دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ شبانه 5

 

 

 

بر تو حضور نامأنوس زمان

و تبسمی از سر تکرار هجاها

بر تو شروع بی گویش

در بود مضطرب

جان تقلا بر سر واژه ای بی انجام

و نارسی معنا

بر لبان تحیر

و غربتی ناگزیر

که تقدیر  :

 آیین بی گریز خلقت است .

 

***

خشکیده ساقه ای مکرر

بر ساقه اراده

و خواب آشفته برگهای تراوت

بر بیرنگی دستان ابتذال

دریغا !

تجلی نافرجام رؤیای خدایان است

انسان

جار رسوای خلقتی ناآزموده .

***

انتظار رویشی در چشم انداز همیشه

و دریچه ای که بر نیک روزی فرو بسته ست .

کبود

در خالی واژه

در چشم انتظاری آفتاب همیشه

و راه در گمگشتگی پیدایی

 

 

 

 

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۸
تگ ها: شعر
comment نظرات () لینک