نظریه های عرفی شدن

نظریه های عرفی شدن

 

واکاوی مفهومی

عرفی شدن مفهومی  است ( وابسته ) مقوله ای است ( تبعی ) و پدیده ای است ( چند چهره ) و ( کثیرالابعاد ) .

از آن حیث وابسته است که با فراهم آوردن بستر و شرایطی خاص و گردآمدن عواملی چند به وقوع می پیوندد و در این باب میان قائلین به جبری و خطی بودن این فرایند و معتقدین به محتمل الوقوع و متعدد المسیر بودن آن اختلافی نیست . مقوله ای تبعی است زیرا که به ماهیت و نوعیت آن تابعی است از جوهرۀ دین ، گسترۀ دینی بودن جامعه و میزان و عمق دینداری افرادی که در چرخۀ این فرایند قرار گرفته اند ، و دقیقاً همین تعاقب و تابعیت از دین و جامعه و فرد است که باعث چندچهرگی آن گردیده است .

در تعریف و تلقی از این مفهوم ، با تعدد وتنوع چشم گیری روبه رو هستیم . این تعداد اولاً ازکثرت صورت های دینی و وجود تنوع در جواهر ادیان است و در ثانی معطوف به جنبه و بعدی است که از نگاه نظریه پرداز مهم و اساسی تلقی گردیده است .

یکی دیگر از علل پدید آمدن تعدد در تعریف عرفی شدن از انجا ناشی است که این فرایند به توالی یا بالا ستقلال ، از سه مسیر مختلف عبور می نماید و ناظر به سه عرصۀ ( دین ) ، ( فرد ) ، و ( جامعه ) می باشد .تمایزگذاری میان ( عرفی شدن دین ) ، ( عرفی شدن جامعه ) که کمتر مورد توجه جامعه شناسان دین قرار گرفته است ، عوامل مهمی در سامان بخشی به تعاریف فراوان ارائه شده ار این مفهوم است .

در عین حال این تمیزگذاری و تفکیک ، کمک بسزایی به درک دقیقتر این مفهوم و تشخیص تفاوتهای نه چندان آشکار نهفته در واقعیت خواهد  نمود .

ویلسون می گوید : عرفی شدن در امریکا محتوای دین را از درون تهی ساخت ، بی انکه در ظاهر و موقعیت نهادی آن اثر چندانی باقی گذارد ، اما همین فرایند چون نتوانست در انگلیس و به طور کلی در اروپا  چنین بلایی به سر دین آورد ، باعث فروکاهی حمایت عمومی از آن و در واقع رویگردانی از کلیسا و کاهش میزان پای بندی دینی در میان پیروان گردید .

 

آنچه که ( جامعۀ ) آمریکا را از عرفی شدن همانند جوامع اروپایی حفظ کرده است ، پیروی مردم آن از مسیحیت پروتستانی با ساختاری  کاملاً متکثر است که خود را در واقع یک ( دین عرفی شده ) می باشد و به اعتقاد برگر از قابلیت های بالایی برای همراهی با مقتضیات دنیای مدرن برخوردار است ، در حالی که دین و دینداری در کشورهای اروپایی ، اعم از کاتولیک و پروتستان از یک چنین ساخت و ظرفیتی برخوردار نبوده و لذا در مواجهه با امواج نوسازی همچون مزاحمی از پیش روبرداشته شد وناگزیر به حاشیه خزید .

همیلتون می گوید : دین ناشی از ترس و محرومیت ، دین ناشی از جهل و نااگاهی ، دین ناشی از روان پریشی ، یا دین معنا بخش و دین انسجام بخش هر کدام صورت خاصی از عرفی شدن را متجلی و ملزم می سازند و شرایط متفاوتی را برای چگونگی و چرایی وقوع آن ترسیم می نمایند . او خود اذعان می نماید که بیشتر اختلافات درباره مفهوم عرفی شدن از این واقعیت نشأت میگیرد که نظریه پردازان گوناگون برداشت های بس متفاوتی از دین داشته اند .

آرکون نیز ضمن اینکه عرفی شدن را امری فراگیر می داند و برای تمامی ادیان با هر خصوصیتی و تمامی دینداران با هر التزامی گریزناپذیر می شناسد ، با این حال معتقد است حجم اصلی ادبیات موجود در این باره به سنت مسیحی و اروپایی اختصاص دارد و هنوز به حوزه های دینی دیگر تسری و تعمیم نیافته است .

 

ریشه لغوی و تاریخی این مفهوم

واژه سکولار  secular  برگزفته از اصطلاح لاتینی  saeculum یا  saeclarum  به معنی قرن و سده است واز ان تعبیر به زمان حاضر و اتفاقات این جاهن در مقابل ابدیت و جهان دیگر شده است . تعبیر عام تر از این مفهوم به هر چیز متعلق به این جهات اشارت دارد . ریشه فرانسوی این واژه یعنی  laicite  نیز مدخوذ از  laicus   یونانی است که به معنی عوام در برابر رجال دین به کار می رفته است .

