دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ کلیسای لوتری - تحولات اخیر 4

این تعبیر دربرگیرندۀ کارهای تبشیری سازمان یافته و خدمات اجتماعی بود ، همانگونه که ایجاد ادبیات مسیحی و توزیع و پخش نشریات  ر ا دربرمی گرفت .در خلال این نهضت گسترش خاصی با اقدام به تأسیس انجمنهایی بمنظور تبشیر و ترویج از فداکاری با رنگ پارسایی و پرهیزکاری پدید آمد که گاهی ( انجمنهای تبلیغ خانگی ) خوانده شدند ( برای نمونه در بادن در  1894 م. و درهل شتاین در  1857 م. تأسیس یافت ) و گاهی ( جمعیت پار سا ) ( در ورتمبرگ در  1856 م.) نامیده شدند . در  1888 م. یک اتحاد ملی از این انجمنها به وجود آمد که اعضای آن به چند صدهزارتن می رسید .

 


در اسکاندیناوی تبلیغات خانگی درتکاملش با اقدام به تدسیس انجمنهایی از این نوع همراه بود . یک انجمن تبلیغی خانگی دانمارکی در  1853 م.  تأسیس شد و در  اثر سازمان دهی مجدد در  1861 م. ویژگی کنونی خود را به دست آورد . مشابه این انجمن تبلیغی ( مؤسسه تبشیری ملی ) سوئد  است که در  1856 م. تأسیس یافت . درنروژ این نهضت از طریق احیای پارسایی و پر هیزکاری نیرویی به دست آورد که ازسال 1853 م. به بعد درمیان روحانیان و افر اد غیر روحانی درکلیۀ قسمتهای این کشور طرفدارانی کسب کرد .نخستین جامعۀ محلی در  1853 م. و یک مؤسسه ملی در  1868 م. به وجود آمدند . گرچه فنلاند در قرن 19 دارای تجربه هایی در زمینۀ احیاهای بزرگ و متعددی شد ، تشکیل انجمن ملی  تبلیغات خانگی در این کشور  تا سال 1904 به تأخیر افتاد . کلیۀ انجمنهای تبلیغی اسکاندیناوی طبقه بندی شده اند و نمایندۀ کلیسای دانی لوتری و جنبش پارسایی اند .

علاوه بر انجمنهای یاد شده ، تعداد زیادی انجمنهای دیگر  با هدفهای خاص در قرن 19 بوجود آمد ند : ساندی اسکول ها ، ساز مانهای جوانان ( وای . ام . سی . ا. ) ، ( .ای . دبلیو . سی . ا ) نهضت مسیحی دانشجو ، انجمنهایی برای تبلیغ دریانوردان ( بویژه برای ملتهای در یانور د کشورهای اسکاندیناوی ) و انجمنهای مسیحیانی که دارای شغلهای مخصوصی ، از قبیل اتحادیۀ فروشندگان سیار مسیحی هستند .

 

این تحول در زندگی کلیسایی لوتری ها تغییرات دامنه داری به وجود آورده است . مؤسسات امکاناتی برای فعالیتهای افراد غیرروحانی ، که درقرنهای گذشته سابقه نداشت ، به وجود  آوردند . دیگرکلیسا خود را تر کیبی از معلمان و شاگردان تلقی نمی کرد .هم اکنون کارهای زیادی وجود دارد که افراد غیر روحانی عهده دار انجام آنهایند .

در جامعۀ مذ هبی ، روحانی و غیرروحانی همگام با یکدیگر به همکاری می پردازند .انجمنهای تبلیغات خانگی بویژه ، یک محیط مذ هبی ر ا تشکیل می دهند که دربرخی از جنبه ها به کلیساهای آزاد شباهت دارد ، گر چه از  کلیسای ملی جدا نیستند . شباهت تاریخی آنها به انجمنهای متدیست انگلستان قبل از سال 1784 است . چیزی که موجب باقی ماندن انها در  کلیساهای تأسیسی بعنوان معیار دلخواه برای تبشیر  .

گاهی نهضت تبلیغات خانگی موجب تجزیه طلبیهایی ، تحت نفوذ تبلیغات تعمیدی ها شده یا در  ضمن توسعه ای سبب بازگشت آن براساس اصول کنگر گشنالیسم به کلیسای آ؛زاد شده است .اما جماعت اصلی با ایمان به کلیسای لوتری باقی ماند و در کشورهایی مانند نروژ، که این نهضت درآنجا ازنظر تعداد و معنویت نیرومند بود ، به زندگی داخلی کلیسا ویژگی و رنگ کلیسای دانی را داده بود .

5 ) ه - در اولین سالهای قرن 19 ، الهیات لوتری با روح ر وشنگری مشخص شده بود . بررسیهای اخیر نشان داده است که در کشورهای اسکاندیناوی تعداد زیادی از روحانیان تا اواسط این قرن با روح روشنگری درالهیات سازگاری نشان داده بودند .

نهضت پارسایی و روشنگری با هم برای ایجاد چیزی به نام ( نئوپر وتستانیسم ) همکاری کردند . در این نوع پارسایی الهیات کتاب مقدس بیش از دکترینهای مشخص لوتری مورد تأکید قرار گرفت و کتاب مقدس از دیدگاهی همسان با دیدگاه قرن 19 مورد مطالعه قرارگرفت که به موجب آن نظریۀ این مکتب دربارۀ شخصیت انسانی ، تجر بۀ مذ هبی و فعالیت مسیحی از کتاب مقدس اخذ شده است .

 

نئوپروتستانیسم با مخالفتش با طرفداران متافیزیک مشخص شده است و در اینجا با فلسفۀ کانت موافق است .تئوری پارسایی و روح تجربی

درعلم جدید با یکدیگر درایجاد یک تئولوژی براساس تجربیات مذ هبی همکاری کردند . این نهضت از مبدأ تاریخی تفسیر مجدد الهیات بوسیلۀ ( فردریک شلایرماخر ) ( 1768 – 1834 ) برخاست و در مکتب ارلانگن ( فن هف مان ، توماسیوس ، فرانک ) تجربۀ مذ هبی سنگ زیر بنای الهیات قرارگرفته بود . تحقیقات تاریخی که شامل کتاب مقدس هم می شد موجب شد که بازشناسی د کترین مر بوط به کتاب مقدس از دکترین لوتری عام مشکل شود .احیای مذ هبی و تأ کید روی تجربۀ واقعی دربسیاری از نقاط به کمارزش جلوه دادن شعارهای مذ هبی منجرشد وجامعه های مذ هبی کلیسای دانی یک پروژۀ مشابه با توجه به روحانیت به وجود آوردند .بنابراین نئوپروتستانیسم در تاریخ لوتر نیسم درچند نسل اخیر  دار ای زیادی بوده و هست .

به هر حال نهضتی هم درجهت مخالف وجود داشته است . قبلاً در قرن 19 تمایلی نسبت به بازگشت از اندیشه های روشنگری که به سوی الهیات براساس کتاب مقدس وجود دذاشت که بارها به احیای مذ هبی مکتب اعترافی لوتر منجرشد .این تحول را می توان درزندگی تعداد قابل ملاحظه ای از الهی دانان لوتری در نیمۀ اول این قرن مشاهده کرد و در تاریخ برخی از کرسیهای استادی دانشکده های الهیات لوتری به د و یا سه استاد بر می خوریم که یکی پس از دیگری طرفدار این طرز فکربود ند .در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی مکتب اعترافی جدید از قبل در صدد شناساندن خود بود یعنی هنگامی که جشن سالگرد اصلاحات در  1817 م. برگزارشد .

 

نسل جدیدی از وعاظ و الهی دانان به دکترینها و اندیشه های مکتب کلاسیک لوتری بازگشتند . پس از قهر مان مدافع جامعۀ لوتری ( لئونار د هوتر وس ) ( 1563- 1616 ) ، در  1829 م. یک استاد جوان الهیات  به نام ( کارل فن هازه ) ( 1800- 1890 ) از بازگشت به اصول عقاید لوتری قر ن 17 در کتاب خود موسوم به تولد تازۀ هوتروس طرفداری کر د .

یک مکتب پر نفوذ در الهیات آلمان مطالعات مربوط به کتاب مقدس را دریک روح ضدمنطقی با مکتب اعترافی لوتری به هم پیوند داد . ( نئولوتر نیسم ) اصطلاحی بود که برای یک نهضت عالی کلیسایی که حول محور دکترینهای کلاسیک  لوتری منبع کلیسا و شعارها ، بدون تمایل به پذیرش رنگ کاتولیک رم ، به وجود آمد ( تئودور  کلیفوت 1810- 1895 ، ویلهم لوهه 1808- 1872 ) .

وفاداری به سنت لوتری می توانست شکل لوترنیسم کلیسای دانی را بپذیرد . این موضعگیری مکتب ( ار لانگن ) بود که علی رغم روش خود مبنی بر انتخاب تجربۀ مذهبی به عنوان زیربنا ، از اسناد اعترافی لوتربه شدت پیروی کرد و کوشید تا اثبات کند  که ایده هایی که در تجربۀ عادی مسیحی به دست امده درست همانهایی هستند که دراین کتابها مطرح شده اند . در پایان قرن 19 درآلمان و کشورهای اسکاندیناوی د و جناح ازلوترنیسم وجود داشت . نئوپروتستانیسم آزادیخواه از سوی الهی دانان معروف و بلندمقامی چون ( آد ولف فن هارناک ) ( 1851 – 1930 ) و( ارنست ترولش ) ( 1865- 1923 ) نمایندگی شد وتقریباً درکلیۀ دانشکده های الهیات دارای نمایندگان بانفوذی بود . نتایج علوم طبیعی که موجب تفکرمجدد در دکترین مسیحیت بود و نقد کتاب مقدس و مطالعۀ اصول عقاید ، که با روح ان عصرهمراه بود ، به مرام نئوپروتستانیسم منجرشد .

 

جریان دیگر، الهیات محافظه کاری بود که کوشید تا از مأخذیت کتاب مقدس دفاع کند و اصول دکترین لوتری را با افکار جدید هماهنگ سازد . ایدۀ آن این بود که ( مثبت و مدرن ) باشد .

( تئودور سان ) ( 1838 – 1933 ) و ( راین هلد زیبر گ) ( 1859- 1935 ) از نمایندگان برجستۀ این مکتب بود ند .

 کشمکش میان الهیات محافظه کارانه و الهیات آزادیخواه ، برای یکی دو نسل ، آشکارترین جنبۀ زندگی کلیسایی در کشورهای لوتری بود . این هر دو جناح دارای تشکیلات اختصاصی ، روحانیان و غیر روحانیان ، مجلات و نشریات مخصوص به خود بود ند و نقاط مورد بحث با شدت و تعصب دنبال می شد .این کشمکش درنروژ بطور استثنایی حاد وتند بود و در 1908 م. منجر به تأسیس یک دانشکدۀ الهیات خصوصی با ویژگی محافظه کارانه شد که در کلیسای تدسیسی را اعطا کند  . ( این دانشکده سابقاً تنها به دولت تعلق داشت ) . اقدام دولت برای به رسمیت شناختن یک مؤسسۀ خصوصی که دست اندر کار تر بیت روحانی است ، در تاریخ لفوتر نیسم بی سابقه بود . مؤسسات مشابه مدار س عالی کلیسایی درآلمان تدسیس شد . نخستین مدرسه از این نمونه در  1905 م. در( بتل ) نزدیک ( بیلفلد ) بنیانگذاری شد و به عنوان وزنه ای تلقی شد برای ایجاد تعادل در دانشکده های الهیات در دانشگاههایی که کلیسا در آنها نفوذ چندانی در انتصاب استادان نداشت و جایی که هیچ تماسی با کلیسای محلی وجود نداشت  دو مدرسۀ جدید با این ویژگی در  1935 م. از سوی کلیسای اعتر افی تأ سیس شدند تا مؤسساتی را که از حکومت سوسیالیست ملی مستقل باشند به وجود آورند .

پس از جنگ جهانی اول تغییری در وضع روحی کلیساهای لوتری به چشم می خورد . عقیدۀ خوشبینانه نسبت به پیشرفت ، که در الهیات آزادیخواه یک عنصر اساسی بوده است ، از میان رفت و راه برای بدبنی نسبت به اندیشۀ پیشرفت – حتی گاهی برای احساس ویرانی و فنا – باز شد .

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
comment نظرات () لینک