دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ دین هندویی

 

دین هندویی

" دین تجسد و حلول الهی و یک ساختار اجتماعی طبقاتی و موروثی "

 

دین هندویی قدیمی ترین دین متشکل زنده جهان است . این دین عمدتاً در سرزمین هند محصور بوده است . در میان ادیان جهان ، دین هندویی از نظر اعتقاد به نظام طبقاتی – اجتماعی کاست ، دینی منحصر بفرد است .

در جامعه هند از نظر تاریخی چهار کاست ( طبقه ) وجود دارد که افراد متعلق به هر یک از آنها باید شعل موروثی پدران خود را داشته و از ازدواج با افراد طبقه دیگر یا حتی خوردن غذا سر میز انها خودداری کند .

این طبقات به ترتیب اهمیت عبارتند از :

برهمن ها که طبقه روحانیون و علمای دینی اند ،

کشاتریاها که طبقه حکام و جنگجویان اند ،

وایشیه ها که طبقه کشاورزان و صنعتگرانند ،

شودراها که طبقه پایین جامعۀ هند هستند .

 

اعتقاد الهی اصلی دین هندویی به یک وجود الهی به نام برهما است که حضور مطلق دارد .

با این وجود ، این وحدت در چهار کتاب وداها ، و در برهمانها دیده نمی شود ، هرچند که اشارات واضحی مبتنی بر تمایل در این زمینه به خصوص در کتاب دهم ریگ ودا و در اتادوا ودا وجود دارد .

( در حقیقت هندوهای ارتودوکس به هرگونه اعتقاد دینی اعم از پرستش خدا ، چند خدایی یا شرک و یا وحدت وجود باور داشته اند . انها هر چیزی را که ترجیح داده اند پرستیده اند ، یا واقعاً هیچ چیز را نپرستیده اند ) .

دین هندویی عبارت است از رشد تدریجی و پیچیدۀ گروهی از افراد بسیار مذهبی با طبایع کاملا گوناگون این دین با اعتقاد نظری به یک روح جهانی درونی و جهانشمول و به کلی پاک ، و نیز از طریق کنترل عملی جامعه به وسیله نظام طبقاتی کاست ، گسترش و تنوع پیدا کرده و در عین حال وحدت خود را حفظ کرده است .

" دین هندویی حداقل شش وع مذهب مختلف را در درون خویش پرورش داده که در مجموعه ای از متون مقدس متوالی تجسم یافته اند . این متون روی هم رفته کتب مقدس دین هندویی را تشکیل می دهند " .

 

دین هندویی عبارت است از رشد تدریجی و پیچیدۀ گروهی از افراد بسیار مذهبی با طبایع کاملا گوناگون . این دین با اعتقاد نظری به یک روح جهانی درونی و جهانشمول و به کلی پاک ، و نیز از طریق کنترل عملی جامعه به وسیله نظام طبقاتی کاست ، گسترش و تنوع پیدا کرده و در عین حال وحدت خود را حفظ کرده است .

" دین هندویی حداقل شش نوع مذهب مختلف را در درون خ0ویش پرورش داده که در مجموعه ای از متون کقدس متوالی تجسم یافته اند . این متون روی همرفته کتب مقدس دین هندویی را تشکیل می دهند ".

 

پرستش طبیعت در قدیم : چهار کتاب ودا  ( 1000 سال قبل از میلاد ) :

نام کتب مقدس دین هندویی روی همرفته کتابهای ودا به معنی " کتب دانش " است .

مکاتب مختلف دین هندویی وداهای خاص خود را دارند . چهار ودای قدیمی تر عبارتند از : ودای مزامیر یا ریگ ودا  ، ودای فرمولهای مقدس یا یاجور ودا ، ودای آوازها یا ساما ودا ، ودای افسونها یا آتاروا ودا .

اولین این چهار کتاب از همه مهمتر است . در حقیقت ریگ ودا قدیمی ترین کتاب دینی در بین ادیان زنده جهان است . متون مقدس بعدی و نظریۀ ارتودوکس عامیانه در دین هندویی می گوید که ریگ ودا قبل از آغاز جهان خلق شده است . معتقدین به دین هندویی تصور می کنند که کتاب ریگ ودا هم از نظر لفظی و هم از جهت مصون بود از اشتباه معتبر است .

 

نگرش دینی که در اینگونه متون قدیمیتر دین هندویی یافت می شود بیشتر مبتنی بر طبیعت پرستی است .

کتاب ریگ ودا شامل حمد و نیایشهای فراوان نسبت به حدود 76 موضوع است که بیشتر انها اعیان و یا قدرتهای طبیعی تشخص یافته ای از قبیل خورشید ، ماه ، آسمان ، باد ، باران ، طلوع ، زمین ، هوا و ... را شامل می شوند .

مهمترین خدای وداها ایندرا خدای هوا و باران است .

نیازهایی هم که در نیایشهای معتقدین به این خدایان قدیمی هندویی ابراز می شوند بیشتر دربارۀ طول عمر ، فرزندان پسر ، ازدیاد گله ، محصول کشاورزی خوب ، رهایی از قیدمرض ، استیلا بر دشمنان و رفاه کلی دنیوی است .

با این حال آن متون مقدس اولیۀ هند حاوی پاره ای ایده های اخلاقی متعالی نیز هستند .

یکی از دو خدای آسمان به نام دیائوس پیتار به معنی " خدای پدر " یا " پدر – آسمان " است : " آسمان پدر من است ، جد من ً " ، " در آنجا ریشه و آغاز من است " .

با اینحال ایدۀ پدر بودن دیائوس پیتار تقریبا همان ایدۀ وجود پدری جسمانی است ، زیرا این خدای مرکز تقریبا با خدای مؤنث پریتهیوی ماتار به معنی " مادر – زمین " همراه دانسته می شود .

اخلاقی ترین خداهای ودایی وارونا ، خدای فراگیر و جهانشمول است . وارونا  و همه خدایان ودایی دیگر در دین هندویی قرون و اعصار بعد از میان رفته اند ، اما پرستش ابتدایی و ترس و بیم از قدرتهای درون طبیعت هنوز هم در این دین وجود دارد .

 

دین هندویی کاهنان : دین برهماناها ( سالهای 1000 تا 800 قبل از میلاد ) :

اولین جنگ بزرگ هندوها ، به هنگام تهاجم اولیه به سرزمین هند ، با نیایشها و قربانیهای شخصی فراوانی همراه بود . دین ساده ودایی در این دوره از تاریخ دین هندویی به صورت یک نظام سلطۀ سخت ، آداب چشمگیر دینی ، هدایای گوناگون مادی و حتی قربانی حیوانات توأم با خون و خونریزی درامد که بطور کامل تحت کنترل روحانیون برهمن بود .

نوع جدیدی از نوشته های دینی و بلکه دینی جدید ظاهر شد . برهماناها که به معنی امور مربوط به روحانیون یا برهمن هاست مجموعه ای از یک سلسله رسایل جامعه در مورد دین می باشد که به نثر درآمده است .

انها به طور کلی شامل دستورالعملهایی در مورد آیینهای مختلف قربانی و پاره ای افسانه های دینی هستند ( تأکید خاص برهماناها روی قربانی هاست ) .

مهمترین و برجسته ترین مراسم قربانی نیز به نام آسوه – مدها یا " قربانی اسب " است که یک سال تمام برای تکمیل آن وقت لازم است . این کار در ابتدا با قربانی کردن 609 حیوان با یک ترتیب از پیش تعیین شده صورت می گیرد . نفس اجرای این مراسم دارای اثر محافظت نامحدود { در مقابل مریضی و.. } است .

از انجایی که انجام این قربانی به دست روحانیونی که برای این کار به خدمت گرفته شده بودند مهمترین عمل عبادی این دین قلمداد می شد . خدایان قدیمی وداها کم کم بی اهمیت تر شدند . بعدها اعلام شد که ان خدایان فناپذیر بوده و اکنون از طریق آیی قربانی ، به درجۀ فناناپذیری و خلود رسیده اند .

" در حقیقت راهب های برهمن که مراسم و آداب قربانی کردن را می دانستند به مرتبه ای برابر با درجۀ خدایان ارتقا یافتند " .

 

" در هیچ کتاب مقدس دیگر دنیا این ادعا یافت نمی شود که نجات و رستگاری یک فرد بستگی به پرداخت وجوه مقرر به روحانیون مامور اجرای مراسم قربانی دارد ، ادعایی که در آثار مربوط به راهبان دین هندویی مکتوب شده است " .

 

همچنین در برهماناها پاره ای بدعتها صورت گرفت :

: در جریان تاکید بر نظام طبقاتی دین هندویی – نظام کاست – که روحانیون در بالاترین طبقۀ آن قرار دارند ، طبقه پایین سودراها بیش از پیش خوار تلقی می شوند . کار به جایی کشید که گفته شد نه خدایان و نه روحانیون برهم با افراد این طبقه صحبت نمی کنند .

: برای اولین بار در تاریخ دین هندویی محدودیتهایی در مورد خوردن گوشت گاو و یا غذا خوردن زن در کنار شوهر وضع شد .

: عقیده به تناسخ نیز برای نخستین بار در برهماناها بیان شده است .

 

به هر حال ، دین خاصی که در برهماناها به وجود آمد نوعی تقدس گرایی بود . این تفکر تا امروز جایگاه دایمی خود را حفظ کرده است . بنابر تعلیم برهماناها ، نجات و رستگاری عمدتا از طریق قربانی کردن به دست روحانیون برهمن کسب می شود .

دین هندویی فلسفی : اوپانیشادها ( از 800 تا 600 سال قبل از میلاد ) :

تمایل به سمت تأملات فلسفی همواره یکی از ویژگیهای مردم هند است . این خصلت را برای اولین بار می توانیم در تأملات فلسفی که در مورد مبدأ جهان ، حتی در متون مقدس اولیه به عمل آمده مشاهده کنیم .

اما سلطه این تفکر به دورۀ سوم کتب مقدس دین هندویی یعنی دورۀ اوپانیشادها یا ( سانس ) ها ، که در آن حتی جوانان و زنان به بحث فلسفی علاقه نشان می دهند ، مربوط می شود .

اوپانیشادها بیانگر نوع جدیدی از تفکر دینی هستند که محور ان در مفهوم برهما قرار دارد .

در متون مقدس وداها و برهماناها کلمه برهما به معنی " نیایش " یا " زمزمه مقدس " یا " دانش مقدس " بوده است . اما در متن اوپانیشادها از آن برای مشخص کردن یک ذات متعال استفاده می شود .

در این متون خدایان ودایی بگونه ای عرضه شده اند که گویی اصلا از برهما خبر نداشته اند .

تمام خدایان ودایی و در حقیقت همه اشیاء و پدیده ها را باید به عنوان جلوه ها و مظاهر یک قدرت واحد که در قلب عالم وجود دارد بدانیم در زبان دین سنتی ان را می توان قدرت نیایش ( برهما ) نامید .

اما ازلحاظ فلسفی این برهما را باید به عنوان وجودی مطلق ، نامحدود ، ابدی ، حاضرمطلق ، غیرشخصی { فاقد تشخص } غیرقابل توصیف و غیرمذکر یا مؤنث تفسیر کرد .

همچنین آن را روح ( آتمن ) ، روح جهانی که ارواح فردی به آن خواهند پیوست ، نیز می توان نامگذاری کرد .

جمله ای که بیش از همه در متن اوپانیشادها نقل می شود این عبارت است که :

" آن روح ، آن روح تو هستی ! " .

این معرفت به صراحت به عنوان امری که تعداد آلهه وداها را کنار زده و جانشین آن فکر می شود ، مطرح شده است .

در مقابل ان حقیقت واحد ، نامحدود و بدون زوال ، دنیای رنگارنگ با همه پدیده های متغیر و محدود خود ، باید به عنوان یک خواب و خیال ( مایا ) در نظر گرفته شود .

 

پس از جهت نظری ، رستگاری به سادگی عبارت از تحقق رهایی ساکت و آرام خود واقعی فرد از قید همه تغییرات و حتی تناسخ و جذب کامل آن در برهما – آتمن است .

اما در عمل ، این معرفت ممکن است از طریق مراقبه یوگا به منظور کسب خلسۀ آگاهی و فوق آگاهی تکمیل شود .

حذف تدریجی تمام فعالیتهای حسی و از جمله تنفس ، ممکن است برای نیل به مرحلۀ تأمل عاری از نَفس در مورد برهمایی ناگفتنی ، جاودان ، مطلقاً بیحرکت و به حد غیرقابل توصیفی سعادتمند به کار گرفته شود ، برهمایی که هم اکنو نیز در قلب افراد جای دارد .

از آنجایی که برهما ، روح عالم یا حقیقت نهایی ، از تمام تمایزات خوب و بد و درست و غلط متعالی تر است ، لذا کسی که به وسیلۀ تأدیب و ریاضتهای خاص روحانی و فسانی به درجۀ وحدت با آن هستی متعال روش و زلال ، فوق طبیعی غیرقابل ادراک و فاقد تشخص می رسد نیز به همان صورت از همه تمایزات اخلاقی فراتر می رود .

اما تمام هندوها نسبت به مذهب خویش یکسان فکر نمی کنند . در حقیقت تا این زمان شش مکتب مختلف ارتودکس تفسیر فلسفی دین هندویی به رسمیت شناخته شده است .

( دین هندویی ، در متن اوپانیشادها ، هنوز اعتقاد به نظام طبقاتی کاست را به عنوان یک امرفطری می پذیرد ، هرچند که اکنون – در تفکر اوپانیشادی – ان را مخلوق برهما می داند . اما بنابر تعلیمات اوپانیشاد ، رستگاری را باید از طریق تأملات فلسفی و وحدت وجودی خود شخص پیرامون یک وجود متعال کسب کرد ) .

 

دین هندویی : قوانین مانو ( حدود 250 سال قبل از میلاد ) :

دین هندویی ، از طریق سه کتاب مقدس ریگ ودا ، برهماناها ، اوپانیشادها به ترتیب دین را به عنوان اینکه در اصل ( یک عمل عبادی و یا نیایشی است ) یا اینکه اساساً ( مبتنی بر فدیه دادن و انجام مراسم قربانی است ) یا اساساً ( تأملی فلسفی ) است .

اما دین هندویی ازآن جهت که حدود 2100 سال قبل ، هنوز هم در زندگی پیروان یک نیروی مؤثر بود ، به عنوان یک هاد اجتماعی جبری ، یا پاره ای مقررات و منهیات مفصل در مورد زندگی روزمره افراد مطرح شد .

کتاب قانون مانو در میان مجموعۀ قوانین هندویی از همه بیشتر مورد احترام بوده است .

در فصول 12 گانۀ این کتاب پاره ای نصایح حکیمانه وجود دارد مثل : اطاعت توأم با احترام نسبت به والدین و معلمین ، توبه و اقرار به گناه ، راستی ورزیدن ، حرمت غذا خوردن و تحمل صبورانه و رضایت مندانۀ بلایا .

اما به هر جهت ، مانو قطعاً یک سند دین هندویی است و لذا به تعلیم ( مقدس بودن و خاصیت تعویذ وداها ، انجام قربانیهای مقرر در دین هندویی ، کسب معرفت برهما ، آتمن به سبک اوپانیشادها و خلاص نهایی از زنجیرۀ تناسخ ) می پردازد .

در مانو نظام طبقاتی چهارگونه کاست شرح داده شده : " اصناف این طبقات ، به همراه مشاغلی که هر یک به ان سرگرم اند از نخستین مخلوقات الهی به حساب می آیند که برای رفاه جهان خلق شده اند - طبقه برهمن صرفاً به خاطر تولدش که تجسم عالی خداست در موضع برتری دائمی قرار داده شده -  در مقابل این طبقه ، طبقه پایین کاست در موضع پست و تحقیر دائمی ، حتی از نظر اقتصادی قرار می گیرد ) .

پاره ای از نوآوریهای جالب توجه دین هندویی به خصوص در تصویر چهار مرحله آسرامه در زندگی هر فرد کاملا مذهبی در مانو به وجود امد . این چهار مرجله عبارتند از : ( محصل دوران جوانی – متأهل اهل خانواده – گوشه نشین بازنشسته – درویش و دوره گرد مذهبی ) .

از معابد دینی و روحانیون انها نیز برای اولین بار در کتاب مانو نام برده شده – اولین اشارۀ واضح به تندیس ها در این کتاب است – اطمعه مجاز و ممنوع نام برده شده اند – گناهان و میزان توبه و ریاضت لازم برای بخشودگی هر یک نیز برای اولین بار به تفصیل بیان شده – کتک زدن همسر تحت محدودیتهای خاص مجاز شمرده شده – تمام نوآوریهایی که خلاف مطالب وداها باشد باطل و بی اعتبار و بی ارزش است ) .

در کتاب مانو رستگاری از طریق اطاعت از قانون ، به ویژه قانون نظام طبقاتی کاست به دست می آید .

 

دین هندویی پارسا منشانه : بها گاواد گیتا ( حدود قرن اول بعد از میلاد ) :

بها گاواد گیتا یک شعر حماسی است که با صحنۀ تکان دهنده ای از شروع یک جنگ آغاز می شود . یک شوالیۀ هندو به نام آرجونا ، برای نخستین بار در تاریخ مدون دین هندویی درست بودن کشتن مردم در جنگ را مورد سؤال قرار می دهد . ارابه ران وی ناراحتی وجدان او را با یک سخنرانی برجسته در مورد فناناپذیری و عدم مسئولیت روح که با نقل قولی از کاتا اوپانیشاد ادامه می یابد ، تخفیف می دهد و آرامش می بخشد .

( " روح " نه کسی را به قتل میرساند و نه خود به قتل میرسد . هرگز متولد نشده و هیچوقت هم نمی میرد . نه اسلحه ها آن را می شکافند و نه آتش آن را می سوزاند . نه آبها آن را تر می کند و نه باد آن را خشک می کند . حال چنانچه تو آن را اینگونه میدانی ، دیگر نباید برای آن محزون باشی ) .

 

بدین ترتیب وظیفه عملی یک شوالیه یا رزمنده جنگجو به عنوان یک عضو طبقۀ جامعه ( کاست ) بدون تغییر باقی می ماند . برای یک جنگجو کشاتریا هیچ چیز بهتر از یک جنگ قانونی و مشروع نیست . اگر تو به این جنگ مشروع تن در ندهی ، با چشمپوشی از نقش و وظیفه شایسته خود مرتکب جنایت شده است .

سخنگوی اصلی در بهاگاواد گیتا کریشنای خدا در قالب یک ارابه ران است . در اینجا نیز یکی از تحولات بارز دین هندویی به چشم میخورد که ( ذات " هستی " متعال در صورت یک فرد خاص مجسم می شود ) .

کریشنا خود اعلام می دارد که او به دلایل زیر تجسد یافته :

( برای محافظت از آدمهای خوب ؛ برای نابودی بدکاران و برای برقراری مجدد تقوا ) .

هر کس کریشنا را با ارادت تام ( بهکتی ) بپرستد :

" فارغ از این که جریان زندگی اش چه بوده ، در من ساک می شود " .

" آنهایی که مرا از سر اخلاص بپرستند در وجود من خواهند بود ، من نیز در وجود انها خواهم بود ، کسی که مرا پرستش کند هلاک نمی شود " .

 

بهاگاواد گیتا در مورد نظام کاست می گوید :

" منصب یک کشاتریا ، که از طبیعت شایسته خود متولد شده ، عبارت از قهرمانی ، نیرو ، ثبات ، مهارت عزم در جنگ ، آزادمنشی و تحمل یک فرمانرواست و منصب یک واشیه ، که از طبیعت شایسته خود تولد یافته عبارت از کشاورزی ، نگهداری از رمه و تجارت است . منصب اساسی یک شودرا که از طبیعت شایسته خود متولد شده خدمتکاری است " .

در حقیقت خدای جدید بهاگاواد گیتا ، یعنی کریشنا چنین اعلام می دارد :

( چهار طبقه اجتماعی – کاست ها – را من خلق کردن ) .

سایر اصول دین هندویی که در بهاگاواد گیتا استمرار یافته از تکریم وداها و پایان یافتن تناسخ و حلول روح در بدن دیگر ، به عنوان یک هدف مطلوب زندگی صحبت می کند .

( بخش اصلی و برجستۀ بهاگاواد گیتا عبارت است از روایت جدید دین بر مبنای زهد و اخلاص ) .

پیام عملی بهاگاواد گیتا را می توا به صورت زیر بیان کرد :

 ( به وظایف خود به عنوان یک عضو از نظام طبقاتی کاست به خوبی عمل کن و برای بقا و رستگاری نیز بر خدای خود تکیه کن ) .

نجات و رستگاری در تعلیمات بهاگاواد گیتا ، از طریق ارادت و اخلاص نسبت به یک خدای شخصی به دست می آید .

 

دین هندویی مردمی : اشعار حماسی و پوراناها ( سالهای 1 تا 250 بعد از میلاد ) :

آخرین محصول در میان متون مقدس هندویی و نیز مؤثرترین اثر ادبی در مردمی کردن این دین ، دو حماسۀ بزرگ به نامهای ماهابهاراتا ( جنگ عظیم بهاراتا ) و رامایانا ( سرگذشت خدای راما ) و نیز هجده پورانا ( مجموعه داستانهای مذهبی ) است که در لغت به معنای ( داستانهای قدیمی ) است .

 

دین هندویی مردمی ، مجموعه وسیعی از مطالابی است که در کتب مقدس هندویی معین شده اند و پاره ای مطالب دیگر که اینها مهمترند :

قوانین مربوط به نظام طبقات کاست مانع از آن است که یک نفر از یک طبقه با فردی که از طبقه اصلی او نیست غذا خورده ، ازدواج کرده یا هرگونه همنشینی خاصی به عمل آورد . این عمل حتی با افراد درجۀ بعدی زیر همان طبقه ، یعنی طبقه خود او نیز ممنوع است .

در دین هندویی فرق متعددی وجود دارد . دو فرقۀ اصلی ان خدایانی چون ویشنو ( خدای اخلاق ) و شیوا ( خدای منهدم کننده ) را می پرستند .

اما تمام فرقه ها نوعی خدای متشخص را می پرستند .ویژگی آنها در اموری چون رستگاری و نجات از طریق ایمان در میا قائلین به بهکتی ، تا تمرینات جسمانی سخت در میان والابها کاریاها و پرستندگان کالی ( خدای مؤنث سیاه مرگ ) است

بت پرستی و پرستش اصنام در سرتایر سرزمین هند و اقوام هندو به وفور مشهود است . این عمل بصورت نمایش خدایان در اشکال مختلف انسان و حیوان ، و حتی در قالب تصاویر و مجسمه های آلات جنسی زن و مرد است .

آیین هندویی مردمی دارای معابد بیشمار است و آیینهای نیایش در این معابد عمدتا به صورت فردی است و همراه با هدایایی که به تمثال خدایان و راهبان دیر تقدیم می شود .

پرستش بتها بصورت گشتن به دور آنهاست ، که همواره باید مجسمه در طرف راست بدن قرار گیرد .

دین هندویی مردمی از طریق وضع مراسم و مقرراتی در مورد اطمعه ، تولد ، ازدواج ، مرگ ، آداب خاکسپاری و هدایای مکرر برای مردگان وارد زندگی شخصی پیروان خود شده ، و مراسم تشریفاتی متعددی بر استحمام و پاک شدن برگزار می شود .

هندوهایی که متعلق به پایین ترین طبقه اجتماعی و یا خارج از نظام کاست هستند به عنوان غیرقابل تماسها یا نجس ها تلقی مکی شوند .آنها قبلا از ورود به معابد و مشارکت در همه فعالیتها و آمیزشهای اجتماعی ، به استثنای کار پست خدمتکاری محروم هستند . مذهب آنها عملاً جان پرستی است . ترس از ارواح پلید و خسوف و کسوف ، اعتقاد به جوم و طالع بینی و ساعات خوب و بد ، لعن و نفرین ، چشم زخم و افسون از خصایص جان پرستی اند .

 

ضروریات دین هندویی :

: نظام طبقاتی کاست

: احترام و تنظیم وداها

: روح ذاتی و جهانشمول به نام برهما ، اعتقاد اساسی الهی این دین است .

هرچند اعتقاد مزبور در دو مرحله اولیۀ دین هندویی و کتب مقدس آنها وجود ندارد .

: کارما و تناسخ : دو عقیده دیگری هستند که احتمالا تمام هندوها آنها را پذیرفته اند . اما ظاهرا این اعتقاد در مراحل اولیه دین هندویی آموزش داده نمی شده و کاملا مستقل از اعتقاد الهی به برهما بشمار میرفته است .

 

مقایسه دین هندویی با مسیحیت :

خدا :

در دین هندویی ، هستی متعال برهمای غیرمتشخص است که یک مطلق فلسفی و در عین آرامی و سکوت ، بر برکت و سعادت بخش بوده و در ورای تمام حجابهای اخلاقی و یا متافیزیکی قرار دارد .

در مسیحیت این هستی متعال شخصیت والایی است که از نظر ویژگیهای شخصی کامل بوده و در خلقت و ایجاد متضمن اراده و مقصود و از نظر اخلاقی در حال کنترل امور و از روی عشق و علاقه در خدمت بندگان ، و بالاخره در حال کمال همکاری برای نجات و رستگاری بشر است .

انسان :

در دین هندویی افراد بشر تجلی و یا ظهور موقت آن هستی متعال غیرمتشخص هستند که از نظر ذاتی و یا بصورت دایمی ارزشمند نبوده ، در مقابل خدا مسئولیت نداشته و حق ندارند با بقیۀ افراد مثل خود رابطه ای برادرانه داشته باشند .

در مسیحیت انسانها فرزندان یک پدر آسمانی به شمار می آیند و در صفات اخلاقی خداوند شریک هستند ، هرچند که به خودخواهی های فاجعه آمیز ، عدم اطاعت ، و فساد و تباهی نیز قادر هستند . انها در مقابل خدا مسئولند که همنوعان خود را دوست داشته و به آنها خدمت کنند و برای یک زندگی سعادت آمیز شخصی در کنار خدا و افراد دیگر در دنیا و آخرت خلق شده اند .

دنیا :

در دین هندویی دنیا یک خیال گذرا و بی ارزش ( مایا ) است .

در مسیحیت دنیا از مظاهر اساسی برنامه ، حکمت و قدرت الهی است . دنیا را باید به عنوان یکی از وسایل فرودست حیات اخلاقی و روحانی به حو مترقبانه ای درک کرده و از آن استفاده کرد .

گناه :

در دین هندویی گناه واقعی وجود ندارد . تنها جهالت تأسف بار فلسفی ( اویدیا ) و نقض عملی مقررات نظام طبقاتی کاست هستند که عیب محسوب می شوند و تناسخ دایمی روح را موجب می شوند . لیکن بر تمام شرور و مصایب آشکار می توان از طریق فروبردن و جذب نفس در برهمای غیراخلاقی و اطاعت نسبت به رسوم و مقررات موروثی اجتماعی فائق آمد .

در مسیحیت گناه واقعیت داشته و علیه خدا ، همونوعان و نیز خود انسان است . تلاش مستمر علیه گناه ، مبارزه و تلاشی است که همه مسیحان به آن دعوت شده اند .

نجات و رستگاری :

در دین هندویی هر کس می تواند یکی از این سه راه زیر را دنبال کند :

: راه عقلانی معرفت ( جنانا – کارگا ) در مورد وحدت وجود

: راه احساسی عشق و وفاداری ( بهاکتی – مارگا ) نسبت به خدای مورد علاقۀ خود

: راه عملی کار کردن ( کارما – مارگا ) که در قوانین و آداب سنتی دینی مقرر شده است .

در مسیحیت نجات و رستگاری از طریق سرسپردگی کامل به عشق و قانو خدای پدر به دست می آید ، عیسی نیز بیش از هر کس دیگری می تواند در تغییر شکل دادن شخصیت پیروان خود ، بصورتی کاملا مشابه با یک فرزند خدا کمک کند .

جامعه بشری :

در دین هندویی ، افرادی که در یکی از چهار طبقه نظام کاست متولد شده ، ساختار طبقاتی را تشکیل می دهند که به خواست الهی به وجود امده و بر افراد جامعه تحمیل شده است . این طبقات با یکدیگر مانعة الجمع بوده و باید به همان صورتی که هستند بدون سؤال و اعتراض پذیرفته شوند .

در مسیحیت ، جامعه بشری به صورت یک خاوادۀ مشترک است که همۀ افراد آن برای خدمات متقابل گوناگون در نظر گرفته شده اند و بصورت یک مجموعه پیشرفت خواهد کرد .

کارما و فیض الهی :

در دین هندویی ، کاملا جدا از برهما یا هر خدای دیگری ، اعتقاد به وجود یک قدرت عدالت هستی به نام کارما مورد تصدیق است . کارما یک قانو عمل غیرشخصی است که نتیجۀ اعمال هر فرد از طریق قرار دادن او در یک منزلت اجتماعی بالاتر یا پایین تر در حیات بعدی به او برمیگرداند . لیکن یک نفر هندو با جلوگیری از همۀ امیال خویش احتمالا می تواند بر نتایج اعمال گذشتۀ خود فائق امده و بدی ترتیب روی همرفته راه گریزی به یک حالت متعالی عدم تشخص پیدا کند .

در مسیحیت ، خداوند عادل در حقیقت مسئول پاداش و مجازات عادلانۀ افراد است ، اما نه بصورت حلول مجدد روح و تناسخ .

اصل متعالی که بر جهان حمفرماست این است که وجود فیاض خداوند و عیسای خدا ، یا هر یک از افراد بشر که خود را به مقام مورد رضایت خداوند برسانند ، قادر هستند افراد گناهکار را به سمت رضایت خداوند جلب کنند .

 

نقاط قوت دین هندویی :

" اعتقاد به یک حقیقت متعالی ، حاضر ، غیرمادی و روحان که درزیربنای همه پدیده ها قرار دارد " .

" اعتقاد به شناخت الوهیت و اتحاد با آن به مثابه هدف زندگی " .

" اعتقاد به یک حیات متقین بعدی که در آن پاداش مناسب عمل هر فرد داده می شود " .

" اعتقاد به همبستگی جامعه ای که فرد در ان متولد شده ، به عنوان نهادی که از طرف خدا ترتیب یافته و در سطحی متعالی تر از فرد قرار دارد " .

" دارا بودن قدرت نافذ ساختن مذهب در تمام زوایای زندگی پیروان خود " .

" قدرت حفظ همبستگی و اتحاد گروههای مختلف و بسیار متنوع اجتماعی ، در طی قرون و اعصار ، از طریق یک ایمان مذهبی مشترک " .

 

نقاط ضعف :

" فقدان یک خصلت شخصی یا مسئولیت اخلاقی در هستی متعالی آن دین "

" فقدان ارزش ثابت یا آرمان اخلاقی برای هر فرد انسانی "

" فقدان یک معیار همگانی اخلاقی ، به استثنای تمایزات طبقاتی اجتماعی "

" عدم احتمال بهبود منزلت اجتماعی افراد ، مگر بعد از مرگ انها "

" عدم احتمال بهبود ترتیبات کلی جامعه ، مگر در مورد تعلیمات معدودی از افراد اصلاحگر که انها هم مورد اقبال چندانی قرار نگرفتند "

" افراط در رعایت تشریفات در عبادت ، یا در مقابل آن ، تفریط در تأمل بی محتوا "

" وجود بت پرستی فاحشی که از لحاظ نظری با قبول فلسفه تعدد خدایان قابل توجیه است و تنها کمی توسط رهبران هندویی مورد اکار واقع شده است "

" نظام طبقاتی کاست با تأثیر جبری و انشقاقات اجتماعی حاصل از آن "

" پایین بودن کلی ارزش و مقام زن که در تمام کتب مقدس دین هندویی ، به استثنای بهاگاوادگیتا به چشم میخورد "

" فقدان یک چشم انداز وسیع برای بقیه مردم دنیا در بیرون از دایرۀ ملی خاص دین هندویی ، به استثنای معدودی اصلاح طلبان جدید "

" فقدان یک چهرۀ تاریخی برجسته و شایستۀ تحسین در متون مقدس هندویی "

" اینکه کتب مقدس این دین ، حتی امروزه نیز در دسترس پیروان نیست " .