کریمینز نخستین کاربردهای این واژه را به اواخر قرن سوم برمیگرداند که برای توصیف آن دسته از روحانیونی که گوشه نشینی رهبانی را به سمت زندگی در دنیا ترک می گفتند ، بکار رفته است ، آنان به عنوان ( روحانی عرفی ) در مقابل ( روحانی رهبانی ) شناخته می شدند ، اومی گوید که این اصطلاح در همان زمان برای تفکیک ( دادگاه های کلیسایی ) نیز کاربرد داشته است .

 

معادل های فارسی و عرب این واژه

تلاش مترجمین و صاحب نظران آشنا با این مفهوم به منظور یافتن معادل مناسب برای این .اژه هنوز به نتیجه نهایی و مقبول خویش نرسیده است و واژه های  secular   , secularism  و  secularization  همچنان با معادل های متفاوتی حسب سلیقه و تشخیص استفاده کننده شناخته و معرفی می شود.

در زبان فارسی در برابر لغت  secularization  از اصطلاحاتی چون ( نادینی ) و ( دین زدایی ) ، ( دیانت زدایی ) ، ( غیر دینی کردن ) ، ( دنیوی سازی ) و ( عرفی شدن ) استفاده شده است . در مواردی نیز برای رساندن این مفهوم به جای یک کلمه مرکب ، از یک عبارت ، مثلاً ( جداسازی دین از دنیا ) یه ( جدا انگاری دین و دنیا ) استفاده گردیده است .

( عرفی شدن ) و ( عرف گرایی )

عرفی شدن و عرف گرایی دو اصطلاح هم ریشه و در عین حال مختلف از نظر معنا هستند . اصطلاح نخست در مقام توصیف و تبیین ، از صیرورت یم واقعیت خبر می دهد ، در حالی که دومی جنبه ارزشی – توصیه ای دارد .

هاروی کاکس می گوید :  secularization  یا ( عرفی شدن ) یک جریان تاریخی غیرقابل بازگشتی است که طی آن جوامع از سلطۀ کلیسا و عقاید تعصب آمیز یا ( عرف مابعدالطبیعی آزاد می شود ، در حالی که  seculazation گرایی ) ،یک ابدئولوژی خاصی است که جهان بینی مشخصی را تبلیغ می کند و خود به واقع به مثابۀ دین است .

( عرفی شدن ) نظریه یا مجموعه نظریاتی است دربارۀ دین و دینداری و تحولات آن دو در طول تاریخ ، در حالی که ( عرف گرایی ) تلاشی است ایدئولوژیک به منظور مقابله با باور و تعلق دینی . از این رو ، دین و عرفی شدن هیچگاه در مقابل هم قرار نمی گیرند ، در حالی که دین و عرف گرایی همواره در تعارض و نقار با یکدیگر قرار دارند .اثبات حیّز و حیثیت متفاوت برای این دو مفهوم البته مانع از ان نیست که هیچگونه تبادل و تعاضدی میانشان برقرار نباشد و هیچ مددی به یکدیگر نرسانند .

 

مفاهیم مترادف و جریانات موازی

دین پژوهان و نظریه پردازانی که تحولات فروکاهنده دین وباور دینی در جامعه و فرد دنبال کرده اند ، در طرح نظریات خویش از واژه ها و مفهیم مختلفی استفاده نموده اند .البته هیچ یک از این اصطلاحات قابلیت و بار معنایی واژه اصلی این موضوع یعنی عرفی شدن را ندارد ، لیکن هر یک حامل نقطه تأکیدات خاصی است که آشنایی با انها تأثیر در شناخت پالایش یافته تر مفهوم اصلی مطالعه ما نمی باشد .

غیر دینی شدن : العظمة این تمایز را در تفوات های مذهبی دیده و ادعا کرده است که اصطلاح  laicite  بیشتر در میان کاتولیک ها رواج دارد و secularization  و  secularism  را عمدتاً پروتستان ها بکار می برند . در عین حال ویلم میان این دو اصطلاح ، تفاوت معنایی نیز قائل است .

از فحوای سخن ویلم چنین استنباط  می شود که مفهوم نخست عمدتاً ناظر به تغییراتی است که در مناسبات میان دین و نهادهای غیردینی و مشخصاً نهاد سیاست رخ می دهد ، در حالی که مفهوم دوم یعنی عرفی شدن به تحولاتی اشاره دارد که در درون  دین و برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی صورت میگیرد .

تقدس زدایی :  تقدس زدایی را اگر چه از مفاهیم  مترادف عرفی شدن می گیرند ، اما مشخصاً به زائل شدن فحوای مقدس از از اشخاص ، اماکن ، اشیاء و تمثال ها و فعالیت  اشارت دارد .

/ 0 نظر / 234 بازدید