دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ بررسی و نقد رهیافت تاریخی ( 4 )

بنابراین مانهایم ، و اغلب نویسندگان هوادار وی ، فرض کرده اند که اواخر نوجوانی و اوایل جوانی ، در واقع " سالهای شکل گیری " اصلی هستند که طی آن ، دیدگاه های فردی مجزا و متمایز دربارۀ سیاست و جامعه در سطح وسیعی شکل می گیرد . به اعتقاد مانهایم ، تنها در این نقطه از چرخۀ حیات است که برخوردی " زنده و نو " با جهان اجتماعی – سیاسی به وجود می آید که در طول تاریخ بعدی زندگی فرد بندرت تکرار خواهد شد . در همین رابطه است که دیویس ( 1979 ) صحبت از تأثیر حوادث تاریخی برجسته ای می کند که طی دورۀ نوجوانی رخ داده و ساختار وجودی اصلی ما را از صرف هستی ما در جهان ، مجزا ساخته و شکل می دهد .

بدین ترتیب در فرمول بندیهای مانهایم از نسل های تاریخی ، در واقع عوامل منش جمعی ، حوادث چزخۀ حیات و وقایع اجتماعی – تاریخی بهم می پیوندند . در این رویکرد ، شکل گیری نسل اجتماعی ، صرفاً نتیجۀ مشابهت افراد در تاریخ تولد نبوده ، بلکه به تعبیر سی رایت میلز ( 1959 ) ایدل مانهایمی نسل تاریخی بایستی برحسب تقاطع بیوگرافی و تاریخ –یا تعامل حوادث چرخۀ حیات فردی با شرایط و حوادث حیات اجتماعی و تاریخی – درک شود ( داس بچ ، همان ، 6 ) .


با این حال و علی رغم تأکید مانهایم بر اهمیت توجه به هر سه نوع جایگاه در مطالعات مربوط به نسل ها ، توجه سیستماتیک ناچیزی به مسائل و ابعاد مربوط به جایگاههای مکانی و زمانی شده است ؛ به طوری که به غیر از چند استثناء ، اغلب تحقیقات نسلی منحصراً روی " سن " و جایگاه در چرخۀ حیات متمرکز بوده است و توجه به جایگاههای جغرافیایی و شرایط تاریخی در پژوهش های نسلی اهمیت فرعی داشته است ( همان ) .

 

مفروضات اصلی نظریه نسلی مانهایم

به اعتقاد شارحین ، مفهوم و نظریۀ نسل تاریخی مانهایم حاوی چند فرض یا پایۀ اساسی به شرح زیر است :

- وقایع و تغییرات مهم اجتماعی – تاریخی در سطح کلان ( تاریخ مشترک نسل )

- تجربه حوادث مذکور به طور مشترک توسط گروهی تقریباً هم سن و سال در حدود 25 – 17 سالگی انان ( تجارب اجتماعی مشترک نسل ) .

- تشکیل اگاهی یا ذهنیت مشترک که در واقع نوعی معرفت ، ادراک یا دیدگاه مشترک در بین مجموعه ای ازافراد است که با چنین وقایعی درمرحلۀ خاصی ازرشدوکمال خود مواجه می شوند ( دیدگاه وایدئولوژی متمایزنسل ) .

- تأثیر ایدئولوژی و ذهنیت ( آگاهی ) نسلی برامده از تجارب فوق بر روی گرایشات و رفتارهای نسل و تفسیر حوادث بعدی بر اساس دیدگاه ویژه نسلی .

پایداری نسبی تأثیر تجارب نسلی در طول حیات اعضای نسل و حضور مسلط آن در حافظه جمعی نسل ( تداوم درون نسلی ) .

-        تمایز نسل جماعه شناختی – یا شاخصه های یاد شده – از نسل های بیولوژیک و جمعیت شناختی ، که اولی فاقد بعد اجتماعی –تاریخی و دومی با وجود تجارب مشابه جمعی ( مثل تاریخ تولد ، زمان فارغ التحصیلی یا ازدواج یا بچه دار شدن و ...) فاقد اگاهی یا ایدئولوژی متمایز و ویژه نسل است که در نگاه مانهایم اهمیتی به سزا دارد ( شومن و  اسکات ، همان ، 359 ) .

-        برپایه مفروضات نظری مانهایم ، نسل که در جریان کنش و تجربه تاریخی مشترک شکل می گیرد و از رهگذراگاهی و حافظه جمعی تداوم می یابد ، منبع خاصی برای هویت ارزشی افراد است . در این رویکرد ، نسل به عنوان جمعی مطرح است که با اگاهی خاص از مقولاتی همچون رفاه ، عدالت ، ناامنی ، استمثار و .. پیوند خورده است و در ذهنیت عموم افراد ان ، مفهومی آرمانی از مقولات مذکور وجود دارد و بر این اساس ، ازامادگی ذهنی و رفتاری خاص که غالباً متفاوت از نسل های قبلی است ، برخوردار می باشد .

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
تگ ها: مقاله
comment نظرات () لینک