 

 

کوشش در جهت اصلاح دین هندویی ( 557 قبل از میلاد تا 1917 میلادی ) :

در سال 557 قبل از میلاد مهاویرا نهضتی را علیه تحکم انحصارطلبانه راهبان برهمن – اصالت و سندیت ادعا شده در مورد وداهای سانسکریت – نظام ظالمانه قربانی کردن حیوانات – وحدت گرایی مطلق فلسفه جاری اوپانیشاد .

نتیجه کوشش او تاسیس دین جدیدی به نام دین جاینی بود .

گواتما بودا در سال 525 قبل از میلاد نهضتی را در اعتراض به کل نظام غیراخلاقی وجود طبقات اجتماعی ثابت و موروثی – تکیه بر راهبان استیجاری و یا خدایان رشوه پذیر برای نجات و رستگاری – تأمل گرایی شدید فلسفی – انجام امور تشریفاتی – احساس گرایی افراطی و بیش از حد – وجود متو مقدس دینی به یک زبان غیرقابل فهم .

این نهضت هم به تأسیس دین بودایی یا بوداگرایی انجامید .

تیرو الووار یک هندوی متعلق به طبقه پایین نظام کاست در حدود سالهای 800 میلادی به تبلیع نوعی رستگاری پرداخت که از طریق رحمت الهی قابل حصول است . اثر او به نام کورال مقدس است .

( معتقدین به دین جاینی معتقد هستند که او به آنها تعلق دارد ) .

مانیکا واساگار در قرن یازدهم چنین آموزش می داد : وجود یک خداوند متشخص متعال – تجسم یافتن او در شیوا – رستگاری و نجات به عنوان یک موهبت الهی – خلود اگاهانه پس از مرگ .

کتاب شعر او تیروواسا گام ( زمزمه های مقدس ) نام دارد .

رامانوجا اوایل قرن دوازدهم میلادی مکتب ویسیستاد – وایتا ( ثنویت شایسته ) را پایه گذاری کرد . او از مفسرین بزرگ اوپانیشادها ، بهاگاواد گیتا و آثار فلسفی متأخر دین هندویی بود . او به مردم می اموخت خداوند متعال باید دارای تشخص باشد . او در راه کنارگذاشتن نظام طبقاتی کاست و ارتقاء منزلت اجتماعی زنان تلاش کرد .

مادهاوا یا انانداتیرنا در سالهای 1119 تا 1199 میلادی ( مکتب ثنویت ) با دِوِیتا را بنیانگذاری کرد .

او درباره اعتقاد به خدا تبلیغ میکرد و با قربانی کردن که با کشتن و ریختن خون حیوانات توأم بود مخالفت میکرد . در تعلیمات او نجات و رستگاری منوط به کسب معرفت اخلاقی متعالی و الهی بود .

تلاش وی نیز به ایجاد یک فرقه جدید منجر شد .

به نظر مادهاوا ، مشابهت ادعایی خداوند با روح که در این کلمات مشهور دین هندویی که می گوید آن تو هستی وجود داشت ، صرفاً زاییدۀ جهل ما بود .

راماناندا در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی تاکید داشت که نجات و رستگاری همانگونه که در اوپانیشادها بطور صمیمانه ای بیان شده بود بطور عمده از طریق فیض الهی ( پراسادا ) به دست می آید ، شعار وی این بود :

" بگذار هیچکس از طبقه یا فرقۀ کسی سؤال نکند . هر کس خدا را می پرستد به خدا تعلق دارد " .

" راماناندا عشق بیحد و مرز راما به همۀ انسانها از هر نژاد و طبقه و آیین را تبلیغ میکرد " .

 

در بین پرستندگان خدای هندوی راما مجادلات شدیدی وجود داشته است  . مکتب شمالی ( وادا – گالائی ها ) نظریه گربه را تعلیم می دهد ( بدین معنا که فیض الهی ، مانند گربۀ ماده ای که بچه خود را به هر ترتیب که شده از خطر دور می کند ، غیر قابل اجتناب است ) .

مکتب جنوبی ( تِن – گالائی ها ) نظریه میمون را تعلیم می دهد ( بدین معنا که ارادۀ انسانی باید با فیض الهی همکاری کند ، درست مانند بچه میمونی که برای فرار از خطر خود را به مادرش می چسباند ) .

نانک یک هندوی طبقه دوم ( 1538 – 1469 میلادی ) تحت تاثیر اسلام به تبلیغ یک خدای واحد برای مسلمانان و هندوها پرداخت . نتیجه تلاش او به دین مستقل دیگری به نام دین سیک انجامید .

چایتانا ( 1527 – 1485 میلادی ) از معتقدین به خدای ویشنو ، یک تجددگرای علاقمند به موسیقی در ایالت بنگال بود . در مواعظ او تساوی همه اصناف نظام طبقاتی کاست در مقابل خدا ، نجات و رستگاری از طریق اوازخوانی و نیایشهای احساسی ، و رفع محدودیت دین هندویی درذباره ازدواج مجدد زنهای بیوه به چشم میخورد .

بعدها در میان پیروان او زیاده روی در لذات حسی به وجود امد .

کبیر ( 1512 – 1448 میلادی ) شاعری هندو با اعتقاد به خداپرستی مبتنی بر محبت بود . نتیجه ای که بلافاصله بعد از کار او حاصل شد ایجاد فرقه ای جدید در دین هندویی به نام پیروان پانت کبیر بود .

تولسی داس ( 1632 – 1532 میلادی ) بزرگترین شاعر هندو در قرون وسطی ، رامایانای سانسکریت را به لهجه بومی هدی منتشر کرد . او خداشناس برجسته ای بود که در تعلیماتش چنین می گفت :

" انسان می تواند با سپردن خود به دست زمزمۀ عاشقانه به قدرت راما ، به منظور انکه او را از بندگی نجات دهد از دور ملامت بار تناسخ فرار کند "

دادو حدود سال 1600 میلادی که یک پنبه باف بود به تبلیغ خداشناسی و تجسم روح پرداخت . اما تیجه ان نیز منجر به تشکیل فرقه جدیدی که امروزه خود او را می پرستند .

رام موهون رُی در سال 1828 میلادی نهضت برهما ساماج را به عنوان یک حرکت اعتراضی بر علیۀ بت پرستی و شرک – سوزاندن زنان بیوه – بیوه ساختن اجباری و چند همسری زنها – انضباط سخت و خشن نظام طبقاتی کاست – ازوای ملی و دیی هند – وجود محدودیتهای بیجا روی افراد عادی .

نهضت برهما ساماج اولین حرکت اصلاحگرایانۀ دین هندویی است که بر پایۀ دانش بنیانگذار آن از تعالیم عیسی صورت گرفته ، قابل توجه است .

دکتر آتمارام پاندوورانگ در سال 1867 میلادی در بمبئی حرکت پرارتهانا ساماج به معنی " اجتماع نیایش " را به منظور ایجاد یک زدگی مذهبی شخصی تر و اجام پاره ای اصلاحات اجتماعی آغاز کرد . بعضی از رهبران این فرقه در سالهای بعد افراد برجسته ای شدند هر چند به صورت یک گروه کوچک و کجزا باقی ماند .

دایاناند ساراسواتی در سال 1875 میلادی نهضت آریا ساماج را که به معنی " اجتماع افراد شریف " است برپا کرد که حرکتی اعتراضی بر علیه بت پرستی بود . او همچنین بر اهمیت و خطاناپذیری کتب مقدس وداها تاکید ورزیده است .

هارندرانات مایترا در سال 1916 میلادی کتاب دی هندویی : آرمان جهانی را چاپ کرد .

وایدیا در سال 1917 میلادی در بمبئی انجمن مبلغین مذهبی دین هندویی را تاسیس کرد که به معنای رد آشکار انحصار سنتی علمای دین هندویی و نوعی تقلید اگاهانه از روی نظام تبلیغات دینی موفق مسیحیان محسوب می شد .

شعار انجمن مزبور این بود :

" بیائید دنیا را پیرو دین هندویی کنیم " .

اما انجمن فوق به ویژه پس از مرگ بنیانگذار آن به صورت یک نهضت کوچک باقی ماند .

 

آریاساماج از برهما ساماج بسیار فعالتر بود . آریاساماج دیدگاهی کاملا ملی گرایانه داشت و از این جهت به شدت ضد میسیونهای مذهبی خارجی بود . در سالهای بعد یکی از اشتغالات فکری انان این بود که هندوهایی را که مسلمان یا مسیحی شده بودند به دین هندویی باز گردانند .

 

در میان نهضتهای اصلاح گرا یانه اخیر در دین هندویی که از همه موفق تر بوده اد باید از نهضت راما کریشنا نام برد که بنیانگذار آن سری راما کریشنا است که در سال 1836 میلادی متولد شده است .

او که فردی بیسواد بوده امروزه یکی از بزرگترین متصوفا هندویی بشمار می آید . او که از زمرۀ پرستندگان کالی ( خدای سیاه ستمگر و سفاک دین هندویی ) بود به کشف عجیب و تکان دهنده ای نائل آمد :

" بدین ترتیب که با دین چه از راه مسیحیت ، اسلام ، یا بودایی یا هندویی می توان به همان تجربۀ عمیق سامادی ( رستگاری ) دست یافت ".

 

این مطلب او را به این اعتقاد و تعلیم اصلی اش رهنمون شد که همه ادیان عالم چنانکه حقیقتا درست دنبال شوند به خداوند متعال رهنمون خواهند شد . این امر همچنین از نکات مورد تاکید در تعالیم پیروان او بوده است .

در ابتدا یک برهمن جوان و سپس بسیاری از افراد تحصیلکرده به پیروی از معلم و استاد بزرگ ویوواناندای یکتا که به این نهضت صورت یک هاد داد و از ان یک دین اساساً تبلیغی بیون آورد تأسی جستند .

او خود به تاسیس مراکزی در اروپا و آمریکا اقدام کرد که اکنون توسط اعضای مَت یا سازما منظمی که برای ای منظور تشکیل شده و دفتر مرکزی ان در ساحل رودخانه کقدس گنگ در نزدیکی کلکته است اداره می شود .

در اینجا در معبد اصلی مجسمه سری راما کریشنا وجود دارد که کانون پرستش اوست و به او چون نقطۀ کمال همه تجسمات قبلی خدایان هندویی نگاه شود .

خود او می گوید :

" آن که قبلا کریشنا ، راما ، مسیح ، بودا و چایتانیا بود ، اکنون راما کریشنا شده است " .

این چیزی است که پثیروان او نیز به ا معتقدند .

در کنار تعلیمات مذهبی و تاکید شدید ان بر تجربۀ عرفانی ، تاکید زیاد و علاقۀ عملی فراوانی هم به بهبود وضع اجتماعی مردم از طریق ایجاد مدارس ، یتیم خانه ها ، بیمارستانها ، درمانگاه ها و ... وجود دارد .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸
comment نظرات () لینک