دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ مهمترین کلیساهای ارتودوکس

مهمترین کلیساهای ارتودوکس

 

1      ) اسقف نشین قسطنتینیه

 اسقف  اعظم قسطنتنیه ( که ز مانی پایتخت مملکت امپر اطوریث بود ) د ومین اسقف موجه و با نفوذ  رم بود .او هنوز حامل عنوان ( اسقف اعظم جهان ) است وبر تمام سراسقفان کلیساهای شرق تقد م دار د . نیم تاج سلطنتی ر ا بر سر می گذار د و نشان عقاب امپراطور ی بیزلنس ر ا به سینه می پسباند  . از سال 1453 که در  قسطنتینیه فتح شد ، اسقف اعظم زیر نفوذ  ترک ها قر ار  گر فت و برای چند قر ن عزل و نصب او به دلخواه آنها صورت می گرفت .  کلیساهای ار تود وکس فنلاند و چکسلواکی خود را تحت اختیار  قانونی او می دانند  .

2 )   اسقف نشین اسکندریه

کلیسای ارتود وکس مصربه دوعلت اعتبار خود را تا اندازه ای از دست داد : یکی تفرقۀ منوفیزیت ها ( یا یعقوبی ها که بر خلاف کالسدونی ها معتقدند  صفت الهی و انسانی مسیح سبب به وجود آمدن یک طبیعت شده است )  و دیگر حملۀ اعراب .

3      )اسقف نشین انطاکیه

توسعۀ قلمرو این کلیسا زمانی به فرات می رسید و در قرن 4 شامل 200 اسقف نشین بود . پس از بروز اختلافات مونوفیزیست ها و نستور ی ها  و رشد اسلام درقرن 5 به بعد مراکز اسقف نشین از اهمیت افتادند  و تقریباً از  بیثن ر فتند . درحال حاضر اسقف اعظم این کلیسا در  دمشق زند گی می کند .

4) اسقف نشین اورشلیم

انحطاط اسقف نشیثن اورشلیم به علل مشابه حتی بیش از سایر اسقف نشینها بود . در حال حاضر بیشترعضو آن فلسطینی هستند

5) کلیسای روس

ر وسیه ، مذ هب ارتودوکس ر ا در  قر ن 10 از قسطنتنیه اخذ  کر د .در  سال 955 اُلگا همسر د وک بزرگ ر وسیه در  قسطنطنیه تعمید یافت .در  سال 988 نوۀ او د وک ولادیمیر  مبلغان مذ هبی یونانی را با خود به ر وسیه برد و مسیحیت ر ا به کمک نیروی نظامی ر واج داد وتنها با مقاومت کمی روبه رو شد .

کلیسای روسیه بعنوان شاخه ای از کلیسای بیزانسی ، وابستگی خود را به کلیسای قسطنطنیه ادامه داد . این کلیسا در ابتدا بوسیلۀ نمایندۀ سیاسی سراسقف در  شهر  کی یف که از  طرف  اسقف اعظم قسطنطنیه نمایند گی داشت اداره می شد نه به وسیلۀ خود اسقف اعظم .

به مرور زمان در داخل روسیه مرکز ثقل از کی یف به مسکو که محل کار سراسقف از سال 1328 به انجا منتقل شده بود جابجا شد . با سقوط قسطنطنیه در  سال 1453 کلیسای روسیه نیز از تحت سلطۀ اسقف اعظم خار ج شد .

هنگامی که ، قسطنطنیه یا رم  دوم به دست تر ک ها افتاد ، این نظریه در روسیه شایع شد که مسکو روم سوم است و کلیسای روسیه به عنوان ( کلیسای مقدس جوار ی رم سوم ) توصیف شد ، در حالیکه با درخشش ایمان حقیقی خود به انتهای زمین نور افشانی می کرد .در سال 1589 مسکو که مقر سراسقف بود به اسقف نشین تبدیل شد و از آن پس کاملاً با قسطنطنیه قطع رابطه کرد . اسقف اعظم دارای همان مقام و رتبه ای بود  که چهار اسقف اعظم قدیم داشتند به اضافۀ داعیۀ جدید دارا بود ن عنوان ( اسقف اعظم ممالک روس و رم جدید ) که هم اکنون نیز دارای این عنوان است .

