دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای لوتری - تحولات اخیر 1

<

تحولات اخیر

 

آنچه تاکنون از لوترنیسم بیان شد عبارت بود  از لوترنیسم مکتبی قرن 16 و 17 با توجه به پاره ای از تحولات اخیر  .

نکته هایی دربارۀ عوامل تاریخی که به جنبه های خاصی از لوتر نیسم شکل داده اند :

 


                 الف - کلیساهای بزرگ لوتری از اروپا ، قرنها کلیسهایی تأ سیس کر ده بود ند که در ایالات آلمان و اسکاندیناوی از امتیاز انحصاری وحقیقی درزمینۀ زند گی روحانی ، برخوردار بود ند . اصل ( بازگشت به او معیار دین است) که درپیمان نامۀ آوگسبورگ سال 1555 آمده مورد تأکید هرچه بیشترقرارگرفته است .

تغییراتی در سیاست از سوی رهبران لوتری دربرابر دیگرکلیساها پذیرفته شد که می توان آغاز آن را درپروس درقرن 17 مشاهده کرد، یعنی زمانی که با کلیسای اصلاحی بعنوان پیکری درکنارکلیسای ملی لوتری مدارا شده بود، و در کشورهای اسکاندیناوی درقرن 18 هنگامی که به اتباع خارجی که اعضای کلیساهای غیرلوتری بود ند ، آزادیهای مذهبی محدودی داده شده بود . در  قر ن 19 وضع و قانون دراین زمینه به شدت تغییر یافته بود  . در کلیۀ کشور های لوتری ، آزادی مذ هبی ر وبه افزایشی بوجود  آمده بود .اجتماعات مذ هبی دیگر از حق عبادت عمومی ، که قانوناً مجاز  اعلام شده بود و تبلیغ و تغییر مذ هب برخوردار شدند .اتباع شهر ها مجاز بودند کلیسای ملی خود را ترک گویند و به دیگر جماعات بپیوندند یا اصولاً به هیچ کلیسایی نپیوند ند  ، بذدون اینکه تابعیت خود ر ا از دست بدهند  .کمی پس از این تغییرات به کشور های اسکاندیناوی : در نروژ در  1845 م. . در  دانمارک در  1849 م. ، در  سوئد  ، ضمن یک سلسله عملیات اصلاحی درسالهای 1860 ، 1873 و 1951 م. ودرفنلاند ، ضمن وضع و تدوین قوانین در سالهای 1889 و 1922 م. راه یافت .

 

تعدادی از مسائل عملی در  مور د این تغییر ات به وجود  آمده بودند که به همین وسیله حل شد .در  حالی که کود کانی کهوالدینشان کلیسای ملی ر ا تر ک گفته بود ند  ، ناگزیر بود ند  به متابعت از آنها تابعیت مذ هبی خود را تغیثیر د هند ، کود کانی که از ازدواجهای مختلط به وجود امده بود ند به قوانین معینی نیازمند  بود ند تا در سن معینی حق تر ک کلیسای ملی ر ا داشته باشند. درنروژ اشخاص بالاتر از 15 سال دراین مرد از والدنیشان مستقل بود ند  ، درحالی که درسوئد سن قانونی برای این منظور  18 سال است . مسائل دیگربا توجه به شر ایط ازدواج درنظر گر فته می شوند .

در دو نسل اخیر روحانیان کلیساهای آزاد رسمی حق ازدواجهای تشریفاتی با ارزش قانونی را دارا شدند ، حتی در صورتی که یکی از زوجین عضو کلیسای ملی باشد ( درنروژ در  1891 م. ودر سوئد در  1915 م. ) راه پیشنهادی دیگر، ازدواج معمولی بود که زوجین می توانستند این راه بر گزینند حتی اگرهر دوی آنها عضو کلیسای ملی باشند ( در  سوئد در  سال 1915 و در  نر وژ در  سال 1918 ) .

باردیگرمسائل دیگری در مورد تشکیلات مذ هبی در مدارس ایالتی بوجود آمد . تا هنگام آشنایی با قوانین جدید همان قوانین مذهبی  مخالفان در  مدارس اجرا می شد واین قوانین بطورقطع مورد اعتراف آنها بود .هنگامی که حق ترک کلیسای ملی به ر سمیت شناخته شد ، تغییرات چندی ناگزیر به وجود آمد ند .

کودکانی که عضو کلیسا نبود ند از قوانین مذ هبی معاف بودند  . درسوئد که اعضای کلیساهای آزاد عضویت خود را درکلیسای ملی ادامه داده بود ند ، این مشکل با تغییر ویژگی قوانین مذ هبی درمدارس ابتدایی در  1919 م. که بوسیلۀ آن این قوانین نامعتبر شناخته شده بود ند ، حل شده بود و از سال 1951 م. به بعد معلمان تعلیمات دینی مجبورنبودند که عضو کلیسای ملی باشند .

