دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای کاتولیسک رم ( دکترین مربوط به انسان و نجات )

دکترین مربوط به انسان و نجات

 

الف : عقیده در مورد انسان

ا ز اوصاف طبیعی انسان روح جاوید وآزادی اراده است که هر دو با هم عقیدۀ به خدا ر ا در او تشکیل می دهد. انسان قبل از هبوط ، مقدس وصالح بود . آدم برای عبادت خدا وزندگی روح بخشی که نتیجۀ آن است آفریده شده بود. انسان به اضافۀ اوصاف طبیعی اش که داشت از فیض تقدیس برخوردار بود. او پس از هبوط پارسایی وپاکی خویشتن ر ا از دست داد وگناه اصلی میراث اصلی او   شد. این میر اث عبار ت است از هواپرستی انسان وگناهکاری او. . وضع وجودی انسان پس ازهبوط به تباهی اعتیادی تحول یافت وبا اعراض اراده اش ازخدا تشخص پیداکرد.

طبیعت انسان چنانکه رفورمیست ها ادعا می کردند، در اثرهبوط کاملاً فاسد وتباه نشده است، بلکه تنها مقداری ضعیف شده است. سایه ای از بالا عقل انسان را فرا گرفته که مانع درک او نسبت به حقیقت طبیعت وماوراءالطبیعه ، آنگونه که هست ، می شود. آن تسلط ونفوذی را که ارادۀ انسان قبلاً درطبیعت حساس او داشته است اکنون دیگر ندارد.

آزادی اراده آسیب دیده است اما به وجود خود ادامه می دهد. ( اگر کسی بگوید : ار ادۀ آزاد انسان پس از عصیان آدم از بین ر فته یا از فعالیت خویش باز ایستاده ، باید تکفیر شود) این قانون شرعی که مربوط به شورای ترنت است دربار ۀ فرق اساسی بین افکار کاتولیک رم و پروتستان کمی بحث می کند.

چنین نیست که تمام کارهای انسان آلوده به گناه باشد . ممکن است انسان اعمال نیکی را بدون فیض انجام دهد، اما انسان عادی نمی تواند از گناهان مهلک اجتناب ورزد، زیرا او با آتش زنۀ گناه آفریده شده است وتمایل به گناه همواره در او وجود دار د. در درون یک انسان گناهکار  خوبی وبدی در کنار یکدیگر قرار دارند. انسان به کلی تباه نشده است اما او هرگز نمی تواند خود را از گناه مهلک ونتایج و مجازات آن ولعنت ابدی آزاد کند .

ب : اساس واقعی نجات

نجات برامد کار عیسی است : تجسم او ، زندگی او که با تسلیم در برابر ارادۀ خدا همر اه است، مصلوب شدن او ورستاخیز او ، تنها فیض خدا قادر بود که انسان ر ا پس از هبوط نجات دهد.

این بشارت ظهور  در عهدعتیق آمده بود. عهد عتیق دارای اهمیت بسزایی است که در دعاهای روزانه قرائت می شود ومتنی ر ا برای بسیاری از قسمتهای متفرق عشای ربانی تهیه کرده است. پیشگوئی مسیحایی که در  مور د مسیح تحقق یافته ریشۀ مرکزی الهیات کاتولیک رم است.مادر خداوندگار ما، هم از نظر عقیده وهم از نظر تقدیس در کاتولیک رم دار ای همان موقعیتی است که در  ار تودوکس آنها را دار است. باکره بودن مریم تأکید شده است. او تا ابد باکر ه است. بنابراین عبار اتی که حاوی کلمات برادران وخواهران عیسی است ، در کاتولیک رم چنین تفسیر می شود که منظوز از برادر ان و خواهران  او عموزادگان یا دایی زادگان او هستند. از سال 1854 به بعد مسئلۀ عصمت مریم از اصول عقاید دینی بشمار امد ه است. این مسئله از دیرباز  بین الهیون مور د بحث ومجادله بوده است، اسکاتیست ها  ان ر ا پذیرفته و تامیست ها آن را ر د کرده اند.این عقیده چنین است که مر یم عذرا بطور عادی از والدین انسانی تولد یافته بود. اما بوسیلۀ فیض الهی ویژه آبستن شده بود، بدون آنکه گناه فطری را به ارث برده باشد. همچنین تعلیم داده شده که مر یم بدون گناه بالفعل بوده است. در 1950 ، پاپ عقیدۀ جدیدی ر ا اظهار داشت که بطور گستر ده در میان مردم  انتشار یافت واز پایان دور ۀ پاتریستیک مورد پذیرش عموم قرار گرفت. اما این عقیده با آنچه قبلاً به عنوان عقیدۀ قطعی بیان شده مطابقت نداشت. بدن مریم عذرا هنگام مرگ به آسمان بالا برده شد. کلمۀ ( بالا رفتن ) در مورد مر یم مشتق از (صعوذ) است که تعبیری است مخصوص خداوندگار ما.

عمل نجات بخش مسیح با تجسم او شروع شد. او مُرد تا کسانی را که دراثرهبوط آدم از دست رفته بودند بازگرداند و آنها را از گناه ونتایج ان آزاد سازد. مرگ او قربانی حقیقی بود که به وسیلۀ ان ما را از گناه نجات وبا پدر آشتی  داد.

 

 از طرف کلیسای کاتولیک رم هیچ نظریۀ خصوصی به عنوان تعلیم رسمی در بار ۀ کفارۀ گناه اظهار نشده است؛ اما تعلیم تامیسم دور ۀ الهیات ر ا بر اساس آشتی انسان با خدا قرار داده است. فعل مسیح ابتدا بعنوان رضایت نیابتی تلقی شده است. خداوندگار ما اطاعتی راکه وظیفۀ ما بود به پدر ارائه داد. در اینجا رضایت بالاتری وجود دارد که او از میان آن مزایای بسیاری را به دست اورده وما نتایج ان را می بریم. مسیح همچنین با رنجها ومرگش تخلفی ر اکه نسبت به ارادۀ خدا به عمل آمده بود، ودر نتیجۀ آن ما گناهکار شدیمۀ جبران کرد.

ج : تبرئه یا نیل به نجات

از اغاز اصلاحات عنوان بالا یک موضوع اساسی برای جدال بین کلیسای انجیلی و کلیسای کاتولیک رم بوده است. در اینجا مسئلۀ اساسی تعریف حدود نجات است که در نتیجۀ مساعدت انسان حاصل می شود . کلیسای ارتودوکس هرگز با این مسئله ارتباطی برقرار نکرده و مشکل به نظر میرسد که از اهمیت آن آگاه باشد.

ایمن مسئله در الهیات جهان مسیحیت غرب از عهد اگوستین مقدس به بعد یک مسئلۀ اجتناب ناپذیر بود ه است. تعلیم کاتولیک رم دربار ۀ حقانیت نجات، پس از بحثهای طولانی بر اساس یکی از مواد تصویب نامۀ شورای ترنت تثبیت شد. این یک شاهکار تئولوژیک ر ا که در آن تمایلات مخالف کاملاً با یکدیگر آمیخته شده بود نشان می دهد. 

نمونه های زیر حاکی از اصول عقاید دراین موضوع است :

1-       تبرئه کار خداست که توسط عیسی مسیح انجام می شود، بدون فیض او هیچکس نمی تواند تبر ئه شود. در یک فصل طولانی که اختصاص به علل تبرئه داده شده است معانی مختلف کلمۀ (علت) به دقت از یکدیگر جدا شده است. علت نهایی یا هدف اصلی از تبرئه جلال خدا ومسیح وزندگی ابدی است.علت مؤثر آن خدای رحمان است که بی منت را پاک می کند.علت شایستۀ آن ( فرزند عزیز و محبوب و تنها مولود اوست) ما تبرئه شدۀ (رحمت الهی هستیم برای خاطر مسیح)  تبرئۀ ر ایگان و بدئن اینکه چیزی در مقابل آن پرداخت شود صورت می گیرد.قبل از تبرئه هیچ چیز بوسیلۀ انسان انجام نشده ، چه ایمان و چه اعمال، و او بدون اینها می تواند فیض خدا را به دست اورد.

2-       از انسان این انتظار  است که نقش خود را ایفا کند.کما اینکه نقطۀ شروع تبرئه براساس فیض خدا قرار دارد. انسان باید خود را موافق و مساعد با آن قرار دهد. او در  برابر  فیض خدا بی اراده نیست.

 

 یک حکم شرعی برضد لوتری ها، تکفیر می کند کسانی را که معتقدند انسان در خلال نجات مانند موجود بیجانی است که نه می تواند در صور ت انتخاب شدن امتناع ور زد ونه می تواند با اجابت دعوت خدا فیض الهی را مساعدت کند. توبه وایمان ( اعتقاد به وحی الهی) امادگی لازم را برای نیل به نجات فراهم می سازد. حکم تکفیر شدیدی صادر شده است برضد کسانی که ادعا کر ده اند کوششهای انسان برای امادگی خود جهت در یافت فیض الهی گناه است.

3-       اظهار ات (پولین) مبنی بر اینکه انسان تبرئه شده است چنین میر ساند که ایمان آغاز نجات است نه اینکه ما توفیق تبرئه ر ا به دست آورده باشیم . به عبارت دیگر  اعتقاد به اینکه ما تبرئه شده ایم ر د شده است زیرا این عقیده تلویحاً می رساند که برای شخص گناهکار تنها ایمان کافی است . وحدت کاتمل با مسیح علاوه بر ایمان، عشق وامید را هم لازم دارد. چنانچه جیمس مقدس میگوید : (ایمان بدون عقل ارزشی ندارد) بنابراین ایمان لازم برای نجات عبارت است از : ایمانی که با عشق توأم باشد. یک حکم شرعی برضد لوتری ها وجود دار د که در ان اعتقاد به ایمان لازم برای تبرئه محکوم شده است.اعتقادی که عبارت است از اطمینان کامل به رحمت الهی که گناهکار را مورد عفو قرار می دهد. بر طبق حکم شرعی دیگر ، باز بر ضد لوتری ها ، انجیل تنها ، بدون توجه بیشتر نسبت به عمل، احکام زندگی جاوید را وعده نمی دهد، احکامی که می تواند به وسیلۀ یک انسان تبرئه شده که با فیض خدا زندگی می کند، رعایت شوند.

4-       تبرئه : یک استحالۀ حقیقی ر ا در انسان به وجود می اورد وصرفاً دریافت تبرئه مسیح وامرزش گناهان نیست. شورا، خود را سخت از تعالیم لوتری دربار ۀ تبرئۀ قضایی محض جدا می کند همانگونه که از شعار حزبی لوتری.

برای انجام تبرئه باید فیض وعشق به قلب القا شوند. تبرئه همچنین موجب تطهیر و احیای مجدد است. در عبار تی از اگوستین مقدس چنین نقل شده است که انسان نادر ست در اثر تبرئه   (درستکار)می شود. ما تنها درستکار تلقی نشده ایم بلکه در ستکار نامیده شده ایم و این چنین می شویم اگر در ستی را طبق اندازه ای که روح القدس به هر انسانی به مقتضای مساعدتش می دهد،  در خود جذب کنیم.

5-        تبرئه با ویژگی سه بعدی اش بطور خاصی با شعایر ارتباط دارد. علت مؤثر تبرئه عبارت است از شعار تعمید. غسلی که موجب تولد تازه وسبب انتقال فیض خدا می شود. اشخاص تبرئه شده ممکن است به خاطر کفر یا برخی از گناهان مهلک دیگر، فیض از انها قطع شود  ونعمت تبرئه را از دست بدهند. اما در توبه ، که ضرورت ان برای کسانی که مایلند فیض مجدد خدا را دریافتکنند ثابت است، ممکن است انها که سقوط کرده اند دوبار ه تبرئه شوند وفیضی راکه از دست داده اند دوباره بازیابند. متمم حکم شرعی، این اصل را که می گوید: ( انسان می تواند بدون توبه فیض از دست رفته را بازیابد) محکوم می کند.

 

6-        کسانی که از تبرئه برخوردار می شوند رشدی در راستی و درستی برای انها حاصل می شود. عدالتی که بوسیلۀ فیض خدا دریافت شده است بصورت ایمان و اعمال پسندیده رشد می کند .عدالت انسان را بطور تصاعدی بالا می برد. در اینجا تصور می شود که رشد عدالت انسان بوسیلۀ اعمال نیک حاصل می شود ودر اثر آن به دریافت تاج  عدالت، که پولس در رسالۀ دوم خود به تیموتائوس (4: 7-8) اوردهخ نایل می کند. اگر چه اعمال نیک افراد تبرئه شده نتیجۀ فیض خدا هستند ، اما این فیض در شمول خود نسبت به فاعل استثناپذیر نیست.

7-       دکترین اعتماد به نجات رد شده است. هیچ مسیحی دینداری نباید در رحمت خدا، ارج وشایستگی یا نیروی شعایر، تردیدی روا دارد وهرکه خود را ضعیف و بی مایه تلقی کند ممکن است دچار ترس شده باشد. هیچکس نمی تواند با یقین کامل بداند که حقیقتاً باید ترس داشته باشند زیرا انها می دانند که دوباره با امید به جلال تولد یافته اند ولی هنوز در خود جلال نیستند.

از زمان شور ای ترنت اظهار ات اندکی از سوی پاپها در بار ۀ مسئلۀ تبرئه صادر شده است. ژان سنیست ها در قرن 17 روی تعالیم اگوستینی دربار ۀ عدم  صلاحیت انسان برای کار نیک ولزوم حتمی فیض وتقدیر به عنوان زمینه برای نجات تأکید کردند. مخالفان آنها یعنی الهیون ژزوئیت ادعا کردند که انسان نیر وی انجام کار نیک را داشته وقادر بوده که فیض خدا را بپذیرد یا رد کند.

دو پاپ (اینوسنت دهم ) و (کلمنت یازدهم) در اساسنامه هایشان که عبارتند از دو رساله ای که در  سالهای 1653 و 1713 نوشته شده اند از ژزوئیت  حمایت کردند. این آراء نمایشگر یک پیر    وزی برای الهیات (سمی پلاجیانی) ژزوئیت ها برضد  مکتب افر اطی اگوستین بود.در مسئلۀ تبرئه بین کاتولیک رم  ولوتری ها اختلاف اساسی وجود دارد. طرح مسئله ونشریات تعلمی مور د   بحث به طور ویژه ای با هم فرق دارند. کاتولیک رم اساساً به اثبات سهم انسان در تحصیل نجات وامکانات او برای سرنوشت ابدی علاقمند است . برای الهیات لوتری انجیلی اصل اساسی مرکب است از قطع امید به نجات که هر گز نمی تواند براساس فعل انسان باشد بلکه تنها بر اساس فعل خداست . آراء دربار ۀ فیض و ایمان مختلفند. از نظر کاتولیک  فیض ارمغان ماوراءالطبیعه است. نیرویی که ضرورت هیچ امکانی را برای بخشش وپاداش طر د نمی کند . دراین جدال مذهبی، فیض غالباً با دارو قیاس شده است.نیرویی که به انسان از عدم ارزانی داشته شده در حالیکه با قدرت ذاتی خود برای انجام کار های نیک حمایت می شود.

در تعالیم لوتری فیض منحصراً رحمت خداست که گناهان را مورد عفو قرار می دهد. نظریۀ لوتری همچنین ایمان را به عنوان اطمینان یا اعتماد تعریف می کند وبس، در صورتی که در کاتولیک رم به عنوان ایمانی که با عشق بنا شده از ان یاد می شود.

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۱
تگ ها: مقاله و دین
comment نظرات () لینک