در روسیه ، کلیسا و دولت متحداً روش واحدی را به منظور گسترش نفوذ کلیسا آغاز می کردند . بعد از مشاجره ای که میان اسقف اعظم و پترکبیر رخ داد منصب اسقف اعظم از  سال 1700 بی سرپرست ماند و در سال 1721 قانون اساسی جدیدی برای کلیسا وضع شد .

در این زمان کلیسا بوسیلۀ یک شورای جامع که ( مقدستر ین شورای کلیسا ) خوانده می شد اداره می گردید و امور روحانی  تحت نظر وزیر تزارکه مردی غیرروحانی بود انجام  می گرفت . چون اعضای دفتری شورای کلیسا بوسیلۀ تزار تعیین و منصوب می شدند و کلیۀ اقدامات بر رأی او متوقف بود محصول کارصرفاً قیصر پاپی بود .

ویرانگرترین اثار اتحاد میان کلیسا و د ولت بعد از انقلاب 1917 به ظهور  پیوست . کلیسا در آن زماغن از اتحاد با رژیم قدیم زیان می دید . در زمان انقلاب ، کلیسا از حکومت جدا شد . در پاییز سال 1917 شور ایی تشکیل شد و مقام سرساقفی د وباره تثبیت گردید و( تیکن ) به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد ، لکن کلیسا برای مدتی در برابر یک آزمایش قرار گرفت . کلیة اموال کلیسا کلی شد وبعضی از ساختمانها به باشگاه سینما و امثال آن مبدل گر دید ، هرچند اکثر آنها هنوز درخدمت دین قرار داشتند .دانشکده های الهیات بسته شد و در مدارس ؛ تعالیم مذ هبی جای خود را به افکار لنینی داد . جفای بی وقفه در سال 1918 شروع شد و هزاران نفرشهید شدند . درخلال این جفاها فداکاری روس ها نسبت به کلیسایشان آشکار  شد  . از سال 1921 به بعد مقامات غیر مذ هبی سیاست  خود را تغییر دادند ، و ازکمونیسم در داخل کلیسا حمایت کر دند .این جمعیت از هم پاشید و از نو جمعیت جداگانه ای تحت عنوان ( کلیسای ز نده ) تأ سیس شد . دولت که چندین کلیسای جامع تحت اختیار خود داشت از عقیدۀ کسانی که می گفتند کمونیسم از تعالیم مسیح سرچشمه گرفته طر فدار ی میکر د . هر  چند این طرز تفکر ابتدا مور د تأیید اسقف نشینهای جهان قر ار  گر فت لکن بعدها از درجۀ اعتبار ساقط شد .

پس از شکست نسبی این سیاست ، جکومت بار دیگر ضدیت آشکار خود را با مسیحیت از سر گرفت . تظاهرات واجتماعات و هرگونه تعلیمات مسیحی را منع کرد و به تبلیغات کینه آمیز ضد مسیحی پر داخت . جنبش الحادی پیشسرفت عظیمی کرد  ولی کلیسا توانست خود را از خطر نابودی برهاند  . بموجب قانون 1929 عبادت آزاد شد ولی تبلیغات مذ هبی و هرگونه فعالیت متشکل مسیحی جدا ازعبادت ممنوع اعلام گردید .

 

 این مقررات در قانون اساسی 1936 تکرار شده بود  ، ولی با شروع جنگ 1941 تغییری درآن حاصل شد . تبلیغات ضدمسیحی متوقف شد و کلیسا به حال عادی بر گشت . درسال 1943 با موافقت اولیای حکومت ، سرجیوس بعنوان اسقف اعظم منصوب شد اما هیچگونه تغییری در موارد تفکیک رسمی کلیسا از حکوکت به عمل نیامد . اجازۀ تأ سیس انستیتوی الهیات و تعدادی دانشکدۀ مذ هبی برای تربیت کشیش صادر شد .

درخلال دهه های متعدد گذ شته کلیسای روسیه با ضربات شکنند ه ای روبرو شد که از جمعیتهای مهاجر خارج روسیه سرچشمه می گرفت . به هرحال ، مردم غیرروحانی کمتر از آنچه انتظار میرفت تحت تأثیر این تجزیه ها قرار گر فتند . برای مردم فداکار روس کلیسای ارتود وکس یک عنصر حیاتی است وفداکاری آنها نسبت به این کلیسا و عبادت آن امروزه یکی از زیباترین ویژگیهای حیات جهان مسیحیت است .

 6) کلیسای بلغاری

مسیحیت پیش از آنکه به روسیه بر ود در قرن 9 به بلغارستان ر سوخ کرد . شاهز ادۀ بلغار در انتخاب رم یا قسطنطنیه تردید به خرج داد لکن سرانجام چون رم حاضر شد بلغارستان را بعنوان یک مرکز سراسقفی مستقل بشناسد قسطنطنیه را بر گزید . 

( سیر بل ) ( 826- 869 ) و ( متودیوس ) ( 815- 885 ) مشهرتر ین مبلغانی بودند  که درمیان بلغارها کار کردند و آداب دینی را به زبان اسلاو معمول کردند . سراسقف بلغارستان ، بعدها عنوان اسقف اعظم را برای خود برگزید و استقلال داخلی کلیسای بلغار بوسیلۀ قسطنطنیه در قرن 9 پایه گذاری شد .از آن تاریخ به بع دمردم و کلیسای بلغار ستان از تحولات پیش آمد ه تجربیات بسیاری اندوختند . اسقف نشینی ممنوع شد . به هر حال کلیسای بلغار ستان بی سرپرست باقی ماند و قوانین اساسی خود را در سال 1883 تنظیم کرد .

7) کلیسای صربی

مسیحیت درقرون وسطا توسط مبلغان یونانی و رمی به صربستان راه یافت ، لکن مردم این منطقه تا قرن 9 که آداب دینی به زبان بومی تر جمه نشده بود هیچگونه علاقۀ عمیقی به دین جدید نشان نداده اند . اسقف نشین صربستان که درسال 1351  تأسیس شده بود . بعدها به دست تر ک ها منحل شد و درسال 1878 مجدداً تأ سیس گردید .

8) کلیسای رومانی

مسیحیت در شکلف لاتینی خود در  اوایل قر ن 3 به رومانی راه یافت ، لکن آداب دینی بیزنتینی در آغاز قرون وسطا به آنجا معر فی شضد . زبان کلیسا ابتدا اسلاو بود ، بعد یونانی و سرانجام رومانیایی شد و یک اسقف نشین مستقل در سال 1925 در رومانی تأ سیس گردید .

9) کلیسای یونانی

روایات تاریخ کلیسای یونان به عصر حوار یون برمی گردد . در  قرن 4 این کلیسا به ایالت ( ایلیر یا) که اسقف نشین رم بود  وابسته شد . این ایالت به دست امپراتور ( لئو ) ( 717- 740 ) تحت کنترل اسقف نشین قسطنطنیه درآمد . جنگ آزادیخواهی یونان درقرن 19 نه تنها استقلال ملی ر ا تأ مین کر د بلکه استقلال داخلی کلیسا را هم در بر داشت . کلیسایی که در  سال 1833 تأ سیس و متشکل شد قوانین اساسی جدیدی در سال 1923 وضع کر د که به موجب ان کلیسا از حکومت فاصله گر فت و تا حد زیادی استقلال یافت .

10) دیگر کلیساهای ارتود وکس

پس از جنگ جهانی اول کلیساهای ارتودوکس فنلاند ، استونی ، لتونی ، لیتوانی ، لهستان و چکسلواکی استقلال داخلی یافتند ولی فنلاند و پکسلواکی اخیراً پیرو قسطنطنیه شدند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک