دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ ویژگیهای کلیسای لوتری 2

                      بنابراین؛ دکترین لوتر چیست؟ سیستم دکترینی کلیسای لوتری مانند کلیسای کاتولیک رم به دقت و با جزئیات بیان نشده است . در عین حال که دیدگاههی اصلی دکترین لوتری در کمال وضوح و ضمن فرمولهای قاطع بیان شده اند ، تا حدودی مجال برای تشکیک از دیدگاههای دیگر ، خیلی بیش از کلیسای کاتولیک رم ، ولی بدون شک کمتر از جماعت انگلیکان وجود دارد.

چند نسخه ومتن لوتری وجود دارد که می توان آنها را درسه گروه بررسی کرد:

الف : یک شکل که غالباً در کلیسای لوتری به چشم میخورد عبارت است از تفسیر ادبی کتاب مقدس که عموماً دارای رنگ پروتستان است.این نوع بدون آنکه روی امتیاز مرامهای لوتر تأکیدی داشته باشد بر روی متون مقدس متکی هستند واصولاً تحت نفوذ پایتیسم قرار دارد. این شکل رایجی از لوترنیسم در قرن 19 بود، ولی امروزه در کلیساهای اسکاندینانوی معمول نیست.

ب: دومین نوع نسخه ها، نظر یک اصلاح طلب را به خود جلب میکند، وخود را در ویژگی و نظریات او مجسم مسکند.

 

 در هیچ کلیسایی از کلیساهای جهان مسیحیت اهمیت مقام انسانی به اندازۀ آنچه در تعداد معینی از کلیساهای لوتری مشاهده میشود مورد توجه نیسشت. کلیسای لوتری از دیگر کلیساها دراین جهت جدا می شود  که نام مؤسس روی آن گذارده شده. نوع معینی از مأخذ لوتری عبارت است از آنچه از خود لوتر به جای مانده وبه صورت اظخاراتی بعنوان مأخذ از او نقل شده است.

ج : سومین گروه ، اسناد اعترافی لوتری هستند که به جای شخص اصلاح طلب به اسناد اعترافی رسمی توجه دارند. بین نظرات شخصی لوتر ونظامهای دکترینی که رسماً کلیسای لوتری پذیرفته است  فرقهای ر وشنی وجود دارد. این امر هم در کلیسای کنونی لوتری وهم در اصول اعترافی معتبر ورایج ، در برخی نقاط، در قرنهای 19 و20 مشاهده میشود.

2-                      در الهیات قرن 19 چنین مرسوم بود که در بار ۀ دو اصل پروتستانی عموماً ولوتری خصوصاً گفت وگو شود. اصل رسمی آن متکی به پذیرش کتاب مقدس بعنوان تنها مأخذ است واصل اساسی آن دکترین نجات است.

  در بررسی دقیق تر بکاربردن اصل مبتنی بر کتاب مقدس در لوترنیسم روی هم رفته چیز ساده ای نیست. کتاب مقدس ، در زندگی کلیسایی ، تنها مأخذ   نیست، زیرا کلیسای لوتری نیز اعتقادنامه های کلیساهای پیشین  و اسناد اعترافی  خود رابه رسمیت می شناسد. ارتباط میان این مأخذها مسئله ای است که لوترنیسم درطول تاریخ خود باآن مواجه بوده است.الهی دانان لوتری قرن 17 بااثبات اینکه مندرجات اسناد اعترافی از کتاب مقدس گرفته شده اند، این مسئله را حل کردند . از اینرو کتاب مقدس (نورمانورمانس) و اسناد اعترافی (نورماتا) نامیده شدند. درعین حال که کتاب مقدس اصولاً مأخذ برتر شناخته شده است عملاً در اعترافات لوتری در پرتو اصول اعتقادی لوتر، بدون توجه به مسائل مورد بحث ، کتاب مقدس مورد تفسیر قرار گرفته است.

نمونۀ دیگر از اصول مبتنی بر کتاب مقدس از این حقیقت سرچشمه می گیرد که یموجب نظرلوتر کلیۀ بخشهای کتاب مقدس از نظر مأخذیت یکسان نیست . از اینروست که این اصل را نمی توان با معیار عادی تفسیر کرد، زیرا این مبتنی برآن است که چه چیز را کتاب مقدس بنامیم. لوتر خود بین متون مقدس ، میان آنچه به مسیح اشاره دارد وآنچه به او مربوط نیست فرق واضحی گذاشت .

 

پس از دیدگاه لوتر، حقانیت معتقدات مذهبی واداب ورسوم کلیسایی را نباید فوراً با مراجعه به فقرات کتاب مقدس به دست آورد. این امر بیشتر با مسئلۀ نجات در مسیح ارتباط بنیادی دارد. این مسئله در اسناد اعترافی بعنوان (موافقت با انجیل مسیح) تفسیر شده است. چنین وضعی درمورد کتاب مقدس درست برخلاف نظریۀ فرقه هایی از بنیادگراها از قبیل ادونتیست هاست.

در اصل 7 از اعتراف نامۀ آوگسبورگ (نسخۀ آلمانی) چنین آمده است که شعارها باید(برطبق کلمۀ خدا) انجام شوند. این مطلب با تدکید مندرجات قطعی کتاب مقدس مبنی براینکه شعارها بایددر شکل نمونه هایی که در کتاب مقدس آمده انجام شضوند، کاملاً فرق دارد، چنانچه عشای ربانی باید تا آنجا که ممکن است در شکل اخرین شام عیسی(نشستن به جای زانوزدن واز این قبیل) انجام شود، یا اینکه بهتر است تنها بالغان تعمید شوند؛ زیرا در کلیسای پیشین فقط تعمید بالغان معمول بود واین نمایشگر شکل انجیلی این شعار است.

گرچه الهیات لوتری نسل گذشته در مورد آداب ورسوم کلیسای اولیه موافقت شده بود ولی آنها به تغییر شعار عشای ربانی یا الغای تعمید کودکان تمایلی نشان ندادند. در این زمینه آنها فهم شایسته ای نسبت به اصل مربوط به کتاب مقدس درلوترنیسم نشان داده اند که براساس آن خواهان یک هماهنگی واقعی با مفاهیم انجیلی اصیل دربارۀ نجات هستند نه هماهنگی با متن مشخصی از کتاب مقدس.

امتیاز بیشتری که می تواند وجود داشته باشد عبارت است از فهم صحیح توجه به لوتر به کتاب مقدس . این تصوری مبتذل و نادرست است که لوتر کتاب مقدس را در دست عوام قرار داد وبه هرکس آزادی داد تا آن را به دلخواه خود تفسیر کند.

علی رغم اظهارات گاه وبیگاه لوتر در مورد این امر، سنت لوتری موضع گیری مخالفی نسبت به کتاب مقدس پیدا کرد. هم لوتروهم ملانکتون ، پروفسور رشتۀ الهیات بودند وکتاب مقدس را به زبان اصلی و درپرتو اطلاعات تاریخی و علوم رزبان و هنر شناسی شان مورد مطالعه قرار دادند .این وضع به کلیسای لوتری که همواره اهمیت زیادی برای تفسیر کتاب مقدس از سوی عالمان شایسته قایل بود ، کشانده شد.

 

مطالعۀ کتاب مقدس به زبانهای یونانی و عبری ، از زمانهای خیلی سابق ، در صدر برنامه های تعلیم وتربیت پیشوایان روحانی لوتری قرارگرفت . درکلیسای لوتری ، مطالعۀ تفسیرصرفاً به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیردرتعلیم و تربیت الهی به شمار آمده است .

یکی از نتایج تأکید روی معلومات ارزشمند الهی این بود که مر اکز الهیات درتاریخ کلیساهای لوتری از رونق خاصی برخوردار شدند .این حقیقت نیز در رونق مراکز الهیات نقش مهمی داشت که تا زمانهای اخیر کلیسهای محلی ملی آلمانی فاقد اسقف بودند و کلیساهای کشورهای اسکاندیناوی هرگز واجد صلاحیت وضع اصول اعتقادی ، آنگونه که مثلاً کلیسای کاتولیک رم است ، نبود ند  . یکی ازنتایج این حقیقت این بود که کلیسای لوتری همواره یک ( کلیسای معلم ) بود .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک