دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ دین یهودی

دین یهوی

" دین اطاعت از خداوند عادل "

 

دین یهو.دی در میان سه دین بزرگ جهان که در تعالیم خود می گویند خدایی متشخص ، متعالی و خالق وجود دارد که سرتاسر عالم را خلق کرده و خدای عالمین محسوب می شود .و همچنین در ادعای اینکه بالاخره روی زمین نظامی ایده آل تحت حکومت الهی برقرار خواهد شد ، از همه قدیمی تر است .

توحید اخلاقی بارزترین خصیصۀ دین یهودی و اصیل ترین سهم آن در تفکر دینی جهان است .

 

آغاز پیدایش از دین اولیۀ سامی ( قبل از سالهای 1200 پیش از میلاد ) :

دین یهودی ، اولین دین زنده جهان است که از حیات دینی اولیۀ اقوام سامی سرچشمه گرفته است .

آن مردم بادیه نشین که هنوز فرهنگ درستی نداشتند اما از نظر فکری صبغۀ دینی داشتند اعتقاد اصلی آنها این بود که که پاره ای پدیده های مختلف ، اعم از پدیده های طبیعی نظیر کوه و رودخاه ، یا پدیده هایی که بطور ساختگی تقدس یافته بودند مثل یک ستون و یا تابوت ، بطور ضمنی با خدای خاص ایشان مرتبط بودند .

از خلال این زمینه ابتدایی و شرک آلود ، در اثر نفوذ شخصیتهای برجسته ای چون ابراهیم و موسی و ایلیا و پیامبران بنی اسرائیل ، به تدریج توحید اخلاقی ممتاز دین یهودی پرورش یافت و به منصۀ ظهور رسید .

این که ابراهیم خداوند را به صورت الوهیتی مبتنی بر وحدانیت و اصول متعالی اخلاقی تصور کرده باشد از ناحیۀ بسیاری از متفکرین عصرحاضر محل تردید است . آنها به این نتیجه رسیده اند که آرماهای دینی و اخلاقی ای که در بعضی از قسمتهای قدیمی تر کتاب مقدس یافت می شوند در زمانهای بعد بوجود آمده و سپس توسط مؤلفین آنها به عنوان نقل قولهای قدیمی وارد کتاب مقدس شده اند . البته مولفین صادقانه معتقدند که این مطالب در همان زمانهای قدیم نیز مورد قبول نبوده است .

 

موسی : سازمان دهندۀ پرستش یهوه ( حدود سال 1200 ق . م )  :

او موفق شد بنی اسرائیل را از بندگی در مصر جات داده و در خلال 40 سال ، ایشان را به ( سرزمین موعود ) شان در فلسطی برساند .در کوه حورب ( سینا ) و در میان پدیده های طبیعی مؤثر و براگیزننده ای چون ابر و صاعقه ، موسی ( ده فرمان ) را به عنوان احکامی که از جانب شخص خدا صادر شده به مردم ابلاغ کرد .

شکر نعمات و برکات خدا در زمان درماندگی و سرسپردگی به فرامین الهی به عوض سعی بر حل کسائل نظری عالم از طریق فکر کردن ، نحوۀ برخورد بنی اسرائیل با مفهوم خداوند را تشکیل میداد .

موسی رهبری گروهی از مردم را در جریان تجربه ای فراموش نشدنی بر عهده داشت ، کاری که به تعبیر خود او آزاد ساختن مردم از زیربار یک وضعیت اجتماعی ناعادلانه توسط خدایی عادل بود . موسی در ابتدا دین بنی اسرائیل را بر مبنای اعتقاد فردی و جمعی به یک خداوند متشخص و عادل بنا کرد .

 

اختلاط ادیان در فلسطین ( از 1900 تا 900 سال پیش از میلاد ) :

هنگامی که عبرانیان ( یهودیان ) برای نخستین بار به سرزمین کنعا وارد شدند قلع و قمع آنها را موجه دانستند . اما پس از این که در آن سرزمین جا افتادند ، دین آنها دستخوش تغییراتی شد و خود را با بسیاری از خصایص دین کنعان هماهنگ ساختند .

