دلتنگی ها و اندیشه ها sanhavak


+ ابدیت ( ETETRNTTE / Etrrnity

ابدیت نماد چیزی است که از نظر زمانی محدودیتی ندارد و به عقیدۀ بوئسیوس ، ابدیت تسخیر متقارن و متکامل مخلوقی بدون پایان است . ( 1 ) . بوئسیوس تعاریفی را مطرح می کند که قبل از او توسط فیلسوفان داده شده ، به این تریب ف برای فلوطین ابدیت یک زندگی ایت که در هوست خود پایا است و همواره در کلیت خود حضور دارد ( تاسوعات ، سوم ، 7 ) ( 2 ) . بون آوانتور میگوید : سادگی و نامریی بودن که از عوالم مرکزی است به ابدیت تعلق دارد ( 3 ) . دانته به نقطه ای اشاره میکند که در ان نقطه تمام زمانها حاضراند ( بهشت ، هفدهم ، 18 ) ؛ این نقطه فعل زنده ای با شدت بی نهایت است .

ابدیت نشان دهندۀ بی پایانی زمان ، و مستقل از هرگونه حدوث محدود کننده است ، ابدیت تأکید بر وجود در نفی زمان است . در ایرلند ، هیچ وسیله ای برای تفهیم این مفهوم غیرقابل لمس برای هوش بشری – یا مردم دیگری – در دست نبود ، پس راه حل در این دیده شد که به ترتیبی نمادین زمان بشری ثابت ، تغییر ناپذیر و منظم به نظمی دوره به دوره در مقابل زمانی قرار گیرد که از انسان در مقابل ان کاری ساخته نباشد ، یعنی در مقابل زمان الهی که گستره ای منعطف دارد و در ان چند قرن چون یک سال و بالعکس است . آنها با افزودن یک واحد به این دور ان را درهم شکسته اند .بدین طریق یک سال و یک روز ، یک روز و یک شب نماد ابدیت شده اند ( OGAC . 18 : 148 -150  ) . این افزودۀ واحد ، به عنوان علنی شدن شرایط مشترک ، در تسلیم شدن به زمان معنی شده است .

تصاویر مختلفی یادآور ابدیت فرض شده است : ایزد بانویی که ماه و خورشید را در دست گرفته ، یا عصا و شاخ نعمت را به دست دارد ، یا که بر کره ای محصور در ستارگان نشسته ، یا کمربندی از ستارگان بر کمر بسته . به طور کلی سعادت ازلی وعده داده شده ، بر نظریۀ ابدیت اضافه می شود . فیل ، گوزن ، ققنوس ، و اژدها نیز به دلیل عمر طولانی نماد ابدین شناخته شده اند ، و همچنین مار به دلیل شکل دایره وار خود وقتی چنبره می زند ف یا که دُم خود را می جود ( اوروبوروس ) به صورت نماد ابدین ملحوظ می شود .

ابدیت ، عدم حضور یا راه حل کشمکشها است . ابدیت ، گذر از ورای تضادها در زمینۀ کیهانی و معنوی است . ابدیت ائتلاف کامل مخلوق با مبدأ خویش است . ابدیت شدت مطلق و دایم زندگی است که از تسلسل تغییرات و به خصوص از تسلسل زمان می گریزد . میل به ابدیت در انسان مبارزۀ بی وقفۀ او را با زمان منعکس می کند و حتی بیش از آن نشانگر مبارزۀ شدیدی است با مرگ ، برای فتح زندگی ابدی . ابدیت بیحرکتی نیست بلکه در گردباد است و در شدت عمل .

 

( 1 )   CONSOLATION  PHILASAPHIQUE

( 2 ) ابدیت با توجه به زندگی اش حرکت خوانده می شود ، به عنوان چیزی که همیشه عین خود است سکون و ثبات مطلق نام دارد ، و به عنوان واحد متشکل از کثیر با اصطلاحات ( دیگر ) و ( همان ) به آن اشاره می شود .وقتی که همۀ اینها را دوباره در واحد گرد می اوریم ابدیت را همچون زندگی ای می یابیم مه همیشه همان است که بود ، و همه چیز را فارغ از قید زمان داراست ، نه در زمان و پشت سر هم بلکه همه را یکجا و با هم : چنان نیست که اکنون این را دارا باشد و بعد آن را ... بلکه کمالی بدون اجزا است چنانکه گویی همۀ چیزها با هم در نقطه ای واحد قرار دارند و هنوز جریان و پراکندگی را آغاز نکرده اند ( منقول از فلوطین . دورۀ آثار ، ترجمۀ محمد حسن لطفی ، تهران ، خوارزمی ، 1366 ، انئاد سوم ، رسالۀ 7 ، ص 415 )

( 3 )   Quaestiones  Disputatae . de mysterio trinitatis qu 5 . art 1 .7-8

 

نویسنده : MEHDI ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/٢/۱۱
comment نظرات () لینک