مکتب کلامی اهل سنت ( خوارج )

خوارج

یکی از قدیمی ترین فرقه ها در تاریخ امت اسلامی خوارج است که در آغاز در قالب حزبی سیاسی و در برابر دو حزب دیگر روزگار خود یعنی شیعیان علی و طرفداران معاویه شکل گرفت و بعدها در مسأله داوری مرتکب کبیره بصورت یک گروه کلامی در برابر مرجئه قرار گرفت در منابع مختلف با نامهایی از این قبیل خوانده شده اند :

خوارج : بدان اعتبار که بر علی شوریدند و خروج کردند و یا بدان اعتبار که از کوفه خارج شدند و به اردوی ابن وهب پیوستند

شراة : جمع واژه شاری به معنای فروشنده ، بدان اعتبار که مدعی اد جان خود را به بهای بهشت به خدا فروخته اند

محکمه و حکمیه : بدان سبب که جریان تحکیم را نپذیرفتند و با ردّ داوری مردمان در آنچه از ان خداست حکومت را تنها از آن خدا دانستند

حروریه : بدان سبب که برای نخستین بار در حروراء اردو زدند

مارقه : بدان واسطه که از دین خارج شدند و از راه راست به کژی گراییدند

وهبیین : بدان شان که عبدالله بن وهب راسبی خستین یا از نخستین رهبران این گروه بوده است .

زمینه ها

الف ) حرکت خوارج نماینذه گرایشی بود که در میان گروهی از صحابه پرهیزکار که به – قراء – مشهور شده بودند حکم میراند ، این گروه از اوضاع اجتماعی پیش آمده پس از گسترش فتوحات و نیز توزیع نادرست ثروت ناخشود بودند و به جامعه ای می اندیشیدند که عدل مطلق برآن حکمفرما و از فاصله های طبقاتی دور باشد . این گروه بیش از هر چیز خود را در دیدگاه ویژه شان در مورد امامت نشان می داد زیرا این گروه به انتخاب مطلقاً آزاد امام عقیده داشت و هیچ شرطی برای امام در فرض ضرورت انتخاب قائل نبودند و این رویکرد باعث تعصب شد .

ب ) جنبش خوارج ، همچنین نمایندۀ روح تمرد و سرپیچی از حکومت مرکزی است که بسور سنتی بر قبایل عرب حکمفرما بوده است

ج ) جنبش خوارج تا اندازه ای ریشه در حرکت و اندیشه های غالیان و بطور مشخص سبئیه داشت ، زیرا بخشی یا همه رهبران خوارج بیش از این ، در کنار سبئیه با عثمان مخالفت میکردند و در قتل او همه شریک بودند و این دو گروه از بیم که مبادا بر کشتن عثمان محاکمه شوند از پایان یافتن وضعیت جنگی می ترسیدند و پیوسته در اندیشه بخشیدن به وضعیت جنگ و بحران بودند .

 

اندیشه ها و مشاهیر خوارج

اصول اندیشه ها

1 – تکفیر و استعراض : یکی از نخستین عقاید در آغاز چگونگی داوری دربارۀ مرتکب کبیره است ، تا جایی که نظریه تکفیر را اساسی ترین نکته ای است که خوارج بر آن اتفاق دارند ( برای نمونه کعبی می گوید : آنچه خوارج بر آن اجماع دارند حکم به تکفیر علی ، حکمین ، اصحاب جمل و همه کسانی که حکمیت را پدیرفته اند و سرانجام تکفیر همه گناهکاران است . اشعری نیز می گوید : همین تکفیر و نیز وجوب قیام بر ضد حکمران ستمگر عقیده مشترک همه خوارج است ) .

عقیده خوارج در این باب رودرروی عقاید شیعه ، مرجئه و معتزله است .

شیعیان به تقدیس علی معتقدند ، خوارج او را کافر می دانند و ابن میثم را به سبب کشتن علی می ستایند یا در حالی که مرجئه از تکفیر مرتکب گناه کبیره خودداری می ورزیدند و از همین روی از مقابله با حکمرانان ، هرچند ستمگر باشد ، پرهیز میکردند ، خوارج به سبب عقیده به تکفیر ، قیام بر ضد حکمران گناهکار را واجب می شمردند .

و در حالی که معتزله مرتکب گناه کبیره را در منزلتی میانه و انسانی فاسق می دانند ، خوارج نام مؤمن یا مسلمان را بر او نمی نهند .

در حالی که کسانی چون کعبی و ابن ابی الحدید عقیده به تکفیر همه گناهکاران را عقیده اجماعی خوارج می دانند ، برخی با عمومیت این موضوع مخالفند و مقصود از تکفیر را تنها حکم به کفر عثما علی ، اصحاب جمل ، حکمین و کسانی که به حکمیت تن دادند ، می دانند .

همچنین بغدادی با عمومیت تکفیر گناهکاران در نزد همه خوارج مخالف است و می گوید نجدات  که یکی از فرقه های خوارج هستند با تفاوت گذاشتن میان دو نوع کفر یعنی کفر دین که همان بی اعتقادی به دین است و کفر نعمت که ناسپاسی نسبت به عمتهای خداست اظهار داشته اند : مرتکب کبیره چنانچه در اصول از خوارج باشد به صرف ارتکاب گناه کافر به کفر دین نمی شود و فقط کافر نعمت است .

بغدادی همچنین یادآور می شود گروهی بر این نظرند که حکم به کفر تنها به موجب ارتکاب گناهانی رواست که در قرآن نسبت به آن " وعید"ی آمده است .

( بنابریان از دیدگاه بغدادی خوارج تنها به کفر علی ، عثمان ، اصحاب جمل و حکمین و کسانی که حکمیت و نظر داورها را قبول کردند عقیده دارند ) .

از نظریه عمومی خوارج در باب تکفیر دو فرع سرچشمه می گیرد :

الف  – آکه چنانکه خلیفه یا امام گناهی کبیره انجام دهد مسلمان نیست و از همین روی قیام بر ضد او نه تنها یک حق که اقدامی واجب است

ب – از آن روی که سرزمین تحت حاکمیت چنین امامی نه دارالایمان بلکه دارالکفر است ، ریختن خون مردم عادی ساکن در آن سرزمین و حتی تلف کردن چهارپایان آنان رواست . از دیدگاه خوارج مرتکب گناه کبیره کافر و مرتد است ، توبه وی پذیرفته نمی شود و کشتن او نیز واجب است . از این دیدگاه با عنوان ( استعراض ) یاد شده است .

2 – نظریه خلافت : از دیدگاه خوارج خلیفه تنها از رهگذر انتخاب مشخص می شود و نه تعیین و نص در کار است و نه استخلاف و همانند آ می تواند پایه ای درست برای مشخص کردن خلیفه باشد

( خلیفه هنگامی که از چنین رهگذری انتخاب شود حق دارد از انچه به او واگذاشته شده تنا

/ 0 نظر / 7 بازدید