دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ ویژگیهای کلیسای لوتری 5

           لوترنیسم همچنین دارای چهر ۀ ویژه ای در  دکترین و عمل شعاری است. در این زمینه لوترنیسم راه میانه ای را بین کلیساهای جناح راست، که روی مراسم و تشریفات شعاری تأکید می کنند، و کلیساهای جناح چپ ، که غیر شعاری اند ، پیش گرفته است. یک روحانی آلبمانی به نام ( کلوز هارمز)(1778- 1855) در خلال جشنهای صدسالۀ یادبود اصلاحات در 1817 راه میانه ای راکه کلیسای او انتخاب کرده به طور مشخص شرح داده است. او نوشته است که کلیسای کاتولیک رم برای شعایر اولویت قایل است درحالیکه کلیسای اصلاحی به (کلمه) اولویت می دهد، ولی (کلیسای لوتری انجیلی از هردو پرجلالتر است.این کلیسا هم از شعایر شکل میگیرد وهم " کلمۀ خدا" را حفظ می کند)

در وعظ لوتری وسرود آن غالباً این فراز به چشم میخورد (کلمه وشعایر) . در اعتراف نامۀ آوگسبورگ هر دو اصل با هم بعنوان ابزاری که بوسیلۀ آنها روح القدس افاضه شده ، تذکر داده شده است(اصل 5) . این هر دو برای زندگی کلیسایی و فردی ضروری هستند و همان فیض از طریق هر دو دریافت شده است (دفاعیۀ اعتراف نامۀ آوگسبورگ)

در زمانهای اخیرغالباً شعایر در کلیسای لوتری نسبتاً در درجۀ پایین تری قرار دارد. پروتستان جدید بخصوص درقرن 19 یک مذهب غیرشعاری بود. اما درحال حاضرنشانه هایی برای تجدید نظر درهر دو جنبۀ تئولوژی وعمل شعایر وجود دارد.

 

در اسناد اعترافی روی شعایر تأکید زیادی شده است. در اصل 8 اعتراف نامۀ آوگسبورگ بر ضد دوناتیسم ( فر قۀ مسیحی تفرقه انداز در  شمال افریقا در قرن 4 میلادی) چنین اظهارشده است که شعار هرچند از شخص گمراهی صادرشود ، مؤثر وبا ارزش خواهد بود . شعار رسانۀ مؤثری برای فیض توسط ایمان دریافت کننده قرارداده نشده است، بلکه کلمۀ خدا ، قاعدۀ تعمید با وعدۀ مسیح وکلمات ابداعی درمراسم عشای ربانی واسطه های فیض هستند. درعین حال تأکید شده است که شعایر هیچگونه تأثیری ندارند مگر اینکه درچهارچوب ایمان قرار گیرند(آوگسبورگ اصل 13)

کلیسای لوتری تنها تعمید وآیین مقدی عشای ربانی را بعنوان دو شعار به رسمیت می شناسند، هرچندآمرزش گناه گاه گاهی در شمارشعایرآمده است(آوگسبورگ اصل 9-13 )

لزوم تعمید کودک کمتراز 7 سال با تدکید فراوان در اصل 9 اعتراف نامۀ آوگسبورگ یادآوری شده است.

در اصل بعدی ، رئالیسم شعاری در عشای ربانی مورد تأکید قرار گر فته است . حضورحقیقی مسیح درعشای ربانی درکلمات تنظیم شدۀ زیر (آنچنانچه در کلیسای نروژی  خوانده میشود) امده است: ( این است بدن مسیح، این است خون مسیح، ) . براساس این د کترین شعاری مهم، حضار شعار زانوزدن را انجام میدهند. در نظامهای کلیسایی دورۀ اصلاحات و پس از قرن 16 تا مدت زیادی چنین مرسوم بود که برگزار کنندۀ عشای ربانی باید قبل از شروع مراسم تعداد حضار را تعیین کند تا از تقدیس بیش از اندازۀ مور د احتیاج نان وشراب اجتناب شود. در نسلهای اخیر این عمل در مورد افرادی که بدون اطلاع قبلی دراجتماع عبادت کننده حاضر می شوند رشد یافت. بدین جهت روحانی کلیسا که نمی تواند تعداد دقیق افراد را تعیین کند، اغلب نان وشراب را بیشتر از نیاز عادی تقدیس می کند. پس از انجام مراسم عبادت، عناصر باقی مانده نه مصرف می شوند ونه جدا از عناصر تقدیس نشده نگهداری میشود بلکه برای تقدیس در عبادت بعدی حفظ می شوند. این موضعگیری در مورد عناصرعشای ربانی درکلیسای کاتولیک رم و کلیسای انگلیکان بی اهمیت تلقی شده است در حالیکه در کلیسای لوتری به خاطر اعتقاد به حضورحقیقی مسیح در این عناصر اهمیت زیادی به آن داده شده است.

 

به موجب دکترین لوتری عناصر ، بدن وخون خداوندگار ما نیستند . این تمایز در موافقت نامه به طور اساسی ، با کمی اختلاف در مفهوم ، به منظور استثنا کردن روش کاتولیک رم درستایش از این شعار، معرفی شده است.

اساس فلسفی این عمل عبارت است از فلسفۀ انجیلی عشای ربانی که پروتستانیسم به وجود آورده است. و این از هماهنگی مسیحی فلسفۀ ارسطویی با نظریۀ برتری دادن آن به مقولۀ مادۀ عناصر متمایز است. مسیح در عمل عشای ربانی ودر عناصر آن ، هنگام دریافت حاضر است ولی حضور او با هیچگونه تغییری درطبیعت یا مادۀ عناصر، که بدن وخون او را جدا از دریافت آنها توسط حضار باقی بگذ ارد، همراه نیست.

2-                      یکی از اموری که کوجب فرق میان کلیسای لوتری و کلیساهای اصلاحی می شود عبارت است از محافظه کاری آن با توجه به سازمان کلیسا، از این رو کلیسهای اسکاندیناوی مقام اسقفی را درسراسر اصلاحات حفظ کردند. کلیسای لوتری تقویم روحانی را برای خود حفظ کرد وحتی جشنهایی از قبیل جشن 25 مارس ( که اخیراً به پنجمین یکشنبه در لنت منتقل شده است) و روز همۀ مقدسان ( که درحال حاضر اولین یکشنبۀ نوامبر است) را برگزار میکند. عشای ربانی کلیسای لوتری براساس عشای ربانی کلیسای کاتولیک رم صورت میگیرد، درحالیکه کلیساهای اصلاحی از شکلهای گوناگونی پیروی می کنند. کلیساهای اسکاندیناوی (هر چند منهای کلیسای آلمانی) هنوز از لباسهای رسممی عشای ربانی کاتولیک رم  (پیراهن سفید بلند و لباس رو) استفاده می کنند. مجسمه ها وتمثالهایی از وقایع مذ کور در کتاب مقدس ، در کلیساهای لوتری وجود داشتند و امروزه در اروپای مرکزی یک کلیسای لوتری را همواره می توان بخاطر وجود صلیب در آن از کلیساهای اصلاحی باز شناخت.

3-                      لوترنیسم ر ا همچنین می توان به خاطر دکترین کلیسایی اش از دیگر کلیساها باز شناخت.تعریف کلاسیک لوترنیسم در اصل 7 اعتراف نامۀ آوگسبورگ آمده است که درآن کلیسا به عنوان (جماعتی از مقدسان که درآن انجیل به طور خالص وبدون غل وغش تدریس می شود وشعارها به درستی اجرا می شوند) تفسیر شده است.

 

در اینجا نقش کلیسا بروشنی مورد تدکید قرار گرفته است. کلیسا مکانی است که انجیل در آنجا خالصانه وعظ شده وشعارها به موقع خود اجرا شده اند. بنابراین این کلیسا نمی تواند با هیچ سازمان کلیسایی خصوصی یا یک جماعت منفرد مذ هبی مقایسه شود.هرجاکه مسیح موضوع وعظ قرار گیرد، همانجا کلیسا وجود خواهد داشت حتی اگر آن جماعت کاتولیک رم باشد.

اصرار کلیسای لوتری در مورد شکلهای ویژۀ کلیسایی از همۀ کلیساهای دیگر کمتر است.کلیسای کاتولیک رم ، انگلیکان و کلیساهای اصلاحی (به استثنای بنیادگراها) همگی در مورد نظام کلیسایی تنها بعنوان نظامی آسمانی از اصول معینی پیروی می کنند. مشکل اینجاست که آنها نمی توانند در مورد طبیعت این نظام به توافق برسند. از سوی دیگر لوترنیسم تا حدزیادی نسبت به این مسائل خونسرد است. هنوزحتی از دیدگاه لوترنیسم برای زندگی روزانۀ کلیسا شکلهای معینی لازم است. در کلیۀ حوادث ، کلیسا باید دارای وزارت باشد. اسناد اعترافی بین کشیشی جهانی کلیۀ مؤمنان و وزارت فرق زیادی قایلند. دو اصطلاح مختلف (کشیشی ) و (وزیری) بمنظور رسشاندن این دو مقام، در الهیات لوتری بکار رفته اند.کلیۀ مسیحیان با تعمید واز طریق ایمان کشیش می شوند وهمۀ خدمات کشیشی را نسبت به خدا، بوسیلۀ دعا وشکرگزاری ومهیاسازیی خویش برای زندگی فداکارانه ، انجام میدهند. مقام روحانی چیزی است که با خدمت کشیشی تفاوت زیادی دارد. این مقام را خدا بمنظور وعظ انجیل وانجام شعارها ایجاد کرده است(اعتراف نامۀ آوگسبورگ : اصل 5 )  .

   خدا کلیسا ر ا مأمور کرده است که خدکتگزار ان ر ا منصوب کند، تا انجیل را وعظ نمایند وشعارها را اجرا کنند . خدا این مقام را تدیید میکند وشخصاً با آن همراه است ( دفاعیۀ اعتراف نامۀ اوگسبورگ) . تنها کسانی  می توانند عهده دار (وعظ عمومی) شوند که (رسماً منصوب شده باشند) (اعتراف نامۀ آوگسبورگ : اصل 14 ) ، ولی در خلال احیای فکری عمومی قرن 19 وعظ افراد غیر روحانی بطورکلی از سوی کلیسا یعنوان عملی قانونی پذیرفته شد..

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک