دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای لوتری - دکترین

<

دکترین

 

تعداد کمی از مشخص ترین مسائل دکترینی لوتری : دکترین استخلاص وتبرئه به وسیلۀ ایمان در قلب سیستم لوتری قرار دارد.کلیساهای لوتری با هرگونه شکل سینرجیستی بشدن مخالفند. در مسئلۀ نجات همواره تأکید روی فعالیت یگانۀ خداست. ایمان محصول کوشش انسان نیست، بلکه هدیه ای است که خدا از طریق کلمه اش اعطا می کند. در متمم اعتراف نامۀ آوگسبورگ آمده است که استخلاص و تبرئه از طریق کلمۀ خدا حاصل می شود.

بر اساس تعلیم اعتراف نامۀ آوگسبورگ انسان در مسائل غیرمربوط به نجات دارای آزادی اراده خاصی است. مسائلی که مربوط به نجات نیست و انسان درانها ارادۀ آزاد دارد عبارت است از اموری که درستی و معقول بودن رفتار او را تضمین می کند، وخلاصه اینکه انسان دارای آزادی اخلاقی است. به هر حال ارادۀ انسان فبل از تولد تازه قادر نخواهند بود که او را برای دریافت فیض یا انجام کارهای مورد رضای خدا اماده کند.

 

 خرد طبیعی و هوش انسان از درک مسائل روحی عاجز است وقادر نیست از طریق نیروهای شخصی خود چیزی بیابد. (ارادۀ انسان نه تنها از خدا برگردانده می شود، بلکه همچنین مخالف خداست، زیرا تنها می تواند انچه شر است وبا ارادۀ خدا مخالفت دارد بخواهد و اراده کند و از ان مسرور باشد) چنین است تعلیم فرمول کنکورد .

طبیعت انسان به واسطۀ گناه اصلی کاملاً فاسد شده است ونجات تنها بر اساس فیض خدا استوار است.

سنت لوتری با امتناع از پذیرش سرنوشت ، از جنبۀ دیگر  تعالیم این اصلاحگر پیروی می کند که معتقد است هر نوع کوششی در مورد بررسی تدابیر مخفی خدا محکوم است.

 ما نباید در این امر مرموز دخالت کنیم بلکه باید باید ارادۀ خدا ر ا همانگونه که در کتاب مقدس در فقراتی ، مانند : ( خدا می خواهد همۀ مردم نجات یابند وبه معرفت راستی گرایند)( رسالۀ اول پولس به تیموتائوس 2 : 4) آمده است ، نگاه دار یم. در فرمول کنکورد فرق روشنی میان آگاهی قبلی خدا وتقدیر وسرنوشت گذاشته شده است.

کلیسای لوتری در دکترین (کفارۀ گناهان به وسیلۀ تجسم ، شکنجه ومرگ مسیح) ایدۀ تئولوژیکی خود را از کلیسای قرون وسطا اقتباس کرده است وبه ویژه در تعلیم عینی این دکترین از سنت آنسلم مقدس پیروی می کند. به هر  حال این کلیسا در دکترین آنسلم تغییر اندکی به وجود اورده وشکنجه های مسیح را که نه با رغبت ومیل خود بلکه بعنوان مجازات نیابتی از سوی ما پذیرفته است، به حساب می آورد. این مفهوم از دکترین فداکاری مسیح در تعالیم لوتری و سرودهایی که در روز قبل از عیدپاک در کلیسا خوانده می شود از برجستگی ویژه ای برخوردار است.

تئولوژی لوتری در عشای ربانی با مسیح شناسی وابسته به ان بطور واضح درمشاجرات دکترینی قرن 16 شکل گرفت. همانگونه که فرمول کنکورد نشان می دهد لوتری ها در این مسئله از تفاوتی که میان انها وکلیسای اصلاحی وجود داشت بخوبی اگاه بودند.

 

یکی از عناصر اساسی لوترنیسم عبارت است ازدکترین آن در بارۀ حضورحقیقی مسیح در عشای ربانی (اعتراف نامۀ آوگسبورگ، اصل 10) .

الهی دانان لوتری هر نوع عقیده ای را دربارۀ حضور صرفاً معنوی مسیح در عشای ربانی رد می کند. مسیح در عشای ربانی با بدن مادی خود حاضر است وحضار بدن و خون اورا با دهان خود تناول می کنند. انها که نان ر ا تناول م کنند بدن مسیح را دریافن می دار ند. فرمول کنکورد به روشنی عقیدۀ کلیسای اصلاحی را ، مبنی بر اتحاد معنوی حضار با مسیح وخوردن صرفاً نان وشراب ، رد می کند. بدن وخون مسیح از طریق یک پیوند تقدیسی با نان وشراب متحد می شود. در نتیجه افراد ناشایست از بدن وخون مسیح تنها برای تبرئه سهم می برند نه برای تسلی وزندگی.

همانگونه که فرمول کنکورد خاطر نشان می سازد لوتری ها در دکترین حضور جسمان مسیح به موافقت خود با کلیساهای رم و یونان اعتراف دارند.

در عین حال که خون وبدن مسیح در عشای ربانی حضور حقیقی دارند، نان وشراب واقعی هم وجود دارند وحضار از انها سهم می برند. در پرسش نامۀ کوتاه با سادگی وروشنی اظهار شده که عشای ربانی عبارت است از (بدن وخون حقیقی مسیح در ضمن نان وشراب) در فرمول کنکورد این وحدت مقدس در تعبیرهای معینی بیان شده است. بدن وخون مسیح _در،با، و تحت) نان وشراب حاضرند.

دکتر ین کاتولیک رم دربارۀ(تبدیل نان وشراب به گوشت وخون مسیح ) مردود شناخته شده ، وفرمول کنکور د ، سنت ایرنائوس مقدس را بعنوان پیشرو نظریۀ لوتری به حساب می اورد. ( ما نیز مانند او تعلیم میدهیم که عشای ربانی مرکب است از دو عنصر: یکی زمینی و دیگری آسمانی) . این دکترین از نظر فنی بعنوان نظریۀ ( هم گوهری) شناخته شده است.

این دکترین مربوط به عشای ربانی اصولاً به مسیح شناسی لوتری مربوط می شود وبه نوبۀ خود مرکب است از دکترین کاتولیک با متممی کوتاه که از بحثهای مر بوط به عشای ربانی سرچشمه گرفته است.

 

به موجب دکترین کاتولیک، طبیعت انسانی والهی مسیح در شخص واحد به گونه ای متحد شده اند که نه آمیختگی است ونه تبدیل ، بلکه این دوبا هم به صورت انفکاک ناپذیر وغیر قابل انحلال متحد شده اند. با این حال طبیعت ویژۀ هر یک محفوظ هستند. بر اساس این طرز فکر درمسیح شناسی است که الهیات لوتری مربوط به عشای ربانی گسترش یافته است. به این سؤال که آیا مسیح درعشای ربانی با هردو طبیعتش حضور می یابد یا تنها با یکی از انها؟ فرمول کنکور د پاسخ می دهد که در عشای ربانی هم طبیعت انسانی وهم طبیعت الهی او مطرح است.

 

چنین نظریه ای طبعاً این نتیجه را می دهد که طبیعت همه جا حاضرند.دربارۀ این ادعای کلیسای اصلاحی که طبیعت انسانی مسیح پس از صعود در طرف ر است خدا قرار گرفت وبنابراین تنها طبیعت الهی او می تواند در عشای ربانی حاضرشود، بحثهایی در گرفت. فرمول کنکورد برضداین ادعا چنین پاسخ داد که به موجب نظریۀ تجسم هر دو طبیعت به صورت تجزیه ناپذیرمتحد شده اند.مسیح وعده داده است که درعشای ربانی با بدن و خون خود حضور یابد. این امر مستلزم آن است که طبیعت انسانی اوهمه جا حاضر باشد واین صفتی است از اوصاف طبیعت الهی او.

فرمول کنکور د با صراحت ادعا می کند که در وجود مسیح به هیچوجه اختلاط وآشفتگی طبیعتها وجود ندارد. هر طبیعتی کیفیت ویژۀ خود را حفظ می کند، اما هرجا که طبیعت الهی مسیح وجود دارد ، وجود انسانی اونیز هست. طبیعا الهی عیسی مسیح تنها برای زندگی دنیا با عیسای تاریخی متحد شد.این دو طبیعت با هم بگونه ای متحد شده اند که از طریق ارتباط متقابل ویژگیهای هریک، هرطبیعتی ازاوصاف طبیعت دیگر سهم می برد. اما فرمول کنکورد اضافه می کند که این مطلب نباید دال بر آمیختگی یا تساوی این دوطبیعت باشد تا به وحدت طبیعت اومنجر  شود.

 

 کیفیت این اتحاد می تواند با مثالی که پدران روحانی آورده اند بخوبی روشن شود: اتحاد بدن و روح مانند آهن وآتش است در آهن گداخته. پسر خدا برای گناهان ما جان داد وپسر انسان قدرت مطلق به دست آورد.

لوترنیسم با متمم خود ، در دکترین اتحاد جسمانی ، صرفاً دکترین کاتولیک را درمورد شخص مسیح پذیرفته است.برای انطباق این نظریه با دکترین پدران روحانی قدیم از سوی فهرسشت شهادتها، که به فرمول کنکورد ضمیمه شده است ، توضیح داده می شود.

این د کتر ین در بار ۀ شحص مسیح درفداکاری و سرود مسیح راه یافته است .معجزۀ تجسم خدا بصورت انسان درعباراتی ازقبیل ( او کسی است که جهان برای او آنچنان تنگ است که اینجا در آغوش مادرش قرار دارد ) ، ( نان و شر اب که هم اکنون برکت یافته و تقدیس شده اند .... بدن وخون او هستند ) مورد تأکید قرارگرفته است.

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک