دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای ارتودوکس ( اصول اعتقادی )

اصول اعتقادی

منابع و مآخذ اصول اعتقادی ارتودوکس عبارتند از کتاب مقدس و سنت .

حد قانون شرعی کتاب مقدس هرگز بطور رسمی تعیین نشده است . کلیسای ار تود وکس ترجمۀ یونانی عهدعتیق را برگزیده و بدین ترتیب متن غیرعبری را به عنوان قوانین شرعی کتاب مقدس عبری پذیرفت .  کلیسای روس که تحت دیکتاتوری پتر کبیر قر ار  داشت – و او خواهان پیروی از پروتستان بود – موقتاً استفاده از متن غیر عبری عهدعتیق را به عنوان قوانین شرعی به جای متن عبری منع کرد ولی بعدها کلیه قوانین کتاب مقدس ار توذد وکس دوبار ه بصور ت اولیه بر گشت . درمتن انجیل ار تود وکس نوشته های یونانی و لاتینی بخش جداگانه ای را تشکیل نمی دهند ، اما آنها در  قسمتهای مختلف کتب دیگر درج شده اند .

در ارتود وکس سنت بعنوان شاهرگ حیاتی ای که از میان تاریخ کلیسا عبورکرده تلقی می شود ، نه به عنوان یک میراث غیرقابل تغییر که خود به خود به دست آنها رسیده باشد . این مطلب در اسناد قطعی تاریخی مجسم شده اما اینطورنیست که سنت به تنهایی اصول اعتقادی کلیسا ر ا تشکیل بدهد یا تمام خواسته های آن را تأ مین کند .

معیارهای اعتقادی بطوردقیق به شرح زیر هستند :

1)  اعتقادنامۀ نیقیه – قسطنطنیه که غالباً در آداب عشای ر بانی بکار می رود و زیربنای ارتود وکس خواند ه شده است .

2      )  تعاریف اعتقادی هفت شورای کلیسایی جهانی

دو اثر که در قرن 17 به منظور  دفاع از تمایلات پروتستانی در داخل کلیسای ار تودوکس نوشته شده اند بهعنوان معیارهای مادون برای ایمان تلقی گردیدند . درسال 1638 ( پتر موگیلا ) ( 1597- 1646 ) نمایندۀ سیاسی کی یف اعتراف نامه ای به ناغم اعتراف نامۀ ارتودوکس به زبان لاتینی نوشت . این کتاب به یونانی جدید ترجمه شد ودرسال 1643 مورد تأیید کلیۀ سراسقفهای ارتود وکس قرار گرفت . 
( دوسیتیوس  ) ( 1641- 1707 ) سراسقف اورشلیم هم شرحی در بار ۀ ایمان نوشت که معمولاً به اعتراف نامۀ د وسیتیوس معروف است و مورد تصویب شورای کلیسایی اورشلیم در  1672 م. قرار گرفت وبه همراه نامه ای از سراسقفهای یونان به روسیه فرستاده شد . مدتی بعد این کتاب برای اسقف انگلیکان فرستاده شد تا نمایشگر جوهر ارتودوکس باشد . به هرحال ، اخیراً الهیات ارتود وکس به شدت تأ کید می کند که این اسناد از آن اهمیت و اعتباری برخوردارنیستند که اصول شور ای جهانی کلیساها دا رند . درعین حال مهمترین اصل اعتقادی سنتی ار تودوکس آداب عشای ربانی است .

چهرۀ واقعی الهیات ار تود وکس مخلوطی است از مفاهیم کتاب مقدس با عقاید نوفلاطونی دربارۀ خدا .

از یک طرف خدا وجود حقیقی و کمال مطلق است واز طرف دیگرخالق ، خدای تاریخ و پدرخداوند گار، عیسای مسیح است .

اصل تثلیث هستۀ مر کزی الهیات ارتودوکس است . همانگونه که رهبران الهیون معاصر مقررداشته اند این اصل از کلیۀ شعایر دینی مهمتر  است ، اقانیم سه گانه مکرراً در آیین عشای ر بانی مور د پر ستش قرار گرفته و از آنها حاجت خواسته شد ه وهمواره بین پدر ان روحانی قدیم و الهیون جدید مور د بحث و تحقیق بوده است .

 


دربحثهایی که دربارۀ این موضوع می شد، کلیسای غرب سر سختانه از داخل کر دن ( پسر) در  اعتقادنامه ای که بعنوان اصلاح اصل تثلیث کلیسای تجزیه نشده برگزیده شده بود انتقاد کرد . اقانیم ثلاثه ، جهان مرئی و نامرئی را آفریده اند  . محرک و علت اصلی آفرینش نخست خدا بود که خواست موجودات دیگردر رحمت و جلال او شرکت جویند .

عالم مجردات تر کیبی است از فرشتگان که از دسته های زیادی تشکیل می شوند  : ملائک ، رؤسای ملائک ، اسر افیل ، کروب ، نیروها ، سلطنتها و مانند  آنها .

دستۀ ملائک غالباً در آیین عشای ربانی ذ کرمی شوند  . آنها نه تنها در برابر عرش خدا ایستاده و خدا را ستایش می کنند  ، بلکه همچنین به عنوان فرستادگان خدا درآسمان شفاعت می کنند و به عنوان فرشتگان نگهبان به محافظت انسانهای روی زمین مشغول هستند . فرشتگان رانده شده بصورت دیوها و شیاطین در آمد ه اند  .

انسان به هردو جهان تعلق دارد و چنانکه یوحنای مقدس دمشق ( 675- 749 )  گفته است : ( انسان حلقۀ ارتباطی است بین این جهان و جهان دیگر  ) . او درابتدا کامل آفریده شده بود ، منظور نظرخدا بود ، طمع ، فنا و تأ ثیر پذیری دراو راه نداشت . پس ازهبوط تمام این اوصاف عالی ذاتی را از دست داد وبا اراده و نیر وی آزاد ، که تا حدود ی محدود  بود ، رها شد تا کار نیک انجام دهد . آن صورت خدایی که انسان به آن صورت آفریده شده بود از میان رفت اما به کلی محو نشد . درشرق تأ کید کمی روی گناه اصلی وجود دارد .مرگ وفنا ( که از لوازم گناه هستند ) در  اثر هبوط آد م نصیب انسان شدند ، ولی ار تود وکس جر م گناه را موجب فنا نمی داند . تصور شرق دربارۀ گناه تا حدود ی دراثر جدال بین اگوستین و پلاگیوس که شکافی در اصول اعتقادی غر ب به وجود آورده بود ، پدید آمد .

 

برا ی نجات ما ( بر طبق اعتقادنامۀ نیقیه ) (( پسر خدا در  پُری زمان به صورت انسان درآمد  .او انسانیت ما ر ا با همۀ ضعف و مر گ و فناپذیری اش به خود بست . او در  جر یان رستاخیزش ذات تباهی پذیر ما ر ا بار  دیگر  بهبود بخشید و طبیعت انسان را ملکوتی ساخت )) . به گفتۀ اتانسیوس مقدس ( او به صورت انسان در آمد  تا ما بتوانیم ملکوتی شویم ) .

هستۀ مرکزی مسیسح شناسی درارتودوکس عبارت است از اصل اتحاد و طبیعت دریک شخص . تاریخ ارتودوکس نمونه های زیادی از فداکار ی نسبت به موضوع اصلی اتحاد خدا و انسان درشخص واحد یعنی مسیح تهیه کرده است  بدون اینکه توجه زیادی نسبت به جنبه های واقعی تر  تار یخی شخصیت مبذ ول دارد . این رمزمسیح است ، رمزی که ایمان اقتضا می کند درآن بحث زیادی بشود .البته ارتودوکس همچنین می تواند مسیح ر ا به عنوان یک شخصیت در لابه لای تار یخ بپندار د ولکن همیشه در او اتحاد خدا و انسان را می بیند .دراعتقاد مذ هبی عمومی ، طبیعت خدایی او جنبۀ انسانی اش را تحت الشعاع قرار می دهد .

با اینکه مسیح شناسی ارتود وکس برمبنای توجه به آخرین جزئیات شناخته شده استوار است ، اعتقاد به نجات توسط مسیح یا عقیدۀ فدیۀ آن توسعۀ چندانی ندارد . به هرحال ، دو جنبۀ مشخص باید تذ کر داده شوند . نجات تنها رهایی از گناه نیست ، بلکه رهایی ازگناه بعنوان یک نیر وی رهایی بخش ازمرگ و فساد است . عقیدۀ نجات بعنوان پیروزی بر مرگ یا به عنوان ملکوتی شدن انسان که درالهیات یونانی موضوعی است آشنا و قد مت آن به ایرنئوس مقدس می رسد ، امروزه بر الهیات ار تودوکس حکمفر ماست . علاوه براین ، فدیه ای که بوسیلۀ مسیح صورت گرفت تنها به مصلوب شدن او مربوط نمی شود بیلکه به سراسرزندگی او ارتباط دارد . این ازطریق تجسم بود که خدا و انسان یکی شوند وعمل نجات ممکن شد . مرگ مسیح بعنوان یک قربانی برای کفارۀ گناهان به حساب آمد ، اما عقیده به اینکه مرگ مسیح فدیه ای بود که برای نجات انسان به شیطان پر داخته شد بیشتر  یک فکریونانی است .به هرحال ، ارتودوکس معتقد است فدیه تنها از مرگ مسیح به وجود نیامده بلکه بخاطر رستاخیز اوست . درهیچ کلیسای دیگرعقیده به مؤثر بودن رستاخیز در امر نجات به اهمیت کلیسای ارتود وکس نیست ، و این تنها به الهیات مربوط نمی شود بلکه درآداب دینی و ایمان شخصی نیز این چنین است .

 

مریم عذرا ، هم در الهیات و هم درزندگی کلیسایی دارای موقعیت خطیری است . از شورای افسس ( 431 ) به او لقب ( مادرخدا ) داده شد واز دومین شورای قسطنطنیه ( 553 ) عنوان ( همیشه باکره ) ازجمله اوصاف او به شمارآمد . او باکره است ( قبل ازتولد ، درحال تولد ، و بعد ازتولد ) آداب دینی پر است از ستایش مریم ، مادر خدا ، و نام او تقریباً درهرجا که نام خداوند ما یا اقانیم ثلاثه به میان می آید وجود دارد . از آن جهت که گناهان کبیره در کلیسای ارتودوکس نقش مهمی ندارند ، ارتودوکس برای مسئلۀ ( آبستن شدن در عین پاکدامنی ) تعلیمی نیاورده است . بعضی از دانشمندان علم کلام ادعا می کنند که مریم مصون از گناه نبوده است زیرا بیگناهی صفتی است که تنها به مسیح تعلق دارد . ارتودوکس ها در 15 اوت به یادبود صعود مر یم به آسمان جشنی برگزار می کنند . این جشن از قرن 5 رسم شد و ازشرق به غرب سرایت کر د .

برخلاف غرب ، کلیسای ارتودوکس هیچگونه تعلیمات دربارۀ فیض خدا ندارد . متخصصان علم کلام درغرب مجبورشده بودند  درمسئلۀ ارتباط میان فیض خدا و ارادۀ آزاد ازطریق بحثهای پلاجیان * ، دخالت کنند . ( پلاجیان * : پیروی ازراهب انگلیسی به نام پلاجیان که معتقد بود گناه مور وثی بشر، فکری است بی معنی و از اینرو تعمید وزایش نوین لزومی ندار د )

کلیسای شرقی هم کمی تحت تأ ثیر این مشاجره قرارگرفت . پلاجیانیسم ، در شورای افسس ( 431 ) محکوم شد ، ولی شرقی ها کمی به آن علاقه نشان دادند . آنها که گاهی شکل پلاجیانیست های صریح به خود می گر فتند به بحث دربارۀ ارادۀ آزاد انسان ادامه دادند ، لکن درهمان وقت به ناچارمسئلۀ ضرورت فیض  خدا را هم مورد قبول قرار دادند . دیدگاه شرقی می تواند به عنوان سینرجیسم یا اعتقاد به لزوم فعالیت ارادی انسان درنجات ، بهترین تکیه گاه باشد . انسان در پذیرفتن و رد کرد پیشنهاد رحمت خدا آزاد است . کوشش انسان و فیض مساعد خدا با هم برای نجات انسان کار می کنند .

آنچه درکلیسای غرب تبرئه و تقدیس نامیده شده درکلیسای ارتودوکس ( ملکوتی شدن انسان ) نام دارد . اصل تزکیه ابتدا دراسناد قرن 17 که بر ضد کلیسای لوتری و کلیسای اصلاحی تهیه شده بود یافت می شود . انسان ، تنها به وسیلۀ ایمان تبرئه نمی شود  بلکه با ایمان وعمل هردو . به هرحال طبق الهیات روس ، فیض خدا غالباً درعبارتی بیان شده که تدریجاً می رساند که عمل کوچکترین ارزشی برای نجات انسان ندارد . ما ، هیچ هستیم و بدون فیض خدا برهیچ چیز قدرت نداریم .

ملکوتی شدن انسان را می توان به قطعۀ آهنی تشبیه کرد که در آتش گر م می شود . گرما درآهن نفوذ می کند  و آهن تغییر شکل می دهد بدون اینکه خاصیت آهن بودند خود را از دست بدهد . همین طورانسان هم تحت نفوذ روح القدس قرار میگیرد .بدین ترتیب ، بدن انسان نیز که با رستاخیز از فنا رهایی یافته مشمول ملکوتی شدن می شود .

انسان ، بوسیلۀ کلیسایی رهایی و نجات می یابد که در الهیات ار تود وکس به عنوان مجمعی از مردم که خدا ترتیب داده است و در ایمان ارتودوکس ، قوانین الهی ، روحانیت ، و شعایر دینی متحد شده اند . اما این کلیسا با تشکیلات کلیسای ارتودوکس روی زمین یکسان نیست . این کلیسا شامل تمام کسانی که همراه با تشکیلات کلیسای ارتود وکس روی زمین یکسان نیست . این کلیسا شامل تمام کسانی که همراه با مسیح هستند چه در آسمان و چه در زمین می شوند . این  دوعنصرکه غالباً به ترتیب ( کلیسای در ونی ) و ( کلیسای برونی ) نامیده می شوند ، یک عنصرکامل را تشکیل می دهند  . این جنبه که درالهیات و اداب دینی ارتودوکس برجستگی دارد . بخصوص درحرمت مقدسان مشاهده می شود  .

بر پادارندگان کلیسای روی زمین به دو دسته تقسیم می شوند : ر وحانیان و افراد غیر روحانی ، که وجود این هر دو دسته برای موجودیت کلیسا ضروری است .

 

رهبری کلیسا با عیسای مسیح است و به هیچ انسانی بستگی ندارد .نمایندگان عیسای مسیح درکلیساهای فردی اسقفهایی هستند  که قیم و پیشوایی روحانی اند و اقتدارات و اختیارات آنها از او سرچشمه می گیرد . درخلال همین مرحلۀ اسقفی است که مسیح وعدۀ خود را مبنی بر اینکه تا ابد با کلیسا خود خواهد بود عملی می کند . وجود اسقف برای کلیسا لازم و ضر وری است همانگونه که خورشید برای جهان طبیعت . بدون اسقفها ، کشیشها قادرنیستند گلۀ مسیح را چوپانی کنند . منصب اسقفی از نسلی به نسل دیگربه عنوان میراثی به حواریون منتقل شد که خود نشانه ای است از رسالت کلیسا . اما اسقفی به تنهایی نمی تواند پُری و کمال کلیسا را که برای آن ، مناصب پایین ترو افر اد غیرروحانی ضروریت است ، اظهارکند .

 به موجب اصول اعتقادی ارتودوکس ، کلیسا ازخطا مصون است . این صفت برتمام کلیساها منطبق می شود ، و اختصاصی به اسقف یا اسقف اعظم ندارد .

این همان سنت متفق الرأی کلیساست که مصون ازخطاست و نگهبانان آن ، هم ر وحانیان هستند و هم افراد غیر روحانی . این تصوراجماع صحیح که به عنوان آخرین مأخذ با عنوان ( سابورنوست ) اظهارشده ازویژگیهای الهیات روسی است .

این عقیدۀ سنتی ، به کلیسای ارتودوکس مأخذیتی می دهد که با آنچه در  کلیسای کاتولیک رم وجود دارد کاملاً متفاوت است . برخی ازمتکلمان ار تود وکس تعبیر ( مأخذ  روحانی ) و همین طور( مأخذ  قضایی ) را برای کلیسا نمی پسندند و معتقدند اگرکلیسا را جویی از زندگی و فیضیث که از خود مسیح ناشی شده بدانیم ، بهتر است از اینکه آن را یک مؤسسۀ حقوقی تلقی کنیم .

ارتودوکس براستی صاحب چشم اندازقابل ملاحظه ای ازمعادشناسی است واین مسئله در ارتودوکس جای چشمگیرتری دارد تا درجهان مسیحیت غرب .

 

به همین جهت است که کتاب وحی ، کتاب خواندنی مورد توجه ارتودوکس است . برخی ازمتکلمان مانند ( بر دیااف) ( 1874- 1948 ) غرب را به قصوردراعتقاد جدی به باز گشت مسیح و ایجاد کشمکش میان مسیح و ضدمسیح متهم کرده اند ، و این یک قصورکلامی بود که واکنش آن هم اکنون در اوضاع و احوال کنونی جهان غرب قابل لمس است . برای نویسندگانی مانند ( داستایوفسکی ) ( 1821- 1881 ) و ( سولوویثف ) ( 1853- 1900 ) این عقثاید تقریباً بصورتی درآمده که همواره فکر آنها ر ا آزارمی دهد .

پس ازمرگ ، روح مورد محاکمه موقت قرار میگیرد ودریک حالت برزخی واقع می شود ودر انتظار باز گشت به خداوند گارما و محاکمۀ نهایی می ماند . اعتقاد بر این است که مقدسان پس از مرگ مستقیماً به بهشت می روند  و به حضوراقانیم ثلاثه می رسند . به هرحال ، آنها به برکت نهایی نایل نمی شوند مگر اینکه درزند گی ابدی کلیۀ کسانی که نجات یثافته اند داخل شوند . بموجب بیانیۀ یونانیان درشورای فرارا – فلور انس ( 1439 ) مقدسان هنوز در انتظارسلطنت خدا وبرکات ناگفتنی ان به سرمی برند . برخلاف کلیسای کاتولیک رم که فقط مقدسان استمداد می کند  وبرای طلب شفاعتشان دعا می کند  ، کلیسای ارتودوکس شامل دعاهایی برای مقدسان درشعایر دینی است . درعشای ربانی کلیسای ارتودوکس برای اجداد روحانی ، پاتریارک ها ، پیامبران ، حواریون ، تبشیری ها ، شهدا و اعتراف کنند گان و به خصوص برای مریم عذرا و همچنین اموات مؤمن دعا می کنند .

به استثنای مقدسان و شهدا همۀ ارواح بعد از مرگ ازعالم ارواح عبور  می کنند . این سیربه دوجایگاه ختم می شود : فرد وس یا آغوش ابراهیم ، و ورطه یا زندان روح ، که انها برای زند گی جاوید یا مرگ ابدی روحانی به آن وارد می شوند .

 

 به این جهت ، دوران پس ازمرگ ؛ نوعی برزخ تلقی شده است . هرچند افکارتکامل یافتۀ کاتولیک رم دراین مورد از سوی الهیون ارتودوکس رد شده است .

 دعاها برای مردگان ازآن جهت که ممکن است باعث شوند انها نورخدا را دریابند و ازمحاکمه در امان باشند ، نافی تلقی شده  و آزادانه درکلیسای ارتودوکس مورد استفاده قرارگرفته است .

میدان دعا حتی نسبت به کسانی که درحال آلودگی به گناه وعدم توفیق به توبه مرده اند نیز توسعه دارد .

درآخرین محاکمۀ جسم همۀ انسانها بر می خیزند وبا ارواح خود متحد می شوند . بدنهای نجات یافته تغییر شکل می دهند مانند بدن خداوند گارما عیسی درکوه رؤیا یا ارواح آنها اقانیم ثلاثه را درخود مشاهده می کنند و لعنت شدگان به آتش ابدی سپرده می شوند .

تعدادی از الهی دانان ارتودکس به اصل کیفرابدی معترضند . با اینکه اعتقاد به عقیدۀ نجات عمومی در شورای قسطنطنیه ( 553 ) محکوم شده ، درکلیسای ارتودوکس تمایلی برای تجدید حیات این اعتقاد وجود دارد . بسیاری از پدران روحانی و الهی دانان جدید نمی توانند به این مطلب تن دردهند که خدای رحمان و خالق راضی شود یک روح برای همیشه مورد لعنت باشد .

حتی گفته شده است اعتقاد به امکان سعادت ابدی برای همه یکی از محکمترین سنتهای ار تود وکس است . به نظر می رسد که مؤمن خالص هم می تواند برای کسانی که به موجب تعالیم جدی کلیسا محکوم به مر گ روحانی شده اند شفاعت کند .

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٥
comment نظرات () لینک