دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ مقایسل اجمالی ادیان زنده دنیا

 

مقایسه اجمالی ادیان زندۀ جهان

 

اعتقاد به یک ذات واحد متعال :

این ایده در دین بودایی و دین جاینی اولیه از اصل مورد انکار قرار گرفته بود .اما در مراحل تکامل بعدی این دو نظام ، بنیانگذار آنها مورد پرستش قرار گرفتند .

دیانت یهودی : تا زمان تبعید به یک خدای متعال قابل پرستش به نام یهوه معتقد بود و در کنار آن نیز قائل بود که باقی افراد به همان اندازه حق دارند خدایان خاص خود را بپرستند ، اما از دوران اسارت و تبعید یهودیان به بعد ایشان همواره یکتاپرست باقی مانده اند .

 

دین کنفوسیوسی : نیز اعتقاد به یک ذات متعال را تعلیم می دهد که گاهی از جنبۀ شخصی به ام حاکم و فرمانروای متعال عالم و گاهی نیز از جنبه غیرشخصی به نام عرش یا آسمان خوانده می شود .

اما دین کنفوسیوس پرستش این ذات را تنها به یک نفر در چین محدود کرد ، شخص امپراتور و ان هم تنها یک شب در سال ، در شب 22 دسامبر که شب تحویل زمستان است .

اما در دین کنفوسیوسی مردمی ، افراد به پرستش ارواح زیادی ، اعم از طبیعت و یا ارواح نیاکان متوفا تشویق می شوند .

 

دین زرتشتی :  یک قدرت کیهانی به نام اهورامزدا را که به اعلادرجه قابل پرستش است مطرح می سازد . اما این وجود به اعلی درجه قدرتمند نیست ، زیرا همواره یک قدرت کیهانی متضاد با او به نام انگره مینو یا اهریمن وجود دارد که همان روح بزرگ شر است .

علاوه بر این ، دیانت زرتشتی به ارواح خیز بسیاری دیگری که در مرتبۀ نازلتری از اهورامزدا قرار دارند ولی با این وجود شایسته پرستش هستند ، قائل است .

 

ادیان هندویی و تائویی : نیز به یک ذات جهانی متعال و غیرمتشخص به نام برهما و تائو معتقدند که بیشتر موضوع تأمل است تا عبادت و پرستش . اما در هر دو دین ، مراحل مردمی انها به طور آشکاری جنبۀ چندگانه پرستی و شرک دارند ، ویژگی آنها پرستش عملی آلهه متععد است .

 

توحید اصلی : به معنی اعتقاد و پرستش یک خدای جهانی قدرتمند و متعال توسط همۀ پیروان یک دین ، تنها در 4 دین از مجموع ادیان زندۀ دنیا وجود دارد :

دین یهودی در دوران پس از تبعید  - مسیحیت – اسلام  - سیک .

 

ادعای حلول الهی :

این فکر که خداوند می تواند تجسم و یا حلول پیدا کند ، با صورت و کاربردهای گوناگون در تعدادی از ادیان وجود دارد .

در هندوئیسم فلسفی از زمان اوپانیشادها تا امروز هر شی ای می تواند به عوان ظهور و یا تجسم و یا صورت خارجی و تشخص یافته برهمای ابدی ، غیرمتشخص و غیراخلاقی قلمداد شود ، گرچه معمولا کاهنان برهمن ، در طبقات بالای نظام اجتماعی کاست به عنوان دارندگان ای مقام مورد تکریم قرار می گیرند .

در هندوئیسم مردمی آلهه متعددی وجود دارند که مشهورترین آنها کریشنا و راما هستند که پیروانشان معتقدند آن به صورت بشر درامده اند و این اعتقاد وجود دارد که الهه ویشنو تاکنون چندین بار تجسّد یافته و فهرست تجسدهای او از 9 تا 22 متغیر است ، اما همواره تعدادی از حیوانات را شامل می شود .

این اعتقاد نیز وجود دارد که هنوز تجسد دیگری از او در پیش است ، هیچکدام از این آواتارهای هندویی بگونه ای نمایش داده نمی شوند که از نظر اخلاقی کامل جلوه کنند ، انها به عنوان مظاهر یک خدای متشخص متعال وجهانی نیز تلقی نمی شوند .

در دین بودایی علیرغم مبنای روشن غیرالهی آن ، به تدریج شخص بودا به عنوان نوعی تجسد و یا حلول خداوند محسوب شد ، اما با این وصف او تنها یکی از چندین بودای تجسد یافته است که در آینده نیز یکی دیگر از آنها ظهور خواهد کرد .

در مسیحیت تعلیم محوری خاصی در مورد عیسی وجود دارد که او تجسد منحصر به فرد و کلمۀ خداست ، کلمه ای که بطور برجسته ای در یک فرد تاریخی ظهور کرده است ، از اینرو خصایص اخلاقی او تا جایی که این خصوصیات در محدوده یک زندگی بشری قابل جمع باشد به طور کامل مبین خصلت و هدف خدای مقدس نادیدنی است .

 

ادعای منشأ فوق طبیعی بنیانگذار :

چهار دین از ادیان غیرمسیحی این ادعا را دارند .

بودا بصورت موجودی آسمانی و ازلی تصویر شده است که در رابطه با رؤیای الهام گونۀ یک ملکه بصورت اولین فرزند او که در سن 45 سالگی آن زن متولد شد ظاهر می شود .

چهرۀ لائوتسه در اسنادی که متجاوز از هزار سال پس از زمان او وشته شده بصورت یک پسربچۀ عاقل و حکیم یا رشد کامل و یا یک فیلسوف حکیم و پیر با موهای سفید که 72 سال در رحم مادر خود حمل شده تصویر شده است .

مهاویرا به صورت موجودی ازلی که به منظور تحقق چهارده روایت پیامبرگونه به نحوی فوق طبیعی در رحم مادر خویش قرار داده شده ، تصویر شده است .

در مورد زرتشت نیز به طور ضمنی بر تولد او از یک مادرباکره اذعان می کنند .بنابر نقل یکی از اسناد متأخر ، مادر او هنگامی که زن جوان ازدواج نکرده ای بود در سن 15 سالگی بگونه ای فوق طبیعی به این سرفرازی نایل شد . چنین پیش بینی شده که سه نفر از منجیان آینده دین زرتشتی نیز همچون او از مادران باکرۀ 15 ساله ای متولد خواهند شد .

 

داعیۀ وحی الهی :

در تمام 11 دین زنده دنیا این ادعا وجود دارد که انها مالک حقیقی الهی در مورد نجات انسانها هستند و نه صرفاً مطالبی که ساخته بشر یا حتی مکشوف بر بشرباشد .

خدا در هیچکدام از جوامع بشری خود را بدون شاهد نگذاشته است . نکات زیر را می توان حقایق برجسته مبتنی بر وحی قلمداد کرد :

دین هندویی : حلول الوهیت در جهان ، جامعه انسانی به عنوان یک ساختار مقرر الهی ، اتحاد با الوهیت هدف هستی

دین جاینی : انکار نفس شرط رستگاری ، آرما رهاسازی روح با انقیاد کامل جسم

دین بودایی : خودخواهی به عوان ریشۀ بدبختی ، رستگاری از طریق تزکیه درونی و خودسازی .

دین سیک : مذهب به عوان پیروی از خدای واحد حقیقی با اعتماد بر نام او .

دین کنفوسیوسی : نیکی اساسی طبیعت بشری به عنوان یک ودیعه الهی ، دین به عنوان وسیله ایجاد روابط اجتماعی .

دین تائویی : دین به عوان وسیلۀ تبعیت متواضعانه از راه صاف الهی .

دین شینتوئی : شاخت طبیعت به عنوا یک مخلوق زیبای الهی ، دین به مثابه امری که شامل تزکیه و نیز اطاعت نسبت به عالیترین مرجع قدرت امپراتور است .

دین یهودی : این که بزرگترین رضامندیها حاصل اطاعت از یک خداوند برحق است .

دین زرتشتی : دین به عنوان امری که شامل همکاری فعال با یک قدرت جهانی خیر در تلاش علیه شر است .

دین اسلام : بالاترین رضامندیها در تسلیم در مقابل خداوند قادر متعال است که نه تنها سلطنت جهان در اختیار اوست ، بلکه حاکم و پاداش دهنده نیز هست .

دین مسیحیت : قدرت متعالی جهان یک شخص کامل است ، او را به بهترین وجه می توان به صورت یک خدای پدر تصور کرد و در کنار او زندگی کرد ، او به طور مکفی توسط پسرش عیسی ظاهر شده است ، بالاتری رضایت خاطر هر انسانی در اطاعت مبتنی بر محبت نسبت به آن خدا و خدمت عاشقانه به برادران همنوع خویش است .

 

داعیۀ یک کتاب مقدس الهام شده :

 در تمام یازده دین زنده جهان کتب مشخص و معهینی وجود دارند که از طرف پیروان آنها به عنوان کتبی که حاوی حقایق محصربفرد الهی نیست و دانستن آنها به کار نجات و رستگاری بشر میخورد شناخته می شوند .

دین هندویی ، وداها ، کتب " دانش " .

دین جاینی ، آنگه ها ، " متن " های معرفت .

دین بودایی ، تری پیتاکا " سه سبد " تعالیم .

دین سیک ، گرانت ، " کتاب " برجسته .

دین کنفوسیوسی ، پنج متن کلاسیک و کتب چهارگانه .

دین تائویی ، تائوته کینگ ، " قانون خرد و فضیلت " .

دین شینتویی ، کوجی کی ، " نگارشهای موضوعات باستان " و نیهون جی ، " وقایع ایام ژاپن " .

دین یهودی ، کتاب قانون ، " کتاب پیامبران " و " نوشته های مقدس " .

دین زرتشتی ، اوستا ، " کتاب معرفت " .

دین اسلام ، قرآن ، " کتاب خواندن " یا " خواندنی " .

دین مسیحیت ، کتاب مقدس ، " کتاب ازلی " .

در مورد دو کتاب ریگ ودا و قرآن نظریه ای ارئه شده که اینها از لحاظ لفظی نیز مبتنی بر وحی بوده و عاری از هرگونه خطا و لغزش هستند .

 

گزارش معجزات ساخته شده :

بودا : در یک لحظه بدون وجود قایقی از رودخانه گنگ گذشت ، بطور توضیح ناپذیری ظاهر و غایب می شد . فرد کافری را با موعظه و معجزه به دیانت بودایی دراورد ، 500 نفر از پیرزوان خود را بدون هیچگونه تمهید مواد غذایی سیر کرد .

زرتشت : در گاتها معجزه ای به او نسبت داده نشد اما در متون متأخرتر نمونه های عجیبی به او نسبت داده اند . درباره دوران طفولیت او ، در مورد معالجه بیماری ها ، مقابله با گرگها و سایر مخلوقات آسیب رسان ، آزادساختن باران ، محصور نمودن گرگ ، عنکبوت ، ملخ و سایر حیوانات موذی و بلایا .

محمد : شخصا داشتن چنین قدرتی را انکار میکرد .

عیسی : علاوه بر معجزات بسیار ، او تنها کسی است که بلافاصله یا کمی پس از فوت و دفن از قبر برخاسته و به زندگی و نفوذ معمولی خود بین شاگردانش ادامه داد .

 

اصل ( قانون طلایی ) :

این تعلیم در مورد روش شایسته برخورد با افراد دیگر تقریبا بصورت قاعده کلی رفتار مناسب در هشت نظام دینی و فلسفی مختلف به چشم میخورد :

دین هندویی :

" در حق دیگران کاری مکن که اگر انها ان را در حق خودت انجام دهند ناراحت شوی : این خلاصه تکلیف است " .

دین بودایی:

یک عضو خاواده باید به 5 طریق با دوستان و آشنایان خود رفتار کند ... از طریق رفتار با آنها هماگونه که نسبت به خویش عمل می کند ... راهولا ، هر وقت می خواهی کاری کنی اینگوه فکر کن : " آیا این کار باعث زحمت خود م خواهد شد یا زحمت دیگران و یا هر دوتای اینها ؟ پس آیا این کار بدی است که متضمن درد و رنج است . چنین کاری را مطمئناً نباید انجام دهی " .

دین کنفوسیوسی :

این قانون همواره به صورت منفی بیان شده است : استاد جواب داد : " .. کاری را که در حق خود نمی پسندی برای دیگران مپسند " .

دین تائویی :

" صدمه را با محبت جبران کن " . نسبت به کسانی که با من خوب هستند خوب هستم و نسبت به کسانیهم که با من خوب نیستند باز خوب هستم . بدین ترتیب همه خوب خواهند شد .

دین زرتشتی :

" آنچه در حق خود روا نمیداری در حق دیگران نیز روا ندار .هرگاه اینگونه عمل کنی ، فرد نیکوکاری هستی " .

 " فطرتی خوب است که کاری را که برای خودش مفید نیست در حق دیگران انجام ندهد " .

" وقتی آدم خوبی دچارسوء قصد می شود ، همه باید طوری عمل کند که انگار این حادثه در مورد خودشان واقع شده است " .

دین یهودی :

" فرزندم در تمام کارهایت مواظب رفتار خویش باش و همواره در رفتارت با احتیاط و بصیر باش و انچه را موجب نفرت توست در حق مردم انجام نده " .

" هرآنچه را که می خواهی دیگران در حق تو انجام ندهند تو هم در حق آنها انجام نده " .

فلسفۀ یونانی :

آنچه به خود می پسندی در حق دیگران مکن ( ایزوکرات )

با دوستان خود چنان رفتار کن که می خواهی انها با تو انگونه رفتار کنند ( ارسطو ) .

کاری که باعث رنجش و زحمت دیگران شود انجام نده ( فیلو ) .

مسیحیت :

" آنچه می خواهید مردم به شما کنند شما نیز بدیشان همچنان کنید " ( انجیل متی ) .

" چنانکه می خواهید مردم با شما عمل کنند شما نیز همانطور با ایشان سلوک نمایید " ( انجیل لوقا ) .

 

به رسمیت شناختن یک اجتماع مقدس خاص :

هر یک از ادیان تعلیم می دهند که گروه خاصی از افراد که منزلت خاص تقدس دارند وجود داشته یا وجود خواهد داشت . دو دینی که بیش از همۀ ادیان دیگر فردگرا هستند ، ادیان جاینی و بودایی ، زاهدان مقدس خودش را به صورت یک نظم رهبانی " به نام سنگها یا جماعت " سازمان داده اند ، اما زنها به عنوان موجوداتی که ذاتاً پایین تر هستند محسوب می شوند .

دین هندویی تعلیم می دهد که کل نظام طبقاتی موروثی آن به نام نظام کاست ، در مقایسه با بقیه دنیا یک نهاد مقدس است . در داخل این نظام طبقاتی ، افرادی که به طبقات بالاتر تعلق دارند به ترتیب از تقدس بیشتری برخوردارند .

قرآن از نظر مباحث منزلتهای اجتماعی موروثی یا برتری های اجتماعی یا حتی انحصارهای بین المللی خود را منزه نگاه داشته و اصرارمی ورزد که باید به طور مطلق در مقابل خدای جهانی واحد و قادر و متعال ، الله ، تسلیم بوده و فعالانه در راه تحقق هدف رسیدن به او کوشا باشند .

به هر جهت محمد تعلیم میداد که کافران که به طور زبانی ( ایمان نمی آورند و تسلیم نمی شوند ) مستحق ریشه کن شدن هستند .

دین مسیحیت : تعلیم می دهد که جامعه باید از لحاظ خصلت اخلاقی تقدس پیدا کند و این که هر فرد و امت باید عاشقانه تحت یک برادری واحد و جامع تحت لوای پدر – خدای جهانی درآیند .

 

بیم ها و امیدها در مورد حیات اخروی :

تمام ادیان تعلیم می دهند که حیات روحانی افراد پس از مرگ جسمانی انها استمرار پیدا می کند اما آرای آنها در مورد تصویر این زندگی اخروی و نیز مطلوبیت و مرغوب بودن آن تفاوت دارد .

 

ادیان بودایی و هندویی چنین تعلیم می دهند که حیات دنیوی آن چنان از جانب خیالات و آلام آسیب دیده است که واقعا ارزش تداوم ندارد . گرچه زندگی اخروی بدین ترتیب برای اکثر مردم ضرورت ترسناکی است ، با این وجود از طریق فرایندهای مناسب گوناگون ، با این فردیت ناپایدار و فلاکت بار فرد را محتملاً می توان در نهایت از میان برداشت .

دین جاینی می گوید جاودانگی در ذات خلقت آدمی و غیرقابل اجتناب است . لذا هر کس بالمال در بهشت و یا جهنم خلود خواهد داشت .

 

هر چهار دینی که از دین هندویی سرچشمه گرفته اند مسئله انتقال ارواح را تعلیم می دهند – بدین معنی که با قدرت قانون سخت و غیرشخصی کارما ، روح هر فرد پس از مرگ برحسب اعمالی که در طول زندگی انجام داده در وجود دیگری حلول خواهد کرد - .

در دین کنفوسیوسی مذهب به طور عمده عبارتست از ( رفتار اخلاقی مناسب ) با این حال در مورد آینده تنها به ارائه نوعی وجود خیالی بسنده می شود ، بدون امید به بهشت و بدون خوف از جهنم و یاهرگونه تبعاتی که حاصل نحوۀ زندگی افراد در این دنیا باشد .

در ادیان زرتشتی و اسلام وقتی نیکوکاران پاداش و بدکاران مجازات می بینند ، تصویر بدیعی از صحنۀ اجتناب ناپذیر قضاوت نهایی به دست داده می شود .

اسلام بهشتی را تصویر می کند پراز نعمات و لذایذ حسی برای پرهیزکاران و جهنمی که پر از زجر و عذاب ابدی برای کفار و غیرمسلمانان است .

در دین زرتشتی اجزاء و تفصیلات حسی بهشت و جهنم تقلیل داده شده ودراخر کار نیز همه شرور از طریق آدابی مبتنی بر مکاشفه از میان برداشته می شود .

دین تائویی در شکل همگانی اش به شدت روی عقیده زندگی آتی تأکید  می کند . پاداش و مجازاتهای مناسب اعمال هرفرد در چندین بهشت و دوزخی که در این دین وجود دارند ارائه می شوند .

در دین شینتویی نیز اعتقادی مبتنی بر ادلۀ حیات پس از زندگی دنیوی وجود دارد که البته با کمی تأکید همراه است . در بعضی از فرق شینتویی برای این مطلب اهمیت زیادتری قائل شده اند .

مسیحیت بطور یکنواخت تعلیم داده که در مورد همه افراد مطمئناً روزقضا و جزایی وجود خواهد داشت و در آن روز افراد صالح به مقام و لذت مصاحبت نزدیکتر با خداوند نایل شده و افراد شرور با تبعات وحشتناک منبعث از دوری از خداوند مواجه خواهند شد .

 

مغایرتهای جاری مسیحیت :

سه خصیصه در مسیحیت وجود دارند که معادل ان در هیچ دین دیگری نیست و مسیحیان ان را در طول تاریخ به عنوان اوصاف اساسی این دین ملحوظ گردیده اند و عبارتند از :

1 ) خدا به عنوان یک پدر آسمانی دلسوز :

این اعتقاد که خداوند مانند یک پدر است فکر نسبتاً ساده ای است که در سه دین زرتشتی ، یهودی و هندویی علاوه بر مسیحیت مورد بحث قرار گرفته است .

در میان متون مقدس ادیان جهان ، کتاب انجیل تنها کتابی است که تعلیم می دهد ذات کتعال خداوند یک پدر آسمانی همگانی است .

یکی از خصلتهای اساسی مسیحیت این تعلیم است که خداوند سلطان حکیم ، مقدس و قابل استفادۀ همه جهان است که به لحاظ دارا بود صفات محبت و عدالت و نیکوکاری از گناهان فرزندان انسانی خود رنج برده و با صبر و توفیق در جهت کمک به بندگان در امر خریدن و آزاد کردن ایشان از گناه و تبدیل شخصیت آنها به صورتی که دارای شخصیت کاملی همچون خود او باشند سرگرم است .

2 ) شخصیت عیسی به عنوان پسر خدا و برادر همه انسانها :

برجسته ترین و ارزشمندترین جنبه شخصیت عیسی جامعیت و در دسترس بودن کلی شخصیت اوست ، البته همراه با مناعت ، استواری و عصمت خود او .

به نظر میرسد که حتی رشد عیسی نیز مشابه رشد هر انسان دیگری بوده است .

مسیحیان معتقدند که او بدین ترتیب فردی کاملا طبیعی بود با این که در کنار آن از جهت هدف . آرمان نمونه بود  .

عیسی در این که ترکیب روشنی از فرزند بشر و فرزند خداوند ازلی است منحصر بفرد و نمونه است . او از طرفی از لحاظ جسمای رشد میکرد و از طرف دیگر اگاهانه در ابدیت مشارکت داشت و از این رو جلوه متعالی خداوند بر جهان را به نمایش می گذاشت .

3 ) کار یک روح القدس الهی و جهانی :

در اعتقاد و تجربه دینی ویژه مسیحیت در کنار شخصیت خدا و شخصیت عیسی جزء سومی ( روح القدس ) نیز وجود دارد . انگونه که در کتب مقدس دینی مسیحیت آورده شده این سه جزء توسط عیسی تعلیم داده شده اند .

دین زرتشتی تعلیم می دهد که اهورامزدا گرچه به صورت محدود روحی بخشنده است ، یا این که از طریق عاملی که می توا ان را روح بخشنده ( سپنتامینیو ) نامید کار می کند . اما به هر یک از دو صورتی که کلمات قاطع و مهم سند دینی اوستا را در این مورد تفسیر کنیم ، دین زرتشتی به ما می اموزد که ( روح خیر واقعاً هم متعالی نیست زیرا از آغاز در کنار خود روح شری را می پرورد ) .

دین کنفوسیوسی می آموزد که نجات بشر بطور ذاتی و اصیل ، یا الهی ، خوب است اما دیگر نمی اموزد که در کوشش بشر برای رسیدن به تکامل ، کمکی هم از ناحیه خداوند برای هیچ یک از افراد بشر وجود دارد .

دین یهودی از لحاظ نظریه روح خدا از همه ادیان به مسیحیت نزدیکتر است . اما این نظریه در متو مقدس آن دین شأن درجه دومی داشته و بخصوص در زندگی دینی واقعی یهودیان به دست فراموشی سپرده شده است .

مسیحیت تنها دین جهان است که در تعالیم خود این نظریه را با اهمیت مطرح می سازد که یک روح کقدس کلّی در جهان فعالیت دارد که از جنبه های جایگزین شدن ، تعلیم کردن ، تکلیف کردن ، توبیخ کردن ، الهام بخشیدن و متحول ساختن افراد در دسترس همه است .

 

خلاصه ای از مسیحیت و اشتیاقات دینی جهان :

سه خصیصه اساسی مسیحیت در مورد خداوند را می توان بصورت نظامدار زیر بیان کرد :

1 ) چیزی ابدی در خدا وجود دارد .

آن جنبه از خدا را که دائماً در حال خلق و فرمانروای دلسوز زندگی بشر است می توان به بهترین وجه به نام پدر نامید

2 ) چیزی تاریخی در خدا وجود دارد .

آن جنبه از خداوند را که در شخصیت فیّاض عیسی به کامل ترین وجه در حیطۀ زندگی بشر قرار گرفته می توان به بهترین وجه به ام پسر خدا نامید .

3 ) چیزی مترقی در خدا وجود دارد .

ان جنبه از خداوند را که همچون یک مصاحب دائمی حیات بشر را پیش می برد می توان به بهترین وجه روح القدس نامید .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
comment نظرات () لینک