دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای لوتری - تحولات اخیر 2

                ب - تغییرات قانونی مور د بحث در  بالا نه تنها نتیجۀ ناهماهنگی ،  بلکه همچنین محصول دنیاپرستی جامعه بود .

این پر وژه ر ا که یکی از مهمترین جنبه های تاریخ کلیسای اروپا در قرن 19 و 20 است ، کلیساییان غالباً در روش نسبتاً یک جانبه ای مور د قضاوت قر ار داده اند وبه عنوان ار تداد صرف از مسیحیت تفسیر کرده اند .این پر وژه به هرحال ناگزیر باید بعنوان یک مظهر  اختلاف در  جامعه و تجلی قیمومیت روحانی در زمینه ای که دید یک فرد مسیحی و به ویژه لوتری خواستارخودمختاری است ، مور د نظر قر ار گیر د .

 


آ؛زادی دانش و دانشگاهها از سلطۀ کلیسا را می توان یکی از نمونه های آشکاردر این زمینه دانست . و نباید از یا د برد که خود اربابان کلیسا در  موارد مختلف از الغای قوانین دال بر اضطرار در موضوعات مذ هبی طرفداری کر دند .ازاین رو آنها خود را درپیشرفت حکومت دنیوی سهیم کردند ولی جر یان اصلی ای که به این نتیجه منتهی شد عبارت بود  ازبی علاقگی روزافزون نسبت به مذهب درجامعۀ مدرن .

روح این عصر همانگونه که از مطبوعات و ادبیات آن نمایان است ، نمایشگرخصومت آشکاری برضد مسیحیت است .

پیامد این تحولات ، پدیدۀ جمومت صددرصد دنیوی بود که هدف آن تأمین رفاه مادی ملت است و سیاست فرهنگی و قانونگذ اری آ؛ن ( در  موضوعاتی از قبیل ازدواج ) معمولاً بر طبق این اصول مسیحیت نیست .

در آغاز قرن 20 این جکومت مادی در  شکل حکومت آزادیخواغهی که کلیسا را تحمل کر د و حتی بارها از آن طر فداری کرد ، اما هرگز در  برابر تعالیم آن سرتسلیم فرود نیاورد ، ظاهرشد .درمرحلۀ بعد بیشتر مسیحیان لوتری اروپا با حکومت مادی مواجه بود ند  . حکومت یکه تازی که به هیچوجه حاضر نبود  به اصول مسیحیت احترام بگذارد .

 

اینجا جای بحث از دگر گونی کلیساهای لوتری آلمان و کشورهای اسکاند یناوی تحت نفوذ  رژیم سوسیالیست ملی نیست . کافی است گفته شود ، در این دو قلمرو ، در مبارزه برضداین حکومت یکه تاز جنبه های معینی ازدکترین لوتری با ر وش جدیدی مورد تأکید قرارگرفتند .استقلال کلیسا نیز از حکوکت ( در مسائل معنوی ) در  وعظها و بیانیه های رسمی ، با اصراری که درزماغنهای اولیۀ تاریخ کلیسا بی مانند بود ، مور د تأکید قرار گرفت ( چر ا که درآن زمانها حکومتها تحت قوانین مسیحیت اداره می شدند ) . یه موازات این امرتأکید جدیدی نسبت به ابراز ارادۀ خدا در برابر حکومت مادی وانتقاد از رفتار آن وجود داشت .در زمانهای د ورتر ، وضع لوترنیبسم در برابر حکومت ، با رضایت از خود و اعتماد به مسیحیت مشخص شده بود  . ولی هنگامی که حکومت مادی در شکل تهدیدآمیز خود ظاهرشد ، آیین لوتری آنچه در درون خود داشت ظاهرساخت وانرا رشد داد وکلیسای لوتری همچون مدافعی برای استقرارعدالت و دفاع از حقوق انسانی در برابر حکومت غیرمسیحی ایستاد .

این تغییر مؤکد  در اخلاق اجتماعی لوترنیسم در پیکاردربرابر استبداد آشکار  شد .اما بعید نیست چنین وضعی قبل از آن هم درکلیساهای لوتری مشاهد ه شده باشد همنگونه که بعد از مواجهۀ آنها با رژیم هیتلر پیش آمد .برای نمایش دیدگاه لوتری ها در موضعگیری جدیدشان خوب است کتاب دولت و مردم نوشتۀ اسقف ( اِ .بر گ وار ) ( در  1946 م. با ترجمۀ آلمانی آن در  1950 م.) ر ا مورد ملاحظه قر ار دهیم .

3 ) ج- از دورۀ اصلاحات ؛ کلیسای ملی لوتری به تأسیس کلیساهایی مبادر ت ور زیده بودند .در هر  کشور ، حاکم آن عهده دار ریاست عالیۀ کلیسایی بود  که از طریق نمایندگان منصوب از طرف او اداره می شد . از نظر تئور ی گاهی میان معیارهایی که از سوی حاکم به عنوان قانونگذ ارحکومت و اداره کنندۀ کلیسا عرضه می شد و ار گانهای حکومت روحانی که حالت استقلالی را در مورد مقام  مادی تصدیق میکرد ، فرق گذاشته می شد.

 

. د ر نیمۀ قر ن 127 کلیۀ ر وحانیان در  دانمار ک و نروژ از  سوی پادشاه منصوب می شدند و فرمانهای سلطنتی قوانین ر وحانی ر ا در  بر داشت .

شکلهای اصلی این سیستم در سراسر قرن 19 به حال خود باقی مانده بودند .کلیساهای لوتری در آلمان به اینکه کلیساهای تأسیسی باشند ادامه دادند تا اینکه قانون اساسی ( وایمار ) در  1919 م. اعلام داشت که کلیسا و حکومت باید در سراسر آلمان از یکدیگرجدا باشند .در کشورهای اسکاندیناوی هنوز تأسیسی بودن اجباری است .  کلیۀ کلیساهای ملی اسکاندیناوی ارز نظر بودجه از سوی دولت حمایت و توسط ( وزار ت امور روحانی ) ( در نروژ و سوئد: " وزارت فرهنگ و کلیسا " ) درست مانند  سایر وزارتخانه های د ولتی اداره می شوند .اسقفها و روحانیان ( به استثنای معاونان کشیش بخش ) بوسیلۀ مقام سلطنتی بر گزیده می شوند .( در فنلاند و ایسلند بوسیلۀ رئیس جمهور ) و پارلمان بعنوان قسمت قانونگذ اری کلیسا ، با قطع نظر از اینکه اعضای آن ، عضو کلیسا باشند یا نباشند ، عمل می کند .تنها تعداد کمی از اربابان کلیسا و سیاستمداران واقعاً خواستار تغییرات اساسی در این سیستم هستند .

به هر  حال در  کلیۀ کلیساهای لوتری این مناطق نهضتی برای ایجاد اعضای انتخابی ای که نمایندگان کلیساها باشند بطور آشکار درتاریخ انها در  قر ن 19 و 20 به چشم می خورد . در زمانهای گذشته کوششهایی درجهت کسب استقلال کلیساهای روحانی و امور مربوط به مذ هب جر یان داشت ، اما اصولاً این امر نمایشگر توسعۀ جدیدی است .

شوراهای مذ هبی ناحیه ای قلمرو کشیش و شور اهای مذ هبی ایالتی قلمرو اسقف در تعدادی از ایالات آلمان از سال 1817 به بعد مرسوم شد . این گروهها نقش قانونگذ اری و قضایی نداشتند وتنها در چهارچوب این بنا ، گروههای مشورتی به شمار می رفتند .

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک