فرقه های معتزله

 

فرقه های معتزله

1 ) واصلیه :

او پایه گذار اندیشه معتزلی معرفی شده است .

او در سال 80 قمری در مدیه متولد شد . نام کامل او " واصل بن عطاء " و ملقب به " غزال " است . برخی او را مستقیما شاگرد " ابوهاشم عبدالله بن محمدحنفیه " دانسته اند .

اصول اندیشه واصل را چنین برشمرده اند :

1 – نفی صفات : او تعلق صفات علم ، قدرت ، اراده ، حیات را به ذات الهی ، بدان معنا که صفاتی قدیم باشند نفی کرده است چرا که به تعدد قدما می انجامد .

2 – مختار بودن انسان : بر پایه این اصل ، مختار بودن انسان از لوازم عقیده به عدالت خداست و خدایی که به انسا دستورهایی داده است نمی تواند خلاف آن را نیز برای او اراده کرده باشد .

3 – جایگاهی میان دو جایگاه :

یعنی مرتکب کبیره نه مؤمن است و نه کافر ، و مکنزلتی میان این دو منزلت دارد .

4 –موضع میانه در اختلافهای سیاسی :

در عمده ترین اختلاف سیاسی زمان او ، در یکسو خوارج بودند که هم علی و هم مخالفان او را در جنگهای جمل و صفین کافر میدانستند – در سوی دیگر اهل حدیث بودند که این دو گروه را مسلمان میدانستند و معتقد بودند آنچه رخ داده نتیجه اختلاف در اجتهاد است و موجب تکفیر نیست – در سویی هم شیعیان بودند که تنها یک جنبه یعنی مخالفان علی را فاسق و بدکار می شمردند .

 

2 ) عمرویه :

عمرویه و عمریه نام فرقه منتسب به "عمروبن عبید " ، ملقب به " ابوعثمان " است و از موالی بنی تمیم .

عمرو در سال 80 قمری ولادت یافت و در مکتب حسن بصری پرورش یافت . از او به عنوان یکی از گروندگان به دعوت عباسی یاد می شود و در سال 144 هجری درگذشت .

 

3 ) هذیلیه :

فرقه منسوب به ابوالهذیل علّاف " است . در 131 یا 134 هجری متولد و در 227 یا 232 وفات کرد .

اصول اندیشه های او که از دیگرمعتزلیان او را جدا می کند :

1 – درباره صفات عقیده داشت که صفات خدا چیزی ورای ذات او نیست بلکه صفات عین ذات او و به قدم ذات او قدیم است .

2 – او اراده هایی را برای خدا ثابت می دانست که " لا فی محل " هستند و خدا بواسطظه آنها اراده می کند و اراده او غیر مراد اوست .

3 – در مورد کلام خدا عقیده داشت برخی از آنها یعنی همان قول " کُن " ، لافی محل و برخی دیگر چون امر و نهی و خبر و استخبار او در محل هستند .

4 – در مسألۀ قدر یا تفویض در کلیات بسان دیگر معتزلیان می اندیشید با این تفاوت که نسبت به امور دنیا قائل به اختیار و در آخرت قائل به جبر بود .

5 – معتقد بود جاودانگان بهشت و دوزخ به سکونی دائم و پایدار میرسند که در آن برای بهشتیسان همه لذتها و برای دوزخیها همه دردها اماده است .

6 – او استطاعت را عرضی غیر از صحت و سلامت میدانست و میان افعال قلوب و افعال جوارح تفاوت می نهاد .

7- او معتقد بود بیش از ورود شرع و ادله شرعی نیز انسان به حکم عقل مکلف به شناخت خداست و اگر کوتاهی کرد مستحق کیفر است .

8 – در مورد اجل و روزی عقیده داشت اجل مشخص است و اگرکسی در آنوقت که اجل اوست کشته نشود به منرگ عادی بمیرد و در عمر کاستی و فزونی نشود . او رذوزی را بر دو نوع میدانست .

9 – در مورد آنچه انسان شاهد آن نیست تنها به گواهی 20 نفر که یکی از آنها – دست کم – بهشتی باشد حجت و دلیل تام شکل می گیرد  و " نظریه های جوهر فرد " ذره " و مرکب بودن عالم از آن ، تولد یا همان نسبت علّی میان فعل فاعل و نتیجه آن از ابوالهذیل است " .

 

4 ) نظامیه :

فرقه منسوب به نظام است که نام کاملش " ابواسحاق ابراهیم بن سیار بن هانی بصری " است . او از مردم بصره و در سال 231 هجری درگذشت .

اصول اندیشه نظام :

1-         &nbs

/ 0 نظر / 9 بازدید