسمی یک فرد به دین سیک مراسم عشاء ربانی را برقرار ساخت . بدین ترتیب که از افراد تازه وارد خواسته می شود از آب شیرین شده ایکه در یک لگن آهنی جوش آورده شده و با یک شمشیر آهنی نیز بهم زده می شود قدری بیاشامد و قدری هم به روی خود بپاشد .

فرض می شود که این شراب ربانی ، امریت ، افراد را از نظر تشریفاتی پاک کرده و به آنها در جنگ مصونیت می بخشد .

 

او بدعت دیگری در دین سیک برجای گذاشت : او پی برد که پیروان دین سیک با خواندن گرانت اصلی بسیار ترسو و ضعیف الاراده می شوند لذا تصمیم گرفت این گرانت جدید را بنویسد و به متن اصلی اضافه کند تا مریدانش با مطالعۀ آن برای جنگاوری شایستگی کسب کنند ... ( پس از من به همۀ افراد سیک بگویید کتاب گرانت صاحب را گوروی خود بدانند ) .

 

{ پس از مرگ دهمین گورو ، در سال 1708 میلادی ، پس از یک سلسله تغییرات برجسته در خلال دو قرن قبل از آن و در زما رهبری گوروهای دهگانه در دین سیک به وجود آمده بود ، سرسپردگی دینی سیکها از شخص گورو به کتاب مذهبیشان گرانت صاحب منتقل شد } .

 

پس از سقوط سلطنت سیکها جامعۀ آنها نیز به چند ابالت فئودالی تقسیم شد ، لیکن در سال 1765 میلادی کنگرۀ ملی سیکها ، خالصا ، در آمریتسار به ضرب سکه هایی پرداخت که روی آنها شعار ( دنیا ، شمشیر ، پیروزی لاینقطع ) حک شده بود . بدین ترتیب ، ایمان مطلق به دین سیک با پیروزی نظامی بر سراسر جهان پیوند خورد . اما سازمان سیاسی دین سیک به عنوان یک حکومت دینی نظامی در سال 1849 میلادی از بین رفت . در آن هنگام پس از جنگ دوم سیکها آخرین پادشاه خود مختار سیک به نام مهاراجه دولیپ سینگ بطور کامل به نیروهای انگلیسی تسلیم شد .

در حال حاضر نیز سیکها هنوز از نام تاریخی خود – شیران پنجاب – با غرور یاد می کنند .اکثر آنها در محدودۀ جغرافیایی محل ظهور اولیۀ دین خود زندگی می کنند و به کشاورزی مشغولند .

 

فرقه های دین سیک :

در میان پیروان دین سیک دو بخش اصلی وجود دارد :

الف – گروه پرستندگان تانک که بی سروصداتر بوده و خود را به شدت طرفدار تعالیم بنیانگذار این مکتب ، گورو تانک می دانند .

ب – گروه پرانرژی تر – سیکهای خالص که از تعالیم گوروی دهم – پیروی میکنند .

 

همچنین در این دین پنج فرقۀ عمده وجود دارد که عبارتند از :

فرقۀ اوداسی ها : به معنی کسانی که نسبت به جهان بی تفاوت هستند

فرقۀ سوتر : به معنی دراویش یا گداهای ( خالص )

فرقۀ دیوانۀ سادهو : به معنی سرسپردگان راه ( تقدس جنون آمیز )

فرقۀ نی ری مال سادهو : یعنی افراد مجرد پیرو راه ( تقدس بی عیب )

فرقۀ اکالی ها : به معنی پرستندگان ( وجود ابدی بیرون از زمان ) .

 

روی همرفته شاید متجاوز از بیست فرقه در دین سیک وجود دارند . بعضی از آنها اختلاف اساسی شان روی رنگ جامه ای است که یک فرد سیک باید بپوشد ، که مثلا آیا باید به رنگ سفید ف آبی یا زرد متمایل به سرخ باشد .

گروهی راجع به ادازۀ مناسب جامه اختلاف دارند ، گروهی دیگر راجع به مشروعیت تراشیدن ریش یا کوتاه کردن موی سر اختلاف دارند .

 

نکات مورد توافق دو دین سیک و هندوئی :

: از لحاظ نظری ، اعتقاد به یک هستی متعال پوشیده – از لحاظ عملی ، تنوع فراوان نامگذاری در مورد خدا –

: نوعی کاربرد الهی تفکر وحدت وجودی ، گرچه تنها در بعضی از کتب اوپانیشاد دین هندوئی –

: نظریۀ کارما ( اینکه هر طور انسان بکارد ، همانگونه نیز درو خواهد کرد ) – تناسخ ارواح

( ای برادر من ، انسان به حسب نتیجه اعمال خوب یا بد قبلی خود در جهان زاییده می شود )

: اهمیت فراوان قائل شدن برای تکرار بعضی ادعیه و یا اوراد مقرر شده خاص مانتراها

 

موارد تضاد دو دین سیک و هندوئی :

: نظام طبقاتی کاست دین هندویی مورد طرد بنیانگذار دین سیک قرار گرفته و نامبرده همه پیروان خود را به تساوی افراد دعوت کرده

: بت پرستی موجود در دین هندویی ، به نفع پرستش خدای یکتای خالی از تصویر کنار گذاشته شده است – در دیت سیک –

: تعدد آلهه و شرک دین هندویی ، به نفع یک وحدت وجود توحیدی کنار گذاشته شده است .

: سفرهای زیارتی دین هندویی ، آداب مذهبی و ریاضت کشیدن های توأم با زهد و گوشه نشینی ، به نفع پرستش خالص خدای یکتا و منزه کنار گذاشته شده است .

 ( این چه نفعی دارد که وقتی قلب انسان دچار غرور و گمراهی است انسان بدن خود را در رودخانۀ مذهبی مقدس شستشو دهد ؟ کسی که به پرستش سنگها – اصنام – می پردازد ، به زیارت اماکن مقدسه می رود ، در جنگلها به ریاضت و دربه دری سرگردان می شود ، به انکار جهان مادی می پردازد ، دچار تحیر و تزلزل می شود ، چگونه ممکن است ذهن ناپاک او پاک شود ) .

 : کتب مقدس دین هندوئی ، به نفع کتب مذهبی دین سیک کنار گذاشته شدند .

( کتاب ودا همچون قیدوبندی است که انسان را به مجادله و غرور بیجا دچار می سازد ) .

: خوار شدن زنها در دین هندویی مورد انکار واقع شده و به جای آن زنها از منزلت بیشتری برخوردار شده اند

: کشتن بچه ها در دی هندوئی ترک شده و به جای آن برنامۀ شدیدی جهت ازدیاد جمعیت جامعه سیک تبلیغ شد

: گیاهخواری رایج در دین هندویی ترک شد و به جای آن برنامه ای در جهت خوردن بیشتر گوشت مقرر شد .

 

نقاط قوت دین سیک :

: کوشش شدید بنیانگذار ای دین جهت اصلاح اعتقادات مذهبی مردم و ایجاد صلح و تفاهم بین آنها

: فعالیت تبلیغی بنیانگذار این مکتب که با شور وشوق و توفیق زیاد همراه بود

: تعلیمات به شدت توحیدی نامبرده

: تعلیم این مطلب که مذهبی بود به معنای آموختن است

: وحدت متشکل و قوی پیروان سیک در مجامع عمومی آنها ، علی رغم وجود فرقه های متعدد در سطوح پایینتر

 

نقاط ضعف دین سیک :

: شخصیت کاملا سرپوشیده خدای متعال مورد اعتقاد آنها

: تکراری بود ادعیه مقرره که در عی حال نسبتا بی محتوا هستند

» تصور دنیا به عنوان یک امر بی ارزش

: داشتن روحیۀ جبری مسلکانۀ تسلیم مطلق انسان – در برابر خدا - ، به صورت موجودی بیچاره و بی پناه

: محتوای متنوع ، متباین و تقریبا غیرقابل دسترسی کتاب مقدس دینی آنها – گرانت –

: پرستیدن کتاب گرانت عملا در حد بت پرستی

: وضع موجود سیک ها که بیشتر حالت خود محورانه دارد .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
comment نظرات () لینک