بدین ترتیب عبرانیان نیز در پرستش بتهای بعل ( خدایانی که به عنوان اربابانی یا مالکین خاک قلمداد می شدند ) و همچنین اشتروت های محلی ( الهه های مؤنث اقوام سامی ) مشارکت کردند .مردمی که موسی به انها تعلیم داده بود دین یهود را با سرسختی تمام از شائبه های شرک دور نگاه دارند ، اکنون جشنهای مذهبی مردم کعان را در موسم بهار و پاییز و فصل درو و انگورچینی پذیرفته بودند .

( ایشان نیز ساختمانهای مرتفع و ستونها و اشیریمها بر هر تل بلند و زیر هر درخت سرسبز بنا کردند ) ، ( آنها به خدمت و پرستش اصنام پرداختند در حالی که یهوه به آنها گفته بود : شما نباید این کار را بکنید ) .

 

دوران آغاز نوشته های دینی یهود ( سالهای 900 تا 750 پیش از میلاد ) :

دورانی که پیامبران بنی اسرائیل ، عاموس نبی و هوشع نبی در قر هشتم پیش از میلاد تبلیغ میکردند مسلما بر ای فرض بودند که بنی اسرائیل با حقایق کلی تاریخ گذشته آشنایی داشتند .

( در نتیجه می توانیم فرض کنیم بخش اعظم داستانهای مندرج در تورات از سفر پیدایش تا کتاب دوم پادشاهان در سالهای پیش از سال 750 قبل از میلاد در حال شکل گرفتن بوده است ) .

( تألیف پنج کتاب اول این مجموعه از روی عناوین آنها را به موسی استناد می دهند اما مشکل بتوان باور کرد که آن حضرت در زمینۀ مردن خود و با مقایسه خویش با پیامبران بعدی ( سفر تثنیه ) چیزی نوشته باشد ) .

تحقیقات منقدانه اخیر نشان داده اند ( شش کتاب اول عهد عتیق " تورات "جنبۀ ترکیبی داشته و قسمتهای عمده ای از آنها مربوط به دورۀ حد فاصل سلیمان نبی و پیامبران پیش از اوست ) .

 

پیامبران عبری در دوران پیش از اسارت و تبعید قوم یهود ( 750 تا 568 پیش از میلاد ) :

برای مدت 200 سال پیش از اسارت یهودیان در بابل ، عبرانیان توسط هشت پیامبر برجسته بخشی از متعالی ترین تعالیم دینی خود را فرا گرفتند .

چهار نفر اول این پیامبران که در نیم قرن قبل از سالهای 700 قبل از میلاد میزیستند وظیفه رسالت خود را از طریق تغییر تاکید دین از شکل ظاهر و آداب قربانی کردن به اطاعت اخلاقی از خداوند انجام می دادند .

عاموس نبی ضرورت اطاعت فردی و قومی از خدایی عادل را مطرح کرد ، زیرا در غیراینصورت پرستندگان یهوه و نیز پرستندگان خدایان اقوام دیگر که مورد تحقیر عبرانیان واقع شده اند مجازات خواهند شد .

هوشع نبی در کنار عاموس نبی در مورد عدالت پابرجای یهوه ، این مطلب را که خداوند به بندگان خود و انسانها عشق می ورزد مطرح کرد . هوشع به این اعتقاد دست یافت که خداوند مصرانه همه را دوست دارد و بنابراین امادگی دارد که انسان گناهکار اما تائب را ببخشد ، هرچند که از مجازات خودداری نخواهد کرد .

اشعیای نبی کار خود را به عوان یک رهبر دینی با چشم اندازی از تقدس عظیم یهوه آغاز کرد .

او سعی کرد محتوای اخلاقی و کاربرد عملی ایمان موروثی مردم عصر خویش به یهوه ، خدای قبیله ای شان را توسعه بخشد . اولین فصل از مجموعه مواعظ او در مورد یهوه است از جمله : علاقۀ اصلی یهوه به انتقال موروثی و یا تشریفات قربانی نبوده و بلکه به عدالت و درستکاری و توبه گناهکاران است .

اشعیای نبی علی رغم مجازات اجتناب ناپذیری که یهوه به خاطر تداوم گناهکاری است اعمال خواهد کرد ، تصویر محکمی از آینده ای درخشان برای قون اسرائیل به ذست داد.

میکاه نبی بطور قطع این فکر قدیمی یهودیان را که خدای ایشان مسلما منافع مادی این قوم را مورد حمایت خود قرار خواهد داد رد کرد و در عوض اصرار کرد که یهوه ، به خاطر علایق و عادات اخلاقی این ملت ، مسلما ایشان را حتی اگر شده به دست ملتهای دیگر تنبیه خواهد کرد .

گروه دوم این پیامبران به سالهای آخر سلطنت یهود تعلق دارند .

صفنیاء نبی مثل عاموس نبی ، پیام قضاوت بیدار کننده خداوند را دربارۀ اصرار بر گناه به مردم ابلاغ کرد .

ناحوم نبی تعلیم می داد خداوند خوب و اما در عین حال قاطع است و اینکه خداوند برتر از اقوام و ملتهاست .

حبقوق نبی پیام جامع حکم و شمشیر خداوند عادل را تبلیغ کرد

قرنها بعد سه تن از رهبران برجسته مسیحیت به نامهای پولوس ، آگوستین و لوتر به شدت تحت تاثیر جمله ای از این پیامبر قدیمی عبری قرار داشتند ( مرد عادل به ایمان خود زیست خواهد کرد ) .

ارمیاء نبی پیامبری بود که پیش از همه به پیرشفت دینی در این دوران کمک کرد و در میان تأثرات شخصی سخت ، آگاهی تسلی بخش صحبت با خداوند را تعلیم می داد . او درباره مسئولیت دینی و نفوذ تجدید یا بنده خداوند در قلب مؤمنین موعظه میکرد .

ارمیاء نبی می دید که فرد درستکار ، ونه گروهی که او بدان تعلق دارد ، عامل مستقیمی است که خداوند در پیشبرد اهداف محبت آمیز خویش در مورد جهان به کار می گیرد .

اصل مزبور راه را بر یک یگانه پرستی فعال کرد ، چیزی که بسیار فراتر از یک دین مورد رضایت شخصی ساده است . احتمالا ارمیاء نبی اولین کسی بود که مبانی تفسیر تبلیغی دین را که بعدها در دین یهود مورد تاکید و سپس حذف قرار گرفت اما در بین مسیحیان تا به امروز رایج است ، به دست داد .

 

دو رهبر دینی بزرگ دوران اسارت و تبعید ( از 568 تا 539 پیش از میلاد ) :

حزقیال نبی سلطنت خداوندی را به همراه عفو و رحمت الهی موعظه میکرد . او اظهار می داشت قوم یهود ، در تبعید از سرزمی خود به خاطر کارهای خلافی که میکردند دچار عذاب الهی شده بودند .

با اینحال او تعلیم می داد که ای تجربۀ سخت صرفا یک تنبیه الهی نبود و بلکه وسیله ای جهت تطهیر روح و برقراری نظم بود .همچنین این اعتقاد رواج داشت که مطابق فرمان دوم در ده فرمان موسی خداوند مجازات گناه را حتی تا نسلهای سوم و چهارم نیز ادامه خواهد داد .

حزقیال نبی در ادامۀ راه فردگرایانۀ ارمیاء نبی ، پیام تبشیری را عرضه کرد. او تعلیم داد انچه مهم است مسئولیت و فرصت شخصی فرد در مقابل خداوند ، فارغ از اعتقاد ات موروثی اوست ( هر کس گناه ورزد خواهد مرد ) .

در حقیقت ، خداوند خود قلب جدیدی را در بدن گناهکاران قرار خواهد داد .

حزقیال نبی از طریق طرح ریزی جامعه و معبدی جدید ، آسایش ، امید و الهام به ارمغان آورد و این اطمینان دلیرانه ای بود بر این که زندگی دینی بار دیگر در سرزمین فلسطین تجدید خواهد شد .

او می خواست عبادت دینی را به چنان صورت کاملی درآورد که باعث ارتقاء و توسعه و تقریبا تضمین افاضۀ خیر و برکت از جانب یهوه باشد و تاکید بیشتر روی جزئیات مراسم و تشریفاتی بود که باید در بیت المقدس مراعات میشد بزودی تحت توجۀ عزرای کاتب حرکتی به مدت دو قرن درخفاجریان داشت صورتی علنی به خود گرفت .

پادشاه یهود یوشیا از مردم خواست تا هر چه بیشتر مطابق قوانین شریعت موسی انگونه که در سفر تثنیه بیان شده ، رفتار کنند . برای مدت دو قرن زندگی دین قوم تحت رهبری این قانون قرار داشت .

لیک در زمان تبعید و اسارت قوم یهود و پس از آن ، احتمالا بخاطر نفوذ حزقیال نبی ، کوشش مشخصی جهت تلخیص ای مجموعه در بخشهای حقوقی سفرهای ، لاویان و اعداد یافت می شود .

همین قانون بود که عزرای نبی آن را با خود از بابل به فلسطین حمل کرد . او به کمک نحمیای نبی مردم خویش را قانع ساخت تا این قانون را به عنوا آخرین بیان عملی وفاداری خویش نسبت به یهوه بپذیرند .

هدف آن نیز بسیار اصیل بود زیرا به دنبال القای احترام نسبت به تقدس خداوند و بندگان او بود . اما روش آن برپایۀ اهمیت دادن به امور خارجی قرار داشت از جمله : تطهیر تشریفاتی کشیشان و مردم – مراعات دقیق و وسواس گونۀ آداب و قربانی ها – رعایت سخت آداب روز شنبه – اجتناب از ازدواجهایی که خلوص خون یهودی را به مخاطره می افکند و یک سلسله تفصیلات متعدد دیگری تنها ازجهت تقویت وفاداری نسبت به یهوه اهمیت داشت .

 

ظهور مکاشفه در دین یهود ( از 400 پیش از میلاد تا 100 میلادی ) :

بعضی از پیامبران بعدی بنی اسرائیل نظیر صفنیاء نبی ، حزقیال نبی ، یوئیل نبی در کنار دعوتهای اخلاقی خویش ، ای تعلیم را نیز مورد تاکید قرار دادند که یهوه قدرت خود را در احکام بنیان کن به نمایش در خواهد آورد .

آها که از برتری بر قدرتهای بزرگ چو پارسیان نومید بودند به این فکر افتادند که احتمالا روزی یهوه به ناگاه قدرت خویش رابرای برطرف ساختن موانعی که بر سر راه بنی اسرائیل قرار داشت بکار خواهد گرفت .

پس از آن یک دوره طولانی تفکر آغاز شد که به شدت با کاربرد اصول اخلاقی ای که پیامبران پیشین در مورد گناهان اجتماعی توصیه کرده بودند متفاوت بود .

نویسندگان مکاشفه گرا نظیر دانیال ، خنوخ و دیگران به رؤیای روز موعود مشغول شدند .

" آنها به جای آنکه مسئولیت را بر دوش افراد بگذارند تا از خداوند عادل اطاعت کنند ، امید و آرزوهای خود را بر ابتکارعمل و قدرت مطلقۀ خداوندی قرار دادند . آنها به جای کوشش در زمینۀ بهبود وضع حاضر ، تمام توجه خود را به سوی آینده ای آرمانی معطوف داشتند " .

" این حرکت مبتنی بر مکاشفه ، که همه فکر افراد را روی یک جات منتظر متمرکز می ساخت ، نمایشگر اعتماد و توکلی باشکوه نسبت به خداوند و تسلیم در مقابل ارادۀ او بود " .

اما این طرز تفکر قدرت ابتکار فردی را مختل و از همۀ افراد سلب مسئولیت میکرد لیکن ایمان قوم یهود به آینده همواره حفظ شد .

 

مفهوم ذات متعال در دین یهودی :

یکتاپرستی دین یهود هدیه موسی نبوده است . در اولین فرمان از مجموعۀ ده فرمان ، وجود ( خدایان دیگر ) ی غیر از یهوه مورد انکار قرار نگرفته است ، اما عبرانیان از پرستش آنها منع شده اند .

حتی چهرۀ چنان برجسته ای مثل داود که از معماران اصلی حیات قومی یهود است احساس میکرد که تبعید از کشورش به معنای جدا شدن از پرستش یهوه است .

تا حدود قرن هشتم پیش از میلاد و شاید حتی تا ایامی نزدیکتر به تبعید بابل ، وفاداری عبرانیان به یهوه مانع از این نمی شد که برای مردم دیگر حق مشابهی در مورد پرستش خدایانشان قائل شوند .

در اثر رهبری یک عده از پیامبران عبری از عاموس نبی تا پیامبر بزرگ و ناشناختۀ دوران تبعید بود که راه طولانی شناخت مفهوم واقعی توحیدگرایانۀ وجود خدای واحد عالم قدم به قدم طی شد .

ابتدا چهار پیامبر قرن هشتم پیش از میلاد ، عاموس ، هوشع ، اشعیاء ، میکای نبی ، یهوه را صرفا بر حسب مبانی اخلاقی معرفی کردند : بدین ترتیب که وی خدایی عادل ، مقدس و دوست دارنده و منطقی است و ه سلطانی مقتدر که به دنبال انقیاد و تسلیم مخلوقات در برابر خویش باشد .

سپس پیامبران قرنهای ششم و هفتم پیش از میلاد ، به ویژه ارمیاء و حزقیل نبی ، مسئولیت اخلاقی افراد در مقابل یهوه را مورد تاکید قرار دادند .

آنها اعلام کردند که افراد درستکار ، و نه قوم یهود به عوان یک مجموعه ، در زیر بنای اساسی برای تحقق هدف خیرخواهانۀ خداوند در مورد جهان را تشکیل می دهند .

اولین اشاره ضمنی به ای که غیریهودیان نیز می توانند در پرستش یهوه مشارکت داشته باشند در کتاب ارمیای نبی همه موانع نژادی ، زمانی و مکانی را به کناری می هد به دست می دهند .

"خداوند قادر ، بصیر ، عادل ، خالق ، حاکم و منجی جهان از بندگان خویش می خواهد این پیام الهام بخش را از طریق ایثار و تحمل رنج پیش ببرند . این قرائت تبشیری و جهانی طرح الهی به تعالیم عیسی منتهی شد " .

 

ایده انتظار ظهور یک ناجی :

هگامی که پیامبران عبرای در قرن هشتم پیش از میلاد مفهوم متعالی تری از خداوند ارائه کردند ، همچنین به تدوین طرح محکمی در مورد پیشبرد الهی همت گماشتند .

آن پیامبران اولیه با همه شوق و دلگرمی در مورد درستکاری و عدالت به مردم می آموختند که بالاخره فضای الهی جاری خواهد شد و کاخ ظلم بندگان را نابود خواهد کرد و به هر جهت آنها چنان اعتمادی به خداوند داشتند که به رغم نافرمانی مردمان ، معتقد بودند بالاخره اهداف متعالی خدا جامۀ عمل پوشد و عده ای را به توبه و پشیمانی رهنمون خواهد شد .

 

این رهبر منتظر را ( پادشاه موعود ) ، ( چوپان خوب ) ، ( بنده مخلص ) نامیده اند .

" این انتظار عظیم در ابتدا به صورت احیای سیاسی سلطنت واژگون شدۀ بنی اسرائیل بود . بعدها وجود یک ناجی احیاگر ، در کنار انتظار به احیا مورد تاکید قرار گرفت " .

( شواهد زیادی است که در متن کتب مقدس دین یهودی ، ایدۀ یک آیندۀ پرشکوه مادی در قالب امید به یک نظم اجتماعی آرمانی و جهانی ، صورت معنوی به خود گرفته است ) اما برجسته کردن این ایدۀ بزرگ در مسیحیت به منصۀ ظهور رسید .

 

دین یهودی در مقام وفاداری به قانون خداوند :

یهودیت قرن پنجم پیش از میلاد کوشش شجاعانه و در عی حال اموفقی جهات معیار قراردادن درستکاری برای افراد بشر انجام داد .

دین یهودی مانند بعضی ادیان دیگر ، دو نوع انسان دیدار به وجود آورده :

1 ) کسانی که بطور عمده به رعایت دقیق موشکافانۀ قوانین دینی راضی هستند .

2 ) کسانی که به ایجاد ارتباط و دوستی شخصی با خداود حاکم مشتاق هستند .

 

نویسندگان اکثر مزامیر بعدی شاید به گروه دوم متعلق باشند .

حلقه کوچکی از این افراد حقیقتا مخلص بودد که راه را برای ظهور عیسی هموار کردند و جزو اولین کسانی بودند که در وجود او تحقق مخلصانه ترین اشتیاقات دینی یهود را متجلی یافتند : حضرت مریم ، حضرت زکریای نبی و الیزابت ( والدین یحیی معمّد ) شمعون و حتّا ( عبادت کنندگان معبد اورشلیم ) ، یحیی تعمید دهنده ( کسی که از قبل درباره تولد عیسی خبر می داد ) .

 

" این دو نوع نگرش دینی در دین یهودی پابرجا مانده است : سرسپردگی به قاون خداوند عمدتا به صورت یک امر مبتنی بر آداب دینی ، حقوقی و متمرکز جامعه دینی یهودیان و سرسپردگی به قاون خداوند عمدتاً به صورت اطاعتی شخصی از ذاتی متعالی و عادل ، نگرش نوع اول در مخالفت مستقیم با عیسی قرار داشت و از بین طرفداران نوع دوم حواریون اولیۀ عیسی بیرون آمدند " .

 

دین یهود در پراکندگی :

پراکندگی و دربه دری قوم یهود از حدود قرن هشتم قبل از میلاد ، وقتی اسرائیل شمالی به وسیلۀ آشوری ها تخریب شد و تعداد زیادی از یهودیان به اسارت درامدند شروع شد . اکثر ایشان به سرزمین مادری خود مراجعت نکردند . و یهودیانی که در سرزمین فلسطین باقی ماندند متوالیاً تحت حکومتهای بابل ، پارسیان ، یونانیان و رومیها قرار داشتند .

به هنگام ظهور عیسی تا حدود 40 سال پس از مرگ او ، یهودیان تحت حکومت رومیها بودند .

در سال 70 میلادی رومیها شهر اورشلیم و معبد آن را تخریب کردند و در نتیجه قوم یهود به دربه دری و سرگردانی مبتلا شد و دیگر نه سرزمینی به نام وطن داشت و نه مرکزی برای ابراز عقیدۀ دینی ، بنابراین رسم عبادت جمعی در معبد و یا نظام قربانی نیز کنار گذاشته شد و در کنار آن نظام طبقۀ روحانیت ملغی شد .

پس از آن کنیسه مرکز حیات دینی یهود شده که تا به امروز هم به همین صورت ادامه یافته است . به جای کشیش هم ، خاخام ، آموزگار و رهبر دینی مردم شده است .

کنیسه احتمالا در زمان تبعید بابل و در پاسخ به نیاز یهودیانی که خود را در سرزمینی غریبه می یافته و از عبادت در معبد محروم می دیده اند به وجود  آمده است  .

مدتها قبل از ظهور عیسی  کنیسه به مرکز آموزش دینی مردم و تا حدود قابل ملاحظه ای مرکز زندگی اجتماعی انها تبدیل شده بود .

مراسم عبادی به جای انکه به صورت فردی باشد حالت گروهی داشت و در مواقع معینی صورت می گرفت . این نوع رفتار دینی در قالب یک سنت در کلیسا های مسیحی همه ادامه یافت . در حقیقت ، کنیسه در حکم الگویی بود که تا حدود زیادی صورت آیندۀ کلیسای مسیحی را معین کرد .

 

تلمود :

عهد عتیق عملا قبل از زمان عیسی تکمیل شده بود ، اگر چه به رسمیت شناختن نهایی قانون دینی یهود به صورتی که امروزه وجود دارد تا قبل از حدود اواخر قرن اول میلادی عملی نشده بود .

صاحبنظران و معلمین بزرگ دینی یهود در اطراف قاو مقدس آن دین حجم وسیعی از توضیحات و تفسیرهای گوناگون که ابتدا به صورت شفاهی داشت فراهم آوردند .سپس زمان شرح و تفسیر ب تفاسیر مورد قبول قبلی رسید .

این حجم انبوه از مطالب که غالبا با داستانها و افسانه های زیادی هم همراه بود ، پس از آغاز دوران پراکندگی قوم یهود یز رو به افزایش بود .

اکثر این مطالب به صورت دومجموعه به نامهای میشنا و گمارا نوشته شد .

سرانجام این دومجموعه نیز به صورتی که امروزه تلمود دین یهودی خوانده می شود ترکیب شد . این کار حدود قر ششم میلادی صورت گرفت .

کتاب تلمود به دو شکل متفاوت عرضه شد : تلمود فلسطینی و تلمود بابلی که در بعضی جزئیات تفاوت دارند .

کتاب تلمود نسبت به کتاب مقدس دین یهودی ( قانون ، پیامبران و مکتوبات ) در درجه دوم قرار دارد . لیکن کتاب تلمود تفسیر و معنای مفاهیم آن کتب مقدس اصلی را به دست می دهد . این کتاب یکی از مبانی اساسی تعلیم خاخام های یهودی است .

 

دین یهود در عصر جدید :

تا حدود زمان انقلاب کبیر فرانسه هرکجا که یهودیان یافت می شدند دین سنتی یهود به صورت مجموعه ای واحدی تعلیم داده و عمل میشد .

اما با موج جدید آزادی و برابری که در اثر انقلاب فرانسه در سرتاسر اروپا پدید آمد ، دیوارهای محلی های کلیمی نشین نیز شروع به ریزش کرد . این امر بر جهان بینی آنها اثر گذاشت بگونه ای که به تدریج به انتقاد از میراث دینی خود پرداختند .

برای نخستین بار در آلمان نشانه های یک یهودیگری آزادمنشانه ( لیبرال ) پدیدار شد و در آمریکا و انگلیس اصطلاحات آشکاری در بعضی کنیسه ها به ظهور رسید .

پس مصلحین برآن شدند تا دین یهودی را از هر آنچه غیراساسی می پنداشتند پاک کنند و آنچه ورای زمان و جهانی بود تاکید ورزند ، مطلبی که موجب شد تا آنها صور پرستش ، سنن عامیانه قدیمی دین یهود ، عادات غذایی  و در آخر هم پاره ای از اعتقادات مورد علاقۀ خود را تغییر دهند .

روحانیت ارتودوکس یا سنتی دین یهود بی درنگ در مقابل این اصلاح طلبان و نوآوریهای آنا مقاومت نشان داد . پس از آن یک حالت خوداگاهی ارتودوکسی پدید آمد که مصمم بود به هر قیمتی که شده میراث باسشتانی دین یهودی را در مقابل خطری که به نظر آها آن را تهدید می کرد ، به همان صورت اصلی حفظ کند .

پس از آن به نحو اجتناب ناپذیری یک گروه سوم میانه رو پیدا شد که متشکل از افرادی بود که فکر میکردند با وجود این که پاره ای از اصطلاحات ضروری بود ، اصلاح طلبان قدری زیاده روی کرده اند . این گروه در آمریکا نام ( یهودیت محافظه کار ) را به خود گرفت که این نام تا حدودی گمران کننده بود زیرا منظور آنها ( محافظت از دین یهود ) بود .

 

نقاط قوت دین یهود :

" ادراک خداوند مقدس و متعال واحد "

" تاکید بر حکومت اخلاقی خداوند بر جهان "

" مفهوم اخلاقی گناه در مقابل خداوند ، آنگونه که پیامبران بنی اسرائیل تعلیم داده اند "

" تاکید پیامبران اسرائیلی بر وظیفه دینی افراد بشر نسبت به یکدیگر "

" رابطه مستقیم خداوند و انسان ، آنگونه که در کتاب پیامبران و پاره ای از مزامیر تعلیم داده شده است "

" تاکید این دین بر لذت اطاعت از قوانین خداوندی "

" مفهوم عبادت در این دین "

" اعتقاد به یک سرنوشت روحانی متعالی برای بندگان واقعی خدا "

" علاقه این دین به رفاه و آسایش پیروان خود "

" تاکید آن بر پاکیزگی زندگی داخلی "

" عنایت بر آموزش دینی جوانان یهودی "

" سرسختی و هم بستگی آن به هنگام محنت و مصیبت "

" امیدوار بود به آینده ای بهتر "

 

نقاط ضعف :

" تاکید بیمورد بر روی این مطلب که خدا تنها قوم اسرادیل را ممتاز می شمرد "

" پافشاری بیش از حد روی یک قانون متعلق به گذشته که امکان کمی برای توسعه و یا پیشرفت دارد "

" تمایل به عدول از مفهوم بلند و پیامبرانه گناه به عنوان یک امر اخلاقی ، به ادراک گناه به عنوان یک امر تشریفاتی "

" تمایل در جهت قاونی کردن بیش از حد امور و افراط در آداب و تشریفات ظاهری "

" کنار گذاشتن کوشش در جهت ایجاد تغییر مذهب در دنیا "

" انحصاری بود کلی آن "

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
comment نظرات () لینک