 

وفاداری آنها نسبت به د کترین مسیحیت و اصول عمومی پروتستان را باید سرپرستی مدار س از طریق مقامات مد رسه حفظ کند .از سوی دیگردر نروژ قوانین مذ هبی در  مدارس د ولتی باید دارای ویژگی اعتر افی باشد وتنها به عهدۀ معلمان عضو کلیسای ملی یا کلیسای آزاد لوتری گذاشته شود  .البته این نظام تنها تعهد و ضمانت خارجی است بر ای روح که این قوانین بخاطر آن وضع شده است .

در  دانمارک همین شر ایط حاکم است هرچند در قوانین مر بوط به مدار س متوسطه سختگیری کمتری وجود دار د .

این تغییرات همه مرهون نهصضت کلیسای آزاد در  کشور هایی است که تا نیمۀ قرن 19 فقط در قلمرو کلیسای لوتری بودند. تا زمان حاضر کلیساهای آزاد در  کشور های اسکاندیناوی پیر وان زیادی پیدا نکر ده اند .بیشتر جمعیت پیروان کلیسای ملی باقی مانده اند

وجود تعدادی ازکلیساهای آزاد پر وتستان در مناطقی که سابقاً در انحصار کلیسای لوتری بودند لوترنیسم ر ا با مسائل جدیدی مواجه ساخت . نخستین عکس العمل طبعاً عبارت بود از دفاع از خود و خصومت با هر گونه پر وتستانیسم غیرلوتری .

از این رو به اعضای کلیسا بر ضد تعالیم غیرلوتری هشدار  داده شد . از سنتهای به ار ث رسیده از د ورز ان ار تود وکسی پیر وی می شد .انشعابات دکتر ینی که تعالیم کلیساهای آزاد ر ا از لوتر نیسم جدا میکر د ، مور د تأکید و مبالغه قر ار  گر فتند .  در  کشور های اسکاند یناوییکی از نتایج ضدیت با پر وتستان غیر لوتری تقویت خودآگاهی لوتری ها بود .

اما این تنها پیاند ار تباطات جدید با سایر انشعابات پر وتستانیسم نبود .نتیجۀ دیگر  این بود که پس از یکی دو نسل ، ر هبر ان کلیسا ها و کلیساییان خوی خود ر ا نسبت به این حقیقت رشد دادند که درکشورهای لوتری نار اضاییهایی وجود دارد و به تدریج احساس کردند که در  اجتماعاتشان ، که با کفر درحال افز ایشی مشخص شده  ، با مخالفانی در  ارتباط هستند .

 

 در  اینجا جبهۀ پیشگامی از مسیحیت وجود داشت که می بایست مورد حمایت قرار  گیر د .این احساس که : کلیساهای تأسیسی و جبهه های پر تستانی مخالف هر دو با هم نمایندگان یک میراث مسیحیت عمومی هستند ، شدت و توسعه یافت .

نشانی از این تغییر ر ا ، که دربرابر جبهه های پر وتستانی غیر لوتری پذیرفته شده بود ، می توان در حل مسئلۀ بین جماعتی یافت . دراینجا لازم است لوتر نیسم آلمان و اسکاند یناوی را از یکدیگر باز شناسیم .

کلیساهای لوتری آلمان از قرن 16 با اینمسئله از رطیق وجود  کلیساهای اصلاحی در آلمان مواجه شده بودند  ودر اینجا اجباری با کلیسای اصلاحی درپروس وبرخی ایالات دیگر  جوی کاملاً متفاوت با آنچه در  اسکاندیناوی وجود داشت بوجود آورد . جایی که پذیرش عشای ر بانی از سوی غیرلوتری ها بعداً در  قر ن 19 به عنوان یک مسئلۀ  عملی جلوه کرد .در آلمان وضع جدی جماعت لوتری عموماً در پرتو کلیسهای صد درصد لوتری باقی مانده است هیچگونه اختلاطی میان آنها و کلیسای اصلاحی وجود ندار د . این تحولات درکشورهای اسکاندیناوی در جهت عکس قرار  داشت . لوتری ها ی اسکاندیناوی معمولاً از این وضع که آنها به عنوان جماعتهایی درکلیساهای خارج پذیرفته شده اند وبا پیر وان کلیساهای جماعت انگلیکان کلیسای اصلاحی و کلیسای متدیست یکسان تلقی شده اند ، ر اضی هستند . در نسل بعد همۀ کلیساهای اسکاندیناوی بصورت جماعتهای آزاد مشغول به کار  شدند و پیروانی از دیگر کلیساها ، چه از داخل محدودۀ  کشورهای اسکاند یناوی و چه خارج آن پیدا کر دند که مایل بودند این آیین دینی ر ا بپذیر ند .  در  1952 م. کنفر انس اسقفهای سوئدی یک موافقت نامۀ رسمی مربوط به روابط بین جماعتی را با کلیسای اسکاتلند امضا کردند ، ولی اسقفهای نر وژی از امضای آن خوددار ی کردند ، زیرا کلیسای نروژ یه عنوان یک جماعت آزاد کار می کند ودر  نتیجه مجبورنیست در این موضوع با یک کلیسای منفرد موافقت کند .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک